I"s Pure

I"s Pure (アイズピュア)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

I's Pure
A Commentary by Sakht_sar

Tags

other
Published on: 2018-01-24
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 184 lines.

قلب من

چشمام رو میبندم

یه روزی

حروف اول اسمت را که نوشتم

تمام دفترم را پر کرد

کش و قوسی به بدنم میدم

و به مدرسه و آسمون نگاه می کنم

ماه در روشنایی روز نوری نداره

این احساسات رو برای رسیدن به تو نیاز دارم

جوانه کوچک اشتیاقی که در قلبم جوانه زده است را بقل می کنم

دوست دارم روزی این جوانه کوچک تبدیل به گلی بزرگ شود

قلب های لرزان ما به هم متصل شوند و چشم هایمان برق بزنند

من تو را دنبال میکنم

دفترچه کهنه خاطراتم را

در گوشه ای از کلاس درس جا گذاشته ام

به آرامی آن را میبندم تا ضربان قلبم را از یاد نبرم

این ضربان را در جفت دستانم نگه میدارم تا آنها را گرم کند

تا آن زمانی که دوباره تو رو ببینم

بال های کوچکم را پرورش میدهم

من اسیر چشم های تو شده ام

حتی الان هم احساس میکنم میتونم پرواز کنم

چشم هایمان به هم خیره شده اند

کمیته اجرایی

جشن خوش آمد گویی به دانش آموزان جدید

دفترچه ایده ها

ایتسوکی

کنار در خوابیده است

لطفا

ساکت باشید

هر کسی روز مخصوصی داره که هیچ وقت فراموشش نمیکنه

شاید امروز برای من همون روز مخصوص باشه

به هر حال

باید بهش اعتراف کنم و به عشق یک طرفه ای که دو سال طول کشید پایان بدم

اوه! به نظر میرسه داری تمام تلاشت رو میکنی ایشیتاکا

...تراتانی

خوب، تعجبی هم نیست

بالاخره میخوای کریسمس رو با یوشیزاکی بگذرونی؟

منظورت از این حرف چیه؟

موریساکی اییوری چان، ما راهمون از هم جدا شده، اینطور نیست؟

موندم چند وقته که با همدیگه دوستیم

مطمئنم میخوای به یوشیزاکی امشب اعتراف کنی، درست نمیگم؟

...خوب، اگر شانسش رو پیدا کنم چرا که نه

خیلی خوب، اولین جایی که قرار بود بریم کارااوکه بود

ولی از موریزاکی میخوام فعلا بریم یه جای دیگه

تا مزاحم شب کریسمس رومانتیک تو و یوشیزاکی نشیم

موقعیت برای اعتراف از این بهتر؟

...ولی اخه هنوزم

ببین اگه ازت خوشش نیومده بود که ازت نمیخواست کریسمس رو با هم باشین

واقعا اینطوری فکر میکنی؟

تنها مشکل اینه که تو یه چیزی میگی اما یه چیز دیگه عمل میکنی

و دلیلش هم اینه که نمیخوای احساساتت رو بفهمه

حتی بچه دبستانی ها هم دیگه از این کارا نمیکنن

بهتره دست از این کارای بچگونه برداری

خوب، درک میکنم که رد شدن توسط عشق اولت حتی قبل از اینکه اعتراف کنی دردناکه

اما در حال حاضر چاره دیگه ای نداری

خودم میدونم

اوه، بیخیال! یکم اعتماد به نفس داشته باش

درباره این فکر کن که دو سال قبل چجوری بود

دلت نمیخواد که به اونموقع ها برگردی که

حق با اونه، این مثل یه معجزه ست

...به خاطر اینکه قبلا

تمام کاری که میکردم نگاه کردنش بود، بیصدا و با فاصله...

حتی فکرش رو هم نمیکردم که یه روزی مثل دو تا دوست عادی با هم حرف بزنیم

یه قدم مونده که خل بشی

اوه، مشکلی نیست؟ اخه اون خیلی سرد مزاجه

با این وجود برات یک سری عکس های مخصوصی آوردم

باز دوباره یک سری کپی، پیست از عکسای دخترای لختی، درست نمیگم؟

!عکس های مدل معروف، یوشیزاکی

!اوه، انحنای زیبای بدنش رو ببین

...فرشته خطرناک

یه کاری میکنه آدم دیوونه میشه

تو، این عکس ها رو از کجا پیدا کردی؟

باید بگم که کاملا واقعین. تو یه کتابفروشی پیداشون کردم

اما چرا ایوری چان...؟

کی میدونه

...اما یوشیزاکی درباره اینا به هیچ کسی چیزی نگفته و علاوه بر این

احتمالا من تنها کسی هستم که از وجود این مجله خبر داره...

...هی، ایشیتاکا

چی...چی میخوای دیگه؟

به نظرت الان وقتش نیست که باهاش صحبت کنی؟

"بهش بگو که مثلا "عکسا خیلی خوشگل بودن" یا "خیلی بامزه هستن

نمیتونم این کار رو بکنم

همه دخترا از تحسین شدن خوششون میاد

ولی من قبلا یه بارم باهاش حرف نزدم

تو دیگه خیلی محتاطی

اینطوری بمونی آخرش تنها میمونی

در حالی که یه دختر هم کنارت نیست

به غرایز حیوانیت گوش کن و یه گوشه گیرش بنداز

!دست از افکار عجیب قریب ت بردار. تو و اون غرایز حیوانیت

!اما...تو هنوزم داری مجله رو میبری

تا وقتی که یه معجزه اتفاق نیافته من نمیتونم بهش نزدیک بشم

خیلی خوب به دانش آموزای جدید الورودمون، یوشیزاکی و ستو خوش آمد بگید

شما دو تا باید اول کاری که میگم رو انجام بدید

برای شروع برام بنویسید که میخواید در آینده چه کاره بشید

به نظر کار سختی میرسه، اینطور نیست؟

آره

میگم ستا-کون

ها؟

به نظرت بهتر نیست یکم نزدیک تر بهم بشینی؟

من...من، جام خیلی هم خوبه

اومم....ببینم نوک اتود داری...؟

هی، ستا کون برای کاری که معلم بهمون سپرده ایده ای به ذهنت رسید یا نه؟

به ذهن خودت رسیده؟

معذرت، من هیچی به ذهنم نمیرسه

ببخشید. من دیگه باید برم

یه ساعت بیشتر وقت نداشتم و باید به کلوپ تئاتر برگردم

.اوه...باشه

ستو کون نمیخوای بری خونه؟

نه. من میخوام کاری که معلم گفته رو تموم کنم

آی اس؟

این اول اسم هر دو تامونه تیم آی اس

نظرت چیه؟ اسم خوبیه؟

شاید تو خوشت نیاد که با من کار بکنی

اما بیا حداقل از کنار همدیگه بودن لذت ببریم...

تیم I'S

!شورتت رو نشونمون بده، ایوری چان

!بهمون لباس شنات رو نشون بده، یا شایدم بهتر باشه بیکینی بپوشی

!هی تو کلاس نذار

میدونیم که عاشق پسرایی

!با اون بدن سکسی، معلومه که خوشش میاد

ایوری، میتونیم انجامش بدیم؟ فقط یبار؟

بعدشم من

آره، بعدم من باشم

نمایش شروع شده؟

!لخت شو لخت شو

عکسات توی اون مجله نشون میدن که از منقلب کردن پسرا خوشت میاد، درست نمی گم؟

دیگه بسه شما عوضی ها

فکر کردید چه قلطی دارید می کنید ها؟

چی؟ چی شد؟ هان؟

عجب گیری افتادیم ها

هی، تو همونی هستی که همیشه از کنار ساختمون چشم چرونی میکنی؟

...نه، من فقط

اگر یک باره دیگه یوشیزاکی رو اذیت بکنی باید منتظر یه تنبیه سخت باشی

...بیشتر بده

مگه هنوز مست نشدی؟

گفتم فقط یه لیوان دیگه

فردا به یوشیزاکی همه چیز رو لو میدم

با اینکارت فقط باعث میشی مشکوک تر به نظر برسم

ای بابا...

بیاد اینم دارو کاری میکنه که احساس بهتری پیدا کنی

تو اینو از کجا پیدا کردی؟

.با احتیاط نگاهش کن

این یه مدل هنریه

یه مدل؟

این یک عکس جعلیه

الان دیگه هر کسی میتونه با کامپیوتر از اینا درست کنه

خیلی بیشعوری چچوری میتونی الان یه همچین چیزی رو به من نشون بدی؟

!خوب اگه دوستش نداری بهم برش گردون

ازت ممنونم برش میدارم

!ای چشم چرون هیز بالاخره خودت رو نشون دادی

ایچیتاکا؟

منم با اون پسرایی که داشتن ایوری چان رو اذیت میکردن هیچ فرقی ندارم

!تو حتی شوخی هم سرت نمیشه

دیگه بهت امیدی نیست

آفرین، مرد کوچولو

طلسم خوش شانسیت رو میذارم اینجا

بهتره فردا باهاش صحبت کنی

دیگه اینقدر هم راحت نیست

اما تو باید این سوءتفاهم رو زودتر برطرف کنی

...ایوری چان

یوشیزاکی واقعا خیلی محکم و انعطاف پذیره

اون برخلاف تو هیچ وقت نمیذاره چیزی باعث پیشرفت و خوشحالیش بشه

!یوشیزاکی

.ایشیتاکا میخواد یه چیزی بهت بگه

!هی، احمق بس کن

چی میخوای؟

درباره اتفاق دیروز

من...من با اونا نبودم

خودم میدونم. صدات رو اونموقع نشنیدم

همش همین بود؟

.خوب، آره

اشکالی نداره یه سوال بپرسم؟

اون که گفت شما عوضیا، بسه دیگه...تو بودی، آره؟

نباید می گفتم؟

!میدونستم به نظر میرسه که از من خوشت نمیاد

به خاطر همین برام یجورایی عجیب بود

ولی اون چیزایی که گفتی، باعث شدن حالم بهتر بشه

ازت ممنونم

.نم...نمیخواد نگرانش باشی

من واقعا خودم دوست نداشتم اون عکسا رو بگیرم

رئیس گروه از من خواست که این عکسا رو بگیرم تا کمکی باشه به کلوپ تئاتر

اگر میدونستم که قراره لباس شنا بپوشم

هیچ وقت همچین چیزی رو قبول نمیکردم

...میگم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left