The first 200 lines.
...آنچه در آیزامبی گذشت sina021 مترجم
ما باید به عنوان یک عضو از این جامعه دیده بشیم
نه اشغال کردنش با زور
ما یه نیروی اشغالگریم
چیزی به اسم
بهبود رابطه انسان-زامبی وجود نداره
وقتتون داره تموم میشه
به رئیست بگو مغزای سندروم فریلیک درمان زامبیه
و بطور غافلگیر کنندهای این بچه های بیچاره شکار میشن
اینا درمانِ مرض زامبیان
جناب شهردار
آمادهای؟
اُه خدای من، میتونم احساسش کنم
دوباره انسان شدم
اَل برانسون، روزنامه بلستر؟
خب، پاراگراف شروعت چطور پیش میره؟
در واقع هنوز به پاراگراف اول رسیدگی نکردم
شاید از اون چیزی که فکر میکردم شخصیت پیچیده تری داری
این آهنگی بود که من براش پول نداده بودم
چون هَریس بُرووز ام
تنها متخصص دزد دریایی رادیو
بهترین برای "خودت انجامش بده" از زمان کریستین اسلیتر
آهوی-هوی، یه تماس گیرنده داریم
برو
هریس
تو معرکهای - همینطور خودت داداش -
باید مهمونی بگیریم امشب چطوره؟
خونه من؟ و میدونی چیه؟
همه رو بیار
و چه کاریه برای بار ۲۷ام توی یه ردیف
بریم تو فضای دهه هشتاد
هریس، چطوری؟
درخواست بخشش میکنم، بانوی من
ولی فکرمیکنم، یکم از زمینه خارجی؟
تو گفتی دهه هشتاد
هیچوقت قرنشو مشخص نکردی
جای درستی وایسادم
بیارش بالا
حدس نمیزدم دوستپسر سابقت پیداش بشه
میتونه حداقل تلاششو بکنه که
به نظر نیاد میخواد منو بکشه؟
داستانو نگرفت؟ مردم عاشقمن
آخرین سوال
با حساب خودت یه گذشته شطرنجی داشتی
فرق بین کسی که قبلا بودی و کسی که الان هستی چیه
و حالا کی هستی؟
این یکیو نگه داشته بودی تا نصف شیشه رو تموم کنم
حالا؟ نیازمندم
قدردانم
مردم تو خیابون نگهام میدارن تا فقط برای اینکه باهام دست بدن
یکی از اون چیزایی که برای مردی که قبلا بودم اصلا اتفاق نیفتاده بود
بد نیست
خب، بعدش چی؟
سیاست؟ - !هَه -
بنظر اینقدر فاسد میام؟
هممم، هنوز نمیدونیم
حرف از فساد توی سیاست شد
اطراف حرف اینه که
شهردار براکِس مهمون مکررت بود
"توی "محل چنگاندازی
سوال اخر چی شد پس؟
اره، طرف از مهمونی خوشش میومد
میدونی که اونو کُشته؟
نه، آرزومه میدونستم؟
براکِس بدهی بزرگی رو وِل کرد
هرکی کرده، بهم بدهکاره
...اگه یه ثانیه بخام موضوعو عوض کنم
اصلا قراره ما چیزی بیشتر از سوژه خبرنگاری باشیم؟
خب، پنجشنبه داستان رو پخش میکنم
بعد از اون دیگه سوژم نیستی
عالیه
پس پنجشنبه
بگیم، آمم، ساعت ۸؟
با اشتها بیا
آشپزی میکنی؟
غذا؟ درنظر نگرفته بودمش
اره
حتماً
چرا که نه؟
یکی راهمو بسته
اره، بچه لوس همسایست
همیشه میخاد منو از مهمونی دور کنه
بیشتر طاقت بیار
هی، یکی پشت دره
رفیق، داری منو میکُشی،
میدونی اینجا مهمونیه دیگه؟
میدونی از اسمای مستعار خندهدارت متنفرم دیگه؟ funny و punny بازی با کلمات
...تو هم پیداشون کردی
دست و پا چلفتی؟
یه آدم مُسن، انگار عصبانیه
سلام
این مهمونیِ توعه؟
و اگه بخوامم گریه میکنم از لزلی جونزit's my party and i'll cry if i want toاشاره به آهنگ
عالیه، صاحب جیپ مشکی رو میخوام
تا بره و ماشینشو از جلو در من برداره
کُلّی آدم اینجا هست، کهنه کار
میخوای که یه جیپ رو توی کاهدون پیدا کنم؟
اگه واقعا میخای جایی بری پیشنهادم تاکسیه؟
میتونم حساب کنم
بیا دوباره تکرارش کنیم
شاید باید خودمو معرفی کنم
نه، نه، میدونم کی هستی
قبلا توی دوگیهاوزر بازی میکردی؟ اشاره قیافش به شخصیت دوگیهاوزر توی همون سریال
خوشحالم با خودتون حال میکنید
میدونی من از چی لذت میبرم؟
کُشتن کسایی که اعصابمو خورد میکنن
و اینم اغراق نیست
اگه اون ماشینو جابهجا نکنی
عیناً به زندگیت پایان میدم
سر تکون بده، اگه متوجه شدی
دیجی، آتیشش کن
شروع
مبتلا شدن
تبدیل شدن
نامزد سابق
بهترین دوست
دشمنان
متحد
همکار
!ولی من زامبیام...
sina021 مترجم
حالا، این مغز ها باید مستقیماً وارد تیوبها بشن
نه توی مخلوط کن مفهوم شد؟
من از روز اول با نقشه جلو رفتم
میدونم دارم چیکار میکنم
خوبه
هی
هی
چیکار میکنی؟
هی، ولم کن برم
!هی، هی بزار بیام بیرون
!هی
یکم تارم روی این جزئیات
ولی اون جمعه به دی.سی پرواز داره
اگه کسی بتونه با پنتاگون صحبت کنه که ما رو با بمب هسته ای نزنن
اون پیتونه
دور خودمون نمیچرخیم؟
از ۴ تا اتاق خواب، ۳ تا حموم
یه اتاق بازی، یه اتاق تاریک
.و یه اتاق رادیو رد شدیم
ولی اتاق بخار نه
این میتونست خونه رویاهام باشه
موندم پدر مادرش چیکار میکنن
این خونه پدر مادرش نیست
قربانی هریس بُرووس، ۱۹ ساله مادرش مُرده
باباش اونور دیوار زندگی میکنه
پسره به طور مستقلی پولدار بود
این خونه اونه
جسد طبقه پایینه
اُه، جلو پاتونو بپایید یکی یچیز لغزندهای ریخته
ممنون
سرمازدگی شدید
بچه بیچاره، زنده زنده پخته
در رو پیچ کردن داخل زندانی شده
چه راه ناخوشایندی برای مُردن
نگه دار،نگه دار
هرکسی که این پولدار هست باید در نظر بگیرید که
پول انگیزس - کلایو -
شاید یه مهره از جا در رفته داشته باشی
نمیتونی با کمر شکسته، کاراگاه بازی دربیاری
تو که بتمن نیستی
تو که نمیدونی
اِیلیین، اون کی بود؟
اَمی اونیل، دوستدختر قربانی
امروز صبح اومده اینجا و پیداش کرده
ادعا میکنه که دیشب یه همسایه یه مرد مُسن
اومده، شکایت کرده از مهمونی
و جون هریس رو تهدید کرده
کدوم همسایه؟
بچه منو هُل میدید اونوَر؟
نه، نه، هیچکی تورو هیچجا نمیگردونه
تو به توصیه های پزشکی نیاز داری
ما میریم
لیو یه زامبی گنکستر اصیله
من اونیم که کیکبوکسینگ کار میکنم، باشه؟
بین ما دوتا، فکر کنم بتونیم به یه پیر خرفت پست فطرت رسیدگی کنیم
و اونا میگن دیگه کسی به کسی سر نمیزنه
دیشب جون همسایتو تهدید کردی؟
مطمعنم که کردم
...اون
گستاخ بود
...خب، حالا مُرده، پس
تو به برای قتل بازداشتی
معلومه که ناراحت به نظر نمیام
من اون بچه نفرت داشتم
به این معنی نیست که کشتمش
خب، همینطور به این معنی هم نیست که تو نکُشتیش
صبرکن یه دیقه
از دیدگاه کاملا لفظی باور دارم که تو درست میگی
اون خوبه
به این هم پی بردی که
میخوام مغز قربانی رو بخورم، درسته؟
بالاخره متوجه میشم که تو کشتیش
پس، مغزش هنوز جمجمشه؟
این به نظرت واقعا سبک منه؟ میگه که من مغزشو جا نمیزارم
تو قاتل نوجوان هستی،بلین
این دقیقا سبکتوعه
به هر حال چه تفاوتی ایجاد میکنه؟
همه میدونیم که نمیتونید منو زندانی کنید
نه وقتی که من تنها چیزیام که زامبی های شهر رو از گشنگی حفظ کردم
No comments yet. Be the first to leave one.