The first 168 lines.
اون روز، من تمام تلاشمو کردم تا به موقع به قرارم برسم
و يک ساعت زودتر به محل ملاقات رسيدم
شايد بخاطر شب کريسمس بود ولي اونجا يه تعداد عجيبي از افراد و گروه ها بودند
من خيلي هيجان زده بودم که قرار بود يکي از اونا باشم
عجيبه
مطمئنم که مکان يا زمان رو اشتباه نکردم
اون شب کريسمس دو سال پيش بود اون هيچ وقت خودشو نشون نداد
خيلي خب
چي؟ ني - ني هنوز خوابه؟ واي
نميدونم چرا خودشو واسه کريسمس دو سال پيش نشون نداد
حتي الان هم نميدونم چرا
از اون موقع من
ني - ني تو دوباره توي کمد ديواري هستي
اگه عجله نکني و بلند نشي مدرست دير ميشه ها
ني - ني
هيس
من هنوزم ميخوام بيشتر بخوابم
بيرون سرده و من نميخوام بيام بيرون
تو ميتونستي بخاري رو روشن کني
خيلي خبو اگه تو نميخواي بياي بيرون پس من ميام تو
من کهکشاني که تو کمدت هست رو هيچ وقت نديدم
هي، صبر کن نيا تو
اين تيکه هنري فقط واسه چشمهاي منه
تيکه هنري؟ تو فقط با شبرنگ روي ديوارا نقاشي کردي
خفه شو
بذار بيام تو
باشه فهميدم الان ميام بيرون
چه خبره ميا؟
ني - ني احمق
خيلي وقته که ما باهم تا مدرسه نرفتيم مگه نه ني - ني
جدا؟
آره چون تو هميشه منو پشت سرت ميذاري
بخاطر اينه که زود گيج ميشي
راستي ما الان تو خونه نيستيم پس تو منو نبايد ني - ني صدا کني
اوه، درسته يادم رفته بود ببخشيد
تو کسي بودي که گفتي ما نبايد نزديک مدرسه باشيم
داداش من جلوتر ميرم باشه؟
باشه
صبح بخير
صبح بخير ميا - چان
اون دوست مياست
هيچي بهتر از اين نيست که صبح با يه دختر زيبا به مدرسه بري
يکم از هواي صبح که سرده لذت ببر
ببخشيد، شما؟
اوه، اينجوري ميخواي بازي کني؟
نميتونم دوستي رو بياد بيارم که بيشتر از خواهرم بهم متلک بگه
جنبه جک گفتن هم نداري؟
مسیرمو عوض کردم تا آخرين نسخه رو براي تو بيارم
اين همون آلبوميه که راجع به اون صحبت ميکرديم؟
فکر ميکردم که اونو واسه نزديکترين دوستم ميارم ولي فکر کنم من تنها کسي هستم که اينجوري فکر ميکنه
اوه، حالا که بهتر ميبينم تو ماسايوشي آمه هارا هستي، مگه نه؟
همکلاسيم از دوران ابتدايي، پسر دوم صاحب مغازه سوشي فروشي و بهترين دوست من
ها! 180 درجه تغيير کردی
ببخشيد
نگران نباش، اين همون چيزيه که تو رو بهترين دوست من ميکنه تاچيبانا جونيچي
اتفاقا منتظر همين بودم
خب، چطور بود؟
هي، هي، آروم باش
عالي بود
واقعا!؟
ميفهمم، به نظر عالي مياد
نگران نباش، بعدش ماله توئه
ولي اين يه کتاب با ارزشه! کثيفش نکن
هرگز اين کار رو نميکنم
شوخي کردم، شوخي کردم
چه خبره؟
اون موريشيما - سنپاي ست، مگه نه؟
هيبيکي، چي ميگي؟
اون قيافش مثل مدل هاست
حتي دخترهاي توي کتابمون هم نميتونن باهاش رقابت کنن
آره
موريشيما - سنپاي مثل هميشه ميدرخشه
اون يه عالمه طرفدار تو مدرسه داره
جديدا يه نفر از کلاس بهش ابراز علاقه کرده ولي قبولش نکرده
اگه عجله نکنيم، ديرمون ميشه
چه قدر بد ميشه اگه ما بخاطر يه همچين دليلي دير برسيم
عجله کن
فستيوال يابنده مدرسه ما داره از راه ميرسه
و الان وقتشه که مسئولين کميته ها رو انتخاب کنيم
اينجا کسي هست که به دويدن علاقه داشته باشه؟
خانم تاکاهاشي، اگه کسي نخاست بدوه اشکال نداره من انجام بدم؟
آياتسوجي - سان! تو الان هم به عنوان نماينده کلاس هستي
تو مجبور ميشي هر دو تا کارو رو باهم انجام بدي، مطمئني کار درستيه؟
بله، الان ديگه ماه نوامبره پس ديگه کار زيادي به عنوان نماينده کلاس برام نمونده
و اين مسئوليت فقط نزديکاي کريسمس هست زمان فستيوال يابنده
حق با توئه لطفا اين کارو بگير و ازت ممنون
بله، خانوم
نصف نوامبر گذشته
آياتسوجي - سان هميشه کارهايي رو قبول ميکنه که هيچکس قبول نميکنه
اون خيلي سخت کار ميکنه
خيلي خب
هي رئيس بيا بريم ناهار بگيريم
آره، بيا بريم شايد يکم نون يا چيزه ديگه اي بگيرم
يه لحظه صبر کنين
چه خبر کائورا؟
هيچي داشتم فکر ميکردم که يکم نون براي خودم بگيرم
دلت ميخواد با ما بياي تاناماچي؟
اصلا کيف نميده با هم بريم
بيا سنگ - کاغذ - قيچي کنيم
بازنده بايد بره و چيزهاي که برنده ميخواد رو بگيره
که اینطور - چي؟ -
آماده
سنگ - کاغذ - قيچي
لعنتي
من نون ياکيبوسا و يه رولت شوکولات ميخوام
و يه ساندويچ کتلت و لوبيا قرمز هم واسه من
باشه، باشه
اوه، پسر نگاه کن
ها، يه سال اولي
وقتي اينجوري ميشه يه کلکي هست که نونتو بگيري
خيلي خب
چي ميخواي بخري؟
اومدي نون بخري؟
ب - بله
ش - شير و يه چيزه شيرين
فهميدم به من بسپارش
بفرما شير و يه چيز شيرين
م - ممنون
من يه چيز تصادفي انتخاب کردم اشکال که نداره؟
نه، اشکال نداره
در - درباره پول
اوه، 360 ين شدش
دفعه بعد شانس بهتري خواهي داشت
اون دختر... قرمز شده بود و خيلي هم نگران بود
شايد نبايد بهش کمک ميکردم
هي
اوه، نه ... همه نون ها
هي، با اشتها
موريشيما - سنپاي
اوه، ما قبلا همديگه رو جايي نديديم؟
بيا اينا رو انداختي آقاي - خوکي
مرسي
...تو
بله
چشماي قشنگي داري
جاي همديگه رو نديديم؟
...ن - نه
به نظر درست مياد چون که من آدما رو خوب يادم مياد حتي اگه يه بار ديده باشمش
تو براي دختر سال اولي نون خريدي، درسته؟
بله
بله
خيلي خب تو آدم خوبي هستي
ديگه مسافرت نکن! بعدا ميبينمت
من... من الان با موريشيما - سنپاي حرف زدم
واي من هنوز ميتونم عطر موهاش رو حس کنم
هي
هي
ريهوکو
چي شده، جونيچي؟
هيچي، هيچي نشده
هي
چيه؟
ميخواي همشو خودت بخوري؟
معلومه که نه
فهميدم
ولي تو ميتونستي، مگه نه، ريهوکو؟
چي ؟ نه حتي منم نميتونم اونقدر رو بخورم
چرا اينقدر طول کشيد؟ من خيلي گرسنمه
آره، چي باعث شد اينقدر طول بکشه؟
تقصير من نبود يه چيزايي اتفاق افتاد
مثلا؟
ببخشيد که موقع غذا خوردن مزاحم ميشم، ولي ميشه يه لحظه به من گوش بديد
حتما آياتسوجي - سان
خانم تاکاهاشي از من خواست که کارهاي همه رو امروز بنويسم
و تو تنها کسي هستي که اسمت ثبت نشده تاچيبانا - کون
ميخواستم بپرسم که ميشه امروز قبل از خونه رفتن اسمت رو بنويسي
متاسفم کاملا يادم رفته بود
اسمم رو مينويسم
No comments yet. Be the first to leave one.