Out of Time

Out of Time

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Out of Time 2003 1080p BluRay DD5 1 x264-playHD
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Out of Time 2003 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-12-05
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

در سن پترزبورگ،

این دو زن جوان رو راه میده خونه‌اش.

اونا تاپ‌هاشون رو بالا زدن،

خودشون رو به اون مرد نشون دادن...

رئیس ویتلاک.

رئیس ویتلاک، من آن هستم. آن ماری هریسون.

یکی همین الان اومده تو خونه‌م.

باشه. الان میام اونجا، خانم.

...سر نبش چرچ و واتر‌فورد.

چطورین، خانم هریسون؟

رئیس.

حالتون خوبه؟

من خوبم.

اگه بیام تو، اشکالی نداره؟

بیا تو. ممنون.

ای بابا.

شما، آه... خوب به این آقا نگاه کردین؟

آه، آره.

اون، اوم... تقریباً هم‌قد شما بود.

اوم.

هم‌وزن شما.

حالا که فکرشو می‌کنم، یه جورایی شبیه شما بود.

شبیه من بود؟ پس خوش‌قیافه بود؟

نه.

باشه.

معذرت می‌خوام. فقط تیپ من نیست.

پس این مرد "زشت" --

می‌دونین چطور اومد تو خونه؟

اوم...

پنجره اتاق خواب.

اشکالی نداره بیام تو اتاق خوابتون؟

آره. بیا تو.

چرا به من نمی‌گین چی شد؟

باشه. خواب بودم.

ولی، اوم، بعد بیدار شدم چون یه چیزی حس کردم.

دیدم پنجره باز بود...

و دقیقاً همون جایی ایستاده بود که شما هستین.

همین‌جا؟ اوم.

مطمئنین؟ باشه...

باشه، خب چی کار کرد؟

اون، آه... اومد طرفم.

اومد طرف شما؟ آره.

این‌طوری؟

آره.

بعدش منو گرفت. کجا؟

همین‌جا.

این‌طوری؟ آره.

ولی اون خیلی از شما قوی‌تر بود.

این‌طوری؟ آره.

خودش رو انداخت روم.

این‌طوری؟

نفسش بوی...

این می‌داد که سر کار مشروب خورده، یه جورایی مثل بوی نفس شما.

واقعاً؟ بعدش چی شد؟

منو بوسید. کجا؟

کجا، عزیزم؟

و منو لخت کرد.

گیج شده بودم. پیراهنمو پاره کرد.

زیاد مقاومت نکردی، نه؟

اوه، واقعاً؟

من زیاد مقاومت نکردم؟

پس کنترل رو به دست گرفتی؟

بعدش چی کار کردی؟ چی کار کردی، عزیزم؟

منو ببین.

بگو بعدش چی کار کردی، عزیزم.

اوه...

رئیس، باید از قضیه خبردار بشی.

اینجا یه وضعیتی داریم. اوضاع قراره بترکه.

رئیس؟

آره، تونی، چی شده؟ کجایی، رئیس؟

میتونی بیای اینجا؟ لازم داریم زود بیای.

رئیس؟

باشه. اوم...

ببین، تونی، من...

الان میام.

نه. من باید برم، عزیزم.

باید برم. باید برم سر کار.

پس این پرونده رو فردا پی می‌گیریم؟

باشه.

چه جور جرمی؟

حمله با اسلحه مرگبار.

شکستن و ورود غیرقانونی. بعداً می‌بینمت، عزیزم.

حال شما چطوره؟

خوبیم، رئیس. مت.

صبح بخیر. هی، مت.

ماتیاس لی ویتلاک.

حالت چطوره، کریس؟

داری با همه دوستات اینجا صبحانه می‌خوری؟

دعوتت می‌کردم، کریس، ولی نمی‌خوام.

می‌نشستم، ولی نمی‌خوام.

میز برامون پیدا کردن؟

آره، ما عقب هستیم. مت.

حالت چطوره، آن؟ باشه. خیلی گرسنه‌ام.

خوشحالم دیدمت. منم همین‌طور.

هی، کریس، خرچنگ رو امتحان کن. خیلی خوبه.

آلرژی دارم.

می‌دونم.

آهان.

حالت چطوره، شارلین؟ هی، رئیس.

ساعت چنده؟ ساعت ۳:۰۰ است.

ساعت سه. بریم.

هی رفیق، دوباره دستمال کاغذی تموم کردین.

چطوری چای؟ خوبم.

فکر می‌کردم دوربین فقط آدمو ده پوند چاق‌تر نشون میده.

خوب به نظر میاد، نه؟ آره، یه کم تپل.

فکر کردم این موقعیت خوبیه

تا دوباره از پیشنهادم برای سرمایه‌گذاری تو اون کسب و کار کوچیک بگم.

کاستاریکا؟ آره. قایق ماهیگیری اجاره‌ای.

پول شواهد رو کش بریم؟

این چیه؟ در موردش گزارش دادی؟

همینه؟ همینه.

۴۸۵ هزار تا. می‌تونم بهش دست بزنم؟

نه، نمی‌تونی. فقط می‌خوام بهش دست بزنم.

دستاتو بکش بیرون.

شاید همینجوری بدزدمش. شاید همین الان بزنم بکشمت.

مثل یه پلیس فکر نکن. فقط به پیشنهادم گوش کن.

یه هزار دلاری برمی‌داریم. میریم نمایشگاه قایق.

همینجوری با پول تو جیبمون راه میریم،

تا حس کنیم چه حسی داره

که می‌تونیم یه قایق بخریم، اگه دلمون بخواد.

یه دقیقه دیگه میبینمت. نظرت چیه؟

چای. غریبه.

چطوری؟

چطوری الکس؟ کلیداتو لازم دارم.

خوبم، ممنون که پرسیدی. تو چطوری؟

گوش کن، کلیداتو لازم دارم. یه چند تا چیز گذاشتم اونجا.

باشه. منم باهات میام. نه. ابداً.

چرا نه؟ فقط می‌خوام باهات بیام.

نمی‌خوام تو دردسر بیفتم.

کار زیادی دارم که انجام بدم.

می‌دونم کارت مهمه. باز میخوای با این شروع کنی؟

میرم تو اون یکی اتاق و الکی تلفن می‌کنم.

تبریک بابت کارآگاه شدنت. ممنون، چای.

بیخیال. بیخیال.

حتی اگه الماس امید رو هم اونجا جا گذاشته بودم،

اصلاً ارزششو نداره.

خداحافظ مت.

خداحافظ الکس.

میشه اون کلیدای لعنتی رو بدی بهم؟

اونا روی میزه، درست جلوت.

برات میارم.

اوه!

میبینمت، چای. میبینمت، عزیزم.

خوب به نظر میاد.

گاهی وقتا فکر می‌کنم تو میخوای بهت شلیک کنم، چای.

وایسا. اینو داشته باش.

پزشک قانونی.

آره، آره، آره. باشه.

چه جور آدم عوضی‌ای تو این وقت جمعه میمیره؟

بعضی آدما چقدر رو دارن. روز خوبی داشته باشی، چای.

آره، میبینمت.

چیزی گرفتی؟

هی! هی.

دارم دنبال عزت نفسم میگردم. دارم سر در میارم که چی به چیه

تو وسط این... رابطه سه‌نفره.

چهارنفره حساب کن. زنت رو یادت رفته.

ترکم کرد.

اون روز بهش گفتم—امروز بهش گفتم—

بیاد وسایلشو ببره.

خب، اون کوارتربک حرفه‌ای فوتبال چطوره؟

رفته شمال برای آخر هفته شکار.

کل آخر هفته.

یه تیکه چوب رفته تو باسنم.

خوبی؟

خوبم. مطمئنم که خوبم.

اشکالی نداره.

هنوز دوستش داری، نه؟ هان؟

هنوز دوستش داری، مگه نه؟

آره، دوستش دارم.

آره، دوستش داری. طلاقش میدی؟ هنوز حلقه دستته.

کریس به من نیاز داره. اوه، باشه.

واقعا نیاز داره.

اون سردرگمه، از وقتی از تیم کنار گذاشته شد، اینطوریه.

دلم براش میسوزه.

اینو یادت باشه دفعه بعدی که میزنه تو سرت.

سلام.

اِمم.

باشه. حتماً.

باشه. الان میام.

ان مری. سلام. دکتر فریلند.

این برادرم مت هست. از آشنایی با شما خوشبختم.

متاسفم که امروز کشوندمتون اینجا.

من تمام دیروز رو عمل جراحی داشتم. خواهش می‌کنم.

میتونید جلوش حرف بزنید. اشکالی نداره.

باشه.

درست. باشه.

ان، متاسفانه یه عقب‌نشینی کوچیک داشتیم.

دیروز جواب آزمایش‌هاتون اومد.

سرطان تو فاز بهبودی نیست. خیلی تهاجمی برگشته.

به کبد و ریه‌هاتون حمله کرده.

چقدر-- چقدر دیگه؟

خب، گفتنش سخته.

چقدر دیگه؟

پنج، شش ماه.

هیچکس نمیتونه با قطعیت بگه.

ولی من حس می‌کنم-- حالم خوبه.

گوش کنید...

اینجا تو بیمارستان یه مشاور هست

که میخوام باهاش صحبت کنید.

خیلی خوبه. تو این دوران بهتون کمک می‌کنه.

More Farsi Persian subtitles for Out of Time

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left