The first 200 lines.
جواب نمیدی؟
فروشنده مجلهان. با کل بلوکمون تماس میگیرن.
کتشلوارم رو تحویل گرفتی؟
گفتن آماده است. برگشتنی تحویلش میگیرم.
مرسی.
باز هم همون استن تماس گرفته بود. بهش گفتم داری به بیمار میرسی.
پافشاریش تحسینبرانگیزه.
آره، چه بدونم عزیزم. تنـ... تنگه.
- به نظرت تنگ نیست؟ - هوم.
تو که نگاه نمیکنی.
گفتن تا جا داشت گشادش کردن.
ای بابا.
امان از دست این مجلهفروشها.
بدون اطلاع من با کسی رابطه جنسی داری کندی؟
الو؟
الو؟
ببین چی میگم،
نمیخوام تا اتمام دادگاهش جواب تلفن رو بدی.
فهمیدی؟
خیلیخب.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
«اتاق شلوغ» «فصل یکم، قسمت نهم»
مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» در تلگرام: realKiarashNg@
سالیوان، بیا بریم. من که وقتم رو از سر راه نیاوردم.
سعی کردم برات کراوات گیرهای جور کنم. نمیخوای اول دستش رو باز کنی؟
جناب قاضی، میشه یه لحظه با موکلم صحبت کنم؟
بیا اینجا.
خوبه بابا.
خوب نیست.
خیلیخب. ببین.
آروم باش، آخه نظر هیچکدوم از حضار این دادگاه مهم نیست.
حداقل افراد مهم هنوز نیومدن.
بذار برعکس ببندم. جلوی آینه راحتتره.
درست شد.
حالا عین شهروندان شریف شدی.
- آمادهایم جناب قاضی. - هیئت منصفه رو بیارین.
همگی بلند بشین.
صبحتون به خیر. بنده پاتریشیا ریچاردز هستم.
از دادرسان دادستانی ناحیهای...
ایالت نیویورک هستم.
همونطور که قاضی پوزنر به اطلاعتون رسوندم،
بار اثبات گناه در این دادگاه رو دوش منه.
مسئولیتم رو با آغوش باز میپذیرم.
با آغوش باز میپذیرم، چون اثباتش بی چون و چراست.
انکارناپذیره.
هم فیلمش هست. هم کلی شاهد هستن.
هیچ شکی در کار نیست.
دنیل سالیوان، متهم، در تاریخ ۱۸ مه امسال،
هفتتیر کالیبر ۳۸ـی رو به سمت جمعیت هدف گرفته و شش بار شلیک کرد.
سه نفر مجروح شدن. بقیهشون شانس آوردن.
اصلا اشتباه نکنین، صرفا چون دنیل سالیوان تیراندازی بلد نیست،
الان دادگاه قتل برگزار نکردیم.
جاش تو زندانه؛
ولی آدم با خودش میگه حالا که مدارکمون اینقدر...
موثق و انکارناپذیره، وکیل مدافعش چیکار میکنه؟
نمیتونن حقایق رو انکار کنن،
واسه همین با اختلالی که به قول خودشون تجزیه هویت نام داره...
و اصلا اثبات نشده، حواستون رو پرت میکنن.
بذارین حرفم رو واضح و روشن بزنم،
اختلالی به نام تجزیه هویت وجود نداره.
اختلالی ساختگی تو یکی از فیلمهای سالی فیلده، همین و بس.
ادعاشون با راهبه پرنده بودن متهم فرقی نداره.
وکیل مدافع به قول خودش اعمال آقای سالیوان رو...
گردن شخصیت دیگهای میاندازه.
البته احساسشون رو درک میکنم.
مگه همهمون دلمون نمیخواد تقصیراتمون رو گردن کس دیگهای بندازیم؟
اگه چراغ قرمز رد کردیم، شخصیت دیگهای رو مقصر بدونیم.
اگه چکمون برگشت خورد، شخصیت دیگهای رو مقصر بدونیم.
اگه به همسرمون خیانت کردیم؟
خب، ببینیم چطور پیش میره.
ولی میتونین تصور کنین اگه قرار بود...
همه بعد از ارتکاب جرم بگن «کار من نبود»،
سیستم قضاییمون چه شکلی میشد؟
الان پای همین مسئله در میونه.
وکیل مدافع به هر دری زده که چنین استدلالی مطرح میکنه.
وکیل مدافع خطرناکه؛
آخه مسئولیتپذیری شخصی که پایه و اساس سیستم قضایی...
و جامعهمونه رو نادیده گرفتن.
مسئولیت اعمال آدم رو دوش خودشه.
متهم گناهکاره و باید بابت گناهش مجازات بشه.
در غیر این صورت، امکان نداره عدالتی در کار باشه.
ممنون.
آقای کامیسا، وکیل مدافع، بفرمایین.
«بی چون و چرا»، «انکارناپذیر»، «بدون شک».
راستش، آدم با خودش میگه: «اصلا واسه چی تا اینجا اومدم؟»
خانم دادرس بیانیه آغازین جالبی ارائه دادن.
پایه و اساس.
خب، من هم پایه و اساسی رو باهاتون در میون میذارم.
ایشون بیگناهه.
حقش از این قراره که فرض رو بر بیگناهیش بذاریم.
خب، به خاطر حرفهایی که الان شنیدین، باید حرفم رو تکرار کنم.
پس بذارین اول از همه خیلی ساده حقیقت رو بیان کنم.
دنی سالیوان به کسی شلیک نکرده.
اونجا حضور داشت. به حضورش اعتراف کرده؛
ولی ماشه رو نکشیده بود.
دنی بچه خوبیه، ولی بیماره.
اعضای گرامی هیئت منصفه، کسی اختلال ساختگی ارائه نداده.
البته خودم میفهمم چطور جلوه میکنه.
اختلال تجزیه هویت.
راستش، اولش هضمش واسه خودم هم دشوار بود؛
ولی به جای شوخی با مثال راهبه پرنده که کار راحتیه،
ذهنم رو باز نگه داشتم که کار سختیه.
از شما هم میخوام همین کار رو بکنین.
میخوام ذهنتون رو باز نگه دارین.
به حرف متخصصان گوش بدین.
به حرف شاهدان گوش بدین، آخه اگه گوش بدین،
شما هم عین من به همین نتیجه...
بی چون و چرا، انکارناپذیر و بدون شک میرسین...
که کنترل بیماری دنی و باقی شخصیتهاش اصلا دست خودش نبوده.
درسته، شخصیتهای دیگهای داره.
چون صدمات غیر قابل تصوری دیده و داغون شده، شخصیتهای دیگهای داره.
ذهنش به چند قسمت تقسیم شده.
نهخیر، واسه زندانی نشدنش چنین حرفی نمیزنیم.
باقی شخصیتهاش واقعیان و از دنی مجزان.
حبس بریدن واسه دنی بابت جرم باقی شخصیتهاش...
با حبس بریدن واسه شما بابت جرم من فرقی نداره.
البته بیماری دنی نادره...
و به خاطر تعرض جنسی در کودکی ایجاد شده.
راستش رو بخواین، شانس آورده که زنده مونده. به خاطر همین بیماریش زنده مونده.
درک میکنم. غیرعادیه. دشواره؛
ولی خواهش میکنم ذهنتون رو باز نگه دارین.
خب، یکی از حرفهای خانم دادرس درست بود.
هدف این دادگاه مسئولیتپذیریه، ولی مسئولیتپذیری شخصی نیست،
مسئولیتپذیری اجتماعیه.
میخواین از پایه و اساسها بگیم؟
چطوره از حمایت خودمون از همدیگه بگیم؟
چطوره از حمایت خودمون از آسیبدیدهترین...
و آسیبپذیرترین همنوعانمون بگیم؟
همه این بچه رو روسیاه کردن.
از والدینش گرفته تا معلمهاش، همسایههاش، دوستانش و جامعهاش.
همهمون روسیاهش کردیم.
پس درست کردنش حالا رو دوش خودمونه.
البته من ازتون نمیخوام دنی رو آزاد کنین.
صرفا ازتون میخوام براش حبس نبرین...
و به بیمارستانی بفرستینش تا درمانش کنن.
نیاز داره درمانش کنن. ما مسئولیم درمانش کنیم.
ممنون.
پونزده دقیقه استراحت کرده و بعدش شاهدان دادستانی رو احضار میکنیم.
سرکار، لطفا هیئت منصفه رو تا بیرون دادگاه همراهی کنین.
واقعا خیلی خوب صحبت کردی.
واقعا؟ خیلی خوب صحبت کردن مهم نیست.
امان از این زندگی! راستش، کندی جواب تماسهام رو نمیده...
و احضاریهاش رو نادیده گرفته که جرم محسوب میشه.
ترسیده. گناهکاره.
کارش اینقدر شرمآوره که شاید حتی پیش خودش هم قبول نکنه.
انصافا به نظرت حال خودش برام اهمیتی داره؟
با اثبات تشخیصت تو این پرونده پیروز میشیم...
و باید به هیئت منصفه نشون بدیم به دنی تعرض شده تا اثباتش کنیم.
خودم الان تو دادگاه گفتم.
اگه کسی رو نیاریم که در این راستا شهادت بده، کارمون تمومه.
دست من هم بسته است، آخه نمیتونم موکلم رو...
به خاطر مسخرهبازیش تو جلسهمون به جایگاه احضار کنم.
- کار جک بود. کار دنی نبود. - فرقی نمیکنه کی بود،
طرف تعرضها رو انکار و به ارتکاب جرم اعتراف میکنه...
که خیلی بد میشه.
خودم میدونم.
تو چی؟
خودت که میدونی نمیتونم شهادت بدم بهش تعرض شده.
در واقع دنی اصلا نگفته بهش تعرض کردن. اصلا چنین حرفی بهم نزده.
- فقط تعرض به آدام رو گفته؟ - فقط تعرض به آدام رو گفته.
به هیچ دردی نمیخوره.
میخوایم چیکار کنیم؟
باید قانعش کنی.
ولی تصمیمش با من نیست استن.
مگه مادر جماعت نباید بچهاش رو دوست داشته باشه؟
نه.
ولی این دفعه همین مسئله به نفعمونه.
کدوم مسئله رو میگی؟
واقعا دوستش داره.
دادستانی مارلین رید رو احضار میکنه.
رابطهتون با پسرخوندهتون رو چطور توصیف میکنین؟
اِم، متأسفانه باید اعتراف کنم رابطه تیره و تاری داریم.
ببینین، من آدم بینقصی نیستم.
اِم، شاید گاهی اوقات بیش از حد بهش سخت گرفته باشم.
شاید گاهی اوقات هم به حد کافی سخت نگرفته باشم.
اِم، اکثر بچههایی که تو اوسترویل...
باهاشون سر و کار دارم، پدر درست و حسابی نداشتن.
ولی من میخواستم واسه دنی پدری درست و حسابی باشم.
از اوسترویل برام بگین. کارتون دشواره؟
کار ارزشمندیه. این بچهها همهجوره کم و کاستی داشتن.
باورتون نمیشه از چه اتفاقاتی تو خونهشون و خیابون جون سالم به در بردن.
درسته، مرتکب اشتباهاتی شدن.
اِم، ولی واسه این کارم رو خیلی دوست دارم که هنوز بچهان...
و دیر نشده که بخوان روش صحیح زندگی رو یاد بگیرن.
نظرتون راجع به دنی هم از همین قراره؟
وای، من اصلا بیخیال دنی نمیشم، ولی دیگه بچه نیست.
با توجه به رابطهتون، اصلا نمیدونین چرا چنین کاری کرده؟
واقعا نمیدونم.
راستش رو بخواین، چرایی کارهای دنی اصلا مطرح نیست.
وقتی تو مدرسه دعوا میکرد، یا از من پول میدزدید،
مواد میفروخت و مصرف میکرد، دلیل کارهاش...
No comments yet. Be the first to leave one.