The first 200 lines.
. برو داخل و يکم استراحت کن
مي خواي فردا براي گرفتن لباسها با من بياي ؟
چي ؟
داري منو دست ميندازي ؟
منو مثل چي مي بيني ؟
. خودت برو
من دادرسي نيستم که
.تمام روز دنبال يه شبح سرگردان مثل تو راه بيوفتم
. مي دونستم
فکر کردم که بايد مهربون بودن .امروزت ، عجيب و غريب باشه
. پيرمردهاي
چطوري تونستي فقط دو تا بهم بدي؟
داري به چي فکر ميکني ؟
در مورد چي ؟
. موقعيتم
. به اينجا نگاه کن
.چقدرماهي دارن به سمت طعمه ام ميان
مي دوني که اين روزا چقدر ماهي ها عاقل و فهميده اند ؟
اونا فقط به خاطر اينکه موقعيت تو .خوبه به سمت تو نميان که بگيريشون
مهم ترين چيز توي ماهيگيري
.اينه که طعمه خوبي داشته باشي
. منم از طعمه هاي خوب استفاده مي کنم
. صبر کن
اگه طعمه خوب باشن ماهي ها به خاطرش با هم جنگ و جدال نمي کنن ؟
... صحبت کردن در مورد
مي خواي در مورد آرانگ چي کار کني؟
در مورد چي ؟
.همونطوري که بهش قول دادي . بايد به بهشت بفرستيش
. بهش قول واقعي نداده بودم
.با يه قول واقعي هيچ تفاوتي نداشت
هيچ تفاوتي نداره درسته ؟
هيچ تفاوتي در نهايت نمي کنه ، درسته ؟
چرا سعي مي کني که موقعيت رو به سمت اصلي خودش هل بدي ؟
... شايد ، احتمالا تو
ازش خوشت نيومده ؟
خوشم اومده ؟
. ازش خوشم اومده
چيزي گرفتي ؟
بگيرش بالا فکر کنم يه چيزي گرفتي ؟
ميخواي با طعمه خوب منو بگيري ؟
فکر مي کني که من نمي تونم بفهم که شما آرانگ رو براي طعمه فرستاديد ؟
... اگه فقط يکم اين طعمه رو تکون بدم
. سعي ميکنن منو پيدا کنن
اگه اونا پيدام کنن
. کاري از دستشون بر نمي ياد
... تا وقتي من در قالب انسان زندگي ميکنم
. نمي تونن با دستاشون منو نابود کنن
... بنابراين
... حتي اگرم پيدام کنن
. به طور قطع مو يونگ رو مي فرستن
... بخاطر اينکه تنها کسي که ... مي تونه منو نابود کنه
. مو يونگ هست
... اما
... همونطوري که انتظار دارن
مو يونگ مي تونه منو بکشه ؟
فرشته مرگ داري چيکار ميکني ؟
. برش گردون
مال شماست ؟
... يا يه نفر بهت دادتش
! گفتم که برش گردون
. ازت پرسيدم که مال تو هست
! همين الان برو گمشو
. اين فن
کي اينو بهت ياد داده ؟
اگه بهت بگم ، امکان داره بشناسيش ؟
تو بايد با مرده ها و زنده هاي . زيادي دوست بوده باشي
چرا يه فرشته مرگ بايد در مورد دارايي هاي يه انسان زنده ، علاقه از خودش نشون بده ؟
.بالاخره نمي توني هيچ جوره ببريش
... اين فن
. و اون گيره ي مو
هر دوتاش رو يکي بهت داده بوده ؟
اگه خيلي کنجکاوي بعد از ! اينکه مردم ، بيا
. تو
در مورد اون گيره مو چيزي مي دوني؟
تو چطوري راجع بهش مي دوني ؟
. نمي دونم
... تنها چيزي که درموردش کنجکاوم که بدونم
کي اين فن رو بهت ياد داده و . اين گيره مو رو بهت داده
. اين گيره مو مال آرانگ هست تو اينو نمي دوني ؟
حالا يادت مي ياد ؟
... اما صاحب اصلي اون گيره مو
. آرانگ نيست
اون گفته که وقتي که مرده بود . اونو با خودش داشته
فرشته مرگي که روح آرانگ رو گرفته بوده
. تو بودي
اگه قبل از اينکه بميره ، گيره مو رو توي دستاش داشته
امکان زيادي هست که تو بدوني که . چه اتفاقي افتاده بوده
. نمي دونم
فرشته مرگ نمي تونه هيچ وقت از . مرگ سريعتر باشه
دارم در مورد اين صحبت مي کنم . که بعد مرگش چه اتفاقي افتاده بوده
کي کنار جسدش بوده ؟
. هيچ کس
! دروغه
شما دو تا داريد چيکار ميکنيد ؟
. عجيبه
مو يونگ از اون نوع فرشته هاي مرگ نيست
که غير از تعقيب ارواح به چيز ديگه اي . که متعلق به انسانهاست علاقه نشون بده
اما اون فن ديگه چي بود ؟
.يه فن معمولي به نظر نمي رسيد
کي اينو بهت داده ؟
.فردي که اين گيره مو رو بهم داده
کي ؟
. مربي ام بوده
مربي ات ؟
پدر دروغي ات ؟
.. اون اينو بهت داده
بهم گفته بود که مي تونم باهاش . روح ها رو دستگير کنم
.. اون ديگه چه آدمي بوده
که بهت يه همچين فن جالبي ياد داده ؟
. منم يادم نمي ياد
. برو و بگير بخواب
. بعد از اون مبارزه خيلي خسته شدم
. باشه
مي خواي با اين در چيکار کني ؟
چه اتفاقي براي مو يونگ افتاده ؟
.نماد اون فن براي امپراطور بزرگ بوده
.پس اون گيره مو
. کيم ايون اوه
اون ديگه کي هست ؟
از مغازه لباس فروشي هست ؟
. بله
اون خانم ديروز اومد و گفت که اين .دستور دادرس هست و نمي تونه کاري بکنه
. پولو برگردوند
چي ، اون به همين زودي رفته بيرون ؟
. داره خيلي بي ثبات ميشه
.اما به محض اينکه آفتاب ميزنه ميره بيرون
دادرس سابق ؟
اما چرا اين اتاق هنوز اينجاست ؟
به خاطر اينکه احساس کردم که . اتاقش بايد مثل گذشته بمونه
... براي بانو
. اين اتاق همه چيز زندگي اش بود
يه اتاق همه چيز زندگي اش بود ؟
چرا قبلا بهش فکر نکرده بودم ؟
. حافظه پاک شده ، به اينجا نگاه کن
هميشه ميگن که تاريکترين جا ... دقيقا زير شمع هست
چطوري تونسته اينجا رو فراموش کنه ؟
ميگن که اين اتاق همه چيزش بوده
. و نه اون پسره مشکوک
.پس ما دو تا ميتونيم همديگرو اينجا ببينيم
تو بودي که گفتي نمي توني اين لباسها رو قبول کني ، درسته ؟
... اون مسئله
.مي دونم که اينا همش عقيده دادرس بودن
... دفعه آخر
تو نبودي که گفتي چيزي هست که ميخواي ازم بپرسي ؟
... بانو لي سو ريم
. درسته
. اون مثل يه آدم غريبه براي من بود
. اين يه نامزدي سياسي بود
وقتي که صحبت از عروسي ميشه
شايد يک بار يا شايدم هيچ وقت . حتي براي يه بارم نديده باشمش
. يادم نمي ياد
.ما همديگرو خيلي خوب نديديم ، حتي براي يه بار
... اگه مجبور ميشديم طبق برنامه ازدواج کنيم
شايد براي همين بار مي تونستيم همديگرو . شب عروسي ملاقات کنيم
. به چيزي که نديدم نمي تونم اعتماد کنم
نمي تونم وقتي کسي رو نديدم ، قلبم . رو در اختيارش بزارم و عاشق بشم
اگه حالا ، تو
مي خواي ازم بپرسي که انگيزه ي واقعي ام . از نامزد کردن با لي سو ريم چي بوده
مي خوام ازت بپرسم
چرا بايد مسئوليت کسي رو که حتي قبلا نديدمش هم بر عهده بگيرم ؟
.. اگه اصلا برات مهم نبوده
چرا باهاش نامزد کردي ؟
صحبت در مورد ازدواج يه بحث . کاملا يک طرفه نيست
. خانواده هامون باهاش موافق بودن
. حتما اين عقيده دادرس لي بوده
.ازدواج دو خانواده رو بهم نزديک مي کنه
براي بعضي از مردم هم ، باعث ميشه . که مقامشون بالاتر بره
. شايدم اين نظر بانو بوده
. امکان نداره
... مثل من ، بانو هم
.. هيچ دليلي نداشته
. که براي من ارزش قائل بشه
ديدن لباس عروسي توي اتاقم
حتي از گل هاي قرمز هم قشنگتره
تنها نشستن توي يه اتاق خالي
و فکر کردن به اينکه به زودي يه نفر ... قراره يه رختخواب رو با من شريک بشه
... من بيشتر براش وقت ميزارم
منتظر اون روزم که برسه
. اينها همه ميتونه عقيده هاي يه بانو باشن
. امکان نداره
... مثل من ، اون بانو هم
. هيچ دليلي براي مراقب از من نداره
، همونطوري که دادرس گفت
... من خر شدم
.با يه ضربان قلب جعلي از قلبي که مرده بود
من بارها و بارها بي خيالش شدم اما
.اين حتي يه عشق يه طرفه هم نبوده
پس من چي هستم ؟
واقعا عجيبه . خيلي عجيب و غريبه
.نمي دونم
. نمي دونم
... من نمي
. اين نبوده
. اون دختره صدايي داره که
. خيلي عجيب و غريبه
. اون دختر
. صداش واقعا آشنا بود
.بايد مجبورش ميکردم بيشتر حرف بزنه
مي توني چند لحظه مواظب بساطم باشي ؟
چرا اون برنگشته ؟
No comments yet. Be the first to leave one.