The first 200 lines.
تقديم به تمام پارسي زبانان جـهـان
ويکرام"، گفتن اين حرفها" .برام آسون نيست
. پس، خواهش ميکنم به دقت گوش کن
..ما نميتونيم باهم بمونيم
. چون من ديگه تو رو درک نميکنم ...
سعي کردم به خودم تسلي بدم .اما غير ممکنه
. دارم ترکت ميکنم
...من تصميم گرفتم اين پيام رو ضبط کنم
. چون نميخواستم باهات صحبت کنم
...بدون هيچ بحث و مناقشهاي
. پيشنهاد ميکنم که فراموشم کني
" روشني "
بله ؟
سلام
. خيلي بهت افتخار ميکنم
ممنونم
امروز من يه عکاس ساده ام
تو به هنرم ايمان داري
نداري ؟
چرا دارم
. .شايد امروز پولدار نباشم
ولي يه روزي ، يه کسي ميشم
بهم اعتماد داري؟
آره
سلام
چيه ؟
مشکل چيه ؟
، يادته چندتا عکس براي نمايندگي در "بمبئي " فرستاده بودم ؟
آره
خب ، از طرف اون نمايندگي ازم خواستن که . براشون عکس برداري کنم
موضوع اينه که من بايد براي 1 سال به . هندوستان نقل مکان کنم
.. ولي من بهشون گفتم که
. در موردش فکر ميکنم
. يه استراحت خوبي براي زندگيت ميشه
اين يه سکوي پرتاب ـه
فکر نکن ، فقط برو
. نميخوام ولت کنم و برم
،، و تو هم که نميتوني بياي
. تو اينجا ، يه شغل موفق داري
... زندگيت
. دوستتت ..
خب
... ميدوني چيه
دهنشو سرويس
دهن اين شغل لعنتي سرويس
. من ميتونم يه شغل هم توي هند دست و پا کنم
به علاوه ميخوام که با تو زندگي کنم
... ولي
.. تو بايد بهم يه قول بدي
. که هرگز ترکم نکني...
ها ؟
هرگز
آقا ، اين خونه ايه که در موردش صحبت ميکرديم
بفرماييد
چي فکر ميکنيد ؟
يه لحظه
خوشحالي؟
! خيلي
. دقيقا همونيه که من ميخواستم
. به دور از جمعيت ديوونه کننده
من تحمل گريه ي مرد هاي تنها رو ندارم
.. فکر ميکنم اونم يه ترسوء
. يا اينکه داره سعي ميکنه از شر اشتباهات خلاص بشه
. نه ، فکر کنم موضوع چيزه ديگه ايه
. يه چيز اندوه آوري در موردش هست
داري از روي پيشونيش ميخوني؟
آقا ، صورت حسابتون
قربان ، ميخوايم رستوران رو ببنديم
ممنون
چشماتو توي کيسه پول زنت جا گذاشتي ؟
بسه ، ولش کن بره
چرا وقتي نميتوني خودتو کنترل کني ، مشروب ميخوري ؟
اون شروع کرد
. يه دقيقه اي از مستي درت ميارم
حالت خوبه ؟
... نه
حالم خوب نيست
بذار تاکسي خبر کنم
... نه
من خوبم
... خودم ماشين دارم
من خوبم
.. بنظر مياد واسه رانندگي مصممي
. ولي فکر نميکنم از پسش بر بياي
سمت راست
، بعضي وقتا به راست . بعضي وقتا به چپ
، بعضي وقتا جلو . بعضي وقتا عقب
.ما مجبور خواهيم بود ، ساعت ها توي اين راه رانندگي کنيم
ميشه نشوني دقيق رو بهم بدي ؟ لطفا ؟
... شکارچي ها و شکارشون
. فقط يه آدرس براي ورود به جنگل رو دارند ...
. سمت راست
ديگه بسه
اون آدرسشو نداد چه کاري از دستم بر ميومد ؟
آخه حالا بايد چيکار کنيم ؟
... نميدونم
. ولي نميتونيم اينجا ولش کنيم
. بيا ببريمش خونه
خونه ؟
اگه کسي اونو ببينه چي ؟
! اوه نه
! بيا ببريمش خونه
، اگه اين بيرون ولش کنيم . برامون دردسر درست ميکنه
يالا
. تمومش کن
اون سنگينه
. بذار براش پتو بيارم
... ميدونم اين کاناپه کوچيکه
. ولي تو ميتوني اينجا بخوابي ...
. عزيزم ، من خيلي خسته ام
. شب بخير
.. بدون بحث
... بدون مناقشهاي
.. بدون بحث
صبح بخير
" صبح بخير ، " ويکرام
قهوه ات
. اميدوارم خوب خوابيده باشي
... ضمنا
. من " نيشا " هستم
از کجا اسم منو ميدوني ؟
. ديشب بهم گفتي
... "دي کي "
ميخوام الان کار کنم
. اينقدر بهم کار بده که وقت براي کاراي خودم نمونه
صحيح ،،، صحيح
... ولي تو خوب ميدوني که
. وقتي که کار داري ، سر مستي
. اما ، هيچ کاري براي انجام دادن نيست
. عکسبرداري از مراسم عروسي ، تورو خوشحال نميکنه
. ميکنه
. هر کاري ميکنم
. فقط ميخوام مشغول باشم
، راستشو بخواي . اصلا دوست ندارم به اون خونه برگردم
صحيح ،،، صحيح
.. اما جايي که يه مرد ميترسه بره
. همونجاييه که ميتونه پاسخ سوالاشو پيدا کنه
..دوست من ، اگه ميخواي به زندگيت ادامه بدي
... تو بايد اونو فراموش کني
... فورا
. از همين امروز ...
همين حالا
.. سلام
ممنون بخاطر کارايي که کردي . و متاسفم براي کاري که من در عوض انجام دادم
متاسفي ؟
... منظورم اينه
... بخاطر صبح متاسفم
. واقعا بي ادبي بود
تو دوست نداري که توي آپارتمان کوچولو ء .. يه فرد غريبه بيدار بشي
. تصورشو کردم
. چيزي نيست
، اگه منو نبخشي . منم خودمو نميبخشم
.. اگه مخالف نباشي
.. بعنوان عذر خواهي
. شام امشب با من...
... ممنون
. ولي من با مشتري ها قرار نميذارم
متاسفم
مطمئنا يه مشتري ميتونه طلب بخشش کنه
،و اين يه قرار نيست . يه ايده ـست
. يه راه براي عذخواهي
. من صبر ميکنم ، مشکلي نيست
! يه ويسکي لطفا
.."نيشا" کليدهات
بسيارخب
. خداحافظ
!گرسنه اي؟
. پس باهام بيا
مطمئنم که توي اين ويلاي دَرَن دشت ، تنها زندگي نميکني؟ ؟ ؟
... من تنها زندگي ميکنم
. چون تنها هستم ...
منم همينطور
... " نيشا "
کِي بيدار شدي ؟
. چند دقيقه پيش
. بيا
. صبحانه حاضره
... ميبينم که تکُ تنها و توي خونه اي شبيه به موزه
. و به دور از شهر زندگي ميکني ...
.. ولي من نميتونم
بفهمم که چرا ؟ ...
. براي فهميدن همه چيز عجولي
... فقط گفتم که
، اگه نخواي بهم دليلشو بگي . مشکلي نداره
. يه موقع اي بود
. يه زماني من از حيوانات توي جنگل عکس مينداختم
. اين روزا بايد از حيوونات ولگرد ـه توي خيابون عکس بگيرم
. من دوست دارم نزديک طبيعت باشم
. خيلي چيزا هست که ميشه ازش ياد گرفت
... براي يک شروع تازه
.. مهم اينه که ريشه هاي قديمي رو قطع کني
و برگ هاي خشک و پلاسيده رو دور بريزي فقط براي اين که راه براي برگ هاي جديد(تازه) باز بشه
خب ، چي فکر ميکني؟
. بهتره که زياد فکر نکني و بذاري چيزا بريزه رو زمين
. لباس هات رو بپوش، ميرسونمت
شما ؟
صبح بخير
. از ظهر هم گذشته
.. توي حکومت اين قائده اي نداره وجود نداره که بهت ديکته کنه
.که تو نميتوني بگي " صبح بخير " ، حتي اگه ظهر باشه
No comments yet. Be the first to leave one.