DAHMER - Monster: The Jeffrey Dahmer Story

DAHMER - Monster: The Jeffrey Dahmer Story

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Monster 2022 S03E06 Buxom Bird 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 6 Monster 2022 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مادر، مایلم با شما صحبت کنم

مرا منع نکنید

از اینکه شما را محکم در آغوش بگیرم

خب، امروز روز کارگر است، و، ام...

و این یعنی تعطیلات خیلی نزدیکند

مایلم شما میزبان شام شکرگزاری باشید

همانند گذشته که پدر زنده بود و حتی پس از آن با برت

نه، نه، نه

مادر، خواهش می‌کنم

نه، من دیگر آن نوع زن نیستم

آشپزی و نظافت و خانه‌داری

به هیچ وجه

به هیچ وجه!

اصلاً شکرگزاری چه چیز خاصی دارد؟

من...

مادر، مسئله این است که من...

در طی این چند سال اخیر، دوران سختی را حوالی تعطیلات سپری کرده‌ام

من زن و فرزند ندارم. حتی یک دوست دختر هم ندارم، مادر

تمام کسانی که دارم شما هستید

شما همیشه در شکرگزاری کار می‌کنید

من کار می‌کنم تا کاری برای انجام دادن داشته باشم

تا فقط...

تنها در خانه ننشینم

آه، پسر عزیزم

تشریف بیاورید اینجا

البته که می‌توانیم شام شکرگزاری داشته باشیم

من نمی‌دانستم این موضوع اینقدر برای شما اهمیت دارد

بیایید

بیایید یک فهرست خرید تهیه کنیم. بله؟

مارشمالو

آن‌ها خوب هستند

شاید هم تاس‌کباب لوبیا سبز؟

بله. بله، یک قوطی لوبیا سبز

و...

چه نوع پای‌ای بپزیم؟

کدو تنبل؟ بله، پای کدو تنبل

پس فقط یک قوطی از لیبی کافی است

لیبی بهترین دستور پخت پای کدو تنبل را دارد. خدا شاهد است

آه، و نگران بوقلمون نباشید، مادر

من کار پرنده را انجام می‌دهم. نمی‌خواهم شما یک بوقلمون لاغر تهیه کنید

بله

شما یک پرنده بزرگ و پرگوشت دوست دارید، اینطور نیست؟

بله

این پسر من است

بوقلمون

پس میل مرا منع نکنید

میل مرا منع نکنید

او کجاست؟ از ظهر گذشته است

مادر؟

مادر، آیا در قسمت پشتی هستید؟

سلام؟

مادر؟

هی، فرانک

صندوق ناپدید شده است

عجب مسخره است

فرانک؟

هی، فرانک، بنشینید

خدای من. نه

نه، نه، نه، نه. فقط بنشینید

این... این خون او نیست. این خون او نیست

این خون او نیست. مادر نمرده است، متوجه هستید؟

او زنی بسیار مقاوم است. نه

او... از من فاصله بگیرید، ما خوب هستیم. او...

نه، ببینید، کسی

ممکن است کسی وارد شده و صندوق را در غیاب او برداشته باشد

او بیرون می‌آید، به او شلیک می‌کند

شاید با هم گلاویز شده باشند

شاید او آسیب دیده و خودش به بیمارستان رفته است

یا... یا ممکن است او را با خود برده باشند

آن‌ها می‌توانستند او را ربوده باشند، فرانک

او بسیار سرسخت است، کلانتر

او نمرده است. من می‌دانم

بسیار خب

ام... من به سرعت به پمپ بنزین آن طرف خیابان می‌روم

بپرسم آیا کسی او را دیده است. بله، بسیار خب

کلانتر؟ بله؟

شکرگزاری یک هفته دیگر است، کلانتر

باید او را برای تعطیلات بازگردانیم

بسیار خب. بله، حتماً

اِد؟

این چیست؟

پروانه‌ها؟

اِد، شما اینجا هستید؟

خدای من، حواستان به قدم‌هایتان باشد، همه‌جا آشغال است

اِد؟

اِد؟

کسی اینجا نیست

این همه چیز چیست؟

آیا این‌ها...

کلانتر، آن چیست؟

کلانتر، آن چیست؟

کلانتر، چه اتفاقی در حال وقوع است؟

فرانک، ما به نیروی کمکی احتیاج داریم

مادر اینجا نیست

او هرگز این کار را نمی‌کرد

بله، او... او هرگز این کار را نمی‌کرد

مادر هیچ ارتباطی با آن ماجرا نداشت

این مزخرفات دقیقاً چه هستند؟

اگر او اینجا بود، ما...

او را پیدا می‌کردیم

اینها لبه‌های خشک شدهٔ فرج هستند.

اوه. این یکی تازه است.

منظورم این است که اگر او در اینجا بود، ما باید...

کسی انبار را بررسی نکرد. آن چه بود؟

فرانک، به کجا می‌روی؟

فرانک!

مادر؟

همگی اینجا چه می‌کنند؟

کلانتر!

نباید این‌گونه بی‌محابا داخل و خارج شوید. مادر دوست ندارد...

هِی. هِی!

آخ!

به دنبال چه هستی؟

هِی! من هیچ کاری انجام نداده‌ام!

هِی!

اِدی، چه کاری انجام دادی؟

راجع به چه چیزی صحبت می‌کنی؟ اِدی!

اِدی، اِدی، چه کرده‌ای، هان؟ خواهش می‌کنم، نه.

اِدی، هِی، به من نگاه کن.

متوقف شو. متوقف شو!

بایست! بایست!

اِدی، لعنت خدا بر تو باد! چند نفر را به قتل رساندی؟

چه کاری انجام دادی، اِد؟

هان؟

من نمی‌دانم راجع به چه چیزی صحبت می‌کنید. جسدها. جسدها!

در آن خانه جسد وجود دارد. صبر کنید. صبر کنید.

بشنوید، آیا مطمئن هستید که برداشت درستی دارید؟ زیرا...

شاید برای من پاپوش دوخته‌اند، می‌دانید؟

فکر می‌کنم شاید کسی من را گرفتار کرده است.

ببین... ببین.

اوه، قطعاً اکنون یک تکه پای سیب برایم خوشایند خواهد بود.

بگذارید فقط... بنشینیم و راجع به آن صحبت کنیم، باشد؟

زیرا من دربارهٔ هیچ‌یک از این موارد مطمئن نیستم.

گوش کنید.

آیا می‌توانم فقط بروم و با مادر صحبت کنم؟

اِدی! بگذارید با او صحبت کنم.

هِی، به من نگاه کن. به من نگاه کن.

مادر تو فوت شده است.

راجع به چه صحبت می‌کنی؟

راجع به چه صحبت می‌کنی؟ راجع به چه صحبت می‌کنی؟

کلانتر!

با او چه کردی؟

فرانک، هِی. بس کن! با او چه کردی؟

فرانک، این کار را انجام نده!

بایست!

هِی! بس کن! هِی!

یک نفر... بایستید! هِی!

فرانک!

فرانک، بس کن! بس کن!

بایست! فرانک! کافی است!

عجله کن!

کافی است! کافی است!

کافی است. کافی است. چرا این کار را انجام دادی؟

فرانک

چرا؟

چرا؟

چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟

چه چیزی در حال وقوع است؟

چرا آن کار را انجام دادی، فرانک؟

من و تو همیشه با هم سازگار بودیم. چرا؟

نگاه کن چه کسی پشت سر من است.

ساعت دو تو. بله، اوست.

ظاهراً قرار شبانه در گورستان لغو شده است.

فکر می‌کنی مادر از تماشای همخوابگی آنان لذت می‌برد؟

هیس. بس کن.

باید برویم.

قهوهٔ بیشتری میل دارید؟

خیر.

چه چیزی می‌خوانی؟

به شما ربطی ندارد. شما...

راجع به اِد شنیده‌ای، این‌طور نیست؟

خیر.

چه چیزی؟

آیا ریه‌ها مطابقت دارند؟

خیر.

آیا قلب مطابقت دارد؟

خیر.

سلام، فرانک.

پیش از آنکه چیزی بگویی...

من فقط باید مادرم را به خاک بسپارم.

درک می‌کنم، فرانک.

من هشت ساعت است اینجا نشسته‌ام.

و... من فقط می‌خواهم جسد او را به من تحویل دهید.

فرانک. من فقط...

من باید جسد او را به من تحویل دهید. فرانک. فرزندم.

فرزندم. من...

ما همچنان در حال جمع‌آوری اجزای بدن ایشان هستیم.

در حال حاضر نمی‌توانم ایشان را به شما تحویل دهم.

خیر، مال او نیست. مطابقت ندارد.

خیر.

خیر.

خیر.

و فرانک.

او همچنان...

ما همچنان برخی از...

اجزای آزاردهنده را گم کرده‌ایم.

کدام اجزاء؟

فقط به من بگو.

من بسیار متأسفم.

فقط...

DAHMER - Monster: The Jeffrey Dahmer Story subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left