The first 200 lines.
SANDS Movie
یه هفته پیش فکر میکردم زندگیم تمومه.
دخترهای نوجوون دیگه، مگه نه؟
ولی حالا که سر حال شدم و دوش گرفتم...
و ذخیره خوش بینی لارا جینی رو کاملاً پر کردم، دوباره همون آدم سابق شدم.
همه چی مثل قبل نیست.
خوب شدنِ بعضی زخم ها بیشتر از بقیه طول میکشه.
مین هو هنوز باهام حرف نمیزنه.
ولی میدونید چیه؟ این مشکل خودشه.
همونجوری که ال جی گفت، نمیتونم از زندگی دست بکشم.
هر چی نباشه هنوز سال آخرمونه و زمان داره مثل برق و باد میگذره.
دیگه رسمی شد، قراره دور دنیا رو با کشتی بگردم، با قایق تفریحی بابام، سال دیگه بعد از فارغ التحصیلی.
اگه میتونی با اون رد پای کربنی کنار بیای، خوش بگذره.
وای، حمله زیست محیطی؟
آره، توهینت رو شنیدم.
سعی نمیکردم مخفیش کنم.
لعنتی، حالا می هی و مدیسون با هم دعوا دارن؟ چه خبره؟
ببخشید، نمیخواستم بین شما دو تا قرار بگیرم.
دوباره.
جین، بیخیال. اونجوری نیست...
انتخاب خوبیه. حیف که اون هم تو رو انتخاب نکرد.
سلام.
خوبی؟
خوبم.
بابت نقشم توی این ماجرا حالم خیلی بده، اگه کاری برای کمک از دستم بر میاد...
با دخالت نکردن میتونی کمک کنی، کیتی.
باشه، همین کار رو میکنم.
هر چی که باشه، امیدوارم بدونی نمیخواستم تو رو لو بدم.
حالا که فکر میکنم، باید با جین صادق میبودم.
یه جورایی درک میکنم چرا نبودی.
اشتباه بزرگی کردی و نمیتونستی جبرانش کنی.
میترسیدی از دستش بدی.
و از دستش دادم.
ولی تقصیر تو نیست.
راستش خودم اوضاع رو بدتر کردم.
در مورد تو و مین هو شنیدم.
واقعاً متاسفم.
ممنون.
باورم نمیشه هر دومون بدون هم دوران جدایی رو گذروندیم.
دلم برای وقت هایی که میگفتی همه چی درست میشه تنگ شده...
حتی وقتی میدونستم که نمیشه.
و دلم برای تکیه کردن بهت تنگ شده.
و همینطور اون شکمِ سفتت.
میشه لطفاً همدیگه رو بغل کنیم؟
بیا دیگه هیچ وقت با هم دعوا نکنیم.
قبوله.
خب...
دیگه چه خبرهایی رو از دست دادم؟
راستش، برای پذیرش زودتر از موعد دانشگاه نیویورک اقدام کردم.
یعنی قراره برای دانشگاه توی یه کشور باشیم؟
- نفوس بد نزن. - باشه.
ولی شاید شد. از جی اف کی تا ال اِی اکس!
خدا رو شکر که آشتی کردیم.
ولی بقیه چرا دارن دعوا میکنن؟
من فقط یه هفته نبودم، بعد یهو اکیپمون از هم پاشید؟
باید درستش کنم.
آه!
یوری، داری چیکار میکنی؟
خب، یوری از ییسو خواست که طرح هاش رو برای مسابقه طراح نو ظهور، نقد کنه و...
هنوز دو تا طرح رو ندیده بود که گفت من سر در نمیارم، خودت کجای این طرحی؟
بهم گفت باید توی همه چی تجدید نظر کنم.
اون هم فقط توی دو روز؟
میدونم، فکر میکردم هفته مد قراره بازگشتِ دوبارهم باشه...
بعد از اینکه کل دنیا، شاهدِ شکستِ افتضاحم بود.
وایسا، شاید همینه.
تو دیگه پولدار نیستی.
اوه، وای، کیتی. خوب بلدی به یه خودشیفته زمین خورده لگد بزنی.
گوش کن، گوش کن، گوش کن.
حق با کیتیه.
- این طرح ها متعلق به یوریِ سابق بودن. - دقیقاً.
یوریِ جدید کیه؟
نمیدونم.
نمیتونم همینجوری خودم رو پیدا کنم و توی ۴۸ ساعت استایل های کاملاً جدید بسازم.
خب، قرار نیست تسلیم بشی. میتونیم درستش کنیم.
جولیانا میتونه توی کانسپت های جدید کمک کنه، و منم بقیه رو پای کار میارم تا همه کمک کنن.
چجوری؟ درامای بین دوست هامون حتی از نمایشِ ویکدِ دوره راهنمایی هم بیشتره.
خب، من تازه با کیو آشتی کردم، پس بقیه رو هم یه جوری ردیف میکنم.
تنها درامایی که قراره ببینی روی ران ویه، چون ما قراره این فشن شو رو برگزار کنیم.
مأموریت اینه، ده استایل جدید، ۴۸ ساعت.
الان فقط یه تیم حرفه ای میخوام که اونقدر کله خر باشن که از پسش بر بیان.
با یکم واسطه گریِ دوستانه، بوم، به یوری کمک میکنیم سئول رو بترکونه.
- چه نقشه ای توی سرته؟ - تو پسر خوش تیپی هستی.
- کارت با سوزن و نخ چطوره؟ - بلدم.
وقتی از درون انقدر آشفته ای، باید به ظاهرت برسی.
تازه، مادربزرگم وقتی ده سالهم بود بهم شماره دوزی یاد داد.
عالیه، امیدوارم بهت یاد داده باشه چجوری با بقیه راه بیای...
چون کیو و جین هم اونجان، فعلاً.
یه آدمِ فرز میخوایم.
- داری به خودش نگاه میکنی. - با قیچی.
برای بریدن الگوها.
جین گفت که میاد.
توی یه مغازه بابل تی گیرش انداختم و چای شیرِ اولانگش رو گروگان گرفتم.
- باید همون اول همین رو میگفتی، پایهم. - عالیه، ماریوس هم هست.
- عاشقتم! - کیتی...
یه آرایشگر حرفه ای میخوام. فکر میکنی بتونی بترکونی؟
معلومه دیگه! صورتم خودش رزومهمه.
یکی رو میخوام که بتونه موها رو ردیف کنه. تو فوق العاده ای.
معلومه. این تیپ که خود به خودی درست نمیشه.
عالیه.
میتونی مدلمون رو برای صحنه آماده کنی؟
شرمنده کیتی. دورانِ درخششم دیگه تموم شده.
خب، مال یوری تازه داره شروع میشه.
بیا دیگه. میدونی داشتنِ رویاهای بزرگ یعنی چی.
باشه، پشت صحنه کمک میکنم.
به یه آدمِ پول شناس نیاز داریم، هستی؟
حتماً، توی حساب و کتاب های رستوران به بابام کمک میکنم.
اولین قانونِ پایبندی به بودجه اینه، به بودجه پایبند باشی.
عالیه، ممنون.
خوبه، یوری قراره برای موسیقی بهم خبر بده و جولیانا هم مسئول بخش بصریه.
همه رو پای کار آوردم.
حتی مین هو رو؟
فکر کنم همه دوست داشته باشن ببینن شما دو تا با هم آشتی کردید.
آره، خب، حرف های خیلی تندی به همدیگه زدیم
چند باری هم بهش پیام دادم.
حتی جواب هم نداده.
اون هم زیاد نخواسته در موردش باهام حرف بزنه.
از وقتی باباش اخراجش کرده، خودش رو توی استودیو حبس کرده و آهنگ میسازه.
وایسا، باباش اخراجش کرد؟
آره. یه جورایی حالش خیلی گرفتهست.
شاید بتونی دوباره سعی کنی یه سراغی ازش بگیری.
بدم میاد که داره اذیت میشه.
ولی...
واقعاً نمیتونم.
به تیم خوش اومدی.
این بیت واقعاً افتضاحه.
خوب پیش میره؟
خب، میگذره. هنوز باید باهاش ور برم.
تازگی ها خیلی به استودیو میای.
داری از کسی دوری میکنی؟
از کیتی دوری نمیکنم.
اون کار خودش رو میکنه و منم کار خودم رو.
بهتر نیست با هم حرف بزنید؟
نمیدونم. فعلاً فقط باید آهنگ بسازم.
مطمئن نیستم خوب پیش بره.
هی.
میدونی الان چی لازم داری؟
یه ضرب الاجل.
یوری برای هفته مد سئول موسیقی لازم داره...
تا دو روز دیگه.
میخوای امتحانش کنی؟
من؟
نمیدونم میتونم یا...
نه... میتونی، شک نکن.
تو...
خودت رو از نو ساختی.
برای یوری هم همینجوریه.
باشه.
این کار رو میکنم.
یوری واقعا ازت ممنون میشه.
برو توی کارش.
خیلی خب.
خب، فقط ۲۴ ساعت وقت داریم.
تیممون جوره و آره، قطعاً همه هنوز از دست هم عصبانی ان.
ولی من توی جفت و جور کردن استادم، باشه؟
به روند کار اعتماد کن.
- اوضاع اینجا چطوره؟ - دارم روی کیو تست گریم انجام میدم.
جدی که نمیخوای اکلیل رو با برنزر ترکیب کنی؟ زیادی شورش نکردی؟
اگه نمیتونی درخششم رو تحمل کنی، از توی رنگین کمونم بیرون برو.
صورتم رنگین کمونه؟
بیخیال، شما دو تا.
شما مثل الفابا و گلیندا شدید، درست قبل از آنتراکت.
فقط با هم حرف بزنید.
باشه، شاید می هی بتونه بگه چرا این اواخر انقدر پرخاشگر شده.
اگه لازمه بپرسی، هیچ وقت نمیفهمی.
خب، حداقل دارن با هم حرف میزنن.
سراغ پسرها بریم.
کیتی، میشه به ماریوس بگی خیلی با سر و صدا خیاطی میکنه؟
روی اعصابه.
یه نفر فقط حسودیش شده که توی کار با چرخ فرزم.
تو توی دو به هم زنی ماهرتری.
لازم نبود برای سوار شدن پشت موتورم، خیلی به کیو اصرار کنم، مگه نه؟
یه لحظه وایسید. اوم، چی؟
آره، وقتی با هم حرف نمیزدیم تصمیمات درستی نگرفتم...
و حالا این دو تا احتمالاً دیگه هیچ وقت باهام حرف نمیزنن.
مگه اینکه...
میخوای من امتحان کنم؟
بهت اعتماد دارم.
تازه، اصلاً راه نداره که بتونی اوضاع رو از اینی که هست برام بدتر کنی، پس...
باشه.
ماریوس، جین!
- الان نه، کیتی! - نکن!
اینا بدجوری روی حرفشون وایسادن.
مهارت های جفت و جور کردنم بدجوری داره امتحان میشه.
خب، زیر پا گذاشتن غرور سخت ترین کاره.
اصلاً استراتژیت، برای این جفت و جور کردن چیه؟
اول، هر دو تاشون رو یه جا بکشونم.
دوم، متقاعدشون کنم که یه فرصت به هم بدن، و سوم امیدوار باشم همه چی خوب پیش بره.
جالبه.
حالا که حرفِ جفت و جور کردنه، تو و مین هو نمیخواید آشتی کنید؟
فعلاً که اینجوری به نظر نمیاد.
و با این موضوع مشکلی نداری؟
نه واقعاً.
یه جورایی انگار روحم تیکه تیکه شده، و دارم کم کم سعی میکنم دوباره بندش بزنم.
ای کاش میتونستیم از اون چیزی که شده بگذریم، ولی به بن بست خوردیم.
یا لجبازی.
راستی، یادم رفت بگم...
میخوام لیست آهنگ های نمایش مد رو کلاً کنار بذارم و از یه کار خاص و جدید استفاده کنم.
وای، مگه براش وقت داریم؟
آره، از یه دوست قدیمی کمک گرفتم. عالی از آب در میاد.
باشه، مشتاقم بشنومش.
No comments yet. Be the first to leave one.