King of Stonks

King of Stonks

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

King of Stonks S01E01 720p
A Commentary by kieslowski

Tags

720p
720
Published on: 2022-07-26
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫[این سریال درباره‌ی بزرگترین ‫رسوایی مالی در تاریخ آلمان است.]

‫[شرکت کیبل‌کش میلیاردها یورو ‫از سرمایه گذاران و دولت آلمان کلاهبرداری کرد.]

‫[شباهت با سایر پرونده‌های ‫کلاهبرداری کاملاً تصادفی است.]

‫ تمام مردم توی یه چیز وجه اشتراک دارن.

‫ میخوان به اوج برسن.

‫ اما با هر قدمی که به سمت بالا برمیدارید

‫ شخص دیگه‌ای وجود داره که سعی میکنه ‫ شما رو به بکشه پایین.

‫ انسان ها فقط یه مشت از نخستی‌سانان هستن.

‫ نظام سرمایه‌داری اینجوری کار میکنه.

‫ تا زمانی که جیب همه پر میشه، ‫ میتونید به اذیت کردن بقیه ادامه بدید.

‫ ولی به محض اینکه یه اشتباه کوچیک بکنید

‫ اون تویی که بیچاره میشه.

‫ اگه میخوای موفق باشی، باید همیشه حواست جمع باشه.

‫ چون هرچقدر که میری بالاتر، سقوطت هم بلندتر میشه.

‫ الان مُردن واقعا ضدحاله.

‫ به خط پایان خیلی نزدیکم.

‫ "مدیرعامل مشترک"

‫ شغلی که لیاقتشو داری. ‫ رئیس یه شرکت سهامی عام.

‫ چی میتونست مانع بشه؟ ‫ البته به جز یه سقوط هواپیما.

‫ حتی تصویرت رو توی اخبار نشون نمیدن

‫ چون کسی نمیدونه کی هستی.

‫ جناب آرماند، یه سری تلاطم هوا رو

‫ موقع فرودمون تجربه می‌کنیم

‫ لطفا سرجاتون بشینید و کمربندتون رو ببندید.

‫ الان مُردن واقعا ضدحاله.

‫ تو تنها نسخه‌ی آخرین ارائه‌ی بزرگ ‫ قبل از عرضه‌ی اولیه‌ی سهام رو داری.

‫ اگه آسیبی بهش برسه، ‫ هرچی رشته بودی پنبه میشه.

‫الکس، فلش مموری ارائه رو گم کردم.

‫- تا حالا اینجوری نشده بود... ‫- جناب.

‫ولی میتونی چک کنی ببینی به کامپیوترم وصله؟

‫لطفا بشینید. قوانین رو که میدونید.

‫گاهی وقتا چیزایی مهمتر از قوانین هم هستن.

‫- امن نیست. ‫- باید پیداش کنم.

‫قربان، خواهش میکنم.

‫تلاطم هوایی زیاده. آسیب می‌بینید.

‫ جناب آرماند، شما دارید ‫ از مقررات پرواز تخطی می‌کنید.

‫جناب، شما دارید خودتونو به خطر میندازید. ‫لطفاً بس کنید!

‫فلش مموری از مرگ و زندگی هم مهمتره.

‫اگه پیداش نکنم، همون بهتر که سقوط کنیم.

‫جناب، خواهش میکنم. دارید بی ملاحظگی می‌کنید.

‫ نشستیم.

‫- جناب. ‫ - جناب آرماند، لطفاً آروم باشید.

‫ ایشون فیلیکس آرماند هستن.

‫ و امروز مهمترین روز زندگیشه.

‫ فیلیکس معاون تکنولوژی کیبل‌کش‌ـه.

‫ که بهتر از چیزی که واقعا هست به نظر میاد.

‫ ده سال پیش، بعنوان یه دانشمند کامپیوتری آماتور

‫ یه نرم‌افزار نوشت.

‫ و حالا شرکتش یک هفته با ‫ عرضه اولیه سهامش فاصله داره.

‫ و امروز، تمام دنیا

‫ قراره درمورد موقعیت و سِمَت جدید فیلیکس بشنوه.

‫ مدیرعامل.

‫ یا همون مدیر ارشد اجرایی.

‫ یه به عبارت دیگه، رئیس همه.

‫ اونوقته که اون به هر چیزی که تا به حال ‫ آرزوش رو داشته، خواهد رسید.

‫ البته تنها به شرطی که بتونه ‫ فلش مموریش رو پیدا کنه.

‫‫» تـرجمه و تنظیم از: حـامـد «

‫ شاید توی چمدون پول‌ها باشه؟

‫نه جعبه‌ی وسایل رو توی کمد قدیمیم چک کن.

‫- ممکنه جابجا شده باشه. ‫ - الان نگاه کردم. نبود.

‫بیخیال، رسیدم. خودم میام دنبالش میگردم.

‫و این اجاره‌نامه واسه طبقه دومه.

‫اگه بهم وکالت میدادی

‫نیاز نبود خودت همه چیزو امضا کنی.

‫تا چیزی رو اول نخونم امضا نمی‌کنم.

‫آره، پس باید به یه نفر اعتماد داشته باشی، ‫خدای ناکرده.

‫میخوای بدونی چرا؟ ‫چون اونوقت چنین اتفاقی رخ میده.

‫چی؟

‫ماگنوس رو با فونت هلوتیکا نوشتن، منو با آریال.

‫من دارم توی کانون توجه قرار میگیرم. ‫همه چیز باید درست باشه.

‫کسی متوجه تفاوتش نمیشه فیلیکس.

‫عذر میخوام! سلام. ‫شرمنده، متوجه چیزی میشی؟

‫اینجا، توی حروف‌نویسی.

‫قطعا. یکیش آریال‌ـه، اون یکی هلوتیکا.

‫از شکل حرف "a" مشخصه.

‫ممنون.

‫- بعضیا تفاوت رو می‌بینن. ‫- آره.

‫باید سریعاً به یه دوست قدیمی سلام کنم

‫- بعدش مموری رو پیدا کنم... ‫- نه، نه، نه، قبلش یه مصاحبه دارین.

‫زود باش، از اونور.

‫- پنج دقیقه! ‫- باشه.

‫دستیار اجرایی مدیر عامل دقیقاً با شرایط ‫و شایستگی‌های من مطابقت داره.

‫دلم میخواد حس کنم که با شغلم ‫میتونم دنیارو تغییر بدم.

‫واسه همین میخوام به یه استارت‌آپ ملحق بشم.

‫شما تنها کسایی توی اروپا هستین ‫که میتونن رقیب شرکت‌های "ولی" باشن.

‫من هشت ترم توی هاروارد درس نخوندم

‫که توی کاغذبازی‌های یه شرکت بزرگ غرق بشم.

‫منظورش بانک دویچه است.

‫آره؟

‫فیلیکس؟

‫کاملاً مطمئنی که فلش مموری ‫هنوز روی میزم نبود؟

‫خوبه. عالیه. ممنونم.

‫خبرت میدیم، باشه؟

‫- راه خروج رو بلدی؟ ‫- بله.

‫خیلی ممنون. بسیارخب.

‫- خداحافظ. ‫- خداحافظ.

‫فیلیکس...

‫فیلیکس، تویی که نیاز به دستیار داری، نه من!

‫وقتی با لباس زیرت ور میری چه فکری میکنن؟

‫- کسی واست کار نمیکنه. ‫- همه میخوان واسم کار کنن.

‫- بیخیال. ‫- نه، هیچکس!

‫- اون چطوره؟ ‫- اون با تلکام ـه.

‫ببخشید، عذر میخوام. ‫میشه لطفاً بیای اینجا؟ زود باش!

‫شرط میبندم دوست داری توی امور مالی کار کنی.

‫- من حتی دیپلم هم ندارم. ‫- هیچکس اینجا دیپلم نداره.

‫نه، من دکترا داشتم.

‫- آره ولی از دستش دادی. ‫- آره چون دیپلم نداشتم.

‫کسی که شعرها رو تمام روز تحلیل نمیکنه ‫نیازی به دیپلم نداره.

‫- منم دیپلم دارم و مدرک MBA. ‫- آره مدرک مدیریت مزخرفات و ابلهی.

‫دقیقا. لوکنروث حساب نیست. ‫اون یه مشاور از شرکت مشاوره‌ی استیلره.

‫ببین باهاش چکار میتونم کنم.

‫اگه طوریش بشه، میتونم آدم بذارم جاش.

‫17 سالگی مدرسه رو گذاشتم کنار و امروز عصر

‫مدیرعامل یه شرکت ‫با 200 میلیون درآمد سالانه میشم.

‫نیاز به یه دستیار شخصی دارم. ‫شغل میخوای؟ میتونی انجامش بدی؟

‫ولی با تلکام قرارداد دارم.

‫بسیارخب، این الکس‌ـه، وکیل اصلی‌مون.

‫از مجموع رودی جولیانی و ‫رابرت کارداشیان هم جرأتش بیشتره.

‫اون از شرکت میارت بیرون.

‫- پس حله؟ عالیه! ‫- دیوونگیه!

‫- به کیبل‌کش خوش اومدی. ‫- خوبه.

‫ممکنه به چرب‌زبونی و خوشتیپی بقیه شرکت‌ها نباشیم

‫ولی یه خونواده هستیم.

‫فلش مموری توی خونه‌ست.

‫اوه لعنتی! آره توی خونه‌م گذاشتمش.

‫میتونی رانندگی کنی؟

‫- قطعاً. ‫- خیلی خوبه.

‫- برو! ‫- چی توی فلش مموریه؟

‫مهمترین ارائه‌ای که شرکتمون توی عمرش داشته.

‫این واسه متقاعد کردن نخبگان مالی جهانی

‫برای خرید سهام ما در زمان عرضه‌ی عمومیه.

‫شرمنده مارکو، ضروریه.

‫ما راه‌حل‌های پرداخت دیجیتال مبتنی بر ‫فضای ابری رو توی ۴۰ کشور می‌فروشیم،

‫اما برای اسناد داخلی‌مون از ‫فلش مموری استفاده می‌کنیم.

‫اگه میخوای جیک و پوکت توی دنیای آنلاین ‫امن باشن، اونارو توی آنلاین قرار نده. ساده‌ست.

‫- اون چیه؟ ‫- خب...

‫غیب‌گوی ماگنوس جریان‌های زمینی ‫توی آسانسور پیدا کرده،

‫بنابراین فقط در مواقع اضطراری ‫باید ازش استفاده کرد.

‫این به شدت اضطراریه. این اضطراریه.

‫رئیسمون یکم مرموزه.

‫- ولی من فکر میکردم اون رئیسه. ‫- هووم...

‫نه.

‫ این مرد رئیسه.

‫آره، بابایی یه شاهزاده‌ست.

‫آریانه!

‫ این ماگنوس کرامرـه.

‫ مبتکر آرمان‌گرا. سرمایه دار کله‌گنده.

‫ یا ساده‌تر بگم، مدیرعامل کیبل‌کش.

‫ 40 سال اول زندگیش یه بازنده بود

‫ میخواد 40 سال دوم رو یه برنده باشه.

‫ نگاهش کنید. معرکه‌ست، نه؟

‫ دقیقاً اون مدیر عاملی نیست که در راس

‫ یه ارائه دهنده‌ خدمات مالی آلمانی تصور می‌کنید. ‫ اما در کنار مدیر عامل‌های نسل خودش،

‫ با ماشین‌ها و موشک‌های بزرگشون، ‫ اون واقعاً عادی به نظر می‌رسه.

‫باید برم!

‫ با کیبل‌کش، اون در حال برنامه‌ریزی ‫ بزرگترین عرضه اولیه سهام در تاریخ آلمانه.

‫ حالا داره دنبال همسرش آریانه میگرده.

‫- آریانه! ‫- ماگنوس؟

‫آریانه! باید برم!

‫من اینجام!

‫تو یه مدیرعاملی، ولی از پس بچه‌ی خودتم برنمیای.

‫کجا بودی؟ خیلی زود باید روی استیج باشم.

‫رانندگی به ترس از صحنه کمک میکنه.

‫- این حرف رو اون میکاپ آرتیست روانیت زده؟ ‫- آره منم وقتی استرس دارم ماشینو میکوبم به درخت.

‫چه شود!

‫یادت نره یکم خودتو آروم کنی.

‫زودباش، سریع‌تر!

‫همینجاست.

‫اونجا پارک کن. اونجا پارک کن.

‫- ممنون. ‫- خواهش.

‫شوخیت گرفته.

‫خواهر، خواهرزاده، الکس.

‫- سلام! ‫- با من زندگی میکنن.

‫یکم گیج شدم، و نمیتونم بگم چرا.

‫اوه صبر کن! میدونم چرا!

‫چون خواهر خنگم سروکله‌ش پیدا شده ‫و توی مهمترین روز زندگیم

‫با پسر کله‌پوکش اومدن آوار شدن اینجا.

‫فکر میکردم عصبی هستی چون شرکتت متهم به

‫همکاری با قاچاقچیان انسان و خلافکارها شده.

‫- این مزخرفات رو از کجا شنیدی؟ ‫- گوگل الرتس.

‫چیزایی که درموردت مینویسن رو پیگیری میکنم.

‫ببین، "فیلیکس آرماند زندگی شخصی" ‫"فیلیکس آرماند مجرم"

‫و "مرگ فیلیکس آرماند" رو زدم. ‫این خبرش زیر دسته‌ی "مجرم" بود.

‫"سوء استفاده، قاچاق انسان و پولشویی،

‫ارتباط بین کیبل‌کش و امپراتوری ‫فیلمسازی برادران هرمان."

‫اونو بده به من آشغال!

‫- این کیه؟ ‫- برادران هرمان هستن. بی آزارن.

‫مشکل ملت با فیلمسازی چیه؟ ‫مشتری‌های ما آنلاین خرید میکنن.

‫به نظرت توی این زمانی که ‫صرفه‌جویی میکنن چکار میکنن؟

‫حالا باید این فلش مموری کوفتی رو پیدا کنم

‫وگرنه فردا جام وسط خیابونه.

‫این فقط یه ارائه‌ست فیلیکس.

‫آره ولی آخرین ارائه قبل از عرضه اولیه سهام.

‫- فیلیکس! ‫- لباسشویی رو چک کردی؟

‫هروقت چیزی گم میکنم، معمولاً توی لباسشوییه.

‫اونقدر ابله نیستم که فلش مموریم رو ‫بذارم توی لباسشویی.

‫ شرکت هایی مانند کیبل‌کش در حال وزیدن باد جدید

‫ به بادبان‌های اقتصاد ما هستند.

King of Stonks subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for King of Stonks

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left