Friday the 13th Part VI: Jason Lives

Friday the 13th Part VI: Jason Lives

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Friday The 13th Part VI Jason Lives 1986 1080p BluRay x264-PHOBOS
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Jason Lives: Friday the 13th Part VI 1986 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-11-24
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

هاوز: نمی‌دونم چطور منو راضی کردی، تامی.

لعنتی، حتماً دیوونه شدم، هه.

می‌دونی...

اگه تیمارستان از این قضیه خبردار بشه...

با لباس بستری میارنمون و پرت‌مون می‌کنن تو.

برای همیشه. تامی: مجبور نبودی بیای، هاوز.

این قضیه بین من و جیسونه. (من می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم.)

ولی هنوز این "درمان" رو نمی‌فهمم.

تنها چیزی که باید بدونی اینه که جیسون مرده، آره، هه؟

دیدن جنازه‌ش که توهماتت رو از بین نمی‌بره.

دیدنش نه، ولی نابود کردنش آره.

جای جیسون تو جهنمه و من مطمئن میشم که به اونجا برسه.

باشه، اینم از این، هان؟

اینم قبرش.

باشه، بریم. یه لحظه وایسا.

چی؟

باید مطمئن شم.

باشه. اینم مدرکت. اینم تابوتش. بریم.

دیلم رو بده دستم. قرار نیست اون رو باز کنی.

دیلم رو بده دستم.

گرفتمش.

اصلاً از این خوشم نمیاد.

تامی جوان: بمیر!

بمیر! تریش: تامی!

تامی جوان: بمیر!

تریش: تامی! تامی جوان: بمیر!

تریش: تامی. تامی، لعنتی از اینجا برو!

کجا داری میری؟

هی، این برای چیه؟

تامی، داری چیکار می‌کنی؟

اوه، گندش بزنن.

وای، خدا.

حتماً حسابی داغونت کرده.

آره، گورت رو گم کن، جیسون.

داری چیکار می‌کنی؟

تامی. میشه اونو ولش کنی؟

خواهش می‌کنم.

تامی، خواهش می‌کنم. بیا بریم از اینجا. دیگه قلبم طاقت نداره.

هاوز!

شلیک نکن. خواهش می‌کنم. تو کار نمایش هستی، پسر؟

خوب بلدی چطور ظاهر شی. ببین، باید یه کاری بکنی.

جیسون زنده‌ست. رفیقم رو کشت و الان داره میاد سراغ من.

بهتره آروم بگیری، پسر.

میشه گوش کنی؟ اعصابم رو خورد نکن، جوجه.

وگرنه این دفتر رو با مغزت نقاشی می‌کنم. ببین، جیسون زنده‌ست.

ما جسدش رو از قبر درآوردیم. می‌خواستم بسوزونمش.

صبر کن. اسمت چیه، پسر؟

تامی جرویس. باید یه کاری بکنیم.

اون الان حتی قوی‌تره.

تو همون پسربچه نیستی که دوستاش توسط اون روانی کشته شدن؟

آره. جیسون اونها رو به قتل رسوند.

از اون موقع هم تو یه کلینیک روانپزشکی بودی.

خدای من، این هوا چه مرگشه؟

متاسفم. نمی‌دونستم تو مشکل نداری، ریک.

می‌خوام یه ساکن سابق اینجا رو بهتون معرفی کنم، تامی جرویس.

یه جور شوخی داره... وقت این حرفا نیست!

جیسون باید متوقف بشه! چه شوخی‌ای، مایک؟

هی. هی! اوه!

این همون چیزیه که بهش میگن "گند زدن".

این اوباش رو ادب کنین. نه، وایسین. باید به حرفم گوش بدین.

جیسون داره میاد اینجا. دنبالم میاد!

سعی کردم نابودش کنم، ولی گند زدم. دقیقاً درست گفتی، اوباش.

تو گوش کن به من.

بابت اتفاقی که برات افتاد متاسفم.

ولی هیچکس تو "فارست گرین" نمی‌خواد یادآوری بشه...

از کاری که اون روانی کرد. برای همین اسم اینجا رو عوض کردیم.

مردم میخوان فراموش کنن که اینجا "کریستال لیک" بود.

نیازی نیست یه بچه دوباره ماجرای جیسون رو زنده کنه.

حالا، فقط دراز بکش و یه کم استراحت کن.

صبح زنگ میزنم به اون کلینیک. نه!

اگه فقط بری قبرستون، می‌بینی که دروغ نمیگم.

یا می‌خوابی یا میام تو و کارت رو تموم می‌کنم.

پشیمون میشی که به حرفم گوش ندادی.

پشیمون میشی اگه دهنت رو نبندی. ریک: یه چرت بزن، جوجه.

آروم باش. همینطوری هم خوندن این چیز سخته.

خب، کی به من گفت از این کوره راه برم؟ یه دقیقه صبر کن.

قبول داری که تابلو میگفت "کمپ فارست گرین"؟

با یه پیکان که این سمت رو نشون می‌داد؟

بدون مشورت با وکیلم هیچی رو قبول نمی‌کنم.

باید یه رد نون خشک می‌ذاشتیم. شروع نکن.

پس این از برگشتن مسئولین ارشد کمپ به تنهایی.

میگم ماشین رو نگه داریم، پیاده شیم و شروع کنیم به داد زدن واسه کمک.

شوخی کردم، لیزبث. دارن، بهتره برگردیم.

چرا؟ چون من به اندازه کافی

فیلم ترسناک دیدم که بدونم هر آدم عجیبی که ماسک داره، هیچوقت مهربون نیست.

دارن: وای!

هیچ جوره نمیشه این کارو بکنیم.

اگه ماشین بیفته تو اون دره، هیچوقت نمیتونیم درش بیاریم.

پیشنهاد بهتری داری؟

آره.

قراره بترسونیمش.

قراره بترسونیمش؟ آره.

فقط برو سمتش. خودش میره کنار.

هیچکس نمی‌خواد بمیره. خب، این یه حقیقت لعنتیه.

مخصوصاً ما. فقط برو.

میره کنار از سر راهمون.

آره. حسابی از ترس رید به خودش.

اوه نه. همین بود.

با این فسقلی دنده عقب برمیگردیم شهر.

جهنمم که باشیم.

این رو از کجا آوردی؟ نگرانش نباش.

فقط خونسرد باش. خونسرد باشم؟

تو که Dirty Harry نیستی. دیگه بس کن.

خیلی خب، آشغال. از جاده برو کنار.

حالا.

دارن، همین الان برگرد تو. اون می‌کشتت.

مگه اینکه من زودتر گیرش بیارم.

نه، نه.

نه!

خواهش می‌کنم.

خواهش می‌کنم، یه لحظه صبر کن.

لطفا. اینا رو بگیر.

لطفا.

میتونی اینو داشته باشی...

بابا، خواهش می‌کنم. حداقل بذار ریک با ماشین بره بیرون

و دنبالشون بگرده.

مگان، معاون من کارای مهم‌تری داره

تا اینکه دنبال مربی‌های اردوگاهی که ماشینشون خراب شده، بگرده.

آخه بابا! نمی‌تونی یه حکم بازرسی سراسری صادر کنی؟

واقعاً کار خوبی می‌شد. مامانت چرخ خیاطی داره، بچه؟

ببخشید؟ هی، دور شو.

آه، هی. معذرت می‌خوام.

دارن و خواهرم لیزبث مسئولن

که اردوگاه‌های جدید رو سازماندهی کنن و ما نمی‌دونیم چیکار کنیم.

و همه بچه‌ها امروز می‌رسن. ما آماده این اوضاع نیستیم.

من حالتون رو درک می‌کنم بچه‌ها.

بهترین کاری که می‌تونم بکنم اینه که به ایستگاه کارپنتر زنگ بزنم و ازشون بخوام حواسشون باشه.

تامی: من حس بدی دارم که ممکنه چی اتفاق افتاده باشه.

امیدوارم خوب باشن، ولی با جیسون که اون بیرونه...

خفه شو. جیسون کیه؟

مگان، ازش دور شو. اون خطرناکه.

من خطرناک نیستم. جیسون اون بیرونه.

اون دنبال منه. احتمالا داره برمی‌گرده به اردوگاه.

گفتم خفه شو.

منظورت جیسون کمپ خونه؟

آره. نه.

شما بچه‌ها بهتره برید.

این پسر حالش خوب نیست و من باید باهاش خصوصی حرف بزنم.

بابا، خواهش می‌کنم. ما فقط داشتیم... مگان!

دوستاتو برگردون به اردوگاه.

اگه خبری از سرپرستای اردوگاهت شنیدم بهت خبر میدم.

زیاد بد کتکش نزن. خوشگله.

مگان، برو.

اوه. خوشگله.

می‌خواستم زنگ بزنم به اون کلینیک و بگم بیان جمعت کنن ببرنت.

ولی نمی‌خوام اینجا باشی و دخترم رو مسموم کنی.

یا هرکس دیگه رو، با اون شوخ‌طبعی بیمارگونه‌ت. باید بهشون هشدار داد، کلانتر.

جیسون برمی‌گرده به منطقه‌ای که براش آشناست. هرچی هم که اسمشو بذاری،

برای اون هنوزم همون کمپ کریستال لیکه.

ما همراهیت می‌کنیم تا مرز قلمرو من.

بعد با هم خداحافظی می‌کنیم و دیگه هیچ‌وقت اینجاها نمی‌بینیمت.

همدیگه رو فهمیدیم؟

گندش بزنن. گندش بزنن. لعنت.

می‌دونم قراره تقصیر این قضیه گردن من بیفته.

بگو مارتین پیر نگهبان خوبی نیست.

بابا، من یه فارغ‌التحصیل دبیرستانم.

من لایق این کارم. من به دستش آوردم.

هیچ‌کس قرار نیست بفهمه.

اون کله‌خرابا حتی نتونستن درست بذارنش سر جاش.

خب، من که دست به اون کثافت لزج نمی‌زنم.

چرا باید میرفتن و جیسون رو از قبر درمیاوردن؟

بعضی آدما یه ایده عجیبی از سرگرمی دارن.

هی، شماها. شماها، دارم نگران می‌شم.

راجع به جیسون؟ اوه. نه، راجع به دارن و لیزبث.

حداقل باید زنگ می‌زدن، فکر نمی‌کنی؟

مگان؟ چی؟

الو؟ آره، هه.

این دختر برگشته تو سلول زندان، پیش دلداده زندانیش.

آه. ها ها.

با هیچ دیوونه زندانی قاطی نشو، دختر.

اونا آدم‌های دردسرسازین. اوه، تو از کجا می‌دونی؟

من به اندازه کافی تجربه دارم تا کلی چیز تو تلویزیون ببینم.

تلویزیون؟ آره. هه.

من در مورد اون پسره مطمئن نیستم، مگان.

با اون همه حرفایی که درباره جیسون زد، خیلی عجیب به نظر می‌رسید.

می‌دونی چی لازم داری؟ من که اینو همیشه بهت میگم. یه پسر مثل من لازم داری، ها؟

پسری که اینقدر عجیب غریب نیست. شاید هم داشت راست می‌گفت.

فقط چون پدر و مادرمون مدام بهمون میگن

که جیسون فقط یه افسانه بوده، به این معنی نیست که حقیقت نداشته.

اگه واقعاً برگشته باشه اینجا چی؟

دنبال اون سرپرست اردوگاه می‌گرده که باعث شد وقتی بچه بود غرق بشه.

دنبال اونی که مادر کینه‌جوش رو سر بریده؟

و تو که می‌دونی امروز چه تاریخی‌ه، مگه نه؟

و من فقط به یه چیز حتی ترسناک‌تر فکر می‌کنم.

چی؟

بچه‌ها رسیدن.

پسر: آره، حتماً!

زن: مواظب باش. ممکنه بیفتی.

ایناشون. و همه‌شون مال توئن.

فکر کنم ترجیح میدم با همون جیسون قدیمی سروکله بزنم.

همین که روی رو گیر بندازیم، تمومه. پیروزی مال ماست.

تا ابد داره طول می‌کشه. دارم از گرسنگی می‌میرم.

مشکل تو همینه، لری.

واسه همین فروشات همیشه کمتر از سهمیه است.

غریزه خوردنت از غریزه برنده شدنت قوی‌تره.

تو واقعاً یه خری، می‌دونی؟ بهتر از اینه که کلاً خر باشم.

اوه. این خیلی ناعادلانه‌ست. استان: اوه، باز شروع کردیم با ناعادلانه.

جنگ عادلانه نیست. لری: ول کن بابا، خواهش می‌کنم؟

این جنگ نیست. این یه بازیه. استان: جنگ یه چیز زشته.

لری: گرسنمه. صبر کن تا یه چیزی رو بکشیم، بعد می‌تونی بخوری.

More Farsi Persian subtitles for Friday the 13th Part VI: Jason Lives

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left