The first 200 lines.
...آنچه در کاندور گذشت
تقصیر تو بود؟ - چی تقصیر من بود؟ -
تصادف ماشین
آروم باش، ما اومدیم کمکت کنیم، باشه؟
متوجه اومدنشون نشدم
چرا اومدی دفتر من؟ - گزارشم رو خوندی؟ -
تیم عملیاتی مرموز روسی که پناهنده اتو با آمبولانس بردن؟
هیجان انگیز بود و پیشنهاد تو چیه؟
پیشنهادم اینه که خیانت این جاسوس داره باعث مرگ آدم ها میشه
و از راه هایی صدمات وارد می کنه
که نمیتونیم تصورش رو بکنیم
تو کدوم خری هستی؟
جو؟ جو؟
یک افسر ارشد سیا توسط سازمان اطلاعات روسیه خریده شده
گوردن پایپر، جو ترنر
باید حرف بزنیم
تو نزدیکه یه عملیات در حال اجرای سازمان رو مختل کنی
ما سازمان ضدجاسوسی هستیم رابین با اف بی آی کار می کنه
میدونین جاسوس کیه؟ - بگیر بشین -
:مترجم TAra
گروه ترجمه Diamondsub
بخشید، چی؟
تو گفتی بردنش یعنی نکشتنش؟
احتمالا کشتن، فقط من ندیدم
روسی بودن؟ - نمیدونم -
از کجا میدونستن شما دارین میاین؟ - نمیدونم -
چرا تورو به عنوان شاهد رها کردن؟ - نمیدونم -
پس چی میدونی؟
سیرین چی بهت گفت؟ - که داشتن شکارش می کردن -
شاید اینو گفته تا دلت رو به رحم بیاره
دیگه چی؟
گفت با سازمان اطلاعات روسیه بوده و برای عموم خبرچینی می کرده
و یه مقام ارشد سیا هست که
دقیقا داره همین کارو برای روس ها می کنه
اسمشو بهت گفت؟ - نه -
هیچ راهنمایی نکرد که جاسوس کی میتونه باشه؟
نه
پس چرا پایپر رو زیر نظر داشتی؟
یه پرونده ای از گوردن پایپر توی دفتر خونگی باب پارتریج قایم شده بود
چه جور پرونده ای؟ - ...سابقه اش توی سازمان -
مدارک مالی، عکس های مخفی ...این جور چیزا
پرونده الان کجاست؟
یکی بهم حمله کرد و پرونده رو برداشت
کی بهت حمله کرد؟
اول فکر کردم یکی از آدم های شما بوده
آدم های من اینجوری عملیات انجام نمیدن
شاید اونجوری که فکر می کنی آدم هات رو نمیشناسی
ممکنه کار روس ها باشه - یا جاسوس -
که این جواب سوالمون رو میده - کدوم سوال؟ -
توی مراسم ختم گوردن بهت علاقه نشون داد
ما به همدیگه علاقه نشون دادیم
ولی اگه گوردن کسی باشه که بهت حمله کرده
این یعنی میدونسته تو پرونده رو دیدی
میخواسته تو رو نزدیک خودش نگه داره ببینه بعدش چیکار می کنی
من بعدش هیچ کاری نمی کنم هرچی میدونستم بهت گفتم
گوردن قرار دیگه ای باهات گذاشت؟
قرار صبحونه بعد از کلیسا ...ولی من
برو سر قرار
بهت گفتم، من کارم تمومه
وقتی دم در پایپر پیدات کردیم به نظر نمیومد کارت تموم شده
کنجکاویم گل کرد، اما مشخصا الان میتونم کار رو دست حرفه ای ها بسپرم
خب، حرفه ای ها دارن ازت تقاضای کمک می کنن
تو چه کاری ممکنه لازم داشته باشی من انجام بدم؟
اون یه سیستم هشدار داره یه چیزی بهت میدیم وقتی رفتی صبحونه
روی صفحه ی کلیدش اسپری کن - نه -
نه، می و جود با اونا میرن کلیسا واسه اونا خطرناک میشه، این کارو نمی کنم
ما تمام مدت هواتو داریم
خوشم نمیاد برای دوستام فیلم بازی کنم
این برای هممون سخته
آره
به من ربطی نداره
حتی اگه عموت به قتل رسیده باشه؟
این رو باور داری؟
من هیچ قولی نمیدم - از اول اینو خیلی واضح گفتی -
اون رئیسته؟
رئیسم، مربیم
احتمالا باهوش تری آدمیه که میشناسم
تو یه اتاق پر از آدمای باهوش
ببین، میدونم چون من با می قرار میذارم این عجیبه
بعد از همه ی اتفاقاتی که براش افتاده بفهمه دوست خوبش زیرنظره
فکر نکنم خیلی خوب باهاش کنار بیاد
من دعوتش کردم خونه ی یارو مهمونی، محض رضای خدا
اون دوست توئه
چرا تو نمیری روی صفحه کلید اسپری کنی؟
اینجوری از خط قرمز عبور می کنم
به نظر یه جور اصول اختیاری میاد
همه ی خط قرمزهای نامرئی اصول اختیاری هستن
من چیزی به می نمیگم
ممنون
میدونی چرا فکر می کنم این کارو انجام میدی؟
به همون دلیلی که به واسیلی سیرین کمک کردی
به همون دلیلی که امشب دم خونه ی گوردن بودی
برات سخته از یه دعوا خودت رو کنار بکشی
چیزی به اسم مامور سابق ک گ ب نداریم ولادمیر پوتین -
مامور سابق ک گ ب
نگه دارین عوض کنین، نگه دارین عوض کنین به نفس کشیدن ادامه بدین
خانوما ۲۵ تا دیگه
اگه براتون سخته زانوهاتون رو بذارین زمین
اگه نه ۵ ثانیه دیگه مونده
کت، تو خیلی قوی ای
کت، ناهار میای؟ - نمیتونم، هفته ی دیگه میام -
بیا بریم، بعدا میبینمت
سلام، الان دیدمش همه چی مرتبه؟
خیلی خوب، لباس باشگاه تنمه میرم خونه لباسمو عوض کنم
خیلی خوب، زود میام اونجا
متاسفم
چی شده؟ - به همه زنگ زدن -
چرا؟ - ولک اینجاست -
میخواد تست دروغ سنج بگیره
اکاترینا! اونارو بذار کنار و با من بیا
بشین
چیه؟
فقط عجیبه که اینجایی
خب، خودتم اینجایی
من یه پسر کوچولوی بی پدر دارم که فکر می کنه باباش توی بهشته
با کلیسا اومدن احساس نزدیکی بیشتری بهش می کنه
بهونه ی تو چیه؟
میخوام با تو و جود وقت بگذرونم
با سمی هم میخوام وقت بگذرونم اما اون یه جورایی عوضیه
هست - آره -
آره، نمیدونم چی شد
فقط سعی کن مثل همیشه قضاوت نکنی
چی؟ من؟ اینجارو قضاوت کنم؟ پر از آدمایی که به جادو اعتقاد دارن
واقعا از اینجا خوشت میاد عمو جو آهنگ هست، آواز می خونن
مثل بقیه ی جاهایی که رفتم حرفای ترسناک وحوصله سر بر نمیزنن
یک حالت بی حسی معنوی قوم اسرائیل رو فرا گرفته
زیرا خداوند همه را گرفتار نافرمانی کرده است
تا بتواند بر همه ترحم کند
بنابراین ای برادران و خواهران من با توجه به این رحمت های الهی
از شما درخواست می کنم بدن های خود را قربانی کنید
!خیلی خوب بچه ها! آره
عالی بود! حالا بشینین، لطفا
مسیح از بخشش صحبت می کنه
و اگه ما میتونیم بخشیده بشیم میتونیم عوض هم بشیم
اما اول باید واقعا با شکست هامون رو به رو بشیم
درباره ی خود افکار اغراق آمیز نداشته باشید
بلکه خود را با اعتدال بسنجید
تا جایی که به شما مربوطه با همه در صلح باشید
انتقام نگیرید بلکه به مکافات الهی واگذار کنید
:زیرا کتاب مقدس میفرماید
"من مجازات می دهم و من جزا خواهم داد" خداوند میفرماید
اگه دشمنت گرسنه است بهش غذا بده
اگه تشنه است چیزی برای نوشیدن بهش بده
موقع بیدار شدن از خواب غفلت فرا رسیده
پس بیایید کردار تاریک رو کنار بگذاریم و زره روشنایی بپوشیم
اومدی داوطلب شی؟
باشه
آره یا نه؟ - آره فکر کنم -
میخوای بری بیرون بازی کنی؟ - آره -
امیدوارم گشنه ات باشه برای پنکیک خوردن آماده ای؟
من میرم اونجا رفیق، باشه؟
کشیش - سلام -
از دیدنتون خوشحالم - منم همینطور -
ببخشید هفته ی پیش نیومدم، کارم زیاد بود - مشکلی نیست -
هی، ترنر رفیق جدیدم
اوه، سلام - جو رو میشناسی؟ -
سلام، کشیش خیلی ممنونم - باعث خوشوقتیمه -
بعدا میبینمتون
یه سوال ازت دارم مرد بزرگ
من یه عالمه پنکیک دارم نمیدونم چیکار کنم، میتونی کمکم کنی؟
پنکیک دوست داری؟ آره؟
نظرت چیه؟ میاین؟ - یکم پنکیک میخوای؟ -
آره - خیلی خوب -
به صبحونه-نهار دعوت شدیم - عالیه -
داری سعی می کنی وارد ذهنم شی؟
ببخشید؟
شما آدما واقعیت رو تحریف می کنین با ذهن آدم بازی می کنین
اما نمیتونین وارد ذهن من بشین
همه چی مرتبه؟
این یارو مال سازمان سیا عه من هیچ کوفتی ازش نمیگیرم
من با دقت زیر نظر داشتمش و چیزی توی سوپ نریخت، جری
درضمن، ما نمیخوایم گرسنه بمونی بفرما
بعضی اوقات از تعادل خارج میشن قلقش اینه که سخت نگیری
ممنون بابت نصیحتت
من هالی هستم - روئل ابوت -
قبلا این اطراف ندیده بودمت - نه، اولین بارمه -
خب، خوش اومدی - ممنون -
من چیزی توی سوپ نریختم - میدونم، با دقت زیر نظر داشتمت -
چرا؟ - چون بانمکی -
هی! رومئو - اوه، ببخشید -
واقعا از بدبخت کردن من لذت میبری؟
هی، یه نوشیدنی دیگه میخوای؟ - ببخشید، چی؟ -
یه نوشیدنی دیگه میخوای؟ توی فضا چه خبره؟
خیلی بدآموزی داری! ولش کن
میشه یه فیلم ببینیم؟ - میتونیم مامان؟ -
آره، اشکال نداره، می؟ - آره، حتما -
فقط زیاد ترسناک نباشه
منو ببخشین، میرم سمی رو چک کنم
منم بودم نگرانش میشدم احتمالا داره، میدونی، گل میکشه
خنده دار بود گوردن
اون خندید - بامزه نبود -
اینش بامزه است که من شوخی نمیکردم
سلام - سلام -
ببخشید، میخواستم به سمی زنگ بزنم
اما نمیخواستم فکر کنه دارم چکش می کنم
اونجاست دیگه، درسته؟ - آره -
با اندرز دارن رینبو سیکس سیج" بازی می کنن"
به نظر تیم یگان نیروی دریایی میاد که ساخته ی یه دختربچه ی ۸ ساله است
تاحالا رینبو سیکس بازی نکردی؟ اصلا نمیدونی چی رو از دست دادی
یه جورایی امیدوار بودم زنگ بزنی باهام حرف بزنی
No comments yet. Be the first to leave one.