The first 200 lines.
... من نمیدونم چرا مردم وقتي يه نفر
توپ گلف ميخوره به سرش غافلگير ميشن ؟
تا حالا اين مسابقات رو از تلوزيون ديدين ؟
ششصد نفر آدم دارين که دور ... يه سوراخي به اين اندازه رو گرفتن
... بعد هيچ کس توقع نداره که يه توپ
. بره بزنه مخ يکي رو بياره پايين
ميدونين ، وقتي يکي يه سنگ رو پرت کنه ... طرف جمعيت اسمش ميشه تروريسم
...ولي وقتي توي هوا مسير قشنگي رو طي بکنه . اونوقت ميشه گلف
من هميشه تحت تاثير تصويربردار ... مسابقات گلف قرار ميگيرم
که کارش اينه که مسير توپ رو . وقتي توي هواست دنبال بکنه
يه توپ کوچولوي سفيده که با سرعت صد و سي .کيلومتر در ساعت توي يه پس زمينه سفيد حرکت ميکنه
. پيداش کردم . گمش کردم" ". پيداش کردم . گمش کردم
زحمت بيخودي واسه چي ؟ ... يه نما از آسمون بگير . يه نما از زمين
. يه توپ از جيبت دربيار . بندازش پایین
کي ميخواد بفهمه توپـه از کدوم جهنمي پيداش شده ؟
AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /
چرا کليد رو گذاشتي توي ماشين در رو روش قفل کردي ؟
. چرا ؟ چون من يه احمقم
چرا کليدساز نياوردي ؟ - . ميخواستم بيارم -
بعدش فهميدم که کلوب ماشين خدمات کليدسازي . رايگان داره ، واسه همين عضوش شدم
. فقط منتظرم کارت عضويتم برسه دستم
چندوقته که ماشينت توي پارکينگ باشگاه "يانکي"ها پارک بوده ؟
. نميدونم . حدود سه روز
. سلام پسرها
تو که قرار نيست گلف بازي کني ؟ - . چرا ، حتماً -
تقويم ميگه زمستونه ، ولي . خدايان ميگن که بهار شده
بعد زمين گلف هم باز شده ؟ - . نه . نه -
.با "استن" پادو قراره دزدکي برم. از ورودي پادوها ميريم
... نه بابا - : آره . يه چيز ديگه رو هم بهتون بگم -
. توصيههاي "استن" بازي منو متحول کرده . هيچ وقت اشتباه نميکنه
فکر ميکنه يه روزي بالاخره شانس اين رو پيدا ميکنم . که سري توي سرهاي مسابقات بزرگسالان دربيارم
. "اين روياي منـه "جري
جدّي ، اينقدر داري حرفهاي ميشي ؟ - . من خود اصل جنسـَم -
. اينجام "استن" . اينجام . بفرما پيداش شد
. جري" ، "جرج" ، با "استن" پادو آشنا بشين"
حال شما ؟ - . سلام -
. از ملاقاتتون خوشحالم
حاضري بريم سمت زمين ؟ - . آره ، پس چي -
اون چيـه ؟ شلوار کتون ؟ - . آره ، آره -
چيه ، بيرون خيلي سرده ؟
. اين کاري که ميگم رو ميکني . يه ژاکت سبک با خودت مياري
، اونطوري ، خورشيد که بيرون اومد . ژاکت رو از روي پوليورت درمياری
. منطقي به نظر مياد . "فکر خوبيـه ،"استن
. خيلي خب . بعداً ميبينيمتون
. آره ، تا بعد - . تا بعد -
. استن" پادو" - . استن" پادو" -
الين" ؟"
. سلام
. از اين بهتر نميشه . اعجوبهي بي کُرست
فکر کرده کي رو داره دست ميندازه ؟
. نگاهش کن ، اصلاً تعادل نداره
: داشتم فکر ميکردم . "اون زنـه شبيه الين بنس ميمونه "
آره . دنبال چی اومده بودی ؟
. همینطوری ول میچرخم - . مشخصه -
. گوش کن ، فردا بعدازظهر يه جشن تولد دارم
. اگه ميومدي خيلي خوشحال ميشدم - . فردا -
. مطمئن نيستم که بتونم - نه ؟ -
. نه ، راستش واقعاً خيلي سرم شلوغه - . خيلي بد شد -
خب ، اميدوارم درهرصورت . يه کادويي برام بگيري
."جرج" - . "آقاي "ويلهلم -
، عذرميخوام که مزاحمت ميشم ... "ولي من و آقاي "استاينبرنر
ميخواستيم بدوني که قدر تمام ساعتهايي . که اينجا وقت ميذاري رو ميدونيم
... راستي يه چيز رو هم محرمانه بگم
، سوزانکل" دستيار مدير کل" ... خيلي به درد بخور نبوده
و رئيس فکر ميکنه تو اوني . هستي که شايستهي اون کاره
. پس بين خودمون بمونه
دستيار مدير کل ! ميدوني اين يعني چي ؟
ممکنه از من براي نقل و انتقال . بازيکن مشورت بگيره
. "نقل و انتقالات "جري . فقط يه قدم باهاش فاصله دارم
واقعاً دارن انتهاي يه تشکيلات . معرکه رو اداره ميکنن
واقعاً نميتونم درک کنم که چرا . پونزده ساله يه پيت حلبي هم نبردن
. و همهي اينها به خاطر اون ماشينـه
ببين "استاينبرنر" معمولاً اولين . نفريـه که وارد پارکينگ ميشه
. ماشين من رو ميبينه . فکر ميکنه من اولين نفر ميام
. بعد آخرين نفري که ميره "ويلهلم"ـه
. اون هم ماشين من رو ميبينه . فکر ميکنه دارم نصفه شبي واسهشون عرق ميريزم
بين اين دو تا ، فکر ميکنن من . روزانه هجده ساعت کار ميکنم
جاگذاشتن کليد ماشينت توي ماشين . بهترين حرکت شغليـه که تا حالا کردي
. سلام - سلام . چه طوري ؟ -
. الآن بهترم - جدّي ؟ چي شده ؟ -
سو الن مشکي" رو ميشناسي ؟" - سو الن مشکي " ؟" -
آره ، همون دختره که باهاش . توي "مريلند" بزرگ شدم
. پارسال نقل مکان کرد اينجا - . به نظر آشنا مياد -
وارث داراییـه آبنبات "اُ هنری" ؟
. آها آره . از اون گفتي - . آره . امروز برخوردم بهش -
، اين زنـه از وقتي که من ميشناسمش ...هيچ وقت ، نه حتي يه بار ، اصلاً
. کرست نپوشيده
. بيشرمانهست - . زنـه نفرت انگيزيـه . يه خوکـه -
. هيچ دليلي واسه اين کار نيست . خيلي اشتباهـه - . اين زنـه يه خوکـه -
. بيادبيـه - . خيلي خب . حرف زدن با شما فايدهاي نداره -
. بيخيال . بيخيال . ببخشيد - . فقط داشتيم شوخي ميکرديم -
. شما نميفهميد . ببينين ، اون اصلاً عوض نشده
وقتي دبيرستاني بودم دوستپسر . منو از چنگم درآورد
توي يه مهموني بودم و با يه يارو . که خيلي بانمک بود رفيق بودم
.در ضمن اسم پسره "تام کلازي" بود
بعد اين دختره اومد با اون لباس . سکسيش از جلوي ما رد شد
. و پسره هم پشت سرش راه افتاد رفت بيرون
. اين دختره "لکس لوتر"ـه توئه
تولدش نزديکه ، خب ؟ واسه همين . تصميم گرفتم يه کادوي کوچولو براش بگيرم
ميخواي چي براش بگيري ؟ - ... يه نمونهی خيلي سنتي -
... و خيلي به درد بخور از
. سينهبند
. توي اينکار که هيچ ظرافتي نيست - . نه ، نه . شايد فکر کنه که فقط يه هديهست -
تا حالا شده من به عنوان کادو واسه تو بيضهبند بگيرم ؟
. سلام
اينجا چه غلطی ميکني ؟ قرار نيست الآن سرکار باشي ؟
توي اين فکرم چند روزي با . سوزان" از شهر بزنم بيرون"
. پدر مادرش اون کلبه رو دوباره ساختن
پس همينطوري ميخواي از کار جيم بشي ؟
. آره خب ، اونها که نميفهمن . ماشينـَم که اونجاست
توي اين شرايط که توي شرف اين ترفيع بزرگ هستي ، اين فکره خوبيه ؟
حضورم توي شرکت فقط ميتونه باعث . کمتر شدن شانس من بشه
. سو الن مشکي" اومدن ديدن شما"
سو الن مشکي" ؟"
. خيلي خب . بفرستش داخل
. "سلام "الين
. سلام
... توي اين محلّه بودم
بعد فکر کردم يه سري بزنم و بابت . اين هديهي دوستداشتني ازت تشکر کنم
. خب ، قابلي نداشت
مشکلي هست ؟
... خب "سو الن" ، اين
. اين که لباس نيست
. اين سينهبنده
. خودم ميدونم
. بازَم ممنون
زندگي يعني همين ، مگه نه کوچولو ؟
ميخواي يه سر به يه حراجي بزنيم ؟ - . آره ، شايد -
اونو از کجا آوردي ؟ - ... وقتي از اون استراحتگاه اومديم بيرون -
. گذاشته بودن روي آينه جلوي ماشين
الو ؟ - . سلام . "جرج"ـَم -
. ميخوام يه لطفي بکني - چه خبر شده ؟ -
الآن يادم اومد . يه رستوران چيني ... نزديک ورزشگاه تيم "يانکي"ها
. هست که روي همه ماشينها برگ آگهي ميذاره - آره ، خب ؟ -
، کاري که بايد بکني اينـه . برو پارکينگ . آگهيها رو از روي ماشينـَم بردار
، ميدوني آخرين بار مجبورم کردي . يه نون رو سه طبقه بندازم بالا
... "حالا ميخواي برم محلّهي "برانکس
. از روي ماشينت آگهي جمع کنم اين قضيه به کجا ختم ميشه ؟
خيلي خب باشه . من سه ساعت ميام و . سه ساعت برميگردم که خودم برشون دارم
. خيلي خب . انجامش ميدم
ببينم ، برنامهت چيه ؟ - . هيچي -
ميخواي با من بياي "برانکس" ببينيم ... آگهي تبليغاتي گذاشتن روي
ماشين "جرج" يا نه ؟ - . حتماً -
هر چيزي ديگهاي هم ميتونستم بگم مگه نه ؟ - . آره -
. واي پسر ، ببين چه کثافتکارياي شده
ميدوني اگه اينو ببينن چه اتفاقي ميفته ؟
چيکار بايد بکنيم ؟
. نميدونم - . خب ، بايد ببريم بشوريمش -
. کليدها توي ماشين جا موندهـَن
. يه لحظه صبر کن
چيکار ميخواي بکني ؟ - . با اين قفل رو باز ميکنم -
. بفرما
. جدّاً زندگي معرکهاي واسه خودم راه انداختم
. جرج" حتماً از اين بابت خوشحال ميشه" - . آره ، آره -
واي خدا "کريمر" ، واقعاً اون زنـه فقط يه کرست پوشيده ؟
. واي مادر
. "کريمر"
خداي من ، تو خوبي ؟
، يه شکاف افتاده روي سرَم . و شونهم هم ضرب ديده
. فکر کنم بايد ماشينش رو برگردونم ورزشگاه . البته اگه ماشينـه بکشه تا اونجا
خب اين اتفاق چطوري افتاد ؟ - . داشت چشمچروني يه زنـه رو ميکرد -
. خب ، نميتونستم جلوي خودم رو بگيرم . خودت ديدي که چي پوشيده بود
کدوم زنـه ؟ - ... يه زن خوشگلي بود -
که فقط با يه کرست داشت . توي خيابون ول ميچرخيد
. نميتونم اون تصوير رو از ذهنم بيرون کنم
. واي خداي من - چيـه ؟ -
يه زنـه قدبلند با يه کت مشکي نبود ؟ - . آره -
. اون "سو الن مشکي"ـه - سو الن مشکي" ؟" -
. اون همون سينهبندي بوده که من بهش دادم . به عنوان لباس ازش استفاده ميکنه
يه زني که توي روز روشن فقط ... با يه کرست راه ميفته توي خيابون
. واسه جامعه يه خطره
. ميدوني ، بازوم خيلي درد ميکنه
توي اين فکرم که توي چرخيدنـَم . توي گلف تاثير بذاره
. پيغامت رو گرفتم شونهت چطوره ؟
. بازوي چپ منه . نميتونم بچرخونمش - . واي نه ، بازوي چپ نه -
اگه نتونم مثل قبل بازي کنم چي ميشه ؟
سر مسابقات و روياهام چي مياد ؟
! گرفتم
. بيا ازش شکايت کنيم
. شکايت کنيم - . آره ، طرف پولداره -
. "وارث داراییـه آبنبات "اُ هنری
نميتونم . سر اون شرکت قهوهساز . درسم رو گرفتم
. کريمر" ، به من گوش کن"
گوش کن . اين فرصتيـه که . يه بار توي زندگي پيش مياد
. روياهاي تو خرد شدن
. يه نفر بايد براش پاسخگو باشه
يالّا . قرون به قرون پولهاش . رو از چنگش درمياريم
تو چي فکر ميکني "استن" ؟
. بریم واسه امتیاز گرفتن
وکيل خوب ميشناسي ؟
. پس داشتي ماشين ميروندي
. با رفيقت بودي ، سرت به کار خودت بود
بعد چي شد ؟ - ... يه زني رو ديديم -
. که يه کرست پوشيده بود ولي لباس نپوشيده بود
لباس نپوشيده بود ؟ دختره لباس نپوشيده بود ؟
آره ، واسه همين من حواسم . پرت شد و با ماشين تصادف کردم
اين زنـه رو چطور توصيف ميکني ؟
به نظرت جذّاب بود ؟
. بلـه - ... پس يه زنـه جذّاب داريم -
،که کرست پوشيده ، روش لباس نپوشيده . بعد توي روز روشن راه افتاده توي خيابون
No comments yet. Be the first to leave one.