Brickleberry

Brickleberry

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

Brickleberry S02 COMPLETE Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-21
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏شکارچی‌ها مامانت رو کشتن، عقاب کوچولو‏

‏ولی تو خوب می‌شی‏

‏کوه بریکل‌بری یه آتشفشانه؟‏

‏چیزای زیادی دربارهٔ بریکل‌بری هست‏ ‏که نمی‌دونی، اتل اندرسون‏

‏اسم من رو از کجا می‌دونستی؟‏

‏خدایان خیلی چیزها بهمون می‌گن‏

‏«تعطیلات بهاری ۲۰۰۸...»‏

‏«کِرِم‌پای مقعدی، جست‌وجوی امن خاموش»‏ ‏عکست ظاهر شد‏

‏خوشحالم از نزدیک می‌بینمت‏

‏می‌شه برگردیم به بخش آتشفشان؟‏

‏قبیلهٔ ما یه افسانه داره‏

‏یه روز بریکل‌بری دیگه وجود نداره‏

‏آتشفشان یه نشونه‌ست‏

‏با ما بیا به مقدس‌ترین جای مردم‌مون‏

‏خدایان بریکل‌بری رو ساختن؛‏ ‏امید داشتن فصل‌های زیادی دوام بیاره‏

‏ولی یه روز خدایان از بریکل‌بری خسته شدن‏

‏گفتن قبلاً مردم بریکل‌بری‏ ‏سرگرم‌مون می‌کردن و می‌خندوندن‌مون‏

‏حالا دیگه کسی ماجراهاشون رو نمی‌بینه‏

‏فصل‌ها تموم؛ خدایان تمدید نمی‌کنن‏

«خدایان،‏ ‏بریکل‌بری رو برگردونید»‏

‏طومار اینترنتی راه می‌ندازن‏

‏خدایان گوش نمی‌دن‏

‏اگه دنیا داره تموم می‌شه،‏ ‏چرا نگران نیستید؟‏

‏چون داریم این رو نگاه می‌کنیم‏

‏ووهو! تعطیلات بهاری، مادر!‏

‏خب، آتشفشان رو بررسی کردم‏ ‏و از نظر علمی...‏

‏احتمال فورانش خیلی کمه‏

‏فقط می‌خوام بگم اگه اون چیز فوران کنه،‏ ‏ما تخلیه نمی‌کنیم!‏

‏خب، یه جورایی مجبوریم‏

‏من... تخلیه... نمی‌کنم‏

‏نه توی آتش‌سوزی‌های ۹۶ تخلیه کردم،‏ ‏نه سیل ۲۰۰۱، نه...‏

‏صبر کن، گفتی موقع کاترینا تخلیه کردی‏

‏نه، گفتم روی کاترینا تخلیه کردم‏

‏دختر محشری بود، کاترینا‏

‏اگه توی تخت این‌قدر اُمّل نبود،‏ ‏باهاش ازدواج می‌کردم‏

‏«سکس مقعدی نه» و از این حرف‌ها‏

‏ببخشید وسط حرف‌تون می‌پرم،‏ ‏ولی فردا نصف روز مرخصی می‌خوام...‏

‏تا زایمان کنم‏

‏چـچـچـچی؟!‏

‏- حامله‌ای؟‏ ‏- آره، نه ماهه‏

‏باورم نمی‌شه هیچ‌کدوم‌تون‏ ‏برآمدگی بچه‌م رو ندیدید‏

‏بدنت پر از برآمدگیه؛‏ ‏نمی‌تونیم همه‌شون رو دنبال کنیم‏

‏خب، این یکی بچه‌ست. صبر کن‏

‏نه، این یکی بچه‌ست‏

‏اِم... فکر کنم‏

‏دوست دارم مردی رو ببینم که باهات خوابید؛‏ ‏هنوز اون توئه؟‏

‏من مادر جایگزینم، خل‌وچل‏

‏دارم به یه زوج همجنس‌گرای خوب‏ ‏کمک می‌کنم بچه‌دار بشن‏

‏وایسید! همه‌تون فیل وسط اتاق رو نادیده گرفتید‏

‏چی؟ اینکه کانی هیچ‌وقت‏ ‏این‌همه توجه نمی‌گیره؟‏

‏چطور همه این‌قدر آرومید؟‏ ‏یه آتشفشان داره فوران می‌کنه‏

‏و کانی هم معلومه که داره‏ ‏ضدمسیح رو به دنیا میاره‏

‏آخرِ دنیای ه!‏

‏- دوباره شروع کرد‏ ‏- آره‏

‏دنزل، پارسال چهرهٔ ضدمسیح رو‏

‏توی دوازده برش نون تست سوخته دیدی‏

‏آره، شاید توستر روی حالت «ضدپوسته» بوده‏

‏تو، توستر!‏

‏هرچقدر می‌خواید بخندید،‏ ‏ولی من ضدمسیح رو می‌شناسم‏

‏وقتی بچه بودم، خیلی کلیسا می‌رفتم‏

‏و واعظ‌مون می‌گفت ضدمسیح واقعیه‏

‏ آبا آبا فورِی سِبا، دودا سا دا دی‌دی ‏

‏ اوه‌را سولی را-دا-دا-دیدی! ‏

‏ آ دا دا اوه! ‏

‏حداقل فکر کنم همین رو گفت‏

‏دنزل، داری مسخره‌بازی درمیاری‏

تولد از باکره و خوش‌قیافه؟‏

‏عیسی مسیح‏

‏تولد از باکره و شبیه کانی؟ ضدمسیح‏

‏اِم، بچه‌ها؟ فکر کنم...‏

‏آره، کیسهٔ آبم پاره شد‏

‏اَه!‏

‏کانی، والدین همجنس‌گرای بچه‌ت‏ ‏باید الآن تو راه بیمارستان باشن‏

‏اوه، خوبه‏

‏باید باشن، ولی همین الآن‏ ‏توی یه تصادف خنده‌دار مُردن‏

‏چی؟ اوه، نه‏

‏ناراحت نباش، کانی؛‏ ‏فروختن یه نوزاد سفید خیلی راحته‏

‏- جیرینگ!‏ ‏- نه، نگهش می‌دارم‏

‏آفرین به تو؛ و حیف برای بازار روباز‏ ‏برده‌فروشی نوزاد در دبی‏

‏حالا کانی، زایمان گاهی‏ ‏۲۴ تا ۴۸ ساعت طول می‌کشه‏

‏پس خودت رو برای یه مدت طولانی آماده...‏

‏واو!‏

‏لعنتی، بودین! گفتم وسایل‌مون رو جمع کن،‏ ‏نه گوسفندامون رو!‏

‏اوه، سلام وودی. اینجا چی کار می‌کنی؟‏

‏نباید مثل ما در حال تخلیه باشی؟‏

‏پسرها، می‌دونید که من تخلیه نمی‌کنم‏

‏توی صورت توفان، زلزله، گودزیلا‏ ‏و حتی نیکی میناژ می‌خندم‏

‏ولی بین خودمون بمونه،‏ ‏از آتشفشان وحشت دارم‏

‏- چرا؟‏ ‏- اسم پُمپئی به گوش‌تون خورده؟‏

‏آره، از خوابیدن با خواهر بابی گرفتمش‏

‏- آره، به منم دادش‏ ‏- نه، احمق‌ها‏

‏پُمپئی یه شهر باستانی بود‏ ‏که آتشفشان نابودش کرد‏

‏همهٔ مردم زیر گدازه مدفون شدن‏

‏و تا ابد در همون حالتی موندن‏ ‏که موقع مرگ داشتن‏

‏اگه وقتی دارم یه کار خجالت‌آور می‌کنم‏ ‏گدازه روم بریزه چی؟‏

‏- مثل این یارو‏ ‏- بابای منم همین‌جوری رفت‏

‏مجبور شدیم تابوتش رو بسته نگه داریم‏

‏تمرکز کنید، دهاتی‌ها!‏

‏نمی‌خوام باستان‌شناس‌های آینده پیدام کنن‏ ‏و فکر کنن یه منحرفم‏

‏فقط چون آتشفشان موقع پروستات‌دوشی‏ ‏گیرم انداخته‏

‏برای سلامتی‏

‏پسرها، می‌تونید یه پناهگاه مخفی‏ ‏ضدآتشفشان برام بسازید؟‏

‏یکی داریم؛ برای زنده موندن‏ ‏از «اوباماکالیپس» ساختیمش‏

‏این بچهٔ خوشگل منه؛ اسمش دانّیه‏

‏- آخ!‏ ‏- چه اسم قشنگی!‏

‏ممنون؛ از توی یه کتاب پیداش کردم‏

‏وقت نکردم اون یکی کتاب رو ورق بزنم‏

‏باکاردی، لیسترین، آروگولا‏

‏اوه، اینم فهرست خریدم‏

‏حالا کانی، متأسفم، ولی طبق قوانین فدرال‏

‏لازم نیست بذارم سر کار شیر بدی،‏ ‏مگر اینکه پستون‌های شیریِ توپ داشته باشی‏

‏پستون‌های من چه ایرادی دارن؟‏

‏غیر از اینکه یه جفت هم پشتت داری؟‏

‏آه! ضدمسیح! ضدمسیح!‏

‏دیگه داری زیاده‌روی می‌کنی، دنزل!‏

‏اون بچه شیطانیه؛ ثابتش می‌کنم!‏

‏- چطور؟‏ ‏- با علم‏

‏اگه به صورتش شلیک کنم و زنده بمونه،‏ ‏خودِ شیطانه‏

‏باشه! باشه! اگه خفه‌ت می‌کنه، شلیک کن‏

‏نه! فکر می‌کردم دوستم باشی، دنزل!‏

‏چطور تونستی اون حرف‌های وحشتناک رو‏ ‏دربارهٔ بچه‌م بزنی؟‏

‏فقط یه بچه‌ست، دنزل‏

‏این باید تموم بشه؛‏ ‏واقعاً کانی رو ناراحت کردی‏

‏دفعهٔ بعد مکث نکن؛ ملاجش رو نشونه بگیر‏

‏خیلی خب! بس کنید با اسم بچه‌سیاه‌ها‏

‏فکر کنم باید از کانی و دانی عذرخواهی کنم‏

‏- تفنگ رو بذار!‏ ‏- باشه!‏

‏کانی، متأسفم...‏

‏اِم، دانی، من تو عذرخواهی خوب نیستم، ولی...‏

‏ببخشید گفتم ضدمسیحی؛ شاید وقتی‏ ‏یه کم بزرگ‌تر شدی، من و تو...‏

‏عذرخواهی پذیرفته شد‏

‏اوه، ممنون دانی. خیلی باحالی‏ ‏صبر کن، می‌تونی حرف بزنی؟‏

‏دنزل، کیرت رو از جا می‌کنم و می‌دم‏ ‏دیوهای جهنم بخورن!‏

‏گفت کیرم رو می‌کنه‏ ‏و می‌ده یه دیو بخورتش‏

‏- خودش ضدمسیح لعنتیه!‏ ‏- جدی؟ وحشتناکه!‏

‏می‌خوام هات پاکت بخورم؛‏ ‏می‌خوای چک کنی‏

‏بعل‌الذباب نیست، بعد بذارمش توی مایکروویو؟‏

‏هات پاکت!‏

‏- تو چاقی!‏ ‏- باشه، پس چرا این اتفاق می‌افته؟‏

‏یه توضیح علمی ساده داره، دنزل‏

‏معلومه سموم دفع آفات‏ ‏توی آب‌های زیرزمینی جمع شدن‏

‏پس علم این گند رو چطور توضیح می‌ده؟‏

‏چند اختلال پرندگان هست که باعث می‌شه‏ ‏وسط پرواز بمیرن‏

‏آره؟ پس اون چی؟‏

‏هی، نگاه! یه دایرهٔ آفتابی‏ ‏و یه ستارهٔ خوشحال!‏

‏- آخ‏ ‏- آره‏

‏- منطقیه‏ ‏- اوه، بی‌خیال!‏

‏می‌تونی با من توی پناهگاه بمونی،‏ ‏توله‌خرس نازی‌م‏

‏بقیه توی توفانِ آتش و گدازه می‌میرن‏

‏چرا فقط اسباب‌کشی نمی‌کنیم، دیوونه؟‏

‏ وُآلا! پناهگاه فوق‌محرمانهٔ ما‏

‏پس این آسانسورِ پناهگاهه؟‏

‏مطمئنید واقعاً ضدآتشفشانه؟‏

‏اوه، در برابر همه‌چی مقاومه‏

‏زامبی‌ها، دراکولاها، اژدهاها...‏

‏و یهودی‌ها رو راه نمی‌ده‏

‏ایول! انگار رؤیام واقعی شده!‏

‏وقتی این در بسته بشه،‏ ‏دیگه از بیرون باز نمی‌شه‏

‏هیچ‌وقت؛ یعنی واقعاً هیچ‌وقت‏

‏اوه‌اوه، بابی؛ فکر کنم در رو برعکس نصب کردیم‏

‏گه توش! یعنی تا ابد اینجا گیر افتادیم؟‏

‏اوه، نه تا ابد؛ فقط تا وقتی بمیریم‏

‏ممنون که روحیه‌م رو بردی بالا، فِیس!‏

‏استیو، تو بهترین دوست منی‏

‏فقط یه فرصت بده ثابت کنم‏ ‏اون بچه واقعاً چیه‏

‏- باز شروع نکن‏ ‏- بی‌خیال، استیو!‏

‏این آتشفشان دقیقاً روزی فوران کرد‏ ‏که دانی به دنیا اومد‏

‏این نشونهٔ آخرالزمانه!‏ ‏ابرهای دورش رو ببین!‏

‏من فقط یه فیل می‌بینم‏ ‏که هواپیما می‌رونه و...‏

‏صبر کن، اون چیه؟ یه زرافه با پستون‏

‏عجب احمقی هستی، استیو‏

‏سلام، کانی. بچه چطوره؟‏

‏فهمیدم دانی با بقیهٔ بچه‌ها فرق داره‏

‏بالاخره فهمیدی! باید بکشیمش...‏

‏نابغه‌ست! اون‌قدر باهوشه که فیلم‌های‏ ‏«بیبی آینشتاین» رو برعکس می‌بینه‏

‏نگاه کنید‏

‏ بکش، بکش، بکش ‏

‏ شی... شی‌طان ‏

‏ شیطان؛ شیطان شیرین من ‏

‏عجیبه؛ من هم به‌اندازه‌ای که دانی‏ ‏ازم یاد می‌گیره، ازش یاد می‌گیرم‏

‏مثلاً امروز داشت آرامیِ کتاب مقدس یادم می‌داد!‏

‏ اَل اِس‌باتار، قُمران، ایسکاتو راکانوت! ‏

‏مگه نازی‌ملوس نیست؟‏

‏خب، اِم... کانی؟‏

‏این بچه دقیقاً چطور لقاح پیدا کرد؟‏

‏یه لقاح مصنوعی کاملاً عادی بود‏

‏خیلی خب عزیزم، یه دقیقه هم طول نمی‌کشه‏

‏ درود بر شیطان! خون می‌نوشیم! ‏

‏نه بابا! دارید سر به سرم می‌ذارید، نه؟‏

‏ممنون که سر زدید،‏ ‏ولی الآن باید به دانی غذا بدم‏

‏پس تا آخر عمرمون این پایین گیر افتادیم؟‏

‏حداقل تو پیری و نزدیک مرگی؛ به من فکر کن‏

‏عالی شد! حالا باید چی کار کنیم؟‏

‏جمعیت زمین رو از نو بسازیم! کی پایه‌ست؟‏

‏کار دیگه‌ای نمی‌شه کرد؟‏

‏یه مرکز تفریح هم نصب کردم‏

‏کی می‌خواد «ساری!» بازی کنه؟‏

‏اِم، بابی؟ همهٔ مهره‌ها گم شدن‏

‏لعنت بهت، گودویل!‏

More Farsi/persian subtitles for Brickleberry

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left