The first 33 lines.
امروز احساس تاسف ميکنم
از اينکه اينطوري برم
امروز خيلي با هم در ارتباطيم
پس بيا نزديکتر بشيــــــــــــم
...ماشين رو رو به روي
خونه م پارک کن
و به دردسرهام گوش بده
...طرز رفتارت با من
قلبمو آب ميکنــــــــــــه
...داخل نگاهت به من
ميبينم که دوستم داري
...نوک زبونتو تصور ميکنم که
اشتياق منو داره
Oh
Oh Oh
توي حال و هواي من رسوخ کن
ورودت رو حس ميکنم
اما همه ش همينه
اينطوري بيشتر ميپسندم
هميشه بمون
هميشه بمون
اوه
هميشه
اوه اوووه
اگه به يه ليوان پر دست بزنم ميريزه؟
سعي ميکنم توي ذهنم تصور کنم
...چي ميشد اگه
انگار توي چشمهات يه رازه
اين عشقه؟
يا هوسه؟
کجا ايستادي؟
...خودمو ميبينم
يه نقطه ي کوچک توي نقشه اي که تو ساختي
No comments yet. Be the first to leave one.