The first 200 lines.
در هزارتو
۱۵ سال بیهیچ رد و نشانی
۱۵ سال سکوت
یک کابوس طولانی
فکر نمیکنم زیاد بخوام
فقط یه کم بیشتر
یه کم بیشتر
ما هنوز نمیدونیم سامانتا آندرتی امروز چه شکلیه
اما همه ما دختر ۱۳ سالهای رو یادمونه
که در راه مدرسه ناپدید شد
من دنبال دخترهای جوان نمیگردم
کارم وصول مطالباته، پول
سامانتا آندرتی تحت نظر شدید در بیمارستان سنت کاترین قرار داره
.در حال حاضر حرف دیگهای ندارم. ممنونم
انسان سختترین حیوان برای شکاره
سی ساله که دنبال بدهکارها بودم
کاسبهای شیاد، دزدها
یکی پول اون یکی رو میگیره و غیبش میزنه
اون یکی بهم زنگ میزنه و پول میده تا پولش رو پس بگیرم
تا حالا هیچوقت از خودم نپرسیدم که چرا این کارا رو میکنم
کارمه. اما امروز
امروز فرق میکنه
چون امروز قراره بمیرم
موج گرمای فعلی اصلاً قصد فروکش کردن نداره
وضعیت اضطراری اعلام شده
گرمای شدید مردم رو مجبور کرده تا بعد از غروب آفتاب توی خونه بمونن
توی این گرما بیرون اومدی؟ یه زنگی میزدی
به گوشیها اعتماد ندارم
خب، چطور شد؟
کمتر از معمول موند
تا بعد از چند تا نوشیدنی شروع به حرف زدن نکرد
قیافهت افتضاحه، بو میدی
...من
یه پروفایلر الان داره با دختره کار میکنه
یه پروفایلر؟
آره
یه متخصص آوردن
اسمش گرینه
باوئر میگه کارش خوبه
آخه چرا یه پروفایلر با سامانتا آندرتیه؟
بره تو مخش
!یا خدا
آره
اشکالی نداره یه لحظه دراز بکشم؟
نیم ساعت دیگه مشتری دارم
ژاکتت رو بده
میندازمش تو خشککن تا این بوی گندش بره
چیز دیگهای از اون عوضی درآوردی؟
مامورای گشت تصادفی پیداش نکردن
به پلیس خبر داده بودن
تلفن ناشناس؟
لعنتیها
دارن سعی میکنن پیدا کنن کی زنگ زده
اگه خوابم برد، بیدارم کن لطفاً
بیمارستان سنت کاترین
این یعنی چی؟
چرا میخندی گنکو؟ این میگه داری میمیری
یه عفونت قلبی دارم
نمیدونم چطوری شد، دکترا هم نمیدونن
حداقلش یه دفعهای اتفاق میفته، حتی متوجه نمیشم
چقدر دیگه؟
دو ماه
چقدره که میدونی؟
دو ماهه
تو آخرین امید مایی
دیشب به سقف خیره شده بودم، منتظر نیمهشب بودم، منتظر یه چیزی
مثل سیندرلا. باورت میشه؟
بعدش امروز صبح تو تلویزیون شروع کردن درباره این دختره صحبت کردن
که از ناکجاآباد پیدا شده
واسه همین با خودم گفتم
.برونو، شاید وقت بیشتری داری، شاید بتونی کاری بکنی
سامانتا آندرتی چه ربطی به تو داره؟
تو به آدما اهمیت نمیدی
وقتی دیدمت یه دختربچه ترسیده بودی
من دیگه برم
بمون، قرارم رو کنسل میکنم
زحمت نکش
میدونم از گوشی متنفری ولی میخوام بعداً باهات حرف بزنم
باشه
چهارمین فرشته جامی را بر خورشید فرو ریخت
از خورشید خواستم تا انسان رو با آتش بسوزونه
مردم از گرمای شدید سوختند
و نام خدا رو نفرین کردند
این دیگه چه کوفتیه؟
طبق این، من مسئول پروندهام
این قرارداد برای ۱۵ سال پیشه. والدین سامانتا فوت کردن
تاریخ انقضا نداره
وقتی التماست کردن کمک کنی تنها دخترشون رو پیدا کنن، چی گفتی؟
که داشتن پولشون رو هدر میدادن. پلیس خودش رسیدگی میکرد
مگه همین اتفاق نیفتاد؟
میدونم چی تو سرته
میخوای یه پولی به جیب بزنی
پستفطرت
سامانتا آندرتی پیدا شده، دیگه بهت احتیاجی نیست
بریم
اوضاع پیدا کردن اون کسی که زنگ زد چطوره؟
خوب پیش میره، مگه نه؟
تو چه میفهمی؟
وایسا
بگو. چی میخوای؟
برای شنیدن تماس تلفنی
.عمراً
.مردم ممکنه فکر کنن میخوای پیدا کردن دختر رو به نام خودت تموم کنی
!بیا دیگه
.تو اینجا صبر کن! بریم
.با من بیا
.اورژانس
.میخوام با پلیس صحبت کنم
چه اتفاقی افتاده؟
.من پیش یه زنم که کمک میخواد
.پاش ممکنه شکسته باشه
تصادف کرده؟
.لخته. نمیدونم چی شده
هوشیاره؟
این زن رو میشناسید؟ باهاش نسبتی دارید؟
.نه
.اسمشو میدونید؟ نه
کجا هستید؟
.بیست و سوم، جاده کنار مرداب
یه نفر رو میفرستم. در همین حین میتونید مشخصاتتون رو بدید؟
.گفتم که
.نمیخوام پام به این چیزا کشیده شه
چرا هنوز پیداش نکردی؟
.صداشو تغییر داده بود، از یه گوشی سرقتی استفاده کرده بود، بعدم انداختش دور
.حالا برو بیرون
حداقل یه چیزی خوردی؟
.هنوز نه، ولی حتماً میخورم، قول میدم
.خودتو خسته نکن
.گوش کن، داشتم فکر میکردم
.قبلاً گفتی برام مردم مهم نیستن
.منظورم اون نبود
.نه، نه، گوش کن
.یه پولی دارم، میتونی برش داری
این چیه؟ عذاب وجدان؟
.به پولای گهت احتیاجی ندارم
نتونستی سامانتا رو نجات بدی، حالا میخوای با من جبرانش کنی؟
.من باید برم دیگه
.باشه، ولی بعداً بهم زنگ بزن
.باشه
.یه تکیلا و یه لیوان شیر، لطفاً
.یه آبجو دیگه
.لطفاً
من تو رو میشناسم؟
.دستگیر میشی
.به جرم همدستی در آدمربایی اون زن
خودت که میدونی، نه؟ تو کی هستی لعنتی؟
.نیروهای ویژه به زودی اینجا رو محاصره میکنن
.ممنونم
.تو دیشب تو مرداب بودی
.دختر رو دیدی
.کمک خبر کردی
.منتظر نموندی پلیس برسه
.فرار کردی
.سابقه دارم، نمیخواستم دردسر بشه
.به اون تماس تلفنی گوش دادم
.صدات میلرزید
دختر تنها نبود. درسته؟
.یه نفر داشت تعقیبش میکرد
.بعد از اینکه زنگ زدم، صبر کردم تا پلیسا برسن
دلیلات برام مهم نیست. کیو دیدی؟
.یه نفر تو جنگل بود
صورت مرد رو دیدی؟ میتونی توصیفش کنی؟
.یه مرد نبود
!هی، دستم ننداز
.باورم نمیکنی. واسه همین تو تلفن نگفتم
.چیو باور نمیکنم؟ حرف بزن، لعنتی. حرف بزن
...همینجوری اونجا وایساده بود، خیره شده بود به ما چون که
چش بود؟
اومدی اینجا کمکم کنی؟
.اون یه خرگوش بود
چی؟
.سر یه خرگوش رو داشت
.و چشمای قرمز قلبیشکل
.یه خرگوش. چه عوضی
.عوضی
.افسر واسکز، گمشدگان
.لطفاً پیام بذارید یا با لیمبو تماس بگیرید
.لعنتی
.ما وقتی خوشحالیم عکس میگیریم
.هیچوقت تصور نمیکنیم ممکنه سر از یکی از این دیوارها دربیاریم
.روی هر کشو
.آخرین تصویر قبل از اینکه توسط تاریکی گرفته بشن، هست
.به اداره گمشدگان خوش آمدید
.ما بهش میگیم "لیمبو"
.سعی کردم زنگ بزنم. برونو جنکو هستم. من یه کارآگاه خصوصیام
سایمون بریش. آقای جنکو چطور میتونیم کمکتون کنیم؟
.کارم بیشتر مربوط به وصول بدهی، پول و ایناست
.ولی یه پرونده گمشدگان داشتم
.سامانتا آندرتی
.امروز صبح شما رو تو محل حادثه کنار مرداب دیدم
...میخواستم بدونم تو آرشیوتون
پروندهای از کودکان گمشده دارید که ربطی به خرگوش داشته باشه؟
.خرگوش، بله. همچین چیزی
خرگوش؟
.یاد گرفتم هیچ سرنخی رو نادیده نگیرم
.خب، آقای جنکو
.اینجا جای درستیه واسه چیزای عجیب و غریب
.درسته
افسرای پلیس زیادی نمیخوان اینجا کار کنن، درسته؟
...حدس میزنم به این دلیله که
No comments yet. Be the first to leave one.