Gintama.: Shirogane no Tamashii hen

Gintama.: Shirogane no Tamashii hen

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Gintama - Shirogane No Tamashii-hen - 04 - (345) - 720p
A Commentary by AHEE
Forums‏.‏Animworld‏.‏Net

Tags

720p
720
Published on: 2018-03-29
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 145 lines.

آرک روح نقره‌ای را در اتاقی نورانی !!و در فاصله ای مناسب با تلویزیون تماشا بفرمایید

درسته که در کُنه هر پایانی، نتیجه‌گیری هم هست .اما رهایی هم درونش نهفته‌ست

.پایان، ما رو از تمام قیدوبندها آزاد می‌کنه

،از این چرخه‌ی بی‌پایان و احمقانه‌ی جنگ

.یا از این رنج و رجزهایی که به بار آوردن، رها می‌کنه

بعد تو، ساکاتا گینتوکی هنوز سر حرف خودتت هستی؟

پایان رو قبول نمی‌کنی ...و زجر کشیدن رو انتخاب می‌کنی

و زجر از پا در آوردن معلمت رو به جون می‌خری؟

.پس منم باید تصمیم خودم رو بگیرم

.و زجر از پا در آوردن شاگردم رو انتخاب کنم

...اون که

.هیتسوگی‌ـه! سومین و آخرین بال ناراکو

معلم؟ شاگرد؟

.این چرندیات اینجا خریدار نداره

اینی که جلوی روم وایستاده .شیطان خالصه

و اینی که جلوی روی تو وایستاده

!یوروزویاست و بس

تو هم از خونش گرفتی نفله؟

!تمومی ندارن

انگار وقتمون تموم شده، هان؟

.من یه راه امن باز می‌کنم. شما فرار کنین

نمیشه در آن واحد هم با اوتسورو بجنگیم .و هم با ارتش آزادی‌بخش

.شرمنده. تقصیر منه که فکر همه‌جاش رو نکرده بودم

...ما دست‌تنها، از پسِ

.این مردک نامیرا و ارتش نامیراش بر نمیایم

.بهم نمیرسه

.نمی‌تونه برسه

...شمشیرت

.محاله به من برسه

!اوتســــــــــــــورو

...اوتسورو

!پاشو بدو

.عینکت شکسته

کاش این چیزایی هم که الان دارم می‌بینم .به خاطر شکستگی عینکم می‌بود

ولی بدبختانه انگار به جز عینک من .خیلی چیزهای دیگه هم آش‌ولاش شده

!گین سان

!نوبوتاس

زود من رو ول کن و برو جلوی .اوتسورو و ارتش آزادی‌بخش رو بگیر

.منو ول کن

.جفتمون کارهایی کردیم که در حال عادی نمی‌کردیم

.نمی‌خواستم دورنما و گذشته‌مون بدتر از چیزی که هست بشه

:پس حرفی که میزنم آویزه‌ی گوشت بشه

.به چشم ما، تو قسمت ارزشمندی از دورنما و گذشته‌مونی

.ایمای نوبومه، معاون میماواریگومی

.تو قراره باشی که کار رئیست رو هم برامون انجام بدی

.حق نداری اینجا بمیری و تنهامون بذاری

.وگرنه می‌خنده بهت

.اون همین الانش هم داره می‌خنده

ایسابورو، انگار توی دنیایی که تو نیستی هم .هنوز هدف دارم

...ولی نمی‌فهمم

،چشم امیدت رو به اونا دوختی

ولی من نمی‌دونم چطوری .جلوی چنین شیطان بزرگی، ازشون محافظت کنم

نمی‌دونم چطور از ادویی که پلیس‌های نخبه و لاتش .رو از دست داده، محافظت کنم

.هدف با آتش شدید خاموش شد

.دیگه اثری از دشمن باقی نمونده

چی داری می‌بافی؟

.دشمن کنگر خورده و لنگر انداخته

.همه چیز رو به خاک بنشونین

!کارمون تمومه

د منم برای همین میگم باید !فی‌الفور تسلیم بشیم

آخه وسط مذاکرات نوبونوبو ساما بریم تسلیم بشیم؟

!من واسه شوگون دست‌نشانده تره هم خُرد نمی‌کنم

!شرط می‌بندم کشور رو ول کرده و فلنگ رو بسته

ما هم اگه الان وقت تلف کنیم !آخرش با همین کشور به خاک سیاه می‌شینیم

.شما راحت باشید، می‌تونید فرار کنید

.لازم نیست نگران کشور باشید

.خودم مراقب قلعه هستم

.شاهدخت سویو

شاهدخت سویو چیکار کرد؟

چرا چهارچشمی حواستون بهش نبود؟ مگه نگفتم شش دنگ حواستون جمع بشه؟

.واقعاً شرمساریم

.حقیقتاً نمیشد توی دستشویی هم باهاش بریم .ایشون هم فرصت رو غنیمت شمردن و فرار کردن

.برین سریع پیداش کنین

!به چشم

.این کشور دیگه کارش تمومه

.الان دیگه فقط یه کار هست که باید انجام بدی

.فرار کن شاهدخت سویو

.دیر یا زود ادو در شعله‌های آتش غرق میشه

به فکر یه کشتی هوایی باشین .که سریع از زمین خارجتون کنه

.زنزو سان، منم می‌خوام کنار شما بجنگم

...آخه ناسلامتی منم

.خواهر کوچک شوگون توکوگاوا شیگه‌شیگه‌ام

.تو دیگه خواهر شوگون نیستی

!مراقب حرف زدنتون باشین زنزو دونو

الان شما فقط خواهرشین .و وظیفه‌تون اینه که عوض برادرتون هم زندگی کنین

،و به عنوان کسی که نتونست از برادرتون محافظت کنه

.وظیفه‌م اینه که از شما محافظت کنم

.اتفاقی که برای برادرم افتاد تقصیر شما نبود

.نبش قبر نکنیم حالا

.اوقات‌تلخی هم بکنی باز می‌برمت .حتی اگه شده به زور پس‌گردنی می‌برمت

پودینگ میوه

خب؟ که بعدش چی بشه؟

میری جایی زندگی می‌کنی که حتی یه نفرشون رو هم نمی‌شناسی و بعد دونه‌دونه دوستان مرده‌ت رو می‌شمری؟

،زنزو، خوبه که میخوای کاری که می‌خوای ناامید کردن دوستت رو جبران کنی

ولی یادت نره هنوز دوستانی داری که .دارن تمام تلاشون رو می‌کنن، دوستانی که هنوز زنده‌ان

.من فقط یه دوست دارم، اونم جامپه

.و بساتسو مارگارت هم تنها دوست منه

بساتسو مارگارت

...ولی حس منم اینطوره که

عوض دوست ناکامت زندگی کردن

و جنگیدن و مردن کنار دوستانی که هنوز زنده‌ان

.جفتشون نمایانگر دوستیه

زنزو سان، اونم داره می‌جنگه، نه؟

.پس... ما هم باید بجنگیم

ما هم باید دست‌وپا بزنیم و .خودمون رو از این نفرت و اندوه بکشیم بیرون

!نباید کم بیاریم

!از اون یه نفر که اصلاً

.که اینطور. باشه

کجا میری؟

،اگه شاهدخت می‌خوان همین جا بمونن .پس دیگه بودن من در کنارشون، فایده‌ای نداره

.موموچی جون تو و جون شاهزاده

!زنزو سان

،منم میرم به کاری که دلم می‌خواست می‌رسم .تو هم همین کار رو بکن

.ولی نه به عنوان شاهدخت، که به عنوان خواهر کوچکترش

...شاهدخت

چی با خودتون فکر کردین؟

.شما همه باید الساعه اینجا رو تخلیه کنین

.من خودم مراقب قلعه هستم

!پناه بر خدا! مهمل نگید شاهدخت

.نمیشه که قلعه رو خالی رها کنیم

آخه وقتی که مردم اون بیرون دارن می‌جنگن و از کشورشون دفاع می‌کنن کشور چطور می‌تونه اونا رو رها کنه؟

آخه مگه شما چه تعهدی بهشون دارین که می‌خواین اینقدر فداکاری کنین؟

!همین کشور بود که جون برادرتون رو گرفت

...بعد شما

.من به عنوان شاهدخت این کار رو نمی‌کنم

.من به عنوان خواهر توکوگاوا شیگه‌شیگه این کار رو می‌کنم

.و تا ابد هم خواهرش می‌مونم

...پس اوتسورو

.شرمنده، گذاشتم از دستم فرار کنه

.یا شایدم اون گذاشت که من از دستش فرار کنم

.ولی حتماً باید توی انفجار گیر افتاده باشه

اگه اون با این چیزا می‌مرد که .حال و روزمون این نبود

پس آخرش هم هیچ کاری از دستمون بر نیومد؟

نتونستیم از چیزی محافظت کنیم؟

همه‌چی همون‌طوری شد که اوتسورو می‌خواست؟

یعنی دیگه نمیشه جلوی جنگ رو گرفت؟

!تسلیم نشو

!هنوز کار از کار نگذشته! هنوز میشه جلوش رو گرفت

.آتش

.بهت که گفته بودم

اگه اون هوایی‌ها یهو جوگیر بشن .دیگه ما زمینی‌ها فرصت نمی‌کنیم شلیک افتخار بکوبیم تو کله‌تون

،وقتی میری شکار حیوونا مهم نیستن .شکارچی‌هایی که جلوشون هستی مهمن

!دَر برین

همینطور می‌دوم و می‌دوم ولی اصلاً .حس نمی‌کنم به جایی می‌رسم

...شمشیرت

Gintama.: Shirogane no Tamashii hen subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Gintama.: Shirogane no Tamashii hen

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left