Specials

Release info

Arang and the Magistrate E20 END 720p-KOR Forum KoreanDream in
A Commentary by shohreh
ترجمه و زیرنویس : شهـــــــره

Tags

720p
720
Published on: 2012-11-01
Downloads: 35
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

! نه

! نه ، برادر ، من نمي خوام بميرم ! خواهش مي کنم ، خواهش ميکنم منو نکش

مو يئون ، به خاطر اينکه اين همه مدت ، تو رو توي درد و رنج تنها گذاشته بودم

. متاسفم

. بيا با هم اينجا رو ترک کنيم

... ارتباط بين من و تو

. بزار همينجا تموم بشه

... مو يئونگ

يه فرشته مرگ هم مي تونه بميره ؟

. در اين جهان ، هيچ چيز ابدي وجود نداره

پس ، يه فرشته مرگ هم مي تونه بميره ؟

... ما فقط

. ناپديد مي شيم

! مادر

... مادر

! مادر ! مادر ! مادر

مادر ؟

! مادر

! مادر

! مادر

! مادر

! مادر ؟ ! مادر ؟

قسمت آخر آرانگ و دادرس

. مادر ، خواهش مي کنم يکم ديگه تحمل کن

... برات يه دکتر خوب ميارم و بعد

! ايون اوه

... خواهش مي کنم ، منو بزار پايين

... ايون اوه

مادر ؟

... پسرم

! مادر ... خيلي خيلي متاسفم

. ممنونم

مادر ؟

!مادر ! مادر

! مادر

! مادر

. بانو ديگه مرده

. بانو ... مرده

پس ، من بايد چيکار کنم ؟

کي ... ؟

حقيقت اينکه من تا آخرش تو رو ... با سنگدلي از خودم دور کردم

. نمي دونستم

اگرچه که هنوزم مطمئن نيستم که ميتونم ... با گفتن کلمه ي نمي دونستم ، بخشيده بشم

. اما واقعا چيزي نمي دونستم

... چقدر ديگه از خاطراتم رو بايد

رو امکان داره دوباره به ياد بيارم ....؟

... من ... خيلي ترسيدم

... چطوري

مي تونم از حالا به بعد زندگي کنم ...؟

... مو يئونگ ، اون بچه لوس

، اون در آخر

. مو يئون رو نجات داد

بايد بدون کوچکترين درنگي ، مي فرستادمش ، توي آتيش جهنم

.با نابود کردن وجود خودش ، نجاتش داد

.. چه حرف تسمخرانگيز ناراحت کننده اي

اما مو يئون ، اون ولگرد ، حتما بيشتر . از اون آتيش جهنم رو مي خواسته

داري در مورد کدوميکي حرف ميزني ؟

تو نمي دوني ؟

اون گفته بود که از بهشت به خاطر اينکه .به هيچ آرزو و ميلي نمي تونه برسه ، خسته شده

به همين خاطر بوده که مي خواسته يه حس ديگه رو تجربه کنه ، حتي اگه اون درد کشيدن . و اندود، توي آتيش جهنم باشه

پس ، جدا شدن اونا

. وحشيانه ترين مجازات براي اونه

... شايد

کي مي تونه بفهمه که به چي فکر مي کرده ؟

اما بهرحال ، انساني رو که من آماده کردم

. يه نقش فعال رو اينجا ، ايفا مي کنه

. اما هنوزم ، بازي ما تموم نشده

. مي دونم ، که بازي ما هنوز تموم نشده

، يه بار ديگه بهت مي گم

اما آرانگ ، اون دختر ، هرگز نمي تونه . اون مشکل رو حل بکنه

... بنابراين ، شما

بهتره خودت رو آماده کني ، تا به وقتش . بدنهامون رو با هم عوض کنيم

، اگرچه که اون مرده . اما بازم اون زنگ به صدا در نيومده

حقيقت راجع به مرگ من هيچ ربطي . به مادر دادرس نداشته

حتي اگرم نتونم حقيقت رو راجع به مرگم بفهمم

، و مجبور بشم که به جهنم برم

. هيچ مشکلي نخواهد بود

... به خاطر اينکه

به خاطر اينکه اگه به جهنم برم . باز هم مي تونم اون رو به خاطر بيارم

... مو يئونگ ، اون مرد

بهم توصيه کرد که حقيقت رو راجع به مرگت بفهمم

چي ؟

. کيم ايون اوه

چرا ؟

يه راه هست که حقيقت رو راجع به . مرگ آرانگ بفهمي

چي ؟

بايد بري و کتاب " مرگ و زندگي " رو در . دنياي اموات ببيني

" کتاب مرگ و زندگي ؟ "

توي اون کتاب ، حقيقت ها راجع به . زندگي و مرگ انسان ها نوشته شده

توي کتاب مرگ و زندگي آرانگ هم حتما حقيقت ها راجع به مقصر واقعي

.کسي که آرانگ رو به سمت مرگ برده ،نوشته شده

چطوري مي تونم اون کتاب رو بخونم ؟

کتاب هاي مرگ و زندگي انسان ها در ، بهشت نگه داري مي شوند

اما کتابهاي مربوط به انسان هاي مرده توي ،انبار خاص براي کتابهاي مرگ و زندگي نگهداري ميشون

که توي جنگل هوانگ چون نگه داري مي شون

اتاقي براي نگهداري کتاب هاي مرگ و زندگي؟

جنگل هوانگ چون ؟

اتاقي براي نگهداري کتاب هاي مرگ و زندگي؟

. درسته

... اما

اما اون گفت که قبل از اينکه زمانت تموم بشه .نمي توني به جايي که به دنياي اموات مربوطه، بري

... به همين خاطره که

. من اينکارو انجام مي دم

، خودم مراقب اوضاع هستم

. به همين خاطر نگران نباش

! نه

چي ؟

مي دوني که جنگل هوانگ چون چجور جايي هست؟

.درست، جلوي رودخانه ي هوانگ چون هست

. فقط وقتي که مرده باشي مي توني به اونجا بري

داري نقشه مي کشي که بميري ؟

کي گفته که من ميميرم ؟

... مو يئونگ بهت گفته که چجوري

. فراموشش کن ! فقط بس کن

.فقط بس کنم بدون اينکه به چيزي توجه کنم

چرا بايد بس کنم و چيزي نگم ؟

. با اينکه به بهشت نرم ، مشکلي ندارم

تو ... داري راجع به چي حرف ميزني ؟

چرا يه دفعه اي ؟

.گفته بودم که به بهشت مي فرستمت

. نه ، ديگه نمي خوام که به بهشت برم

، منظورت از اين چي هست ؟ هان

داري مي گي که يه دفعه تصميم گرفتي که به جهنم بري ، درسته ؟

. آره

... آرانگ

! آرانگ

.:.:bahar_1390:ترجمه و زيرنويس : شهـــــره:.:.

، اگه به بهشت بري . چيزي هست که بايد تحملش کني

چيزي هست که بايد دوريش رو تحمل کنم؟

بايد همه خاطرات گذشته ات رو کنار بزاري

اين به اين معني هست که بايد .همه خاطرات گذشته ات رو فراموش کني

خاطرات گذشته ام ... رو اينجا بزارم ؟

اگرم به جهنم بري ، و همه چيز .خوب پيش نره ... دوباره همچين شرايطي داري

اگه به بدترين دوزخ بري ، که توش روح ها از بدن جدا ميشن

ديگه خاطرات هيچ کس رو به ياد نمي ياري

، حتي اگرم به جهنم برم

. دادرس ، ميخوام تو رو به ياد بيارم

ممکن هست که روح از بدن خارج بشه

و فقط روح به جنگل هوانگ چون .فرستاده بشه ، اما همه ي اينا يه تئوري هست

پس ما چطوري مي تونيم روح رو از بدن جدا کنيم؟

روش اين کار توي کتابهاي مادر جدهام ، نوشته شده اما يه مشکل وجود داره

منظورت چي هست ؟

.ما در مورد راه جنگل هوانگ چون چيزي نمي دونيم

در اصل فقط فرشته مرگ روح ها ،رو به اونجا مي بره و راهنمايي شون مي کنه

اما داري مي گي که ميخواي به تنهايي بري . احتمالش خيلي زياده که اونجا گم بشي

. فکر کنم ، يه راه ديگه هم باشه

بانو آرانگ هم قبلا اونجا بوده ، درسته ؟

. نه ، با آرانگ نمي خوام برم

تا وقتي که اون سه ماه کامل رو طي .نکنه ، نمي تونه به رودخانه دنياي اموات نزديک بشه

... بنابراين

. ما مي تونيم با آگاهي بفرستيمش

اونو با آگاهي بفرستيم ؟

بانو آرانگ روحت رو با آگاهي همراهي . خواهد کرد و سعي مي کنه راهنماييت کنه

. البته هرچيزي دارم ميگم ، فقط يه تئوري هست

... آرانگ

مي خواي به جهنم بري فقط به خاطر !اينکه نمي خواي فراموشم کني ؟چه ايده ي احمقانه اي

، آرانگ

تو فردي هستي که مي توني حتي تو بهشت ، هم راهي پيدا کني که منو به خاطر بياري

فقط کاري نکردن و منتظر جهنم .موندن اصلا مناسب آدمي مثل تو نيست

دوباره بهش خوب فکر کن که . چرا دوباره به اين دنيا برگشتي

. بيا بريم

.بيا بريم و حقيقت رو راجع به مرگت بفهميم . بعد از اينکه فهميديم مي تونيم راجع بهش فکر کنيم

بهرحال ، ديوونه چرا بايد اينطوري کشته ميشدي؟

چه اتفاقي برات افتاده ؟

کي اين کار رو با تو کرده ؟

، اگرچه که من چيزي در اينمورد نمي دونم ! اما تو بايد بدوني کي اينکارو باهات کرده

. فقط منتظر بمون

. حقيقت رو مي فهمم

بنابراين ، کي ميخواد اول شروع کنه ؟

. خواهش مي کنم ، من

تابستان گذشته ، وقتي براي کار اجباري برده .شده بودم ، توسط يه گروه از افراد کشته شدم

پس ، حتما پرونده اي در اين خصوص تشکيل شده ؟

. نه

. همه رکودها و پرونده ها در اين خصوص از بين رفته

.يعني اينکه ، همه شواهد از بين رفته من چطوري ميتونم مقصرو دستگير کنم؟

... اين منظورم نيست ، اما

در اون زمان ، همسر من بار دار بود . و پسرم رو بدون وجود من بدنيا آورد

اون تنها پسري هست، که از 8 نسل . گذشته خاندان من باقي مونده

و از اونجايي که اون پدر نداشته ، هيچکس ، اسمي روش نداشته و بي نام صداش مي زنن

نمي تونيد اسمي روش بزاريد که معني سعادت ، طول عمر و سلامت داشته باشه ؟

فقط همين رو ميخواي ؟

. بله ، سرورم ، همين برام کافي هست

. فهميدم

. باشه ، بعدي

پاييز گذشته ، من توي رودخانه غرق شدم . اما هيچ راهي نبود که بشه جسدم رو پيدا کنن

چطوري امکان داره چنين اتفاقي بيوفته ؟ . بايد بيشتر مراقب مي بودي

پس اينکه نتونستي جسدت رو پيدا کني، کينه و نفرتي بود که از اين دنيا داشتي؟

. بله

، با اين حال، نتونستن جسدم رو پيدا کنن

،اما اگه بتونيد برام يه آرامگاه سنگي درست کنيد

مي تونم اين دنيا رو به سمت دنياي .اموات بدون هيچگونه پشيموني ، ترک کنم

. باشه ، پس

... يه آرامگاه سنگي

در مورد تو چطور ؟

. من مادري دارم که پير و نابينا ست

،زمستان گذشته از من يه خرمالو خواست ،من رفتم که براش بيارم اما توسط يه ببر کشته شدم

، مادرم حتي نمي دونه که من مردم . و هنوز هم منتظر برگشتن من هست

خواهش مي کنم بهش بگو که بيشتر از اين .منتظرم نمونه، من به جاي بهتري از اين دنيا رفتم

. اينکارو برات مي کنم

آخري ، تو از من چي مي خواي ؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left