The first 196 lines.
نظرتون در مورد هندونهي بيدونه چيه ؟ . انصافاً عجب ابتکاريه
! دانشمندها دارن روي اين قضيه کار ميکنن
بقيه دانشمندها زندگيشون رو وقف مبارزه با ... سرطان و ايدز و بیماریهای قلبی ميکنن
: ولی اين يارو ميگه . نه ، من تمرکزم رو ميگذارم روي هندونه"
... درسته که هزاران نفر بيدليل دارن ميميرن
. ولي اين ... اين بايد متوقف بشه
تا حالا شده بخواي يه دونه از اون خيسهاش . رو از زمين برداري ؟ تقريباً غيرممکنه
". من زندگيم رو وقف اين قضيه ميکنم
فکر میکنم اگه هم بتونن از شر دونههاش . خلاص بشن بعد ميرن سراغ پوستش
.اون رو ميخوايم چيکار ؟ از شر پوستش هم بايد خلاص شد ... اونها تلاششون رو متوقف نميکنن
... تا وقتي که فجونهاي ميوهاي رو درست بکنن
. که از تو خاک که درميان آماده باشن واسه خوردن
AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /
خب ، اسمش چيه ؟ - . "کارن" -
دختر خوبيه ؟ - . عاليه -
ازش خوشت مياد ؟ - . فکر کنم -
نميدوني ؟
. تازگيها نميتونم با قطعيت بگم
خب ، چيزي حس ميکني ؟ - حس ؟ اون ديگه چيه ؟ -
. بذار اين رو ازت بپرسم وقتي مياد خونهت زياد تميزکاري ميکني ؟
. آره - سمبل ميکني يا تميز ميکني ؟ -
. تميز ميکنم - وان حموم رو هم تميز ميکني ؟ -
. آره - ... ميشيني رو زانو ، سفيد کننده ميريزي -
با دست ميشوري ، کهنه ميکشي ، همه کار ميکني ؟ - . آره -
. خب فکر کنم عاشق شدي
وان يعني عشق ؟ - . وان يعني عشق -
. يه دختر خوب داري و يه آپارتمان تميز
. آره
. فقط يه مشکل کوچولو هست
جنسيه ؟ - . آره -
... خب
... راستش يه موضوع به خصوصي هست که
. هيچ وقت راجع بهش احساس اطمينان نکردم
زير نصفالنهار ؟ - . آره -
. هيچ کس مطمئن نيست
. ميدوني ، هيچ کس نميدونه چيکار بايد بکنه
! فقط چشمها رو ميبندي و آرزو ميکني بهترين اتفاق بيفته
واقعاً فکر ميکنم فقط همينکه تو تلاش . خودتُ بکني اونها رو خوشحال ميکنه
. نميدونم
. دفعه آخر سرشونه نصيبم شد
سرشونه نصيبت شد ؟
...داري کار خودت رو ميکني ، فکر ميکني همه چي مرتبه
. و يکهو از همه جا بيخبر طرف ميزنه سرشونهت
". مثل اينه بگه : "خيلي خب ، کافيه ديگه ، مرخصي
. آره
. سرشونه بد ضد حاليه - ...مثل اين ميمونه که مربي بياد توي زمين -
. و توپ رو از دستت بگيره - . آره -
. شايد فقط ميخواسته که حرکت رو عوض کني
. نه ، نه ، ربطي به تغيير حرکت نداشت
. کلاً خلع درجهم کرد
. کاش ميتونستم واسه اين قضيه دورهاي چيزي ببينم
. منطقهي خيلي پيچيدهايه
. آدم بخواد بفهمه اونجا چي ميگذره احتمالاً ديوونه ميشه
. مثله يه رازه نامعلومه
...خلاصه ، من فکر ميکنم غير اون قضيه همه چي مرتبه
. البته جز اينکه ، داره اَداش رو در میاره
کي ادا درمیاره؟ - . هيچي -
ادای چی رو درمیاره ؟ - . کسي ادای چیزی رو درنمیاره -
ادای ارضا شدن درمیاره ؟ - . ادا درنمیاره -
از کجا ميدوني ؟ - . ميدونم . ميتونم تشخيص بدم -
. يکي از قدرتهامه
چيه ؟ تو تا حالا اداش رو درآوردی ؟
. معلومه - جدّي ؟ -
اداش رو درآوردی ؟ - . وقتهائي که لازم بود آره -
يارو هم هيچ وقت نفهميده ؟ - . نه -
چطور ميشه طرف نفهميده باشه ؟
. واسه اينکه کارم خوب بوده
، در هر حال فکر کنم بعد از اون همه آبجو . احتمالاً طرف خودش هم يکمي تلوتلو ميخورده
. خب ، تو خودت که نفهميدي
چي گفتي شما ؟
. تو نفهميدي
داري ميگي که ... ؟ - . فکر کنم ميلم به يه تکه کيک ميکشه -
با من ؟ - ... خب -
سر من هم ادا درآوردی ؟ - . آره -
تو واسه من اداش رو درآوردی ؟ - . آره -
نه . وانمود کردي ؟ - . آره . وانمود کردم -
کل ماجرا ، کل اون محصول همه از دم نمايش بود ؟
بد نبود ، هان ؟
اون نفس زدنها و دم و بازدمهاي پشت هم و ناله کردنها و جيغ کشيدنها چي بودن پس ؟
. اَدا ، اَدا ، اَدا ، اَدا
. من گيج شدم ، شکه شدم
چندبار اين کارُ کردي ؟
. تمام مدت - تمام مدت ؟ -
. يه شکلات آب شده بیارین اینجا
. ولي من خيلي کارم خوبه
. مطمئنم همينطوره
. جري" گوش کن ، مشکل از تو نبود" . فقط من اون موقعها ارضا نميشدم
. ادا درآورده
. شايد همشون ادا درآورده باشن - . مطمئنم که اينطوري نيست -
. شايد "کارن" هم داره ادا درمیاره
. احتمالاً داشته شوخي ميکرده - . نه ، نه . اصلاً قضيه شوخي نبود -
اصلاً يدونه هم نداشته ؟ - . نه ، هيچي نداشته -
همهش رو وانمود ميکرده ؟ - . همه رو وانمود ميکرده -
خب حالا گيريم اداش رو درمیاورده . که چي ؟
. زنه تحت ادعاي کذب ارضا شده
. اين مثله شهادت دروغ توي سکس ميمونه
.ميدوني، من از خونهي خودم صداي نالههاش رو شنيدم
. چندبار از خواب بيدارم کرده
چطور همچين کاري کرده ؟ . اين زنه مثل "مريل استريپ" ميمونه
. تازه من ميدونم چطوري از امکانات استفاده کنم
.بيتجربه نيستم ، توي اين صنف واسه خودم کسي هستم
، يعني ، اگر بهم گفته بود . شايد ميدونستم يه کاري در اين مورد بکنم
. آره ، من هم ميتونستم کمکت کنم
تو چيکار ميتونستي بکني ؟ - . ميتونستم چند تا نقطه کاربردي بهت نشون بدم -
. من بلدم چطوري اون دکمهها رو فشار بدم ، رفيق
. خب ، حس ميکنم اصلاً نميتونم با اين قضيه کنار بيام . اون صدا رو در نيار واسه من
. قرار بود بعداً با هم بريم يه کاري انجام بديم . حتي نميخوام قيافش رو ببينم
الو ؟
. "سلام ، "الين
خب امشب شام با هم ميخوريم ؟
. نميدونم ، راستش حسش رو ندارم
چرا ؟ مشکل چيه ؟
تو که هنوز به اون ماجراي قبلي فکر نميکني ؟ ميکني ؟
کدوم ؟ پنير کبابي ؟ . نه بابا ، اونها هميشه نون تست رو ميسوزونن
! نه ، اونيکي ماجرا
... آهان ، اون . خب
. واي بيخيال "جري" . داري خيلي گندهش ميکني
فکر کنم راست ميگي. خب 7.30 همديگه رو ببينيم خوبه؟ - . خوبه -
. خيلي خب . فعلاً - . خيلي خب ، بعداً ميبينمت . خدافظ -
ريني" ميشه يه لحظه بياي اينجا ؟"
. بذار يه سوالي ازت بپرسم
... تا حالا شده که ، ميدوني
ادای ارضا شدن دربیاری ؟ - . آره ، بعضي وقتها -
جدّي ، مثلاً کِي ؟ - ... اگر رفته باشيم سالن تئاتر -
. و صندليهامون خيلي خوب باشه - ... آره خب -
يا وقتي که ، ميدوني ، ديگه کافيه .و فقط ميخوام يکمي بخوابم
. واقعاً حس ديدنش رو ندارم - .ميدوني ، من هم اداش رو درآوردم -
چي ؟ - . آره -
تو اداش رو درآوردی ؟ - . آره -
واسه چي همچين کاري کردي ؟ - ... خب ميدوني -
. چون ديگه کافي بوده و فقط ميخواستم يکمي بخوابم
آره ، ولي واسه چي تو ... ؟
هلوش خرابه ؟ - . افتضاحه -
از مغازه "جو" گرفتي ؟ - . معلومه که از مغازه "جو" گرفتم -
. عجيبه . معمولاً ميوههاش بهترين ميوهست
. ميدوني ميخوام چيکار کنم ؟ ميخوام پسش بدم
ميخواي ميوه گاز زده رو پس بدي ؟ - . جري" ، اين هلو آشغاله" -
خب ميخواي من چيکار کنم ؟ - . ميخوام پولش رو پس بدي -
پول ؟ پولش رو ميخواي ؟
واسه چي بايد پولش رو بهت بدم ؟ - . چون خوب نيست -
. وقتي ميفروشمشون ، ديگه به من ارتباطي ندارن - . بازَم هنوز ميوه توئه -
. بايد پشت ميوهت وايستي - . من پشت ميوهم وايستادم -
خب ؟ - ... ببين ، تو يه هلوي خراب بهت افتاده -
. اون کاره خداست . هلوها رو اون درست ميکنه . من نمیسازمشون فقط ميفروشمشون
. مشکل داري ، برو با خودش حرف بزن
.ميدوني چيه ؟ اين مغازه کلاً داره ميره ... به قهقرا
ميتونستم هفته پيش با يه گوجه خراب . بيام اينجا ولي بيخيال شدم
خب واسهت یه راه حل دارم . کاسه کوزهت . رو ببر يه جا ديگه . من نيازي به اومدن تو ندارم
حالا ديگه نميخواي من بيام اينجا ؟ - . نميخوام -
. و از اين لحظه به بعد ورودت به اينجا ممنوعه . تو تحريم شدي
ولي ميوه از کجا بخرم حالا ؟
. به نظر مياد حسابي از "ريزوتو"ت لذت بردي
. حسابي رضايت تو حرکاتت موج ميزنه
. خيلي راضي و ارضا شده به نظر مياي
ارضا شدي ؟ - . خيلي ارضا شدم -
، مطمئنم اگر ارضا نشده بودي يه حرفي ميزدي مگه نه ؟
. احتمالاً ميزدم - . معلومه -
. ولي با اين حال ، من آدم پيچيدهايم
... راستي ، گوش کن ، به جاي فيلم
... شايد بتونيم برگرديم و
.... ميدوني
. شايد
... خب
... کلاً راجع به اون کارهائي که اون تو ميکنيم
حس خوبي داري ؟
کلاً با همه چيز اونجا موافقي ؟
. کلاً آره
همون حسي که بعد از خوردن ريزوتو" داري رو اونجا هم داري؟"
. خب ، نه . بعد از "ريزوتو" احساس پر بودن ميکنم
. آره
. واي خدا
راضي شدي ؟
ببين ميدوني چيه ؟ دوست داري بريم فيلم جديد "مريل استريپ" رو ببينيم ؟
مريل استريپ" ؟" - ازش خوشت نمياد ؟ -
. بد نيست
. خدا ! "جري" من عاشقشم . خيلي کارش خوبه
. هر چي که داره براش اتفاق ميفته رو باور ميکني . اصلاً بازي نميکنه
آره . قهوهاي چيزي که نميخواي ؟ ميخواي ؟ - من واقعاً بازيگرها رو تحسين ميکنم . ميدونستي ؟ -
. واقعاً مهارت باورنکردنيه که اونطوري بازي کني
آره ، آره . ميشه تموم کنيم اين بحث رو ؟
مشکل چيه ؟ - . هيچي -
تو که هنوز به اون ماجرا فکر نميکني ، ميکني ؟
. نه ، نه - . خوبه -
. يه فرصت ديگه بهم بده
چي ؟ - . يه فرصت ديگه . من يه فرصت ديگه ميخوام -
منظورت اينه که ... ؟ - . آره -
. نه . من که فکر نميکنم - . بيخيال -
. يه فرصت . من ميتونم . ميدونم که ميتونم
. جري" ما دوستيم . نميتونيم اون کارُ بکنيم" . ممکنه دوستيمون رو نابود کنه
. اي بابا دوستي . گور باباي دوستي کرده
. نه ، واسه من مهمه - . دوستيمون رو خراب نميکنيم -
. چرا ، ميکنيم - . "الين" -
. نه "جري" ، حرفش رو هم نزن
. خودت ميدوني سکس با دوستي چيکار ميکنه . ميکشتش
. نيم ساعت . نيم ساعت بهم وقت بده
. نه - . باشه ، 15 دقيقه -
No comments yet. Be the first to leave one.