The first 200 lines.
قبلا شما رو در این منطقه ندیده بودم کلانتر
من از جنوب اومدم
اون از جنوب اومده
اون چکار کرده؟
اوه، نگران نباشید اون خطرناک نیست
از یه فروشگاه سرقت کرده بار اولش بوده
از یه فروشگاه سرقت کرده
چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟
احتمالا یه سخره ریزش کرده یا یه درخت افتاده روی ریل
کلانتر !به نظر میاد یه سرقت مسلحانه باشه
همهگی آروم باشید آرامش خودتون رو حفظ کنید
اگه اسلحه همراه خودتون دارید بدید به من
اگه ببین اسلحه دارید بهتون شلیک میکنن
من از داراییهاتون هم مراقبت میکنم بذاریدشون داخل این پارچه
هرچی کلانتر میگه انجام بدید
اوه، چقدر زیباست
بذاریدشون همینجا ما ازشون مراقبت میکنیم
دستا بالا
فقط آروم باشید کسی قرار نیست آسیب ببینه
این مشکل ساز میشه - از دستم در نمیاد -
قبلا دیدم یه نفر همینطوری انگشتش رو از دست داد
با یه دشنه انگشتش رو قطع کردن
حالا همه سرهاشون رو ببرن پایین
نمیخوام وقتی تیراندازی میکنم کسی تیر بخوره
صندوق محمولههای ارزشمند رو رد کن بیاد
چرا برای یه بارم شده یه کار درست تو زندگیت نمیکنی؟
برو تو واگن بعدی و به مردم کمک کن
،منم از قاضی میخوام بهت تخفیف بده سرتون رو پایین نگه دارید
شلیک نکن بگیرش
بیا
میخوام از شما مردم خوب قدردانی کنم
شما شهروندان فوقالعادهای هستید
هیچ وقت این سخاوتمندی شما رو فراموش نمیکنم
!هی
یالا
یه نفر بره دنبال کلانتر تو مسیر بهمون دستبرد زدن
،یالا دخترا برید اون بالا و تن به کار بدید
یا اینکه ازتون سوپ درست میکنم
گلادیس، باید از خودت شرمنده باشی
یه کار بهت گفتم بکن که اونم نتونستنی سر وقت انجام بدی
!سه تا تخم کفتر
اون مرغا حتما وسط کار خوابشون برده
برای شامت میخوای درستشون کنم؟ - البته -
چطوری؟ - سرخ شده -
بنی، دروازه رو درست کردم اما لولاها باید روغن کاری بشن
ممنون خانم
میشه به تلمه یه نگاهی بندازی؟ نمیدونم درست بستمش یا نه
روی چشم خانم
کارت حرف نداره خانم
ممنون همینو بنویس سردر طویله
میخوام همسایه ها هم بدونن - ... بعد از شام میخوام برم یه نگاه به اون -
زمین کنار ملک گودوینها بندازم پس..آماده باش
باشه پس منم به مستخدم میگم خونه رو تمیز کنه
و به کلفت طبقه بالا میگم رختها رو بشوره
و کلفت طبقهی پایین لباس ساتن سفیدم رو آماده کنه
سلام پوک، دزدی از قطار گزارش شده - کی؟ -
حدودا دو ساعت پیش - کسی هم آسیب دیده؟ -
خدا رو شکر نه اما 12.000 دلار دزدیدن
بنی، اسبم رو زین کن
اسبم رو خنک میکنم و منتظر میمونم تا بیای
چه خبر شده چاک؟
تو شهر یه کم مشکل پیش اومده چیز مهمی نیست
بگو ببینم چی شده؟ - هیچی، همون مشکلات همیشه گی -
یه سری آدم مست که از کنترل خارج شدن
خب چرا جو رسیدگی نمیکنه؟ پس معاون به چه درد میخوره ؟
چی؟- گفتم چرا جو بهش رسیدگی نمیکنه -
چون اون رفته به آبیکیو
رفته در دادگاه اون معدن چی حقه باز که یک ماه پیش چاقو خورد شهادت بده
یادت نمیاد؟ - نه -
انگار بیش از حد داری برای چند تا مست خودت رو آماده میکنی
این کمک میکنه فوری هوشیار بشن
زود برمیگردی؟
هر وقت انداختمشون پشت میله ها
پوک؟ بیا اینجا
چه خبر شده؟ - دزدی از قطار، خانم جارویس -
آرت، کارت حرف نداشت
همه چیز شسته و رفته انجام شد
هنوز تازه اولشه، بیلی
نمیتونی تصور کنی چقدر از شرکت راه آهن بدم میاد
چهار سال پیش یه زمین در آیووا داشتم
مثل کف دست مسطح بود مزرعه ذرتی که مثلش نیست
دولت به شرکت راه آهن اجازه داد تا تصاحبش کنه
دو کیلومتر از هر سمت راه آهن رو تصاحب کردن
برای هر هکتار 22 دلار بهم داند و من رو پرت کردن بیرون
برای زمینی که بخاطرش 20 سال جون کنده بودم
دارم سعی میکنم مقداری از اون زمین رو زنده کنم
نگران نباش کلانتر این ناحیه اونقدر چاقه
که از تسمهی بشکه بجای کمربند استفاده میکه
یه گاو شیری رو هم نمیتونه دستگیر کنه چه برسه به ما
وقتی رسیدیم مکزیک اینارو بگو
قبل از اینکه اون سوار اسبش بشه ما رسیدیم به بیابون
این سومین دزدیه قطار در چهار ماه گذشتهاس
من به عنوان دادستان این ناحیه برای اجرای عدالت
توسط خود شخص رئیس جمهور انتخاب شدم
پس چرا مارشال ایالتی رو خبر نکردی؟
...و در این فاصله به شرکت راه آهن نگفتی
تا کارکنانش رو مسلح کنه؟
اونهایی که داخل قطار بودن
بین شما کسی هست که بتونه مجرمین رو شناسایی کنه؟
چارلز، بیلی مسی یکی از اونها بوده
حتما اشتباه میکنی بیلی مسی باید الان مکزیک باشه
متاسفام چارلز اون خود بیلی بود
مسی؟
فکر کنم اون یکی از دوستای قدیمیت باشه کلانتر، درسته؟
بله، ما با هم بزرگ شدیم - ...حالا من اصرار دارم -
شما به قوانین خودتون تکیه کنید منم به اسلحهام
جو، از شاهدا سوال و جواب کن
این وظیفهی منه کلانتر
مسافرینی که در قطار بودن لطفا به دفتر من مراجعه کنن
با اسبهاشون به کدوم طرف رفتن؟ - جنوب -
چهار نفر بودن - احتمالا دارن میرن مکزیک -
خیلی از این بابت ناراحتم چالز
تو و بیلی رو از روز اولی که وارد این ناحیه شدید میشناسم
بهتره بری به دفتر ویلسون
اونجا منتظرته - نه، عجله ای نیست -
میخواد ده دقیقه راجع به اینکه چطور رئیس جمهور برای آوردن نظم و قانون به اینجا
بهش دستور داده برامون داستان ببافه
کسیم نیست بهش بگه برای هیچکسی اهمیت نداره
به نظر میاد ارزش یه روز کار کردن رو داشت
خیلیم بدک نیست
چطور میتونی اینقدر احمق باشی؟
این احمقانه ترین کاریه که تابحال انجام دادی
کجاش احمقانهاس؟
اینکه برای یکی دیگه کار کنی احمقانهاس
بیست سال بود که میگفتیم میخوایم زمین های خودمون رو داشته باشیم
ما هنوز اونقدر که باید پول جمع نکردیم
اونقدر هست که برای مسابقه تیراندازی یکشنبه روی من شرط ببندیم
!بیلی هم موفق شد
آفرین بیلی !افرین پسر
پنجاه سنت روی اون کالینز چپ دست اسمت چیه آقا؟
سانچز
الان خدمت شما هم میرسم برای همه وقت هست
ببین حالا دارن چکار میکنن
بیلی، 1500 دلار داریم ...فکر نمیکنی حالا
کافی نیست، ما 2500 تا برای اون مزرعه لازم داریم
اون یه تیرانداز حرفهایه - میدونی که قبلا بوده -
حالا برو تمام پولها رو شرط ببند - بیلی تو دیوونه شدی -
اما از اعتماد به نفست خوشم میاد
،اگه تیرم خطا رفت که معمولا نمیره
مثل همیشه میتونیم برای خورد و خوراک روی کیت حساب کنیم
تو هوامونو داری، نه؟ اوه، البته-
آره براتون یه خوراک ویژه دارم آبگوشت و بیسکویت
حالا فقط یه ماچ بنداز روی بتسی پیر و نگران چیزی نباش
خودتو با شرط بندی کوچیک معطل نکن
من 1500 تا رو قبول میکنم
باشه، اما من از اعتماد به نفست خوشم نمیاد
،آقای بانی میشه مبلغ این شرط رو اینجا نگه دارید؟
تیراندازی خوبی بود !چپ دست
...یا خدا
هی رفقا یه دقیقه صبر کنید
یه نگاه به ته اون بطری بندازید
جل الخالق، درست از دهانه بطری رد شده
بهتره هر چه زودتر بپرن روی همدیگه وگرنه از گله خبری نیست
اگه اون گاو نر نصف تو میل جنسی داشت
کارمون سکه میشد
چاک میخوای من برم دنبال اون؟
اون؟ به من گفتی اونا چهار نفر هستن
فکر کن بانی حرفش درست باشه و واقعا بیلی یکی از اونها باشه
اگه واقعا بیلی باشه دلم نمیخواد تو بری
تیراندازیش از تو بهتره - اگه تو اول فرصت زدنش رو داشته باشی چیکار میکنی؟ -
نمیدونم
،میرم دنبال ردیاب به اندازه چهار روز آذوغه و یه قاطر جور کن
برمیگردم همینجا
میخوای برای شناسایی این عکسو ببری؟
آره فکر خوبیه
اگه کار بیلی باشه حدس میزنی چه دلیلی داشته؟
ورشکستگی احتمالا، نه؟
چرا نیومده از من کمک بخواد؟
ساعت طلای قشنگیه
ما همه به یه اندازه خطر کردیم
اما به نظر میاد سر تقسیم عدالت رعایت نشده
وقتی داشتیم قرار میذاشتیم گفتم که تقسیم میکنیم
اما نگفتم به طور مساوی تقیسم میکنیم
خب من زیر دِین تو هستم تو منو دعوت به این کار کردی
کاملا درسته باید با دوستی از هم جدا بشیم
حالا بهتره سهمت رو برداری و بری سوار اسبت بشی
خب من ازتون ممنونم
با در نظر گرفتن همه چیز من آدم خیلی خوش شانسیم
شما منو از فقر نجات دادید
قلبهاتون رو به روم باز کردید و همینطور چشمهام رو
حالا اون پارچه رو ببندید
یالا، ببندینش
به همون شکل
حالا ده قدم برید عقب
نه، نه همینطوری
برای اطمینان از اینکه نکنه یه وقت یکی از شما یه اسلحه تو آستینش مخفی کرده باشه
دستها رو میذارید رو گوشها
و آرت، تو هم باید یاد بگیری اینقدر طمع کار نباشی
من هیچ وقت آدمای طماع رو دوست نداشتم
اوه، مایک نباید اینکار رو انجام میداد
حالا ازتون میخوام کمربندهاتون رو پرت کنید اونطرف
شرط یه پنی که من برنده میشم
!باشه،آماده، حرکت
بیلی دیگه روم آب نپاش یا اینکه سرتو میکنم زیر آب
من رو تو آب نمیریزم چاک تو سر راه وایسادی
من دارم روی دنیا آب میپاشم
این دنیا بود که روت آب پاشید
اوه، کارمو ساختی
سه دلار - روزی دو دلار به اضافهی خورد و خوراک -
دو دلار و نیم و من چشم گنده رو میخوام
No comments yet. Be the first to leave one.