The Mentalist

The Mentalist

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

the mentalist s03e09
A Commentary by ldn

Tags

other
Published on: 2010-12-02
Downloads: 66
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ليزبن ، ليزبن

تکون نخور

گاز ميگيره ؟

. ممکن بود من رو بکشه

سي بي آي ؟

. بله آقا ، ليزبن . جين

مارلي چرا انقدر طولش دادي ؟

کلانتر ميدونم توي موقعيت سختي قرار دارين

موقعيت سخت ؟

. اين معاون من دپوتي نلسون است

. 15 سال با من بوده سه تا بچه داره

اون ديشب ساعت 10:30 يکي از تلفن هاي 911 رو جواب داد . يک دختر محلي به اسم کيلي هارلُو با موبايلش تماس گرفته بود

. اون موقعيتش رو اعلام کرد و لاين ارتباطي قطع شد

. اين معاون لانس کارنر است

. پنج سال اينجا بوده

. پدرش تو دبيرستان با من بود

اون کاپيتان اي ام تي (مربوط به آتشنشاني ) که ميبيني اونجا داره مثل يک بچه گريه ميکنه . خواهرزاده ي من تاده

. دليل گريه کردنش نامزدشه، کيلي ، بريدگي در ناحيه ي گردن

. پس بله موقعيت سختيه

. شما هم بفرماييد و هرچيزي که ميخواهيد ببينيد

هر وقت کارتون تموم شد به من اطلاع بديد تا اين آدما(جنازه ها ) رو به يک . مکان بهتر ببرم

ييييش . اين دردسره

. با اين حال جالبه

سه مدل متفاوت قتل ؟ دليلش چيه ؟

هميشه دردسر سازه وقتي پليس هاي محلي . شخصا با قضيه مرتبط ميشن

فکر ميکني فدرالي ها اين يکي رو بخوان ؟

. جنازه ها رو منظم کرده ، البته خيلي نمايان نيست

. اما قطعا سعي کرده کارش رو زيبا نشون بده

. اون از زمانش استفاده کرده

. بله ، واقعا پيچيده است ، با يک آدم مجنون سر و کار داريم

. آره . فکر کنم به فدرالي ها زنگ بزنم

. نه اين کار رو نکن

. نميدونم چرا ولي من ... من اين پرونده رو ميخوام

. يا برعکس

. خيلي خوب ، ولي يک احساسي دارم که بعدا از اين کارم پشيمون ميشم

شما آدم ها هنوز کارتون تموم نشده ؟

، کلانتر مارلي فقط بخاطر اينکه با هم هماهنگ باشيم

توي پرونده هاي مثل اين ، ما سي بي آي . صلاحيت انجام هر کاري رو در اين حوزه ي قضايي داريم

. بخش شما صرفا نقش مشورتي رو داره

... راهش همينه . شما ميتونيد تمام صلاحيتي رو که ميخوايد داشته باشيد

به خدا قسم ميخورم ، مردي که اينکار . رو کرده ، انقدر زنده نمينونه تا دادگاه رو ببينه

. شما حرف هاش رو نشنيديد

. بعله

. همين الان هم متاسفم

LDN Proudly Presents subtitle of

THE MENTALIST – RED MOON

the mentalist Season 03 Episode 09

چيه ؟ WI - FI پسورد

بگيم ؟ 1-2-3-4 البته

. پس ... سي بي آي

. تفنگهاي درجه بالا

. نه واقعا ، من مامور ون پلت هستم

. باب وولگار

. شماره ي دوي اين اطراف . اون هم هابزه

آقا ، ميتونم کمکتون کنم ؟

ممکنه من با کسي که مسئول عمليات قتله صحبت کنم ؟

اونوقت چرا ؟

معذرت ميخواهم شما مسئوليد ؟

... نه ولي من . من هم همين فکر رو کردم

. آقا ، من با سي بي آي هستم

. اين پرونده زير نظر ماست

اگر اطلاعاتي راجع به پرونده داريد . من واقعا خوشحال ميشم که بهتون کمک کنم

خانم ، بي احترامي نباشه ، ولي شما بيش از حد جوان . و زيباييد که مسئول اين پرونده باشيد

. من بايد منتظر رئيستون بمونم

. اگر جزو رسانه هستيد به حرکت ادامه بدين

. سي بي آي . پليس

. اسلحت رو بزار زمين همين حالا

. خيلي خوب . مشکلي نيست

. نيازي نيست شليک کنيد

... و شما . من جو هانيکر هستم

. کيلي نوه ي منه . من با اون و تاد اينجا زندگي ميکنم

. بيايين داخل

. اون دختر خوبي بود

... ميدونيد ، اگر اون و تاد من رو اينجا نياورده بودند

... به خاطر رسيدگي به وي اِي ممکن بود تو خوابگاهي جايي باشم

. سلام تاد . ليزبن ، جين

. بله ، هميدگرو ديديم

. واقعا من ... من متاسفم بخاطر دردسري که ايجاد کردم

. يکم ، آه ، احمقانه بود

. ميتونيد تصورش بکنيد

. حالا يکم آروم شدم

. مطمئن باشيد ، ديگه کار احمقانه اي انجام نميدم

. ما فقدانش رو بهتون تسليت ميگيم

. و واقعا خوشحالم که به مسئله رو به اين شکل ميبيند

.به هيچ وجه نميتونين قانون رو تغيير بديد

. انتقام واقعا کاري نميکنه

اين فقط يک حرفيه که همه ميگن ،درست نميگم ؟

من مطمئنم همه ي ما ميتونيم به مثال هايي فکر کنيم که انتقام توش . باشکوه باشه

. بخاطر نيرويي که هدر دادي ممنون

. فقط ميگفتم

. در مورد کيلي بهمون بگو

. نميدونم چي بگم

. من عاشقشم

. ما قراره ازدواج کنيم

. قرار بود پدر و مادر

. تصادف با ماشين پنج سال پيش

. راننده ي مست

. هردو مرده

آخرين باري که باهاش حرف زدي کي بود ؟

... حدود يکساعت قبل از اينکه بياد خونه ... بهش زن زدم و من

. من ازش خواستم کمي چيپس و آبجو بياره خونه

. من و هاني داشتيم ... داشتيم جين رامي بازي ميکرديم پ

. و من ميتونستم برم دنبالش

. ميدوني ، من گاهي اينکار رو ميکنم ، وقتي بارون مياد يا هرچيزي

... اما ديشب ... ديشب من ... فقط فقط تنبلي کردم ، فکر کنم

. در اصل اين تقصير منه که اون مرده

. نزن . اين حرف رو نزن پسر

. تقصير خودت ننداز

. لطفا کسي که اينکار رو کرد رو پيدا کنيد

. من فقط ميخوام بدونم چرا

چرا ؟

. کيلي سال گذشته شيفت دير وقت رو کار ميکرد

4:00 تا 10:00 بر اساس ساعت کاري

. بچه ي خوبي بود ، همه دوستش داشتند

هميشه بهت لبخند ميزد ، ميدوني ؟

. آره اون هميشه راجع به مردم بهترين فکر رو ميکرد

. يک جورايي اون جوري ضعيف شده بود

کس خاصي رو مَد نظر داري ؟

. نه ، فقط ، ميدوني به همه اعتماد ميکرد

ديشب ، چه زماني کارش رو ترک کرد ؟

. مثل هميشه 10:00 . با اون دوچرخه ي قراضه اش

بهش گفتم که امنيت نداره ولي گفت . که اينطوري هم پولش حفظ ميشه هم لاغر ميمونه

اتفاق غير عادي اي موقع شيفتش نيفتاد ؟ هر چيزي ؟

. نه چيزي که من ديده باشم

. يک راننده ي کاميون بود که سعي کرد اون رو سوار کنه

. تا حالا چند بار اومده

. و هميشه اونرو مثل يک آشغال رها ميکرد Always left her, like, a 10-buck tip.

. اون ديروز موقع تعطيل شدن اينجا بود راستي ، اونو يادت مياد ؟

اون هميشه دوست داشت تا حلقه ي ازدواجش رو به . پسرا نشون بده تا اونا رو بشونه سر جاشون

ولي اين يارو مثل اين بود " من اهميتي به اين موضوع نميدم " و . به تلاش کردن ادامه ميداد

اسمش رو ميدوني ؟

. روي پيرهنش نوشته گرگ

تو اون رو يادته . يک يارويه گنده ي پيره روغني

نه . نميتونم بگم يادمه .

اون يک کاميون داره با يک پرتقال بزرگ خندون کنارش

"با بازوهايي که ميگه " سلام من يک پرتقالم

" مثال هايي که انتقام در آنها باشکوه بود "

. عاليه . من فقط اذيت ميکردم

يکم رياکارانه به نظر ميومد که در مورد انتقام براش سختراني کردي تو اينطور فکر نميکني ؟

چطوري ؟

آه ، تمام اين سالها تو داشتي به من کمک ميکردي تا به انتقامم برسم ؟

.اون فرق ميکنه

چطوري ؟

. کنترل اوضاع دست منه

اوه، واقعا ؟

. اون بايد جاي در اطراف همين جاده ربوده شده باشه

. عجيبه ما دوچرخه اش رو پيدا نکرديم

. شايد اون مستقيم نرفته خونه

منظورت چيه ، "کنترل اوضاع دست توئه "؟

، وقتي که اون روز برسه ، وقتي که ما رِد جان رو پيدا کنيم

من اونجا خواهم بود تا به تو اجازه ندم . کار احمقانه اي انجام بدي

. ما اون رو مقابل قاضي و قضات قرار ميديم

تو واقعا به اين موضوع باور داري ؟ . بله باور دارم

واقعا ؟

من فقط فرض کردم قضيه ي قاضي و قضات رو . براي اينکه نمک داستان زياد بشه اضافه کردي

.خوب ، تو اشتباه فرض کردي . نمکي در کار نيست

.تو ميدوني که واقعا متفاوت خواهد بود

رِد جان مال منه ، و من انتقامم . رو ازش ميگيرم

، من فکر ميکنم ، وقتي زمانش برسه . تو ميفهمي که خشونت راه حلش نيست

من تا به حال فکر نميکردم که ايده هاي ساده ي تو . اينچين آرمان گرا باشند و عميقا احساس شوند

. هاش . هاش

. هاش

. ببخشيد

شما مامور ليزبن هستيد ؟

. بله ، من هستم .عصر بخير ، خانم

. اسم من اليس مارسه

من متوجهم که شما مامور اجرايي . تحقيقات مرگ کيلي فارلو هستيد

. بله

. دختر بيچاره

من بعضي وقتها اطراف ميديدمش . چقدر سرحال ، چقدر بي گناه

بله ؟

. من اطلاعات دارم

قاتل دوباره کسي رو خواهد کشت

. به زودي

و شما چطور ميدونيد ، آقا ؟

. خوب ، توضيح دادنش سخته

بعضي ها بهش ميگن چشم سوم يا اي اس پي . من به راحتي مثل يک هديه بهش فکر ميکنم

. علاقه اي ندارم . با اين حال ، ممنون

. خوب ، من ساعتها اينجا منتظر موندم

. خوب ، شايد شما آقا ، روشن فکر تر باشيد

. آه ، نگذار شروع کنم

من بي ادبي شما رو ميبخشم . من ميتونم بگم که . شما مصيبت بزرگي رو پشت سر گذاشتيد

اُه ، واقعا ؟

. معذرت ميخوام . قصد توهين نداشتم

. من فقط ، آه ، توي چشماتون ديدم

. خدا نگهدار ، آقاي مارس

اگر دوباره به کمک من نياز داشتيد . لطفا با من تماس بگيريد

. من با خوشحالي برميگردم

، چو و ريگزبي به ساکرامِنتو برگشتن تا گريگور هُبرات را بيارن

. يک کاميون از مزرعه ي مرکبات خوشحال داره

وقتي کيلي شيفتش رو ترک ميکرده . در حال حرف زدن با اون ديده شده بود

پزشکي قانوني چي ؟

اونها در تحويل دادن پرونده تعجيل کردن اولين چيز فردا صبح به دستمون ميرسه

و در نزديک ترين متل براي خودمون اتاق گرفتم . قيمت هاي معقولي داره

. معاون هابز گفت تميزه

. خوبه . روز طولاني اي بود

تو حالت خوبه ، جين ؟

، اُه ، يک متل توي يک شهر کوچک پيتزا ي پمپ پنزين پي بهترين از اين ميتونه باشه ؟

گريگور هُبرات؟

. بله . فرار نکن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left