The first 200 lines.
"ما همه بت های دروغین رو می پرستیم."
"این چیزیه که دوست من،" جاشوا کیث یکبار به من گفت.
او قدرت عبادت رو تشخیص داد.
.. این اعتقاد آزاده . مقدسترین تشریفات مذهبی بوده …
"به خاطر" جاشوا حقیقت، خدای برگزیده اون بود.
اما مومن واقعی و پیروانی که با چشم بسته تبعیت کنند، موجوداتی بودند که برای اون قابل درک نبودند.
موضوع مستند جاش به نام فرزندان آیوار.
، او را از خود دانستند
اما جاش به جای گروهی از فعالان حقوق مردان، .
دریایی از مردان خشن را دید
بنابراین آنها را انکار نمود و خود را از
تمام رهبران آنها، فلسفهی آنها و
هر تلاشی که برای از خود دانستن او و هنر او داشتند، مبرا دانست
. و به خاطر این، اون دشمن درست کرد
"بستن ناگهانی پرونده" جاشوا خیلی آسونه.
سوالات زیادی بیجواب میموند.
سان فرانسیسکو رو زیر سوال می برد اداره پلیس از حل مشکل خودداری کرد.
ما حقایق شناخته شده را ارائه می دیم.
اطلاعاتی که رسانه ها وپلیس نادیده گرفتن
در این فصل با من همراه شوید مورد تجدید نظر: جاشوا کیت.
میبینم که شاخ Drengir تو رو به سمت خودش کشید
راههای ساده تری برای قدردانی از عزت ما وجود داره
گروه ما نکبت - ه با ناراضی بودن پلیس.
یکی دیگه چیه؟
ما تنهاییم.
خفه
. نه، نه. باید رسمی به نظر برسه
نمیخوام پوششت رو از دست بدم.
آ ره. اگر این کار را بکنی اشکالی نداره
هرقدر میتونستم این قربانیت نر بتا رو تحمل کردم
پس تو چیزی در مورد قتل "کیث" پیدا کردی؟
"پسران" ایوار "درگیر چی هستن؟"
قتل پشتشونه
بچه هایی که می شناسم به سختی می تونن یک پست قانون رو بدون سرخ شدن بخونن
خب، ترسو بودن . دفاع از شناخت نیست
اما یه عذر موجه هست
کل تیم ارشد اونجا عضو جدید رو نظارت میکردن
دوربینهای زنده، شاهدها . به هر چیزی که نیاز داشته باشی
فکر میکردم پرونده بستهشده
بله این موضع رسمی اداره است
پس، تو نباید به هوش بیای؟
خب پارنل حواسش به داستان هست تو خبر ها
شاید یه منظوری داشته باشه
خب، گروهبان در این مورد چی فکر می کنه؟
نه اون هیچ گونه نشت یا حواس پرتی نمی خواد
نه بعد از اتفاقی که برای کیو افتاد
. خب، خوبه که بهت اعتماد داره اره
اون یا اینکه یه بلاکِش لازم داره که دل کسی براش تنگ نمیشه.
اره
بخونش
. عالی بود
. فقط … عالیه
. ممنون، بابایی
. آره، دوباره آواز خوندن خیلی خوب بود
چیزی که دوست نداشتمو بهت میگم
اون کشیش جدید رو شنیدی؟
"نجات دهنده ، نگهدارنده ، خالق".
چه اتفاقی برای پدر، پسر روح مقدس افتاد؟
کلمات جدید شامل همه،میشه بابا
، تو هیچوقت اونو متقاعد نمیکنی پس حتی سعی هم نکن.
بازم مجبورمون کرد نقاب بزنیم، و اونا قبل از اینکه من به دنیا بیام متوقف شدن (ساختشون متوقف شد؟ 🤔)
هی به من یادآوری نکن که چقدر جوون هستی الینور
خب خیلی چیزا گفتم ولی اونو هرگز
چی؟
تو منو الینور صدا کردی
. دخترا، بیاین بشینید
پاپی، بیا بغل من بشین
چیزی برای گفتن دارم
وقتی مامان و بابام فوت کردند ، خانواده فقط لوئیزیانا را ترک نکردند.
. ما همدیگه رو ترک کردیم
. میخوام همه با هم بمونیم
چه خبر شده؟
شیور
میدونی که من مشکلاتی رو تجربه کردم
ممکنه چیزی مهمتر باشه
پاپی منو وارد یک مطالعه پزشکی تو شهر کرد
و نمیخواستی اول بهم بگی؟
چه مشکلاتی، بابا؟
نمیخواستم بدونین
نه پاپی، نه هیچ کدوم از شما
ولی تو خانواده منی و این چیزیه که برای خانواده هاست
در حال حاضر ، پزشکان فکر می کنند ...
CTE ، یک بیماری مغزی است از صدمات مکرر به سر
. احتمالا از مشتزنی توی نیروی دریایی بوده، آره
نتتونستن زمان مرگ تشخیص بدن
یه چیزی از کیفم می خوام
لطفا منو دست کم نگیرین
. من خودم یه عالمه از اون لحظات رو داشتم
. شرط میبندم جلوی اون نیست
. ولی شاید به همین خاطره که همدیگه رو داریم
می دونی که اون بیشتر از این که شما بفهمید می ترسید
و نگاه متفاوتی به اون نسبت به بیماری داشت
ناامید نمیشم پاپی
و نمیخوام بابام رو از دست بدم
پس ما قوی هستیم . در مقابل هر چیزی که داره میاد …
و لیلیان
لیلیان
با پای هم نمیپیچیم
من در هر مرحله ای قول می دم اینجا باشم
قول میدم
منبع من میگفت "پسران" ایوار از لیست مضنونین خارج شدن.
اینو از "ایمز" شنیدی؟
نه
موضع رسمی اداره اینه که پرونده هنوز بسته ست
درو ترنی چطور؟
بدون پیشینی ، بدون وابستگی قابل توجه.
در دانشگاه کارولینای جنوبی پذیرفته شد. به مدت یک سال به تعویق انداخت.
خانواده ثروتمند؟ - نه به خصوص.
داشت توی چندتا کار حمالی میکرد
و در یک مکان مشترک با پنج هم اتاقی تا سه ماه پیش
بدون اطلاع قبلی ترک کرد و به استودیوی لوکس در مارینا نقل مکان کرد.
هیچکدام از اونا نمی دونستن پول از کجا آمده
...ولی
تماس های جاشوا با درو شش ماه پیش شروع شد
بدون برنامه ، بدون واسطه.
تا ماه گذشته ، تماس ها تقریباً روزانه بود.
گاهی اوقات تا یک ساعت طول می کشید
پس این یک رابطه کامل بود.
زن حسود یک انگیزه قوی ، ولی اون با تو بود.
خدا
من باید با اینا چیکار کنم؟
دوست
محرم
یا روزنامه نگار؟
بدون هیچ پاسخی نمیتونم دوستمو دفن کنم
شما واقعا نمیخواید بشینید؟
طرفداران میکا منو کمی عصبی میکنند.
بدم نمیاد که نزدیک در خروجی باشم.
از همه شما برای پیوستن به ما در برنامه امروز متشکرم. جشن زندگی جاشوا کیث.
برای رهایی از اندوه خود، ما باید ذهنمون رو آزاد کنیم.
چشمتو ببند
تمرکز رو نفس
ما واقعا این کار رو می کنیم؟
اره
اینگرام! اینگرام!
غم و اندوه خاطرات را مانند دومینو میسازد.
غم به ما می گه: "این اتفاق افتاد".
بعدش اون
تا زمانی که یک سری روایت های مرتب داشته باشید
و اونارو میچرخونی
عقب و جلو.
تلاش برای درک کمی از ...
یعنی نهایی ...
مرگ
ما تو رو داریم میکا
ممنون از حمایتت
هر پاسخی احتمالا سوال دیگه رو به وجود میاره
و این یک چرخه بیپایان ه.
و خیالم راحت ه آرامش در خاطرات وجود داره
. تو این قصهها احساس راحتی وجود داره
اما به هیچ وجه نمی تونید خود را برای درد یا اندوه آماده کنید
زندگی آماده ست.
جانم فدای میکا
نه، نه، نه هیچ صحنهای در مقابل سرمایه گذاران نیست
این یه صحنه اشغال نیست؟
چیزی نیست
اسمت چیه؟
روتی
مجبور شدید از پروتکل غم و اندوه ما برای سفر خودتون استفاده کنید
اره
. برای پسرم
و زمانی که شما مراقب بقیه بودید کی از شما مراقبت می کرد
هیچکس
خونوادم سعی کردن اما به سرعت از کنارش گذشتن
و متوجه تنها گذاشتن من نشدن
. دقیقا میدونم چه احساسی داری
جاشوا
اون بیعیب و نقص نبود، اما مال من بود.
و من برای غم از دست دادن اون وقت می ذارم بدون هیچ قضاوتی
هر چند که همه دور و بر من میخوان قضاوت کنن کارش و زندگیشو
دوست داری بهت یکی از اتاقهای ریکاوری خودمونو نشونت بدم؟
اره
باشه
میکا همیشه می گه لمس مهمترین حس ه اما تو غم نادیده گرفته می شه
فکر کنم منظورش رضایت و ارامش تو لمسه
. وقتی پسرم رو از دست دادم منو نجات داد
کی قراره نجاتش بده؟
میکا قدردانته
اما اون تو غم خودشه
. ولی اون به من نیاز داره
بهش میگی لطفا؟
من همیشه برای اون اینجا هستم.
حتما
این دیگه چی بود؟
خدای من
میخوای بری تو دفتر؟ . میدونم که وسط یه پرونده هستی
. نه، نگران اون نباش
من خوبم.
نوآ و مارکوس اینجا هستند.
امشب بهت زنگ میزنم
شانل؟
انگار یکی تصمیم درستی گرفته
که یه گزارش واقعی رو پشت سر بذاره برای پادکست.
. دلم واسه روزنامهنگاری واقعی تنگ شده
خیلی ناراحت شدم وقتی فهمیدم کتابت پرید
اگر خوب پیش بره میتونم برای جلد دوم تلاش کنم
. متاسفم، کیل منو ناراحت میکنه
این چیزی نیست که فکر میکردم "تو بار"."
به زودی با پاپ ملاقات میکنم
می دونی که جاشوا چیزی بیشتر از یک بار توریستی جذاب دوست نداشت
No comments yet. Be the first to leave one.