Boston Strangler

Boston Strangler

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Boston Strangler 2023 1080p WEB H264-CUPCAKES
Boston Strangler 2023 2160p WEB H265-CUPCAKES
Boston Strangler 2023 720p WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Boston Strangler 2023 1080p WEBRip 1400MB DD5 1 x264-GalaxyRG
Boston Strangler 2023 2160p HULU WEB-DL x265 10bit HDR10Plus DDP5 1-NAISU
Boston Strangler 2023 2160p DSNP WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-CM
Boston Strangler 2023 2160p DSNP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV MKV x265-CM
Boston Strangler 2023 2160p DSNP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV MP4 x265-DVSUX
Boston Strangler 2023 720p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Boston Strangler 2023 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by KiarashNg
█⫸ کیارش نعمت گرگانی | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

web
1080
webrip
x264
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HD
mkv
HEVC
Published on: 2023-03-17
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫... حالا از اون طرف ضدحمله می‌زنن.

‫فعلا جفت تیم‌ها تو این بازی خیلی خوب ‫دفاع کردن. دانکن به دربی پاس می‌ده.

‫دربی خیلی سریع از بیرون زمین پرتاب می‌کنه.

‫دو تن از اعضای «بولداگز» دارن به شدت ‫دفاع می‌کنن. باز هم پرتاب می‌کنه.

‫نتیجه بازی چهار به سه شده ‫و میشیگان دوباره جلو می‌افته.

‫رابینسون سریع توپ رو...

‫- به انتهای زمین می‌رسونه. پرتاب می‌کنه. ‫-

‫خطا رفت؛ ولی «بولداگز» ‫دوباره توپ رو می‌گیرن.

‫ترجیح می‌دم نبینمت.

‫پرتاب پرشیش خوب بود.

‫دوباره «بولداگز» رو جلو می‌اندازه...

‫نتیجه پنج به چهاره...

‫خب، متیوز بدجوری به جانسون چسبیده.

‫ولی میشیگان تونست ‫اوایل بازی...

‫این مشکل رو حل کنه.

‫نه! نه! نه!

‫نه!

‫ولم کن!

‫کلر، حالت خوبه؟ باز کن!

‫کلر، اگه در رو باز نکنی، ‫زنگ می‌زنم پلیس‌ها بیان.

‫احتمالا کسی به زور وارد یکی از واحدهای ‫مجتمع «اوک تاور» شده.

‫شصت و یک هستم، رسیدگی می‌کنم.

‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی: ‫DigiMoviez@

‫پلیس ایالتی هستیم!

‫پلیس ایالتی هستیم! باز کنین!

‫پلیس ایالتی هستیم!

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫... در شهر افزایش یافته.

‫اعتصاب کامیون‌رانان بوستون ‫همچنان ادامه داره.

‫امروز صبح از واشینگتن و پاریس ‫گزارش زنده داریم...

‫دارم سعی می‌کنم سریع‌تر بخورم.

‫غلات صبحانه‌تون رو بخورین. بجنبین.

‫نون تست می‌خوری؟

‫آره. اون یکی رو می‌خوام.

‫- صبح همگی به خیر. ‫- صبح به خیر.

‫- تامی کجاست؟ ‫- صبح به خیر.

‫ای بابا. تامی!

‫- همین‌جام. ‫- بجنب. باید دو دقیقه دیگه راه بیفتیم.

‫نون تست می‌خوری؟

‫چرا که نه؟

‫«رکورد آمریکن»، بفرمایین.

‫وقتی تحقیق کردم، ‫دوباره تماس می‌گیرم.

‫«رکورد آمریکن»، بفرمایین.

‫از یکیشون هم نمی‌گذری، مگه نه؟

‫تا باهاشون از میز بخش سبک زندگی ‫خلاص نشم، نمی‌گذرم.

‫- جک، یه لحظه وقت داری؟ ‫- الان وقت ندارم.

‫باز هم خلاف پلیس‌های چلسی رو شد.

‫«گلوب» و «هرالد» امروز خبرش رو چاپ کردن. ‫ما هیچی چاپ نکردیم.

‫بی‌خیال. مگه خودت کار نداری؟

‫خیلی‌خب، مظنون جدید سرقت ‫از کامیون پست چی؟

‫باقی روزنامه‌ها خبرش رو چاپ کردن.

‫اونجا رو می‌بینی؟ میز بخش جناییه. ‫شش نفر دارن روش کار می‌کنن.

‫خیلی‌خب، سوزان،

‫- اثاثیه ضروری خونه با تو. ‫- ممنون.

‫مری، مقاله مد و فشن ‫روزنامه یکشنبه‌مون با تو.

‫- مقاله پنجاه سانتی عکس‌داره. ‫- هوم.

‫الی، همسران نامزدهای انتخاباتی با تو. ‫از جزئیات زندگیشون بنویس.

‫- خورد و خوراک و لباس‌هاشون رو بگو. ‫- بگو کدومشون بیشتر داد می‌زنن.

‫لورتا، نقد محصولات این هفته با توئه.

‫«سانبیم» توستر جدید عرضه کرده.

‫خیلی‌خب، نانسی، ‫پیشنهادات رژیمی هم با توئه.

‫درخواست اصلاحات مالیاتی، ‫خلع مقامات و برابری.

‫ایشون هم کاهش مالیاتی مد نظر رو...

‫از سال آینده، یعنی ژانویه ۱۹۶۳، ‫اعمال می‌کنه.

‫چندین میلیارد دلاری که هنوز دست...

‫[بیوه‌ای اهل بک بی ‫با خفگی به قتل رسید]

‫- سلام فیلیس. ‫- صبح به خیر.

‫اون کیه؟

‫اِم، جین کول، سوگلی هالنده.

‫چیه؟ خبرنگاره یا پرستاره؟

‫خبرنگار مخفیه. ‫داره راجع به آسایشگاه‌ها مقاله می‌نویسه.

‫بیا. با مال من بنویس. ‫این یکی رو تعمیر می‌کنم.

‫مرسی.

‫چی می‌نویسی؟

‫مقاله خبری سواستفاده از درمان‌جویانه.

‫ظاهرا مقاله مهمیه. چطوری بهت رسید؟

‫خودم درخواست کردم.

‫اون‌ها همین‌جوری بهت دادنش؟

‫معمولا همین شکلیه دیگه.

‫نه‌خیر، اینجا نیست.

‫عذر می‌خوام.

‫اون هم گلدان زیبای مونروئه...

‫می‌خواد باهاشون چه غلطی بکنه؟

‫- مامان، دکتر چی گفت؟ ‫- نرفتم.

‫- یعنی چی که نرفتی؟ ‫- کیتی نیومد.

‫چی شد؟ بهش زنگ نزدی؟

‫من ملت رو به زور جایی نمی‌کشونم. ‫اون که اصلا فامیلمون نیست.

‫همسر پسرته‌ها.

‫اگه این‌قدر مهم بود، ‫بهتر بود خودت من رو می‌بردی.

‫آره، آره، خودم می‌دونم.

‫پسفردا می‌بینمت.

‫بلند نشو. خودم می‌رم.

‫- باید زنجیر در رو ببندم. ‫- از کی تا حالا می‌بندی؟

‫از وقتی همسایه‌مون رو کشتن.

‫- نشنیدی؟ ‫- نه.

‫خانم اسلسرز رو که همین نبش می‌شینه کشتن.

‫خبرش تو روزنامه خودتون بود.

‫ ‫

‫جک؟ گمون کنم چیزی دستگیرم شده.

‫سه زن رو طی دو هفته اخیر ‫خفه کردن و کشتن.

‫به نظرم خبر جالبی نیست. ‫این‌ها که افراد مهمی نیستن.

‫خیال کردی مخاطبینمون کی هستن؟

‫اصلا واسه همین جالبه. واسه چی کسی ‫باید سه زن بی نام و نشان رو بکشه؟

‫خب، قصد داری از کجا به جوابش برسی؟

‫خب، بذار قربانیان رو بررسی کنم. ‫ببینم ارتباطی دارن یا نه.

‫بچه، قرار نیست خبر قتل کار کنی.

‫چرا نکنم؟

‫آخه تجربه اخبار قتل رو نداری.

‫اگه بهم فرصت ندی، ‫چطوری می‌خوام تجربه کسب کنم؟

‫نه.

‫وای، اذیت نکن دیگه. ‫خبر خاصی نداریم.

‫تو اوقات فراغتم ردیفش می‌کنم.

‫خیلی‌خب. ‫ولی هنوز پشت میز بخش سبک زندگی‌ای.

‫اِم، لورتا مک‌لافلین ‫از «رکورد آمریکن» هستم.

‫مدیر ساختمون شمایین؟ ‫شما ایدا ایرگا رو پیدا کردین؟

‫آره، درسته.

‫اِم...

‫به نظر می‌اومد کسی به زور وارد شده باشه؟

‫نه. نه، در خونه‌اش قفل بود. ‫مجبور شدم با شاه‌کلید بازش کنم.

‫موقع ورود، متوجه چیز غیرعادی دیگه‌ای نشدین؟

‫نه. جای جزئیاتش تو روزنامه شما نیست.

‫نه، نه... نمی‌خوام چیز زشتی چاپ کنم.

‫صرفا می‌خوام بفهمم جریان از چه قرار بوده.

‫واقعا می‌خوای بدونی؟

‫رو زمین پیداش کردم، ‫پاهاش باز شده بودن،

‫مچ پاش رو به صندلی بسته بودن.

‫بین پاهاش دسته جارو فرو کرده بودن.

‫- یعنی... ‫- آره.

‫با جوراب ساق‌بلندش ‫دور گردنش پاپیون بسته بود.

‫پاپیون؟

‫عین هدیه شده بود.

‫اِم، می‌دونین کی داره به قتل ‫آنا اسلسرز رسیدگی می‌کنه؟

‫خبرنگار «رکورد آمریکن» هستم.

‫الان نیستن. واسه چی تا حالا ندیدمت؟

‫قبلا تو بخش دیگه‌ای بودم. ‫نمی‌دونین کی برمی‌گردن؟

‫اصلا خبر ندارم. سرشون خیلی شلوغه.

‫آره، قطعا همین‌طوره. ‫مظنونی ندارن؟

‫با کورستی صحبت کن. ‫خودش خبرش رو کار کرده.

‫من دارم خبر متفاوتی ‫راجع به ارتباط قتل‌ها کار می‌کنم.

‫پاپیون‌هاشون رو می‌گی؟

‫دور گردن هرسه‌تاشون پاپیون بود؟

‫من چنین حرفی نزدم.

‫نه، پاپیون ایدا ایرگا که تأیید شد. ‫پاپیون بلیک و اسلسرز رو هم تأیید می‌کنین؟

‫من چیزی رو تأیید نمی‌کنم. ‫نظرت چیه بری دوری بزنی؟

‫فقط می‌تونم ایدا ایرگا رو تأیید کنم.

‫گزارش کالبدگشاییشون چی شد؟

‫دادستانی ناحیه‌ای منتشرشون نمی‌کنه.

‫یکیشون ساکن لینن نبود؟

‫هلن بلیک رو می‌گین.

‫خب، تو شهرستان اسکسه.

‫اگه شهرستان فرق کنه، ‫دادستانی ناحیه‌ای هم فرق می‌کنه.

‫کورستی، پزشک قانونی لینن رو می‌شناسی؟

‫آره، با هم ورق‌بازی می‌کنیم.

‫ببین می‌تونی گزارش کالبدگشایی ‫هلن بلیک رو گیر بیاری.

‫مرسی.

‫خیلی‌خب.

‫[جسد متوفی، هلن بلیک، رو به شکم ‫روی تخت بوده و پاهایش باز شده بود.]

‫[جوراب ساق‌بلندی نایلونی را ‫دور گردنش دو بار گره زده بودند.]

‫ ‫

‫کناریش چیه...

‫عذر می‌خوام، با سرکار دوگان کار دارم.

‫دوگان؟ نه، اینجا نیست.

‫می‌دونین کجا مشروب می‌خوره؟

‫بار «فولی» رو بلدی؟

‫سرکار دوگان؟

‫خودم هستم.

‫اِم، لورتا مک‌لافلین ‫از «رکورد آمریکن» هستم.

‫اِم، شما به قتل آنا اسلسرز ‫رسیدگی کرده بودین؟

‫درسته.

‫باید یکی از جزئیات صحنه جرم رو ‫ازتون بپرسم.

‫گمون نکنم اجازه بدن ‫با روزنامه‌ها صحبت کنم.

‫نه، از اون سوالات نیست.

‫اِم... صرفا می‌خوام راجع به ‫جوراب ساق‌بلند دور گردنش سوال کنم.

‫دیده بودن گرهش تکی بود یا دوتایی؟

‫اصلا همین‌جوری معلوم نبود.

‫باید برمی‌گردوندمش تا بفهمم، ولی... ‫ولی مأمور گشتی بیش نیستم.

‫به اجساد دست نمی‌زنم.

‫به نظرتون جسدش تزئین شده بود؟

‫آره، به طرز جنون‌آمیزی تزئین شده بود.

‫ممنون.

‫همین الان اسلسرز رو تأیید کردم. ‫هر سه مورد رو تأیید کردم.

‫خیلی‌خب. برگرد اینجا و بنویسش.

‫وجه اشتراک این سه زن چیست؟

‫سه الگوی حمله رمزآلود.

‫سه گره که عامل اشتراکشان است.

‫آن‌ها که در زندگی با یکدیگر غریبه بودند، ‫در مرگ خواهر شدند.

‫هر سه لحظه وحشتناک مرگ با خفگی ‫به دست قاتلی بی‌سروصدا،

‫محتاط و دیوانه را تجربه کردند...

‫که اعتماد به نفسش در حدی است ‫که رفتنی، در را قفل می‌کند.

‫آهای، حالتون خوبه؟

‫باز کنین! آهای، اگه در رو باز نکنی، ‫زنگ می‌زنم پلیس‌ها بیان!

More Farsi Persian subtitles for Boston Strangler

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left