The first 171 lines.
!همینه، سعی میکنم همین سرعت حفظ کنم
!آره، همه تلاشت بکن
.احتمالا خیلی خسته شدم
. . .دارم صدای آگتو - چان رو میشنوم
.نابرده رنج گنج میسر نمیشود
خودتی، آگتو - چان؟
.درسته
.آگتو - چان توی قلب طرفدارای دو آتیشش زندگی میکنه
!یعنی بالاخره به اون سطح رسیدم
حالا دیگه باید تا آخر عمرت به خرید !محصولاتش ادامه بدی
.آگتو - چانه تو قلبم خیلی طماعه
اگه همینطوری به دویدن ادامه .بدی از نفس میافتیا
چرا یکم استراحت نمیکنی؟
. . .آ-آره. حق گفتی، آگتو - چـــــــــــ
!آگتـــــــــو - چـــــــــــــــــان؟
پس همینطوری داشتی دو و بر پارک میدویدی سگ ولگرد - سان؟
اینجوریا به نظر میرسید؟
یه سری هدف داری، نه؟
.خب، فک کنم اینطوری باشه
.خوشحالم
.حالا یکمی کمتر احساس گناه میکنم
گناه؟
فک نمیکنی، یکمی زیاده روی باشه؟
!آره. تقریباً یکی رو کشتم
!این جدی جدی یکمی زیادیه
دیگه سگ ولگرد نیستی، مگه نه سگ ولگرد - سان؟
.واقعاً بابتش خوشحالم
. . شرمنده. بعضی وقتا، متوجه نمیشم چی میگی
.معلومه
خب، اون روزی که اون بلیت رو بهت دادم رو یادته؟
یه لحظه بهم وقت بده تا تو !ذهنم راست و ریستش کنم
همین که اینکار کنم، دو تا فکر :تو ذهنم به جون هم میافتن
مثلا خوشحالم که بهت دادمش .ولی نباید هیچوقت بهت میدادمش
.اوه، منظورم این نیست که باهم میجنگنا
.خودم میدونم
.و بعدش، روز کنسرت، خودت نشون دادی
و جنگ بین "خوشحالم که بهش دادمش"
.و "هیچوقت نباید بهش میدادمش" ادامه پیدا کرد
منظورم اینه، با خودت میگفتی، حالا که شرکت کردم حالم بهتر شده، نه؟
.اوهوم
بهترین چیز برای یه آیدل اینه .یکی باشه که بهش اهمیت بده
.ولی بعضی آدما زیاده روی میکنن
،اگه از اون دسته از آدما بودی ،به جای اینکه کمکت کنه
بیشتر نگران میشدم که بزنه .زندگیت رو نابود کنه
،و هر دفعه که توی جایگاه میدیدمت . . .با خودم فکر میکردم که
.پس خیلی خوشحالم
بازم دنبالم میکنی؟
راستش بخوای، اگه یه اوتاکو آیدل نمیشدم .احتمالا میرفتم سراغ یه چی دیگه
.شاید جانی یا ساقی میشدم
ولی به جاش، یکی مث تو بود که .من رو به راه راست هدایت کنه
.این چیزیه که آیدلها هستن
. . .هـــــــــــا
!ها"چیه؟"
.اشتباه شد! از اون "ها" خوبا
."هـــــــــــــوم"
صبحت کردن باهات باعث .شد حالم بهتر بشه، سگ ولگرد - سانِ سابق
.میدونی،من یه آیدلم
ها؟
من یه آیدلم، مگه نه؟
میتونم بگم که قبل از همه اینا .هم یه چیزی بود که اذیتش میکرد
همه کنسرتهاش رو کنسل کرده بود .و جلوی انظار عمومی ظاهر نمیشد
Ningen Fushin:
Ningen Fushin:
ماجراجوهایی که به انسانیت باور ندارن دنیا رو نجات میدن
"پالادین - سامای زیبا"
"پالادین - سامای زیبا"
"پالادین - سامای زیبا"
"پالادین - سامای زیبا"
"پالادین - سامای زیبا"
"پالادین - سامای زیبا"
"پالادین - سامای زیبا"
"پالادین - سامای زیبا"
.اسم من بِل هاگینز است
،توی بار دوست پسرم کمک میکنم
.و توی وقتای آزادم، آهنگ میخونم
.هیچکس بهم گوش نمیده
.فقط به خاطر خودم میخونم
.چه آهنگ زیبایی بود
. . .آ-آها
.ممنونم
. . .ولی
.اگه با مشتریهای روبهرو بشی بهترم میشه
.که اینطور
.پوزش میطلبم
بنده جوزف کولمن، یه تهیه کننده .از جولری پروداکشن هستم
تهیه کننده
جوزف کولمن
Fپادشاهی مقدس دینیز، تران جنوبی1-19-10 2
جولری پروداکشن
:بذار یه سوال ازت بپرسم
دوست داری یه آیدل بشی؟
.هوی بل، مگه نگفتم مشتری نماها رو بیرون کن
.شـــــ شرمنده
.پوزش میطلبم
شما مدیر این مجموعه هستید؟
.به نظر که مشتری نمیای
.اومدم که به عنوان آیدل استخدامش کنم
چه قیمتی؟
!دانی
بزار بگیم که وارد دنیای میشه .که رویاها به حقیقت میپیوندن
.به نظر باحال میاد
. . .صبر کن
.امیدوارم به یکی از کنسرتهامون بیای
بهتر نیست که از اینجا به بعد با مالک حرف بزنم؟
.درسته. در اصل مدیرش منم
!پسر، نمیتونم صبر کنم
!خیلی استرس دارم
. . .اینجا خیلی خفنه
.این همه راه اومدیم .بیا تا قبل اینکه بریم خونه کلی خوش بگذرونیم
.در - درسته
!بچهها، مرسی که اومدید
. . .وقتی داشتم دید میزدم، احساسی که قلبم رو فرا گرفت
.طمع بود
!میخواستم شبیهشون باشم
میخواستم مردم به آهنگام گوش !بدن و ازشون لذت ببرن
.میخواستم مردم قبولم کنن
.بیشتر از اونی که فک میکردم حریص بودم
!ممنون از لطفتون
شماها، هم؟
پس، هر سه تامون هم گروهیم، هاه؟
.به هر سه تامون اسامی متفاوتی داده شد
:هرکدوم اسم یک جواهر رو برداشتیم
.توپاز
.اَمبر
.و من هم شدم آگتو
. . .دورانم به عنوان آیدل فوقالعاده بودن
.و رابطهام با دانی به سرعت ناجور شد
. . .هی، بل
متنفرم از پرسیدنش، ولی میشه یکم پول قرض بگیرم؟
پس وقتی دانی همچین حرفایی رو زد .زیاد ناراحت نشدم
انقدر اوضاع بار خرابه؟
.فقط همین یه بار
پولش داری، نه؟
. . .عام، دانی، من
!چه خوش موقع، بل
هرچی نورهایی که به عنوان یه ،آیدل به من میتابیدن، روشنتر میشدن
سایه بزرگتری رویه رابطه من .با دانی میفتاد
!خواهش میکنم، بل! این آخرین باره
بازم؟
!این دفعه همه چی رواله !یه سری رابط پیدا کردم
منظورت چیه؟
اون ببرسانی که اون روز اومد اینجا رو یادته؟
.میخواد کمکم کنه
تو هم میخوای باهاش قمار کنی؟
!دخـــ دختره احمق
!این یه سرمایه گذاریه
نگران نباش. هزار برابر چیزی که .بهم دادی رو پست میدم
. . .ممنونت میشم، بل
.سلاملیکم، سگ ولگرد - سان
دانی، اونقدری پول دارم که .از نظر مالی حمایتت کنم
و میدونم که همه پولت رو تو .شرطبندی از دست میدی
. . .ولی
این اون چیزیه که میخوای؟
رویایی که با من قبلنا به اشتراک میذاشتی .کلاً یه چیز دیگهای بود
جولری پروداکشن هوادارها رویداد قدردانی از
هنرنمایی
گارنت
اَمبر - آگتو - توپاز
ساعت 7:00 ب.ظ سالن دروازه ثاوت گِیت
!کلی آدم از سراسر کشور میان که غذای من بخورن
از ماجراجوهایِ خفن گرفته تا سیاست مدارا
با ذائقههای گرون قیمتشون !همشون برا من یه اندازن
،نگران نباش! همین که اون اتفاق بیفته ،میزهای بیشتری اضافه میکنم
ولی یه استیج درست وسط سالن هم !برای تو درست میکنم تا بتونی بخونی
!با آشپزی من و خوندن تو مسحورشون میکنیم
کلی خوش میگذره، مگه نه؟
. . .و اون واسه اولین بار بود که دیدمش
!خب، بیا بهم بزنیم دیگه
،میگم، اگه دیگه عضوی از خدایان جنگ نیستی
.یه بزنبهادر کله شق بیشتر نیستی
!صب کن، کلودین
No comments yet. Be the first to leave one.