The first 200 lines.
اپيزد آخر -
سلام من "دنيس" ماساژورتون هستم
اوني که منتظرش بودم نيستي
لطفاً صورتتونو آروم بزارين روي تخت
"دنيس" - "جيمي" -
اينجا چه غلطي ميکني ؟
کارمو ميکنم
کارتو ميکني ؟
من دو روزه تو خونهام ، اونوقت بايد تورو با يه مرد لخت پيدا کنم ؟
"وقتي تو زندان بودي اتفاقات زيادي افتاده "جيمي
من الان يه شغلِ دائمي دارم - تو فکر ميکني من احمقم ؟ -
!"تو اشتباه ميکني "جيمي
نه بعد از اون کارايي که کردي - من چکار کردم "دنيس" ؟ -
!ادامه بده! به اين دوست لختت هم بگو
،قربان، من شما رو ماساژ ميدم باشه ؟ فقط چند لحظه صبر کنين
!از اينجا برو بيرون جيمي - اگه نرم چي ميشه ؟ -
!اينو تو مُخت خورد ميکنم
!بيا بزن
!تو همه چيرو خراب ميکني جيمي - !تو همه چيرو خراب ميکني -
!تو جشن 15 سالگيِ دختر عمو مو خراب کردي
!اصلاً نميدونم اين که ميگي چي هست - !تو به رايحه درماني احتياج داري -
!نميدونم اين که ميگي چي هست - !تو هيچي نميدوني -
ميتونسي اون يارو رو ماساژ بدي
ميتونست خيلي آرامش بخش باشه براش هيچ وقتم نميفهميد اين سياه کاري الکيه
اين نقشه واسم بهتر بود
موکلمون خيلي خوشحال ميشه که ساعتشو پس بگيره
از سرويس اطلاعاته
راجع به زمان مصاحبهام واسه بازگشت به شغل قبليم
ميشل مکسول - يه دقيقه بهت وقت ميدم -
ترجمه و زيرنويس از : ميــنا
بگيرش ادگار
!احسنت
پروندهي دزديِ ساعت بسته شد
فعلا که اونجا يه کتاب "هاردي بويز" بوده که گمش کردم
من هميشه به "نانسي درو" علاقه داشتم
ميخواي راجع به اون فيل تو اتاق حرف بزني ؟
من نميخوام تورو تحت فشار قرار بدم
من دليل دارم که پارو زني با قايق رو انتخاب کردم
من دوست دارم تو مسير مستقيم از جايي به جاي ديگه برم
مسير زندگيِ من اينجوريه
کاراگاه خصوصي بودن هيچ وقت تو مسير زندگيم نبوده
تو فکر ميکني تو مسير زندگيِ من بوده ؟
من خيلي بيشتر از تو توي سرويس اطلاعات بودم
معلومه
تو خودت شغلتو انتخاب کردي
ماله منو ازم گرفتن
به نظر مياد تاحالا خودتو واسه اينکار آماده کردي
نه، هنوز نه
...ببين من فقط
کاش فقط از مصاحبهـت برام ميگفتي، فقط همين
ما نميتونيم اسرارمونو از هم مخفي کنيم
باشه
ديگه رازداري بسه
من بايد زود برم
...بستهي پستي
!رسيده
از طرف کي ؟
چيزي نگفت
اما تو آدرس نوشته ماله منه
اسم "تد کزينسکي" برات هيچ مفهومي نداره ؟ (شخصي که به جرم فرستادن نامههاي انفجاري براي مردم عادي در ايالت مونتانا به حبس ابد محکوم شد)
همون فرستندهي نامههاي انفجاري
آروم باشين بچهها، صداي تيک تيک نميده
لازم نيست که حتما صداي تيک تيک بده تا بمب باشه
اين ديگه چيه ؟
"جعبهي مدارکِ پروندهي قتل "کلايد ريتر
FBI شان اين جعبه بايد برگرده به
واسه چي ؟
چون آخرين باري که چک کردم تصاحب اشياء مسروقه جرم محسوب ميشه
ضد حال نزن بهمون
تو متوجه اين، همراهِ اون تيرانداز نشدي شان ؟
به عنوان افسر سرويس اطلاعات آموزش ديده بودم تا به وجود دوچيز که احتمال خطر در اونا وجود داره توجه کنم
چشمها و دستها، اونموقع ديدم دستهاي قاتل سر جاشون بودن
دست واقعيشو همراه اسلحه زير کتش جمع کرده بود
"گزارش دستگيريِ "ويليام کنراد فيليپس دله دزد، عامل توزيع هروئين
صفحهي 418
از گزارش کميسيون پرونده ي قتل ريتر
هرچيزي رو که ميخوني باور نکن ادگار
اون گزارش يه خيال پردازيِ حقيقت توي اين جعبهست
اينو ببينين، اطلاعات سنجاق سينههاي دوربيندار شاهدين پرونده
سنجاق سينههاي دوربيندار
اين گزارش داروهاي مصرفي "فيليپس"ـه
اون اين سنجاق سينه رو زده بوده شان ؟
هممون داشتيم، تمام افسران سرويس اطلاعات و تمام اعضاي خانوادهي ريتر
اونا دسترسيِ کامل داشتن
يکي گم شده
چي ؟
14 تا مربوط به افسران سرويس اطلاعات و 3تا مربوط به خانوادهي کلايد ريتر
ميشه 17تا، اونا 16 تا هستن
توي اون کيسه - شخص مورد محافظت که سنجاق سينه نميزنه -
...اونو
نشمردم
به کي زنگ ميزني ؟
"باب اسکات"
اونم مثل من مامور اين پرونده بوده
الو ؟ - "باب" -
منم شان، سر نخي از پروندهي ريتر پيدا کردم
بهم اس بزن بگو کجايي، ميخوام ببينمت
خيلي خب - شان ؟ -
FBI شان، اين جعبه بايد برگرده به
تا وقتي من با باب اسکات حرف ميزنم هيچ جا نميره
زياد از منشي خوشت نمياد نه ؟
خيلي عاقلانه نيست
حالا خبر مهمت چيه ؟
پيداش کردم، جعبهي مدارک پروندهي قتل ريتر رو پيدا کردم
چطوري ؟ - يه بستهي پستي از طرفِ -
يه فرستندهي اسرار آميز
به نظرت زنگ خطري واسه اينکه ميخوان بندازنت زندان نيست ؟
شايد، اما حالا بايد با استفاده از تک تکِ اين مدارک دنبال سرنخ قاتل پرونده باشيم
باشيم ؟ - ما هردومون تو اين قضيه نقش داشتيم -
من ديدم کور شده بود، تو حواست بخاطر صدايي که تو گوشيت شنيدي پرت شده بود
نميخواي حقيقت معلوم بشه ؟
تا اينجا چي پيدا کردي ؟ - يکي از اون سنجاق سينه ها گم شده -
نميدوني چرا ؟
هردومون ميدونيم کي مسئول توزيع اون دوربينها بين همه بود
صدايي هم که حواس منو پرت کرد صداي يه زن بود
يه نفر عينک آفتابيِ تورو ازت گرفته - تو... تو داري -
از کسي حرف ميزني که بهش اعتماد داريم
داريم از کسي حرف ميزنيم که تو نميتوني درموردش بي تفاوت باشي
من اون زن رو ميشناسم
اون نفر بعديِ که بايد توضيحاتشو بشنوم
بعد از اينکه کارت با اونا تمام شد بهم زنگ بزن
اونوقت برميگردم واشنگتن
هي، اگه بازم با هم همکار شيم ... شايد يه قايق بگيريم يه روزِ
تو خوبي ؟
باب تو اون ماشين بود ؟
يه نفر بايد سايه به سايه تعقيبش کرده باشه از راه دور ماشينو منفجر کرده
و تمام اين اتفاقات زماني ميوفته که تو راجع به اون پرونده باهاش صحبت کردي ؟
تو طرف منو گرفتي ؟
هيچ وقت ديدي که بگم حرفتو قبول ندارم ؟
راه زيادي رو از جادهي کمر بندي تا اينجا اومدين
ميدوني، هر موقع تو تقريباً يه چيزي رو منفجر کني با من تماس ميگيرن
داشتيم FBI ما اين هفته يه ورود غيرقانوني به ساختمان
يه نفر لباس مستخدمها رو پوشيده و
از يه کارتِ ورود مسروقه جهت ورود به اتاق بايگانيِ مدارک استفاده کرده
هيچي راجع به اين قضيه نميدونين ؟
چرا از من ميپرسي ؟
اين مربوط به مدارک پروندهي قتل کلايد ريتر ـه
من اونا رو ندزديدم - فقط يک مرتبه اينو ميگم -
اگه اون جعبه ظرف 24ساعت روي ميز من باشه از اين قضيه با کسي حرفي نميزنم
اگه اون جعبه يهو از آسمون بيوفته پايين تو اولين نفري هستي که باخبر ميشه
اوه، بهتره که اولين نفر باشم
عذر ميخوام
جريان چيه ؟
يه نفر ازم ميخواد حقيقت رو مشخص کنم
يا تورو مامور اين پرونده کنه
بخاطر باب متاسفم
"اون بعد از جريان لاپوشوني مرگ "بردلي مارتين هيچ وقت باهامون همسو نبود
ميتوني يه خط مستقيم بکشي از لحظهي مرگ بردلي ريتر تا اينجا که آخر خط اون بود
يه زندگيِ تکو تنها وسط ناکجا آباد
اون بيش از حد مواد مصرف کرده بود شان
تو هرکاري که ميتونستي واسه حمايت از خانوادهي بردلي انجام دادي
بيا بريم
شنيدي که ريگبي چي گفت ؟
ظرف 24ساعت اون جعبه رو برگردونين منم همينکارو ميکنم
ادگار، تو چي گير آوردي ؟
خيلي چيزا
اونا رو تو اين کيف نگه ميدارم ...ديروز يه قاشق خوشگل هم گير آوردم
!از اين بوقا
ادگار، ادگار، دارم از فيلمهاي دوربين شاهدينِ پرونده حرف ميزنم
تعداد 19 فيلم از دوربينهاي صحنهي قتل ريتر جمع آوري شده
بله، و ميتوني اونا به هم ربط بدي ؟
دنبال چي بگردم ؟
: هر چيزي که باعث بشه آخرش بگي !عجب چيزي
خيلي خب
بني
راجع به اون دست بگو - خيلي خوش ساخت، خيلي طبيعي و خيلي گرون قيمت -
يه چيزي اينجا عجيبه - چي ؟ -
ماجراي اين آدم، فيليپس
اون جيب بريِ که از اين دست تو کارش استفاده کرده، درسته ؟
درسته
چرا بايد يه دله دزد از يه چيز به اين گرون قيمتي استفاده کنه ؟
راهي هست که بشه فهميد اين از کجا اومده ؟
خوشحالم پرسيدي
روي مچِ اين دست يه شماره سريال بوده
خب، اين که عاليه - اونجا بوده -
بايد اونو پاک کرده باشن - معلومه اينکارو کردن -
اما هنوز کارم تموم نشده فکر کنم بتونم بازيابيش کنم
داري از جلايِ فلز استفاده ميکني - حقههاي خودتو يادته -
حتي نميخوام بدونم چرا تمام اين چيزا رو هنوزم داريشون، بِن
دارين چکار ميکنين ؟
پول رايج ايالات متحده معمولا رو صفحهي فلزي چاپ ميشه
وقتي اون صفحهها کم رنگ ميشن اونا رو از رده خارج و معدوم ميکنن
اما تو روشهاي جديد جعل اسکناس اونا رو از زباله ها ژيدا ميکنن
ميتونن با استفاده از اسيد دوباره صفحهها رو روبه راه کنن
درست مثله اين
اوه، بني، کارت حرف نداره
ادگار، ميتوني يه شماره سريال رو رديابي کني ؟
اون کاسه ماله منه شان - يکي ديگه برات ميخرم ادگار -
شان، ميتونم باهات صحبت کنم ؟
اون شماره رو بده به ادگار
اين کاسهي منه که توش سوپ ميخورم - نه، من... يه نوشو واست ميخرم -
من يه کاسهي نو نميخوام من کاسهي خودمو ميخوام
0-0-1-7...
4-6-2-3
خيلي خب، پس تمام ماجراي قتل ريتر دروغ بوده
ممنون - اما تو تنهايي از پس اين قضيه بر نمياي -
هر کسي پشت قضيهي قتل باب اسکات ـه هدف بعديِ اون ميتونه تو باشي
من ميتونم مراقب خودم باشم - ...شان -
FBI تو بايد بري سراغ
اعتماد ندارم FBI من به
No comments yet. Be the first to leave one.