The first 197 lines.
!اوهوم شب بخیر
شبت خوش
چطورم؟
.خوبی
امروز همه تون بیکارین؟
.صبح بخیر
مال مدرسه ی آی سنجاق سینه داره؟
کی بهت پیام بدم؟
.آره سنجاق سینه دارم
مال مدرسه ی آی سنجاق سینه داره؟
گمش می کنم
نازه
.گمش می کنم
.ساعت 1 کنفرانس دارم
.قبل از ظهر پبام بده
!موبایلمو می برم! بهتون پیام میدم
ساعت 1 کنفرانس دارم
قبل از ظهر پیام بده
!موبایلمو می برم !بهتون پیام میدم
!!تحمل کن
خوانده شده توسط 2 نفر
خوانده شده توسط 3 نفر
همیشه
.مدرسه ی من میذاره موبایل ببریم
...کپی نکن
.آدم پر زور منو
.نازه آخه
.آی کیون. دامنت کوتاه ست
.ریکا وایسا
.تولدته
.هرچی دوست داشتی بخر
...اینو بگیر و
!از بابام بگو
.نگو که هنوز گیر اونی
اون ما رو ول کرد. واقعا دلت می خواد ببینیش؟
.اون تو رو ول کرد
چرا اینجوری حرف می زنی؟
...گوش بده ریکا، هنوز درک نمی کنی اما
!بوی گند الکل میدی
ا ر جـ حـ یـ ت تـ خـ م عـ جـ ـا یـ ـب
ارجحیت تخم عجایب
رنگ گل
سایه ی ابر
خاطرات آشنای قدیمی
می رم و می ذارمشون
کنار قاب پنجره ی روز های گذشته
می رم
امروز وقت رفتنمه
بدرود
معلم هام
بدرود
دوستام
به خاطر فردایی زیبا
لئون: یونانیه به معنی شیر جنگل
.لئون کون هرچی بدم می خوره، حتی وقتی سایزش کوچیکه
.شبیه گوستخوار ها میمونن ولی
.واسه ی منم همه چیزخواره
قسمت 7 بعد مدرسه ساعت 14
!هی
!ریکا تولدت مبارک
.مرسی
.باید جشن بگیریم
.قراره جشن ترک منزل آی هم باشه
راستی حرفش شد. قضیه چیه؟
دیدم اینکه همش با خودم تو خونه ور برم .تهش مشکلی رو حل نمی کنه
.با خودت ور بری؟ اووووه، باریکلاااا
!منظورم از اون ور رفتنا نبود
مطمئنی؟
ولی مشکلی نداره؟
اذیت نمیشی اونجا؟
.با این که نمی دونم چرا ولی مشکلی نداشتم
همه با احتیاط جلوم رفتار می کردن .شاید چون یه مدت نبودم
مشکلی نداری؟
.نه، چون شماها هستین
حتی اگه توی مدرسه هم تنها باشم .عوضش 3تا دوست بیرون مدرسه دارم
.دقیقا
!دقیقا
.هر اتفاقی که افتاد بهمون بگو
.اگه رفتاراشون بدتر شد بذار لئون بخورتشون
.اساسا بدخواه محسوب میشن دیگه
.مرسی
.خواهش می کنم
آی، واقعا اینکه دوست کنار خودت داشته باشی عالیه، نه؟
ریکاچان، تو هم هرچی شد بهمون بگو باشه؟
.باشه
!قراره کل روز رو به غرغر های من گوش دل فرا بدین
غرغر؟
.کارت عکس بابایی منه
!شوگرددی دار شدی؟
!عمرا
.یکی از این 5 نفر بابای واقعی منه
خب کدومه؟
ریکاچان؟
به نظرتون این ابروهاش شبیه ابروهای من نیست؟
ها؟
.که یعنی، منم خودم نمی دونم کدومشونه
.راستش حتا مطمئن نیستم که یکی از اینا بابامه یا نه
یعنی چی؟
.از این زنه قول گرفته بودم
.که وقتی برم راهنمایی بتونم بابامو ببینم
...بهم قول داده بود، ولی
...خب می دونی
.منم خبر ندارم
.ولی مطمئنم یکی از اینا باید باشه
.قیافه تو اونجوری نکن
.ریکا، تو دختر واقعی خودمی. خودم به دنیا آوردمت
!اینو دیگه مطمئنم
.این تیکه ی حرفش بیشتر از بقیه ی حرفاش رو اعصابم رفت
.بدجنس
مگه نه؟
زنیکه اصلا نمی تونه تحمل کنه من بابامو ببینم و .رابطه م با بابام اوکی بشه
چرا؟
.اصلا شاد بودن من رو نمی تونه تحمل کنه
.چون قهرمان زن داستانمون فکر می کنه عالم و آدم دشمنشن
.ایست
.نباید انقد درباره ی مامانت بد بگی
چیه؟ مگه تو طرف من نیستی؟
.هستم. واسه ی همینم اینو بهت گفتم
.منم دلم نمی خواد ازش بد بگم
.ولی اون اصلا شبیه مامان تو نیس
...اون وقتی اوضاع طبق خواسته ش پیش نره عصبانی میشه
.و همه ی حرفایی هم که بهم میزنه نصفشون دروغه
!تا حالا یه بارم ازم معذرت خواهی نکرده
.تنها چیزی که داره اون غرور مسخره شه
«اون «باید شادتر باشه .حتی با اینکه تقصیر خودشه
.برای همین از منم بدش میاد
.انگار اگه منو نداشت هم می تونست شاد باشه
.حتما مامانت هم دلیل و منطق خودشو داره
تو هم از اون بدت میاد؟
ها؟
هم وابستگی یعنی اعتیاد به نگاه کردن به بقیه. یعنی عقیده داشته باشیم که چیزی بیرون از خودمان .می تواند ما را به خوشبختی و کمال برساند .هر اختلال و رنجی که همراه با تمرکز فرد بر نیازها و رفتارهای دیگران است، هم وابستگی است
اینو بهش نمیگن «هم وابستگی»؟
....اگه شفاف و سرراست خودتو ازش جدا نکنی اونوقت نتیجه ای هم نمیگیـ
!واسه م سخنرانی نکن، علامه دهر
!دیگه بسمه
!ریکا
.کثیف
.می دونستم دنبالم میای آی
.می دونستم دلت می خواد که دنبالت بیام
.منم همکاری میکنم باهات
توی چی؟
.بد گفتن از مامانامون
.نمی خواد الکی خودتو خسته کنی
.منم ازش گله شکایت دارم خب
...تازه
.ماها دخترای مامانای مجردیم
.چه اسمی هم انتخاب کردی
.آی
هوم؟
.من الان ورژن جدی ریکاچانم
...خب
پس اون موقع چرا اونجوری بودی؟
.یهویی همه ی خاطرات بدم یادم اومدن
.سخت ترش کرده
.الان منم از مامانم بدم میاد
تازگیا همش به فکر اینم .که منم تهش شکل همون بشم
.ماها مثل اونا نمی شیم
.آره فکر کنم
،بزرگترا بعضی موقع ها اصلا شبیه آدمیزاد نیستن !انگار از یه گونه ی دیگه ن
،چون خوششون میاد، ازدواج میکنن و حال و حول میکنن مگه غیر از اینه؟
!به خاطر اینه که ماها بچه ایم؟
...خدایی
!نمی فهمـــــــــــــــم
ریکا کاوایی از اینجا رفتی؟ .به خاطر اون موقع ببخشید خوبی الان؟
این صدائه مال ریکا بود، نه؟
.انگار حالش خوبه
.شاید
.نگران نباش. مطمئنم فردا دوباره مثل همیشه ش میشه
.شاید من به درد محفل های زنانه نمی خورم
چرا؟
.نمی تونم چیزی که بهش فکر می کنم رو نگم
.طرز تفکرم استدلالی و درسته
.نِیرو همین جوری خوبی
.از اینکه بقیه الکی فقط تایید کنن همه چی رو بدم میاد
.من نمی دونم حس اینکه نگران مامان بابات باشی، چه جوریه
پس با مامان بابات خوب کنار میای، نه؟
.هیچ کدومشونو ندارم، هیچوقت نداشتم
ها؟
.انگار از دست اعصاب خوردی هاشون راحتم
.اونی که از همه کم نورتره بین اونا، احتمالا بار(میخانه) ماست
.عه
چند وقت یه بار باباتو می بینی آی؟
.اممم... حدودی ماهی یک بار
.خوش به حالت
.مامانت، باباتو ازت دور نگه نداشته
.اون هنوزم باباته. با اینکه خانواده جدا شدن
.آره
.من بابامو فقط تصور می کنم
.به خاطر اینکه نمی تونم ببینمش
«.زن خوشگل به کیف پول نیاز نداره»
.صدای مهربونشو یادمه
.قیافه شو... یادم نمیاد
.یه روز... می بینیش
.یه روز
.الان می خوام ببینمش
.الان
.دپرسی تمومه
No comments yet. Be the first to leave one.