The first 119 lines.
SANDS Movie
خداوند و نجات دهنده من،
بیاید قلب هامون رو آماده کنیم و به همدیگه آرامش هدیه بدیم.
لطفاً با همسایه خودتون احوالپرسی کنید.
.آرامش با شما باد - .آرامش با شما باد -
.آرامش با شما باد
باشد که برکت خداوند متعال،
پدر، پسر، و روح القدس،
به همتون نازل بشه و تا ابد باهاتون بمونه.
آمین.
دشمن دیده شد، ساعت نه.
ساعت نه من، ساعت نه من.
تنظیم آلارم برای ساعت نه.
لکسی، خاموش.
حتماً لکسی دوباره صدای نجوای روح مامان رو شنیده.
کمک، گیر افتادم، بچه ها، گیر افتادم.
دارشان، ما به مختصاتت نیاز داریم.
کمک، خدایا، کمک. من... کمک!
دهکده دارشان بدترین ارائه دهنده اینترنت رو داره.
دارشان یه اردک نشستهست.
من چشم دارم، من چشم دارم.
- این کیه؟ - هدف نابود شد.
- اونجا چه خبره؟ - یکی دیگه نابود شد.
یکم از اکشن رو برای ما هم بذار، بری بری ۰۰۵۴...
شما پسرها بهتره عقب نشینی کنید.
یا حضرت عباس، انگار چهارم جولایه.
دارشان اینجاست، ولی به زور داره خودش رو نگه میداره.
دانکن، جعبه کمک های اولیه، سریع.
مال خودت رو نجات بده، عزیزم. من پرستار ثبت نام شدهم.
یه پرستار که راه و رسم کار با تفنگ تک تیرانداز رو بلده.
باشه، رسماً همه چی رو دیدم دیگه.
خب، فکر کنم بشه گفت این اواخر وقت زیادی داشتم.
خب، بازنشسته شدی، یا...؟
من از کار افتادهم.
مثلاً با ویلچر؟
لعنتی، شما پسرها خیلی باحالید.
بعدش بری بری این یارو رو از برج آب زد، و دوباره کون دارشان رو نجات داد.
اون مثل...
به نظر میاد دی-من یه روز دیگه هم زنده میمونه تا بجنگه.
آره، همش به لطف بری بریه.
بری بری خیلی بامزهست.
با خنده ای که میتونه دنیا رو به آواز واداره، بابا.
میفهمم.
یه چیز خاصی در مورد این یکی هست، بابا.
من میتونم حسش کنم.
میدونم پسرها، براتون سخت بوده
.از وقتی مامانتون فوت کرده
ما فقط بهترین ها رو برات میخوایم، بابا.
ما قرار ملاقات بابا رو برنامه ریزی کردیم.
این رو تصور کن، جنت.
یه شام رمانتیک با نور شمع.
با همه مخلفات.
و ما داریم غذای مورد علاقه بابا رو درست میکنیم.
مینسترون گوشت.
غذای مخصوص مامان.
بابا خیلی گریه میکنه.
دوباره بگید چطوری این خانم رو ملاقات کردید؟
فراخوان به گردان.
یاد اون موقعی افتادم که توی سال ۲۰۰۴، برنده مسابقات جهانی ضربه های نمایشی شدم.
وای، خیلی بزرگه، جنت.
قبل از اینکه بفهمم، همه مردهای برجسته هالیوود، داشتن در خونه من رو برای یه قرار ملاقات میکوبیدن.
- امکان نداره. - اسم بگو.
تای دیگز.
تو با تای دیگز قرار گذاشتی؟
اون گفت که علاقه مند به بیلیارده، منم فکر کردم، چرا که نه؟
چرا که نه، میگه.
و باید بگم که اون یه جنتلمن تمام عیار بود.
حتی یه کلاس سالسا رفت، چون میدونست من رقصیدن دوست دارم.
تای داره همه ما رو بد نشون میده.
،و بذارید بهتون بگم ...شما تا حالا نرقصیدید
مگه اینکه روی پشت بوم پنت هاوس تای دیگز رقصیده باشید
منظره ها نفس گیر بودن.
این باور نکردنیه.
پس حلقه کو؟
معلوم شد بیلیارد تنها چیزی بود که هر دومون بهش علاقه داشتیم.
- جنت، خیلی متاسفم. - اوه، من خوب بودم.
مردهای دیگه ای دور تا دور ساختمون صف کشیده بودن.
آنتونی لاپاگلیا...
نکته اینه که، ممکنه به نظر برسه که افراد اول مناسب ان، ولی فقط مراقب باشید
خب، فکر میکنم من و بچه ها در مورد تشخیص شخصیت خیلی خوبیم.
منظورم اینه که اون یه پرستاره.
و بری بری، ما داریم به کیک ترس لچس برای دسر فکر میکنیم.
- پس گشنه بیا. - طبقه پایین امن شد.
- داریم میریم سمت راه پله. - بری بری، آلرژی غذایی داری که قبل از قرارت باید بدونیم؟
وای خدای من، میدونید چیه؟
دنیا به پسرهای بیشتری مثل شما سه تا نیاز داره، میدونید؟
خب، ما هدفمون خوشحال کردنته، بری بری.
منم خیلی خیلی برای قرارتون هیجان زدهم.
دارشان، طبقه دوم پاکسازی شده، مگه نه؟
من برات دستور سس چتنی مادرم رو میفرستم.
خیلی خیلی خوبه.
بری بری!
لعنت بهت دارشان! تو گفتی طبقه دوم رو پاکسازی کردی!
- دانکن، جعبه کمک های اولیه! - تو یه دروغگوی کثیفی، دارشان!
منظورم اینه که اینترنتش یکم لگ داره، بری بری.
اون قصد نداشت بهت آسیب بزنه.
بچه ها، آدم های بدی توی این دنیا هستن.
آدم های خطرناک.
قول بدید هیچ وقت بهم دروغ نمیگید. قول بدید.
ما هیچ وقت بهت دروغ نمیگیم، بری بری.
ما باید از بری بری به هر قیمتی محافظت کنیم.
به نظر میاد چند دقیقه دیگه طول بکشه.
چاقو و چنگال سمت راست؟
وایسا، نه، سمت چپ.
لعنتی، اون اینجاست!
بچه ها، راست یا چپ؟
دانکن، بهم نگاه کن.
اون عاشقش میشه.
من فقط میخوام همه چی برای بری بری عالی باشه.
خب، پس ماموریت با موفقیت انجام شد، چون این سفره عالی به نظر میرسه.
همه سر جاهاتون.
هی، کسی نیروی کمکی خواسته بود؟
سلام، عرض ادب.
از دیدنت خوشبختم، برایان.
- پسرها خیلی ازت برام گفتن. - لطفاً، من رو بری بری صدا کن.
باشه، پس. بری بری.
ادب و رسوممون کجا رفته؟
لطفاً، نمیخوای بیای داخل؟
خب، احساس میکنم خیلی ساده لباس پوشیدم.
No comments yet. Be the first to leave one.