The first 200 lines.
ليزبن ، ليزبن
تکون نخور
گاز ميگيره ؟
. ممکن بود من رو بکشه
سي بي آي ؟
. بله آقا ، ليزبن . جين
مارلي چرا انقدر طولش دادي ؟
کلانتر ميدونم توي موقعيت سختي قرار دارين
موقعيت سخت ؟
. اين معاون من دپوتي نلسون است
. 15 سال با من بوده سه تا بچه داره
اون ديشب ساعت 10:30 يکي از تلفن هاي 911 رو جواب داد . يک دختر محلي به اسم کيلي هارلُو با موبايلش تماس گرفته بود
. اون موقعيتش رو اعلام کرد و لاين ارتباطي قطع شد
. اين معاون لانس کارنر است
. پنج سال اينجا بوده
. پدرش تو دبيرستان با من بود
اون کاپيتان اي ام تي (مربوط به آتشنشاني ) که ميبيني اونجا داره مثل يک بچه گريه ميکنه . خواهرزاده ي من تاده
. دليل گريه کردنش نامزدشه، کيلي ، بريدگي در ناحيه ي گردن
. پس بله موقعيت سختيه
. شما هم بفرماييد و هرچيزي که ميخواهيد ببينيد
هر وقت کارتون تموم شد به من اطلاع بديد تا اين آدما(جنازه ها ) رو به يک . مکان بهتر ببرم
ييييش . اين دردسره
. با اين حال جالبه
سه مدل متفاوت قتل ؟ دليلش چيه ؟
هميشه دردسر سازه وقتي پليس هاي محلي . شخصا با قضيه مرتبط ميشن
فکر ميکني فدرالي ها اين يکي رو بخوان ؟
. جنازه ها رو منظم کرده ، البته خيلي نمايان نيست
. اما قطعا سعي کرده کارش رو زيبا نشون بده
. اون از زمانش استفاده کرده
. بله ، واقعا پيچيده است ، با يک آدم مجنون سر و کار داريم
. آره . فکر کنم به فدرالي ها زنگ بزنم
. نه اين کار رو نکن
. نميدونم چرا ولي من ... من اين پرونده رو ميخوام
. يا برعکس
. خيلي خوب ، ولي يک احساسي دارم که بعدا از اين کارم پشيمون ميشم
شما آدم ها هنوز کارتون تموم نشده ؟
، کلانتر مارلي فقط بخاطر اينکه با هم هماهنگ باشيم
توي پرونده هاي مثل اين ، ما سي بي آي . صلاحيت انجام هر کاري رو در اين حوزه ي قضايي داريم
. بخش شما صرفا نقش مشورتي رو داره
... راهش همينه . شما ميتونيد تمام صلاحيتي رو که ميخوايد داشته باشيد
به خدا قسم ميخورم ، مردي که اينکار . رو کرده ، انقدر زنده نمينونه تا دادگاه رو ببينه
. شما حرف هاش رو نشنيديد
. بعله
. همين الان هم متاسفم
LDN Proudly Presents subtitle of
THE MENTALIST – RED MOON
the mentalist Season 03 Episode 09
چيه ؟ WI - FI پسورد
بگيم ؟ 1-2-3-4 البته
. پس ... سي بي آي
. تفنگهاي درجه بالا
. نه واقعا ، من مامور ون پلت هستم
. باب وولگار
. شماره ي دوي اين اطراف . اون هم هابزه
آقا ، ميتونم کمکتون کنم ؟
ممکنه من با کسي که مسئول عمليات قتله صحبت کنم ؟
اونوقت چرا ؟
معذرت ميخواهم شما مسئوليد ؟
... نه ولي من . من هم همين فکر رو کردم
. آقا ، من با سي بي آي هستم
. اين پرونده زير نظر ماست
اگر اطلاعاتي راجع به پرونده داريد . من واقعا خوشحال ميشم که بهتون کمک کنم
خانم ، بي احترامي نباشه ، ولي شما بيش از حد جوان . و زيباييد که مسئول اين پرونده باشيد
. من بايد منتظر رئيستون بمونم
. اگر جزو رسانه هستيد به حرکت ادامه بدين
. سي بي آي . پليس
. اسلحت رو بزار زمين همين حالا
. خيلي خوب . مشکلي نيست
. نيازي نيست شليک کنيد
... و شما . من جو هانيکر هستم
. کيلي نوه ي منه . من با اون و تاد اينجا زندگي ميکنم
. بيايين داخل
. اون دختر خوبي بود
... ميدونيد ، اگر اون و تاد من رو اينجا نياورده بودند
... به خاطر رسيدگي به وي اِي ممکن بود تو خوابگاهي جايي باشم
. سلام تاد . ليزبن ، جين
. بله ، هميدگرو ديديم
. واقعا من ... من متاسفم بخاطر دردسري که ايجاد کردم
. يکم ، آه ، احمقانه بود
. ميتونيد تصورش بکنيد
. حالا يکم آروم شدم
. مطمئن باشيد ، ديگه کار احمقانه اي انجام نميدم
. ما فقدانش رو بهتون تسليت ميگيم
. و واقعا خوشحالم که به مسئله رو به اين شکل ميبيند
.به هيچ وجه نميتونين قانون رو تغيير بديد
. انتقام واقعا کاري نميکنه
اين فقط يک حرفيه که همه ميگن ،درست نميگم ؟
من مطمئنم همه ي ما ميتونيم به مثال هايي فکر کنيم که انتقام توش . باشکوه باشه
. بخاطر نيرويي که هدر دادي ممنون
. فقط ميگفتم
. در مورد کيلي بهمون بگو
. نميدونم چي بگم
. من عاشقشم
. ما قراره ازدواج کنيم
. قرار بود پدر و مادر
. تصادف با ماشين پنج سال پيش
. راننده ي مست
. هردو مرده
آخرين باري که باهاش حرف زدي کي بود ؟
... حدود يکساعت قبل از اينکه بياد خونه ... بهش زن زدم و من
. من ازش خواستم کمي چيپس و آبجو بياره خونه
. من و هاني داشتيم ... داشتيم جين رامي بازي ميکرديم پ
. و من ميتونستم برم دنبالش
. ميدوني ، من گاهي اينکار رو ميکنم ، وقتي بارون مياد يا هرچيزي
... اما ديشب ... ديشب من ... فقط فقط تنبلي کردم ، فکر کنم
. در اصل اين تقصير منه که اون مرده
. نزن . اين حرف رو نزن پسر
. تقصير خودت ننداز
. لطفا کسي که اينکار رو کرد رو پيدا کنيد
. من فقط ميخوام بدونم چرا
چرا ؟
. کيلي سال گذشته شيفت دير وقت رو کار ميکرد
4:00 تا 10:00 بر اساس ساعت کاري
. بچه ي خوبي بود ، همه دوستش داشتند
هميشه بهت لبخند ميزد ، ميدوني ؟
. آره اون هميشه راجع به مردم بهترين فکر رو ميکرد
. يک جورايي اون جوري ضعيف شده بود
کس خاصي رو مَد نظر داري ؟
. نه ، فقط ، ميدوني به همه اعتماد ميکرد
ديشب ، چه زماني کارش رو ترک کرد ؟
. مثل هميشه 10:00 . با اون دوچرخه ي قراضه اش
بهش گفتم که امنيت نداره ولي گفت . که اينطوري هم پولش حفظ ميشه هم لاغر ميمونه
اتفاق غير عادي اي موقع شيفتش نيفتاد ؟ هر چيزي ؟
. نه چيزي که من ديده باشم
. يک راننده ي کاميون بود که سعي کرد اون رو سوار کنه
. تا حالا چند بار اومده
. و هميشه اونرو مثل يک آشغال رها ميکرد Always left her, like, a 10-buck tip.
. اون ديروز موقع تعطيل شدن اينجا بود راستي ، اونو يادت مياد ؟
اون هميشه دوست داشت تا حلقه ي ازدواجش رو به . پسرا نشون بده تا اونا رو بشونه سر جاشون
ولي اين يارو مثل اين بود " من اهميتي به اين موضوع نميدم " و . به تلاش کردن ادامه ميداد
اسمش رو ميدوني ؟
. روي پيرهنش نوشته گرگ
تو اون رو يادته . يک يارويه گنده ي پيره روغني
نه . نميتونم بگم يادمه .
اون يک کاميون داره با يک پرتقال بزرگ خندون کنارش
"با بازوهايي که ميگه " سلام من يک پرتقالم
" مثال هايي که انتقام در آنها باشکوه بود "
. عاليه . من فقط اذيت ميکردم
يکم رياکارانه به نظر ميومد که در مورد انتقام براش سختراني کردي تو اينطور فکر نميکني ؟
چطوري ؟
آه ، تمام اين سالها تو داشتي به من کمک ميکردي تا به انتقامم برسم ؟
.اون فرق ميکنه
چطوري ؟
. کنترل اوضاع دست منه
اوه، واقعا ؟
. اون بايد جاي در اطراف همين جاده ربوده شده باشه
. عجيبه ما دوچرخه اش رو پيدا نکرديم
. شايد اون مستقيم نرفته خونه
منظورت چيه ، "کنترل اوضاع دست توئه "؟
، وقتي که اون روز برسه ، وقتي که ما رِد جان رو پيدا کنيم
من اونجا خواهم بود تا به تو اجازه ندم . کار احمقانه اي انجام بدي
. ما اون رو مقابل قاضي و قضات قرار ميديم
تو واقعا به اين موضوع باور داري ؟ . بله باور دارم
واقعا ؟
من فقط فرض کردم قضيه ي قاضي و قضات رو . براي اينکه نمک داستان زياد بشه اضافه کردي
.خوب ، تو اشتباه فرض کردي . نمکي در کار نيست
.تو ميدوني که واقعا متفاوت خواهد بود
رِد جان مال منه ، و من انتقامم . رو ازش ميگيرم
، من فکر ميکنم ، وقتي زمانش برسه . تو ميفهمي که خشونت راه حلش نيست
من تا به حال فکر نميکردم که ايده هاي ساده ي تو . اينچين آرمان گرا باشند و عميقا احساس شوند
. هاش . هاش
. هاش
. ببخشيد
شما مامور ليزبن هستيد ؟
. بله ، من هستم .عصر بخير ، خانم
. اسم من اليس مارسه
من متوجهم که شما مامور اجرايي . تحقيقات مرگ کيلي فارلو هستيد
. بله
. دختر بيچاره
من بعضي وقتها اطراف ميديدمش . چقدر سرحال ، چقدر بي گناه
بله ؟
. من اطلاعات دارم
قاتل دوباره کسي رو خواهد کشت
. به زودي
و شما چطور ميدونيد ، آقا ؟
. خوب ، توضيح دادنش سخته
بعضي ها بهش ميگن چشم سوم يا اي اس پي . من به راحتي مثل يک هديه بهش فکر ميکنم
. علاقه اي ندارم . با اين حال ، ممنون
. خوب ، من ساعتها اينجا منتظر موندم
. خوب ، شايد شما آقا ، روشن فکر تر باشيد
. آه ، نگذار شروع کنم
من بي ادبي شما رو ميبخشم . من ميتونم بگم که . شما مصيبت بزرگي رو پشت سر گذاشتيد
اُه ، واقعا ؟
. معذرت ميخوام . قصد توهين نداشتم
. من فقط ، آه ، توي چشماتون ديدم
. خدا نگهدار ، آقاي مارس
اگر دوباره به کمک من نياز داشتيد . لطفا با من تماس بگيريد
. من با خوشحالي برميگردم
، چو و ريگزبي به ساکرامِنتو برگشتن تا گريگور هُبرات را بيارن
. يک کاميون از مزرعه ي مرکبات خوشحال داره
وقتي کيلي شيفتش رو ترک ميکرده . در حال حرف زدن با اون ديده شده بود
پزشکي قانوني چي ؟
اونها در تحويل دادن پرونده تعجيل کردن اولين چيز فردا صبح به دستمون ميرسه
و در نزديک ترين متل براي خودمون اتاق گرفتم . قيمت هاي معقولي داره
. معاون هابز گفت تميزه
. خوبه . روز طولاني اي بود
تو حالت خوبه ، جين ؟
، اُه ، يک متل توي يک شهر کوچک پيتزا ي پمپ پنزين پي بهترين از اين ميتونه باشه ؟
گريگور هُبرات؟
. بله . فرار نکن
No comments yet. Be the first to leave one.