Seinfeld

Seinfeld

Download Farsi Persian Subtitle

Season 7

Release info

Seinfeld S07E12-Caddy-HDTV IMDB-DL
Seinfeld S07E12-Caddy-DVDRip IMDB-DL
A Commentary by Ashk
Transalted by AshorroR | www.IMDB-DL.com

Tags

HDTV
hdtv
HD
DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2013-12-20
Downloads: 38
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

... من نمیدونم چرا مردم وقتي يه نفر

توپ گلف ميخوره به سرش غافلگير ميشن ؟

تا حالا اين مسابقات رو از تلوزيون ديدين ؟

ششصد نفر آدم دارين که دور ... يه سوراخي به اين اندازه رو گرفتن

... بعد هيچ کس توقع نداره که يه توپ

. بره بزنه مخ يکي رو بياره پايين

ميدونين ، وقتي يکي يه سنگ رو پرت کنه ... طرف جمعيت اسمش ميشه تروريسم

...ولي وقتي توي هوا مسير قشنگي رو طي بکنه . اونوقت ميشه گلف

من هميشه تحت تاثير تصويربردار ... مسابقات گلف قرار ميگيرم

که کارش اينه که مسير توپ رو . وقتي توي هواست دنبال بکنه

يه توپ کوچولوي سفيده که با سرعت صد و سي .کيلومتر در ساعت توي يه پس زمينه سفيد حرکت ميکنه

. پيداش کردم . گمش کردم" ". پيداش کردم . گمش کردم

زحمت بيخودي واسه چي ؟ ... يه نما از آسمون بگير . يه نما از زمين

. يه توپ از جيبت دربيار . بندازش پایین

کي ميخواد بفهمه توپـه از کدوم جهنمي پيداش شده ؟

AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /

چرا کليد رو گذاشتي توي ماشين در رو روش قفل کردي ؟

. چرا ؟ چون من يه احمقم

چرا کليدساز نياوردي ؟ - . ميخواستم بيارم -

بعدش فهميدم که کلوب ماشين خدمات کليدسازي . رايگان داره ، واسه همين عضوش شدم

. فقط منتظرم کارت عضويتم برسه دستم

چندوقته که ماشينت توي پارکينگ باشگاه "يانکي"ها پارک بوده ؟

. نميدونم . حدود سه روز

. سلام پسرها

تو که قرار نيست گلف بازي کني ؟ - . چرا ، حتماً -

تقويم ميگه زمستونه ، ولي . خدايان ميگن که بهار شده

بعد زمين گلف هم باز شده ؟ - . نه . نه -

.با "استن" پادو قراره دزدکي برم. از ورودي پادوها ميريم

... نه بابا - : آره . يه چيز ديگه رو هم بهتون بگم -

. توصيه‌هاي "استن" بازي منو متحول کرده . هيچ وقت اشتباه نميکنه

فکر ميکنه يه روزي بالاخره شانس اين رو پيدا ميکنم . که سري توي سرهاي مسابقات بزرگسالان دربيارم

. "اين روياي منـه "جري

جدّي ، اينقدر داري حرفه‌اي ميشي ؟ - . من خود اصل جنسـَم -

. اينجام "استن" . اينجام . بفرما پيداش شد

. جري" ، "جرج" ، با "استن" پادو آشنا بشين"

حال شما ؟ - . سلام -

. از ملاقاتتون خوشحالم

حاضري بريم سمت زمين ؟ - . آره ، پس چي -

اون چيـه ؟ شلوار کتون ؟ - . آره ، آره -

چيه ، بيرون خيلي سرده ؟

. اين کاري که ميگم رو ميکني . يه ژاکت سبک با خودت مياري

، اونطوري ، خورشيد که بيرون اومد . ژاکت رو از روي پوليورت درمياری

. منطقي به نظر مياد . "فکر خوبيـه ،"استن

. خيلي خب . بعداً ميبينيمتون

. آره ، تا بعد - . تا بعد -

. استن" پادو" - . استن" پادو" -

الين" ؟"

. سلام

. از اين بهتر نميشه . اعجوبه‌ي بي‌‌ کُرست

فکر کرده کي رو داره دست ميندازه ؟

. نگاهش کن ، اصلاً تعادل نداره

: داشتم فکر ميکردم . "اون زنـه شبيه الين بنس ميمونه "

آره . دنبال چی اومده بودی ؟

. همینطوری ول میچرخم - . مشخصه -

. گوش کن ، فردا بعدازظهر يه جشن تولد دارم

. اگه ميومدي خيلي خوشحال ميشدم - . فردا -

. مطمئن نيستم که بتونم - نه ؟ -

. نه ، راستش واقعاً خيلي سرم شلوغه - . خيلي بد شد -

خب ، اميدوارم درهرصورت . يه کادويي برام بگيري

."جرج" - . "آقاي "ويلهلم -

، عذرميخوام که مزاحمت ميشم ... "ولي من و آقاي "استاينبرنر

ميخواستيم بدوني که قدر تمام ساعتهايي . که اينجا وقت ميذاري رو ميدونيم

... راستي يه چيز رو هم محرمانه بگم

، سوزانکل" دستيار مدير کل" ... خيلي به درد بخور نبوده

و رئيس فکر ميکنه تو اوني . هستي که شايسته‌ي اون کاره

. پس بين خودمون بمونه

دستيار مدير کل ! ميدوني اين يعني چي ؟

ممکنه از من براي نقل و انتقال . بازيکن مشورت بگيره

. "نقل و انتقالات "جري . فقط يه قدم باهاش فاصله دارم

واقعاً دارن انتهاي يه تشکيلات . معرکه رو اداره ميکنن

واقعاً نميتونم درک کنم که چرا . پونزده ساله يه پيت حلبي هم نبردن

. و همه‌‌ي اينها به خاطر اون ماشينـه

ببين "استاينبرنر" معمولاً اولين . نفريـه که وارد پارکينگ ميشه

. ماشين من رو ميبينه . فکر ميکنه من اولين نفر ميام

. بعد آخرين نفري که ميره "ويلهلم"ـه

. اون هم ماشين من رو ميبينه . فکر ميکنه دارم نصفه شبي واسه‌شون عرق ميريزم

بين اين دو تا ، فکر ميکنن من . روزانه هجده ساعت کار ميکنم

جاگذاشتن کليد ماشينت توي ماشين . بهترين حرکت شغليـه که تا حالا کردي

. سلام - سلام . چه طوري ؟ -

. الآن بهترم - جدّي ؟ چي شده ؟ -

سو الن مشکي" رو ميشناسي ؟" - سو الن مشکي " ؟" -

آره ، همون دختره که باهاش . توي "مريلند" بزرگ شدم

. پارسال نقل مکان کرد اينجا - . به نظر آشنا مياد -

وارث داراییـه آبنبات "اُ هنری" ؟

. آها آره . از اون گفتي - . آره . امروز برخوردم بهش -

، اين زنـه از وقتي که من ميشناسمش ...هيچ وقت ، نه حتي يه بار ، اصلاً

. کرست نپوشيده

. بي‌‌شرمانه‌ست - . زنـه نفرت انگيزيـه . يه خوکـه -

. هيچ دليلي واسه اين کار نيست . خيلي اشتباهـه - . اين زنـه يه خوکـه -

. بي‌ادبيـه - . خيلي خب . حرف زدن با شما فايده‌اي نداره -

. بيخيال . بيخيال . ببخشيد - . فقط داشتيم شوخي ميکرديم -

. شما نميفهميد . ببينين ، اون اصلاً عوض نشده

وقتي دبيرستاني بودم دوست‌پسر . منو از چنگم درآورد

توي يه مهموني بودم و با يه يارو . که خيلي بانمک بود رفيق بودم

.در ضمن اسم پسره "تام کلازي" بود

بعد اين دختره اومد با اون لباس . سکسي‌ش از جلوي ما رد شد

. و پسره هم پشت سرش راه افتاد رفت بيرون

. اين دختره "لکس لوتر"ـه توئه

تولدش نزديکه ، خب ؟ واسه همين . تصميم گرفتم يه کادوي کوچولو براش بگيرم

ميخواي چي براش بگيري ؟ - ... يه نمونه‌ی خيلي سنتي -

... و خيلي به درد بخور از

. سينه‌بند

. توي اينکار که هيچ ظرافتي نيست - . نه ، نه . شايد فکر کنه که فقط يه هديه‌ست -

تا حالا شده من به عنوان کادو واسه تو بيضه‌بند بگيرم ؟

. سلام

اينجا چه غلطی ميکني ؟ قرار نيست الآن سرکار باشي ؟

توي اين فکرم چند روزي با . سوزان" از شهر بزنم بيرون"

. پدر مادرش اون کلبه رو دوباره ساختن

پس همينطوري ميخواي از کار جيم بشي ؟

. آره خب ، اونها که نميفهمن . ماشينـَم که اونجاست

توي اين شرايط که توي شرف اين ترفيع بزرگ هستي ، اين فکره خوبيه ؟

حضورم توي شرکت فقط ميتونه باعث . کمتر شدن شانس من بشه

. سو الن مشکي" اومدن ديدن شما"

سو الن مشکي" ؟"

. خيلي خب . بفرستش داخل

. "سلام "الين

. سلام

... توي اين محلّه بودم

بعد فکر کردم يه سري بزنم و بابت . اين هديه‌ي دوست‌داشتني ازت تشکر کنم

. خب ، قابلي نداشت

مشکلي هست ؟

... خب "سو الن" ، اين

. اين که لباس نيست

. اين سينه‌بنده

. خودم ميدونم

. بازَم ممنون

زندگي يعني همين ، مگه نه کوچولو ؟

ميخواي يه سر به يه حراجي بزنيم ؟ - . آره ، شايد -

اونو از کجا آوردي ؟ - ... وقتي از اون استراحتگاه اومديم بيرون -

. گذاشته بودن روي آينه جلوي ماشين

الو ؟ - . سلام . "جرج"ـَم -

. ميخوام يه لطفي بکني - چه خبر شده ؟ -

الآن يادم اومد . يه رستوران چيني ... نزديک ورزشگاه تيم "يانکي"ها

. هست که روي همه ماشينها برگ آگهي ميذاره - آره ، خب ؟ -

، کاري که بايد بکني اينـه . برو پارکينگ . آگهي‌ها رو از روي ماشينـَم بردار

، ميدوني آخرين بار مجبورم کردي . يه نون رو سه طبقه بندازم بالا

... "حالا ميخواي برم محلّه‌ي "برانکس

. از روي ماشينت آگهي جمع کنم اين قضيه به کجا ختم ميشه ؟

خيلي خب باشه . من سه ساعت ميام و . سه ساعت برميگردم که خودم برشون دارم

. خيلي خب . انجامش ميدم

ببينم ، برنامه‌ت چيه ؟ - . هيچي -

ميخواي با من بياي "برانکس" ببينيم ... آگهي تبليغاتي گذاشتن روي

ماشين "جرج" يا نه ؟ - . حتماً -

هر چيزي ديگه‌اي هم ميتونستم بگم مگه نه ؟ - . آره -

. واي پسر ، ببين چه کثافت‌کاري‌اي شده

ميدوني اگه اينو ببينن چه اتفاقي ميفته ؟

چيکار بايد بکنيم ؟

. نميدونم - . خب ، بايد ببريم بشوريمش -

. کليدها توي ماشين جا مونده‌ـَن

. يه لحظه صبر کن

چيکار ميخواي بکني ؟ - . با اين قفل رو باز ميکنم -

. بفرما

. جدّاً زندگي معرکه‌اي واسه خودم راه انداختم

. جرج" حتماً از اين بابت خوشحال ميشه" - . آره ، آره -

واي خدا "کريمر" ، واقعاً اون زنـه فقط يه کرست پوشيده ؟

. واي مادر

. "کريمر"

خداي من ، تو خوبي ؟

، يه شکاف افتاده روي سرَم . و شونه‌‌م هم ضرب ديده

. فکر کنم بايد ماشينش رو برگردونم ورزشگاه . البته اگه ماشينـه بکشه تا اونجا

خب اين اتفاق چطوري افتاد ؟ - . داشت چشم‌چروني يه زنـه رو ميکرد -

. خب ، نميتونستم جلوي خودم رو بگيرم . خودت ديدي که چي پوشيده بود

کدوم زنـه ؟ - ... يه زن خوشگلي بود -

که فقط با يه کرست داشت . توي خيابون ول ميچرخيد

. نميتونم اون تصوير رو از ذهنم بيرون کنم

. واي خداي من - چيـه ؟ -

يه زنـه قدبلند با يه کت مشکي نبود ؟ - . آره -

. اون "سو الن مشکي"ـه - سو الن مشکي" ؟" -

. اون همون سينه‌بندي بوده که من بهش دادم . به عنوان لباس ازش استفاده ميکنه

يه زني که توي روز روشن فقط ... با يه کرست راه ميفته توي خيابون

. واسه جامعه يه خطره

. ميدوني ، بازوم خيلي درد ميکنه

توي اين فکرم که توي چرخيدنـَم . توي گلف تاثير بذاره

. پيغامت رو گرفتم شونه‌ت چطوره ؟

. بازوي چپ منه . نميتونم بچرخونمش - . واي نه ، بازوي چپ نه -

اگه نتونم مثل قبل بازي کنم چي ميشه ؟

سر مسابقات و روياهام چي مياد ؟

! گرفتم

. بيا ازش شکايت کنيم

. شکايت کنيم - . آره ، طرف پولداره -

. "وارث داراییـه آبنبات "اُ هنری

نميتونم . سر اون شرکت قهوه‌ساز . درسم رو گرفتم

. کريمر" ، به من گوش کن"

گوش کن . اين فرصتيـه که . يه بار توي زندگي پيش مياد

. روياهاي تو خرد شدن

. يه نفر بايد براش پاسخگو باشه

يالّا . قرون به قرون پولهاش . رو از چنگش درمياريم

تو چي فکر ميکني "استن" ؟

. بریم واسه امتیاز گرفتن

وکيل خوب ميشناسي ؟

. پس داشتي ماشين ميروندي

. با رفيقت بودي ، سرت به کار خودت بود

بعد چي شد ؟ - ... يه زني رو ديديم -

. که يه کرست پوشيده بود ولي لباس نپوشيده بود

لباس نپوشيده بود ؟ دختره لباس نپوشيده بود ؟

آره ، واسه همين من حواسم . پرت شد و با ماشين تصادف کردم

اين زنـه رو چطور توصيف ميکني ؟

به نظرت جذّاب بود ؟

. بلـه - ... پس يه زنـه جذّاب داريم -

،که کرست پوشيده ، روش لباس نپوشيده . بعد توي روز روشن راه افتاده توي خيابون

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left