Bel-Air

Bel-Air

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Bel Air S01E04 Canvass 720p STAN WEB-DL AAC5 1 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 Bel.Air زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-22
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت در «بل-ایر»

تیم مشاورانم دارن می‌گن که رأی‌دهنده‌های سیاهپوست

حس می‌کنن از من دور شدن

یالا «یاماکرا»، ببینم چی تو چنته داری

نشون بده ببینم، یاماکرا

همین؟

بعد از کلی بحث و گفتگو

کشیش لمانت قبول کرد که از کمپینم حمایت کنه

مامان و بابا گفتن که تو اومدی اینجا

واسه تحصیلات بهتر

خب، امیدوارم یه روزی

بتونیم درباره‌ی دلیل واقعیِ اومدنت حرف بزنیم

تو فقط چشمتو گرفته بود که زندگیم داشت سر و سامون می‌گرفت

نه اون‌قدری که تو دلت می‌خواست سریع باشه

دو سال گذشته، هیلاری

تو این مدت چیکار کردی؟

اصلاً به چی رسیدی؟

به این رسیدم که تو منو باور نداری

تو یه استعداد خدادادی داری، ویو

داشتم، قدیما

دنیا باید دوباره هنرت رو ببینه

چی جلوتو گرفته، فیلیپ؟

داداش، باید این لامصب رو ببینی

پیدات کردم، توله‌سگِ ازخودراضی

تازگی‌ها حالت خوبه، کارلتون؟

از هفته‌ی پیش بهترم

بیا فقط بازی کنیم

زمان داره می‌گذره، پیرمردِ یاماکرا

اینم کیش و اینم مات

سه تا حرکت قبل کارم تموم بود

اوه، جدی؟ چون من پنج‌تا شمردم

اوم

باید دیگه باهات راه نیام، پسرم

آه، راه نیای؟ می‌خوای یه دست دیگه بازی کنیم؟

می‌خواستم، ولی باید به چندتا کار برسم

قبل از مراسم‌های تبلیغاتیِ فردا

اوه، درسته

فردا روز حساسیه. حالت ردیفه؟

آره، خوبم

مخصوصاً واسه تو هیجان دارم

که تو و ویل با هم قراره بیفتین تو خیابون، هان؟

تا ملت رو واسه رأی دادن ثبت‌نام کنین

ببین، درباره‌ی اون موضوع

مامان تو رو انداخته جلو واسه این ترکیبِ «کوبی و شکیل»، «کارلتون و ویل»؟

اولاً

اون دوتا وقتی با هم کار کردن قهرمان شدن

ثانیاً، من و مامانت با هم یک‌دلیم

خودت که می‌دونی. خب، منطقیه

ولی ببین، اصلاً نمی‌فهمم چه نفعی واسه من داره

این برنامه‌ی اجباری با ویل

همین که شش ماه تنبیه‌ت نمی‌کنم محرکِ کافی نیست؟

مطمئنم که خودت گفتی

ترس یه انگیزه‌بخشِ موثر نیست

تو اون مصاحبه‌ای که با رادیو ملی کردی

خیلی خب، داری کاری می‌کنی تو نظرم تجدیدنظر کنم

پیشنهادت چیه؟

اگه من و ویل بدون هیچ مکافاتی ۳۰ نفر رو ثبت‌نام کنیم

بلیت وی‌آی‌پیِ مسابقات فرمول یک موناکو رو می‌گیرم

نفر. قبول ۵۰

باید روی ۴۰ تا چونه می‌زدی

می‌بینمت، پسرم

هی، لیسا

خب، می‌خوای بیای پیشم یه کم با هم درس بخونیم یا چی؟

کلاسش اون‌قدرا هم سخت نیست

بیخیال بابا، واسه تو سخته؟

منظورم اینه که تو بزرگ شدی و رفتی

به کلی موزه‌ی هنری و این‌جور جاها

ولی من نه

خالم مخمو زد که این واحدِ اختیاریِ تاریخ هنر رو بردارم

می‌دونی که می‌تونستی باله برداری

می‌دونی، پول می‌دم که تو رو تو اون لباسِ تنگِ باله ببینم

اوه، نمک می‌ریزی واسه من؟

نه، ولی جدی

باید یکی رو پیدا کنم که مقاله‌ی ترمم رو دربارش بنویسم

تو درمورد کی می‌نویسی؟ کارا واکر

اون یه هنرمند چیدمانه

از ضد نور، طراحی و کلاژ استفاده می‌کنه

همه‌ش واسه اینکه درباره‌ی قدرت حرفی بزنه

و روابط نژادی و جنسیتی

و اصلاً هم نمی‌ترسه که بقیه رو معذب کنه

دمش گرم. ایول، خوشم اومد از این کارا واکر

آره، تازه کالیفرنیایی هم هست

اون هنرمند موردعلاقه‌ی مامانم بود

بود؟ یعنی زمان گذشته؟

مامانم سه سال پیش فوت کرد

لوپوس داشت

لعنتی، متاسفم. نمی‌دونستم

معمولاً فقط با کسایی دربارش حرف می‌نم که می‌شناختنش

همونایی که می‌دونن چقدر فوق‌العاده بود

ولی اگه قراره با هم رفیق باشیم، این بخشی از وجودمه

درکت می‌کنم

ممنونم که اینو بهم گفتی

و خوشحالم که با هم رفیقیم

منم همین‌طور

خب

فردا هنوز میای مراسم خیریه‌ی عموم یا نه؟

چون واقعاً می‌خوام ببینم

با اون اسکیت‌ها چیکار می‌کنی، باشه؟

اوه، خواهش می‌کنم، من رو صحنه سُر می‌خورم

باشه، اون صحنه‌ی اسکیت‌بازی تو فیلم «ATL» رو یادته؟

اون خودِ منم

اوه، اون تویی؟ خودِ خودمم

باشه، باشه، قراره «نیو نیو ویلکس» رو ببینیم

کاری نکن مجبور شم اون زنجیرتو ازت قاپ بزنم

ایول

وقتی مامانم موهامو می‌بافت

با هم حرف می‌زدیم

و من تمام سوالاتی رو که داشتم ازش می‌پرسیدم

سوالاتم درمورد زن شدن و

دختر، داری به کی پیام می‌دی؟

اوه، هیچ‌کس. آره جون خودت

خب، به اون «هیچ‌کس» بگو که «یه نفر» باید آروم بشینه

تا موهاش درست شه

چرا نمی‌تونم واسه مراسم فردای بابام یه کلاه بذارم؟

آخه تو پیست اسکیته

نه مجلسِ ملی

اشلی، کلی چشم اونجا به ماست

و کلی خبرنگار

این یکی از بزرگترین مراسم‌های جذب سرمایه است

واسه کمپین بابات، پس معنیش اینه که ما باید

باید بی‌نقص باشیم؟

ببین، می‌دونم این کمپین اصلاً راحت نبوده

باور کن منم حسش می‌کنم. همه‌مون همین‌طوریم

پس چرا این کارو می‌کنی؟

چون پدرت رو دوست دارم

و اون سال‌ها وقت گذاشت و تو تمام افتتاحیه گالری‌های من

و نمایشگاه‌های هنریم شرکت کرد

و حالا نوبت اونه که تو چشم باشه

و همه‌مون باید کنارش باشیم، خب؟

باشه

داداش، مطمئنی؟ یعنی ۱۰۰۰ درصد مطمئنی؟

به پیر به پیغمبر، داداش. دارم بهت می‌گم

رشاد می‌دونه تو تو «بل-ایر» هستی

داداش، چطوری فهمید؟

فقط تو و مامانم می‌دونستین که من اومدم اینجا

چیزی به کسی گفتی؟

پسر، معلومه که نه

شنیدم اونجا تو لس‌آنجلس آدم داره

چندتا کله‌گنده تو خیابون‌ها دنبالت می‌گردن، داداش

می‌خواد هر دوتای ما رو بفرسته زیر خاک

این کثافت‌کاری‌ها کِی تموم می‌شه؟

نمی‌دونم

ولی باید قبل از اینکه دیر بشه، کلک این قضیه رو بکنیم

چه خبرا، ویل؟ زود بیدار شدی

هی «جی»، می‌دونی عمو فیل کجاست؟

اینجاها نیست

رفته جلسه

چیزی لازم داری؟

اوم

می‌دونی چرا از فیلی اومدم اینجا؟

آره

یه دعوای کوچیک تو زمینِ بازی بیخ پیدا کرد

حالا یه گردن‌کلفت از فیلی می‌خواد حسابت رو برسه

رشاد دنتون، درسته؟

آره

هی، این رشاد

قصد نداره این دعوا رو تموم کنه

یه ضارب فرستاده سراغ تِری

و حالا ظاهراً می‌دونه که من تو بل-ایرم

پس باید یه فکری بکنیم

چون نمی‌خوام... خودتو به زحمت ننداز، ویل

من به اوضاع رسیدگی می‌کنم

ولی چطوری می‌خوای... گفتم که، خودم حلش می‌کنم

جای نگرانی نیست

لازم نیست خاله و عموت رو نگران کنی

از اینجا به بعدش با من

ببین، می‌دونم احتمالاً داری به گزینه‌های زیادی

فکر می‌کنی

احساس می‌کنم باید بهت بگم که

ما یکی از برترین خانه‌های اینفلوئنسری

در کل سیاره هستیم

و روز به روز داریم به‌طور تصاعدی رشد می‌کنیم

پس چرا بهم نمی‌گی

چرا فکر می‌کنی واسه این خونه مناسبی؟

خب، من ۵۰ هزار فالوور اینستاگرام دارم

و ۲۷۵ هزار فالوور تیک‌تاک

و مخاطب‌های اصلیم زن‌های سیاهپوست هستن

آموزش‌های آشپزیم تعامل خیلی بالایی دارن

و به‌طور میانگین حدود هشت درصد رشد ماهانه

در تعداد فالوور دارم

باعث افتخارمه که تو «کریب کریستال» زندگی کنم

نه، فکر نمی‌کنم محتوای من فقط واسه

مخاطب‌های سیاهپوست جذاب باشه

نمی‌تونم بگم که خیلی به این فکر کردم که

با یه همکارِ سفیدپوست تیم تشکیل بدم

آشپزی آفریقایی-آمریکایی، خودش آشپزی آمریکاییه

مرسی

منتظر تماستون در آینده‌ای خیلی نزدیک هستم

خداحافظ

کمک نمی‌خوای؟

نه، فقط اومدم ببینم راسته که

آماده‌ای که دوباره نقاشی رو شروع کنی یا نه

کاملاً آماده‌ام، جوآن

خب، سرت خیلی شلوغ بود

با فیل و کمپینش

آره، بود ولی منظورم اینه که

چرا هدف‌های اون باید جای هدف‌های منو تنگ کنه؟

می‌دونی، هیچ‌وقت تصمیم من نبود که نقاشی رو کنار بذارم

فقط غرق در برنامه‌های فیل و بچه‌ها شدم

ولی حالا دارم زمانم رو پس می‌گیرم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left