The Crowded Room

The Crowded Room

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Crowded Room S01E09 XviD-AFG
The Crowded Room S01E09 720p WEBRip x265-MiNX ELiTE FENiX
The Crowded Room S01E09 WEBRip x264-ION10
The Crowded Room S01E09 WEBRip x264-XEN0N
The Crowded Room S01E09 DV HDR 2160p WEB H265-ETHEL
The Crowded Room S01E09 720p/1080p/2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
The Crowded Room S01E09 720p WEB HEVC x265-RMTeam
The Crowded Room S01E09 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Crowded Room S01E09 1080p WEB H264-NHTFS
The Crowded Room S01E09 1080p HEVC x265-MeGusta mSD
A Commentary by KiarashNg
█⫸ کیارش نعمت گرگانی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

XviD
webrip
web
720p
720
BRip
x265
x264
HD
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
HEVC
2CH
Published on: 2023-07-21
Downloads: 52
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫جواب نمی‌دی؟

‫فروشنده مجله‌ان. ‫با کل بلوکمون تماس می‌گیرن.

‫کت‌شلوارم رو تحویل گرفتی؟

‫گفتن آماده است. ‫برگشتنی تحویلش می‌گیرم.

‫مرسی.

‫باز هم همون استن تماس گرفته بود. ‫بهش گفتم داری به بیمار می‌رسی.

‫پافشاریش تحسین‌برانگیزه.

‫آره، چه بدونم عزیزم. ‫تنـ... تنگه.

‫- به نظرت تنگ نیست؟ ‫- هوم.

‫تو که نگاه نمی‌کنی.

‫گفتن تا جا داشت گشادش کردن.

‫ای بابا.

‫امان از دست این مجله‌فروش‌ها.

‫بدون اطلاع من با کسی ‫رابطه جنسی داری کندی؟

‫الو؟

‫الو؟

‫ببین چی می‌گم،

‫نمی‌خوام تا اتمام دادگاهش ‫جواب تلفن رو بدی.

‫فهمیدی؟

‫خیلی‌خب.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫«اتاق شلوغ» ‫«فصل یکم، قسمت نهم»

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫سالیوان، بیا بریم. ‫من که وقتم رو از سر راه نیاوردم.

‫سعی کردم برات کراوات گیره‌ای جور کنم. ‫نمی‌خوای اول دستش رو باز کنی؟

‫جناب قاضی، می‌شه یه لحظه با موکلم صحبت کنم؟

‫بیا اینجا.

‫خوبه بابا.

‫خوب نیست.

‫خیلی‌خب. ببین.

‫آروم باش، آخه نظر ‫هیچ‌کدوم از حضار این دادگاه مهم نیست.

‫حداقل افراد مهم هنوز نیومدن.

‫بذار برعکس ببندم. ‫جلوی آینه راحت‌تره.

‫درست شد.

‫حالا عین شهروندان شریف شدی.

‫- آماده‌ایم جناب قاضی. ‫- هیئت منصفه رو بیارین.

‫همگی بلند بشین.

‫صبحتون به خیر. ‫بنده پاتریشیا ریچاردز هستم.

‫از دادرسان دادستانی ناحیه‌ای...

‫ایالت نیویورک هستم.

‫همون‌طور که قاضی پوزنر به اطلاعتون رسوندم،

‫بار اثبات گناه در این دادگاه رو دوش منه.

‫مسئولیتم رو با آغوش باز می‌پذیرم.

‫با آغوش باز می‌پذیرم، ‫چون اثباتش بی چون و چراست.

‫انکارناپذیره.

‫هم فیلمش هست. ‫هم کلی شاهد هستن.

‫هیچ شکی در کار نیست.

‫دنیل سالیوان، متهم، ‫در تاریخ ۱۸ مه امسال،

‫هفت‌تیر کالیبر ۳۸ـی رو به سمت جمعیت ‫هدف گرفته و شش بار شلیک کرد.

‫سه نفر مجروح شدن. ‫بقیه‌شون شانس آوردن.

‫اصلا اشتباه نکنین، صرفا چون دنیل سالیوان ‫تیراندازی بلد نیست،

‫الان دادگاه قتل برگزار نکردیم.

‫جاش تو زندانه؛

‫ولی آدم با خودش می‌گه ‫حالا که مدارکمون این‌قدر...

‫موثق و انکارناپذیره، ‫وکیل مدافعش چیکار می‌کنه؟

‫نمی‌تونن حقایق رو انکار کنن،

‫واسه همین با اختلالی که به قول خودشون ‫تجزیه هویت نام داره...

‫و اصلا اثبات نشده، حواستون رو پرت می‌کنن.

‫بذارین حرفم رو واضح و روشن بزنم،

‫اختلالی به نام تجزیه هویت وجود نداره.

‫اختلالی ساختگی ‫تو یکی از فیلم‌های سالی فیلده، همین و بس.

‫ادعاشون با راهبه پرنده بودن ‫متهم فرقی نداره.

‫وکیل مدافع به قول خودش ‫اعمال آقای سالیوان رو...

‫گردن شخصیت دیگه‌ای می‌اندازه.

‫البته احساسشون رو درک می‌کنم.

‫مگه همه‌مون دلمون نمی‌خواد ‫تقصیراتمون رو گردن کس دیگه‌ای بندازیم؟

‫اگه چراغ قرمز رد کردیم، ‫شخصیت دیگه‌ای رو مقصر بدونیم.

‫اگه چکمون برگشت خورد، ‫شخصیت دیگه‌ای رو مقصر بدونیم.

‫اگه به همسرمون خیانت کردیم؟

‫خب، ببینیم چطور پیش می‌ره.

‫ولی می‌تونین تصور کنین ‫اگه قرار بود...

‫همه بعد از ارتکاب جرم ‫بگن «کار من نبود»،

‫سیستم قضاییمون چه شکلی می‌شد؟

‫الان پای همین مسئله در میونه.

‫وکیل مدافع به هر دری زده ‫که چنین استدلالی مطرح می‌کنه.

‫وکیل مدافع خطرناکه؛

‫آخه مسئولیت‌پذیری شخصی ‫که پایه و اساس سیستم قضایی...

‫و جامعه‌مونه رو نادیده گرفتن.

‫مسئولیت اعمال آدم رو دوش خودشه.

‫متهم گناهکاره و باید بابت گناهش مجازات بشه.

‫در غیر این صورت، امکان نداره ‫عدالتی در کار باشه.

‫ممنون.

‫آقای کامیسا، وکیل مدافع، بفرمایین.

‫«بی چون و چرا»، «انکارناپذیر»، «بدون شک».

‫راستش، آدم با خودش می‌گه: ‫«اصلا واسه چی تا اینجا اومدم؟»

‫خانم دادرس بیانیه آغازین جالبی ارائه دادن.

‫پایه و اساس.

‫خب، من هم پایه و اساسی رو ‫باهاتون در میون می‌ذارم.

‫ایشون بیگناهه.

‫حقش از این قراره که فرض رو ‫بر بیگناهیش بذاریم.

‫خب، به خاطر حرف‌هایی که الان شنیدین، ‫باید حرفم رو تکرار کنم.

‫پس بذارین اول از همه خیلی ساده ‫حقیقت رو بیان کنم.

‫دنی سالیوان به کسی شلیک نکرده.

‫اونجا حضور داشت. ‫به حضورش اعتراف کرده؛

‫ولی ماشه رو نکشیده بود.

‫دنی بچه خوبیه، ولی بیماره.

‫اعضای گرامی هیئت منصفه، ‫کسی اختلال ساختگی ارائه نداده.

‫البته خودم می‌فهمم ‫چطور جلوه می‌کنه.

‫اختلال تجزیه هویت.

‫راستش، اولش هضمش واسه خودم هم دشوار بود؛

‫ولی به جای شوخی با مثال راهبه پرنده ‫که کار راحتیه،

‫ذهنم رو باز نگه داشتم که کار سختیه.

‫از شما هم می‌خوام همین کار رو بکنین.

‫می‌خوام ذهنتون رو باز نگه دارین.

‫به حرف متخصصان گوش بدین.

‫به حرف شاهدان گوش بدین، ‫آخه اگه گوش بدین،

‫شما هم عین من ‫به همین نتیجه...

‫بی چون و چرا، انکارناپذیر ‫و بدون شک می‌رسین...

‫که کنترل بیماری دنی و باقی شخصیت‌هاش ‫اصلا دست خودش نبوده.

‫درسته، شخصیت‌های دیگه‌ای داره.

‫چون صدمات غیر قابل تصوری دیده ‫و داغون شده، شخصیت‌های دیگه‌ای داره.

‫ذهنش به چند قسمت تقسیم شده.

‫نه‌خیر، واسه زندانی نشدنش ‫چنین حرفی نمی‌زنیم.

‫باقی شخصیت‌هاش واقعی‌ان ‫و از دنی مجزان.

‫حبس بریدن واسه دنی ‫بابت جرم باقی شخصیت‌هاش...

‫با حبس بریدن واسه شما ‫بابت جرم من فرقی نداره.

‫البته بیماری دنی نادره...

‫و به خاطر تعرض جنسی در کودکی ایجاد شده.

‫راستش رو بخواین، شانس آورده که زنده مونده. ‫به خاطر همین بیماریش زنده مونده.

‫درک می‌کنم. غیرعادیه. دشواره؛

‫ولی خواهش می‌کنم ذهنتون رو باز نگه دارین.

‫خب، یکی از حرف‌های خانم دادرس درست بود.

‫هدف این دادگاه مسئولیت‌پذیریه، ‫ولی مسئولیت‌پذیری شخصی نیست،

‫مسئولیت‌پذیری اجتماعیه.

‫می‌خواین از پایه و اساس‌ها بگیم؟

‫چطوره از حمایت خودمون ‫از همدیگه بگیم؟

‫چطوره از حمایت خودمون ‫از آسیب‌دیده‌ترین...

‫و آسیب‌پذیرترین همنوعانمون بگیم؟

‫همه این بچه رو روسیاه کردن.

‫از والدینش گرفته تا معلم‌هاش، ‫همسایه‌هاش، دوستانش و جامعه‌اش.

‫همه‌مون روسیاهش کردیم.

‫پس درست کردنش حالا رو دوش خودمونه.

‫البته من ازتون نمی‌خوام دنی رو آزاد کنین.

‫صرفا ازتون می‌خوام ‫براش حبس نبرین...

‫و به بیمارستانی بفرستینش ‫تا درمانش کنن.

‫نیاز داره درمانش کنن. ‫ما مسئولیم درمانش کنیم.

‫ممنون.

‫پونزده دقیقه استراحت کرده ‫و بعدش شاهدان دادستانی رو احضار می‌کنیم.

‫سرکار، لطفا هیئت منصفه رو ‫تا بیرون دادگاه همراهی کنین.

‫واقعا خیلی خوب صحبت کردی.

‫واقعا؟ خیلی خوب صحبت کردن مهم نیست.

‫امان از این زندگی! ‫راستش، کندی جواب تماس‌هام رو نمی‌ده...

‫و احضاریه‌اش رو نادیده گرفته ‫که جرم محسوب می‌شه.

‫ترسیده. گناهکاره.

‫کارش این‌قدر شرم‌آوره ‫که شاید حتی پیش خودش هم قبول نکنه.

‫انصافا به نظرت حال خودش برام اهمیتی داره؟

‫با اثبات تشخیصت ‫تو این پرونده پیروز می‌شیم...

‫و باید به هیئت منصفه نشون بدیم ‫به دنی تعرض شده تا اثباتش کنیم.

‫خودم الان تو دادگاه گفتم.

‫اگه کسی رو نیاریم ‫که در این راستا شهادت بده، کارمون تمومه.

‫دست من هم بسته است، ‫آخه نمی‌تونم موکلم رو...

‫به خاطر مسخره‌بازیش تو جلسه‌مون ‫به جایگاه احضار کنم.

‫- کار جک بود. کار دنی نبود. ‫- فرقی نمی‌کنه کی بود،

‫طرف تعرض‌ها رو انکار ‫و به ارتکاب جرم اعتراف می‌کنه...

‫که خیلی بد می‌شه.

‫خودم می‌دونم.

‫تو چی؟

‫خودت که می‌دونی نمی‌تونم ‫شهادت بدم بهش تعرض شده.

‫در واقع دنی اصلا نگفته بهش تعرض کردن. ‫اصلا چنین حرفی بهم نزده.

‫- فقط تعرض به آدام رو گفته؟ ‫- فقط تعرض به آدام رو گفته.

‫به هیچ دردی نمی‌خوره.

‫می‌خوایم چیکار کنیم؟

‫باید قانعش کنی.

‫ولی تصمیمش با من نیست استن.

‫مگه مادر جماعت نباید بچه‌اش رو ‫دوست داشته باشه؟

‫نه.

‫ولی این دفعه ‫همین مسئله به نفعمونه.

‫کدوم مسئله رو می‌گی؟

‫واقعا دوستش داره.

‫دادستانی مارلین رید رو احضار می‌کنه.

‫رابطه‌تون با پسرخونده‌تون رو ‫چطور توصیف می‌کنین؟

‫اِم، متأسفانه باید اعتراف کنم ‫رابطه تیره و تاری داریم.

‫ببینین، من آدم بی‌نقصی نیستم.

‫اِم، شاید گاهی اوقات بیش از حد ‫بهش سخت گرفته باشم.

‫شاید گاهی اوقات ‫هم به حد کافی سخت نگرفته باشم.

‫اِم، اکثر بچه‌هایی ‫که تو اوسترویل...

‫باهاشون سر و کار دارم، ‫پدر درست و حسابی نداشتن.

‫ولی من می‌خواستم واسه دنی ‫پدری درست و حسابی باشم.

‫از اوسترویل برام بگین. کارتون دشواره؟

‫کار ارزشمندیه. ‫این بچه‌ها همه‌جوره کم و کاستی داشتن.

‫باورتون نمی‌شه از چه اتفاقاتی ‫تو خونه‌شون و خیابون جون سالم به در بردن.

‫درسته، مرتکب اشتباهاتی شدن.

‫اِم، ولی واسه این کارم رو ‫خیلی دوست دارم که هنوز بچه‌ان...

‫و دیر نشده که بخوان ‫روش صحیح زندگی رو یاد بگیرن.

‫نظرتون راجع به دنی هم از همین قراره؟

‫وای، من اصلا بی‌خیال دنی نمی‌شم، ‫ولی دیگه بچه نیست.

‫با توجه به رابطه‌تون، اصلا نمی‌دونین ‫چرا چنین کاری کرده؟

‫واقعا نمی‌دونم.

‫راستش رو بخواین، چرایی کارهای دنی ‫اصلا مطرح نیست.

‫وقتی تو مدرسه دعوا می‌کرد، ‫یا از من پول می‌دزدید،

‫مواد می‌فروخت و مصرف می‌کرد، ‫دلیل کارهاش...

More Farsi Persian subtitles for The Crowded Room

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left