The first 200 lines.
حسین انریکه تقدیم میکند
ذغال
!وایی! عجب مردیه
!اون انسان نیست! طوفانه...طوفان
!سریع بیا
!خیلی سریع
راجا صاحب"، این پسر کیه؟"
.این وفادارترین حیوونِ (نوکر) منه
اگه وفاداریِ کلِ حیوونام (نوکرهام) رو ....یه طرف بزارم و
....وفاداریِ این پسر رو یه طرف...
.بازهم وفاداریِ این پسر سنگین تره...
!آفرین
!واه "شنکر"! واه
!تو شگفت انگیزی
!معلومه شگفت انگیزه
!کی اون رو مثل یه شیر شجاع و نترس ساخته؟
!"راجا صاحب"
کی یه مردِ ضعیف رو به یه فردِ قدرتمند تبدیل کرده؟
!راجا صاحب"! احمق"
!"راجا صاحب" !"راجا صاحب"
!یه مشکل بزرگ پیش اومده ...کارگرها
!کارِ توی معدن ذغال سنگ رو متوقف کردن...
!واسه چی؟
!مگه گوشاشون مشکل پیدا کرده؟
!برادر کوچیکترتون از کنترل در رفته
!اون داره یه کارگر رو بی رحمانه کتک میزنه
!بابامُ نزن! ولش کن
!نه! نزنش
!اون میمیره! نزنش !بابامُ نزن
...بابامُ - .بس کن -
اینجا چه خبره "بریجوا"؟
داداش، اون دختر داشت با !یه سبد رو سرش راه میرفت
.من هم دیدم که اون چقدر خوشگه .واسه همین دستش رو گرفتم
..."راجا صاحب"
چرا روی برادر عزیزِت دست بلند کردی؟
!اون از همون بچهگیاش احمق بود
!تو خفه شو، دکتر
!"با دقت بهم گوش کن، "بریجوا
...دخترِ تمامِ کارگرای اینجا
!مثل دخترم یا عروسم میمونه
...من پادشاه هستم
!و اونا اموالِ من...
...بریجوا"، بعد از خدای بزرگ"
!من خدای اونها هستم....
!گم شو! دیوانهی روانی
!واو! واو! واو! واو
....من دارم عدالتی که در دورهی
!جهانگیر" بود رو با چشمای خودم میبینم"...
یک برادر روی برادرش که پارهی خونشه !دست بلند میکنه
...وقتی "بریجوا" رو زد
!من خیلی حس بدی پیدا کردم...
...اگه من دروغ میگم
....سگِ وحشیِ روستا...
!هیچکدومتون رو گاز نگیره.... این جمله مثل "هرکی دروغ بگه) (بره زیر تریلیِ"ـه خودمونه
...من تنباکوی 'گوپال گُلد' میخورم
!و حرف هام برجسته و بیپرواست این جا کلمهی "بُلد" با "گُلد" هم قافیه است) (این حرفش حالتِ یه شعار داشت
!راجا صاحب"... - زنده باد" - !راجا صاحب"... - زنده باد" -
...خانم ها و آقایون
...من آقای "تولمول" هستم...
...گیج کننده صحبت میکنم....
!رازهای بقیه رو آشکار میکنم...
!داری چی گوز گوز میکنی
.من دارم تاریخچهی روستا رو میگم
!سالهاست که مردها زنها رو میخرن
!ببین اون پیر مرد داره کجا میره
...اون داره به تمامِ پیرمردهای اینجا
.دارویی میده که اونا رو جوون کنه...
!احمقِ عوضی
!کی داره من رو صدا میزنه؟
بابا، اون داره شما رو !با اسم واقعیتون صدا میزنه
!شما عوضی هستین و من هم احمقِ شما
....چرا داری این چرت و پرت ها رو
!با این دلقک میگی؟....
....ببین! من دارم کارِ آبا و اجدادیمون رو
!در طبابت ادامه میدم...
!من میدونم داری چیکار میکنی
!تو داری سرِ آدمای پولدار شیره میمالونی - !خفه شو -
...دکتر - !بله -
.همسرم رو یکم قدرتمند کن
همسرت رو یکم قدرتمند کنم؟
...اون میخواست بگه که اون قرصهایی که تو
،دفعه پیش بهشون دادی... ...همون قدرت
.آره، اون قرص ها هیچ تأثیری روی من نداشت
...آره ...آره - ...آره-
!فقط صبر کن و تماشا کن
....این دفعه چنان قرصی بهت بدم که
بابا، چرا داری زندگیشونو از هم میپاشونی؟
.من دارم جوونیِ زندگیشون رو بیدار میکنم
...تو جوونیِ زندگیشون رو بیدار نمیکنی
.تو داری زندگیشونو داغون میکنی...
!وقتي قرص تو خاليه، هيچ اتفاقي نميفته
واسه چی؟
...چون، بابا تو داری سعی میکنی
!با سه تاری بنوازی که شکسته....
!اون بلده آهنگ بزنه؟
!تو داری درمورد آهنگ حرف میزنی
!این سه تار رو دیگه نمیشه درستش کرد
،و این مدل سه تار دیگه از کار افتاده است مگه نه، آبجی؟
!حق با توئه، منم گرفتار شدم !آره -
شماها مي خوايد همينجوري !به حرف زدن ادامه بديد؟
چیزی نمیخورید یا نمینوشید؟
،من بهشون خوردنی میدم .شما هم نوشیدنی بده
."شنکر"
.اینُ بده من
!همهی مهمونا اومدن راجا صاحب" کجاست؟"
!ارباب... این چیه ارباب؟
تو باعث شدی من روی "بریجوا" دست بلند کنم مگه نه؟
!بخاطر همین میخوام تو رو بکشم
...ولی قربان
....برادر شما با عروس های ما و....
دختر های ما بدرفتاری میکنه... !خفه شو -
!سگ رذل
بچه های شما قبل ازینکه ....توی رحم مادرشون باشن
!برده های من میشن
!من هرکاری که دلم بخواد میکنم
...از همسرت، پسرات، دخترات
و عروس هات هر جوری که !دلم بخواد استفاده میکنم
!اون ها اموال من هستن
.نه ارباب، ما شورش میکنیم
.ما اعتراض میکنیم
!اونو بدین حیوونا بخورن
اینجا چیکار میکنی؟
چی دیدی؟
چیزی ندیدی؟
چی دیدی؟
!حرف بزن
چی دیدی؟
بریجوا"؟"
!داری چیکار میکنی؟
!اون یه چیزایی دیده، ولی بهم نمیگه! بم بگو
مگه تا حالا دیدی که یه ذغال حرف بزنه؟
تا حالا دیدی که یه کوه حرف بزنه؟
.تو واسه صحت کردن به صدا نیاز داری
چطوری این پسر صحبت کنه؟
.این بدبخت لاله
،خودم میدونم که اون لاله .ولی اون یه چیزایی دیده
!ازش بپرس
."شنکر"
..."بریجوا"
...من بی سوادم...
....ولی من...
از همون موقعی که بچه بود... چشمهای این پسر لال رو میخونم
.من خوندم
.اون هیچی ندیده
."برو "شنکر
.برو
!مهمونی خوبی بود! مهمونی شگفت انگیزی بود !شگفت انگیز بود
!امروز شما خیلی مشروب خوردین
.من از مشروب خوردن خیلی لذت میبرم، منشی
!امروز هم میخوام با دخترها لذت ببرم
.وقتی مست میکنی ازینجور حرفها میزنی
...بیندیا" عزیزم"
.خداوند تو رو خیلی زیبا افریده...
پس چرا تو همیشه بدنت رو !با این لباس ها میپوشونی؟
!اونارو دربیار
!من تحسینت میکنم
شما به قدری هیجان زده شدین که !انگار قبلاً بدنم رو ندیدین
!این معجزهی خداونده
!نگهبان
!تو یه احمقی
...من 20 ساله که دارم اینجا رفت و آمد میکنم
!و تو هر دفعه به من شلیک میکنی...
.راجا صاحب" دستور دادن که شلیک کنیم"
راجا صاحب" بدونِ داروهای من" !نمیتونه زنده بمونه
...و اگه حتی به اشتباه به خودم گلوله بخوره
.بعدش تو هم میمیری...
،اگه "راجا صاحب" تو رو نکُشه !بریجوا" حتماً میکُشت"
!داری چیکار میکنی؟
!داری چیکار میکنی؟
!داری چیکار میکنی؟
!"راجا صاحب"! "راجا صاحب" !"راجا صاحب"
!"راجا صاحب"! "راجا صاحب"
!چرا داری داد و فریاد میکنی؟
!شما هیچ دشمنی ندارید
....پس این نگهبانها و این سگها و
!این گلوله ها واسه چی؟...
!واسه چیه؟ - ،ببین دکتر -
...علف و دشمن...
.هر لحظه و در هرجایی ممکنه بوجود بیاد...
.و گذشته از همهی اینها، من اربابم
،من باید مثل ارباب ها بهنظر بیام مگه نه؟
.دی.آی.جی" پشتِ خطه"
!بله "دی.آی.جی"! بگو
داری میایی، مگه نه؟
من مطمئناً واسه عروسی دخترت !اونجا خواهم بود
!نگران نباش
!تعجب زده رفیق !...تعجب زده
"واندرِر فول' نه "راجا صاحب' 'واندِرفول'
!آره! منم همینُ گفتم
موضوع چیه، "راجا صاحب"؟
.امروز منشی باهاتون با عصبانیت رفتار میکنه
!همهی اینا بهخاطرِ توئه
...تو دوباره بهم قرصی رو دادی که
!شب خوابم برد...
!دوباره جلوی منشی خوار شدم
...راجا صاحب"، این تقصیرِ"
قرص نیست... - پس مقصّر کیه؟ -
مقصّر مدل شماست - ...تو این سن -
!از کجا مدلِ بهتر بیارم؟...
!با دقت نگاه کن !خداوند مدل های قشنگ زیاد آفریده
No comments yet. Be the first to leave one.