The first 200 lines.
Jeff Costello تنظيم زيرنويس از
.خدايا، اون خوشگله .قشنگترين چشما رو داره
.توي اون ژاکت خيلي هوسانگيز شده
.فقط ميخوام باهاش تنها باشم و بغلش کنم و ببوسمش
.و بهش بگم که چقدر دوستش دارم و مواظبش هستم
!تمومش کن ديگه احمق .اون خواهر زنته
.دست خودم نيست. فکرش داره ديوونهام ميکنه .الان چند ماه ميشه
،خوابشو ميبينم .توي اداره بهش فکر ميکنم
اوه، « لي ». چيکار بايد بکنم؟
صداي خودمو ميشنوم که براي تو .ناله و زاري ميکنه، و اين نفرتانگيزه
،همين چند لحظه پيش، وقتي توي راهرو از کنارم رد شد
... و بوي اون عطر رو روي گردنش شنيدم
.خدايا، فکر کردم دارم غش ميکنم
.بيخيال. تو يه مشاور مالي بزرگي .واسهت خوب نيست غش کني
اليوت ؟
اليوت ؟ عزيزم - هوم ؟ -
.از اينا خوردي ؟ شگفتانگيزن .هالي و دوستش درست کردن
.خارقالعاده است. آشپزي خواهرت باور نکردنيه
.ميدونم، ميدونم .انگار موقع آشپزي جادو ميکنه
.نه، تو هم انداز? اون استعداد داري - .آره، فقط استعدادِ خوردن دارم -
هالي، چرا يه رستوران باز نميکني ؟ - .اوهوم، در واقع همين تصميمو داريم -
« خب ... رستوران که نه، ولي ... من و « اپريل ميخوايم بزنيم تو کار تهيه غذاي مهمونيها
.چي ؟ شوخي ميکني - .نه، تصميممون همينه -
.عاليه
...دوست داريم واسه دوستامون آشپزي کنيم، پس ،تا وقتي که يه کار واقعي پيدا کنيم
.ميتونيم با آشپزي توي مهمانيهاي خصوصي پول دربياريم
.چه فکر بکري. استعدادت توي اين کارها خوبه - .ميدونم -
.بيا بريم بيرون ميتونم خصوصي باهات صحبت کنم ؟
.من شوهرشم. اون همه چي رو بهم ميگه
.هانا، من پول بيشتري نياز دارم .ناراحت نشو
.من هيچ وقت به خاطر اين ناراحت نميشم - .اين آخرين باره، قول ميدم -
.ديگه ميخوام شروع کنم به پسانداز کردن - .هالي، خواهش ميکنم. ديگه خجالتم نده -
يه روز بهت پسش ميدم - ميدونم! چقدر ميخواي ؟ -
دو هزار دلار - ... اوه -
ميدونم خيلي زياده، ولي من و اپريل ميخوايم اين کار تهيه غذا رو انجام بديم .و قراره همه چي عالي بشه
.خودت هم اقرار کردي که آشپزهاي خوبي هستيم
واسه شروع کارمون، يه چيزايي هست .که بايد بخريم و بدهيهاي قبلي رو پرداخت کنيم
.فقط يه چيزو بهم بگو دوباره داريم راجع به کوکايين حرف ميزنيم؟
قسم ميخورم. همين حالا هم چند تا درخواست .براي برگزاري مهماني شام بهمون رسيده
.معلومه که نميخوام تا ابد آشپز مهمونيها باشم ،هر دوتامون هنوزم ميريم تست بازيگري ميديم
.بالاخره يه روز به اون چيزي که ميخوايم ميرسيم ،خب، مهمونيها شب برگزار ميشه و روزها وقتم آزاده
.هنوز هم ميتونم به کلاسهاي بازيگريم برم .يک سالي هم ميشه که مواد مصرف نکردم
.مامان و بابا دوباره دارن توي خاطرههاشون غرق ميشن
ميگو پفکيهاي هالي رو امتحان کردي ؟ - .آره خيلي خوشمزهان -
،براي آسم مامان، يه قرص آنتيهيستامين لازم دارم .» قبل از اينکه تبديل بشه به « کاميل
.مامان هر روز صبح که بيدار ميشه مثل کاميل ميمونه
.حداقل ديگه مشروب نميخوره - توي لباس جديدش عالي به نظر ميرسه. مگه نه ؟ -
.خودش هم ميدونه .چون داره با تمام مرداي اينجا لاس ميزنه
شايد وقتي 80 سالش بشه ديگه از - .دلبري با بند جورابش دست برداره ! آره يه بند جوراب چرمي خريده -
آنتي هيستامين کجاست ؟ - .از اليوت بپرس، ببين کجا ميذارشون -
.فردريک » باهاش نيومده » - مگه تاحالا باهاش اومده؟ -
... انگار هميشه عصبانيه .آدم باهاش افسرده ميشه
.فکر ميکردم از اون خونه اسبابکشي کرده - .نميدونم -
!آهاي بچهها، مواظب باشين! بيب بيب
.بچههات رو بايد پرستيد .آدم تو تعطيلات خيلي تنها ميشه
.آره، ميدونم. امشب « فيل گَميش » رو دعوت کردم
.هانا، اون خيلي آدم حالگيريه - .نه هميشه هم حالگير نيست -
رئيس مدرسهي « ديزي » ـه - .منو ياد « ايکابود کرين » مياندازه -
.وقتي که عصبي ميشه، سيبآدمش بالا و پايين ميپره
.هرچي باشه از شوهر سابق تو خيلي بهتره .حداقل يه کار خوب داره
و به مصرف قرص هم اعتياد نداره - بيخيال شو ديگه -
مزاحم صحبت خواهرانهتون شدم ؟ - .اوه، نه. بيا تو -
.خوبه، چون هيچ مرد جذاب و مجردي توي اين مهموني نيست
! وحشتناکه - .خب ببين، شايد اپريل از فيل خوشش بياد - .فيل گميج. همون بلندقده
آها، آره، فيل رو ديدم. همون که شکل ايکابود کرينه ؟
.عاشقشم، واقعاً به من مياد !واي نه شوخي کردم
.ولي نبايد دلسرد بشيم
.هانا بعداً چند نفرو دعوت ميکنه که شکل ايکابود کرين نباشن
شايد همين کريسمس، يا اگه نشد ،مهمونيهاي سال نو، يا شايد سال نوي بعدي
! آخ
.بايد يه جايي همينجاها باشه - ،آها راستي -
،عاشق اون کتابي شدم که بهم قرض دادي « نمايش شرقي »
.درست ميگفتي .معني خيلي خاصي برام داشت
.فردريک چطوره ؟ نيومده
.خودت که ميدوني، اخلاقش همينجوريه .ولي اين هفته براش چندان بد نبود
.يه نقاشي فروخت - .اوه، عاليه -
،آره، يکي از نقاشيهاي خوبش بود .يه زن خيلي زيبا، که لخت يهجا وايستاده يود
.راستش، منو نقاشي کرده بود
خيلي حس خندهداريه که بدوني .توي اتاق نشيمن يه غريبه، لخت آويزونت کردهان
... ولي، بههرحال چندان هم شبيه من نبود !اليوت، چرا انقدر قرمز شدي
اوه، واقعاً ؟
خب ... ديگه چيا ؟ خودت چيکارا ميکني ؟ - .نميدونم -
.حقوق بيکاريم ديگه داره تموم ميشه
.شايد با آخرين پساندازم توي دانشگاه کلمبيا درس بخونم
مثلا چي ؟ - .راستش نميدونم -
... شايد، جامعهشناسي، روانشناسي
.هميشه به اين فکر بودم که بتونم با بچهها کار کنم
بگذريم ... من هميشه مشتريهايي دارم که .خونههاشون خيلي پرزرق و برقه
... اگه کسي بود که از تابلوهاي نقاشي خوشش بياد ميتونم بهت زنگ بزنم؟
.آره، حتماً. فردريک حسابي ازت ممنون ميشه
!هي بچهها! شام آماده است
.خيلي خوشگل شدي ها قشنگ نشده ؟
.چند روز پيش، تصادفاً شوهر سابقت رو توي خيابون ديدم .هنوز هم ديوونه است
.داشت ميرفت آزمايش خون بده - .ميکي » واقعاً يه ماليخوليايي به تمام معناست » -
.دوست دارم بدونم اگه واقعاً مريض بشه، عکسالعملش چيه - بريم شام بخوريم -
...و حالا، خانومها و آقايان
... بابا
.بابا ... همه گرسنهشونه - .نه، اول ميخوايم به سلامتي يه نفر بنوشيم -
شرابتو بردار - ميخوايم به سلامتي يه نفر بنوشيم -
ميدونين که، تموم اين شام زيباي عيد شکرگزاري رو هانا تدارک ديده
...مويس » و هالي و اپريل هم کمکم کردن »
.نه، نه، خودت اين کارها رو کردي ،خودش همه کارها رو کرده
،و ما براي سلامتيش مينوشيم
و بهش تبريک ميگيم به خاطر تمام کمالاتي که .طي سال گذشته از خودش نشون داده
« براي موفقيت بزرگش تو نمايش « خان? عروسکها - هورااا -
.من نقش « نورا » رو بازي کردم .بهتون بگم که سال نفرتانگيزي بود
،و خيلي سخته که مثل سنجاب کوچولوي « تُروالد » رفتار کني
.بدون اينکه از خودت يه احمق تمام عيار بسازي
حالا، فکر ميکنم « ايبسن » هم .به هاناي ما افتخار ميکنه
!برامون صحبت کن
.نه، خب، من خيلي خيلي خوششانس بودهم
،با وجود بچهها، تصميم گرفتم ديگه سر کار نرم
و فقط خودمو وقف خانوادهام کردم .و خيلي خوشحال بودم
ولي هميشه توي دلم اميدوار بودم که ،شايد يه فرصت کوچيک پيش بياد
.و منو براي برگشتن دوباره به صحنه نمايش وسوسه کنه ...حتي اگه شده واسه يک ثانيه
،خب ديگه به چيزي که ميخواستم رسيدم .ديگه ميتونم برگردم پيش چيزايي که خوشحالم ميکنن
!آفرين! آفرين
من اينجوري فکر ميکنم يا واقعاً اليوت شيفت? من شده ؟
.خنده داره، خودم هم قبلاً همين حسو بهش داشتم
.تمام مدت توجهش به منه
،و امشب هم وقتي توي اتاق خواب بوديم .از خجالت قرمز شده بود
.باعث تعجبه اگه اون و هانا با همديگه خوشبخت باشن
مسخره است، هنوز هم واسه رفتارش .دارم با خودم پچپچ ميکنم
يه کم قهوه يا چاي ميخواي ؟ - .نه ممنون -
چيزي ميخوري ؟ - .نه هيچي -
مطمئني ؟ - کاملاً -
! من با تو چيکار کنم ؟ خدايا
.چرا امشب نيومدي ؟ شب فوقالعادهاي بود .به نظرم يه کمي هم بايد خوش بگذروني
.من دارم وارد دورهاي از زندگيم ميشم که نميتونم نزديک مردم باشم
نميخوام باعث آزار کسي بشم - .تو باعث آزار کسي نميشي، خيلي هم مهربوني -
،لي، تو تنها کسي هستي که ميتونم باهاش باشم
.همون کسي هستي که هميشه ميخواستم باهاش باشم
.ولي با بقيه خيلي بد برخورد ميکني خودت هم ميدوني، مگه نه ؟
اين که تو رو دوست داشته باشم کافي نيست ؟ - ! خيلي عجيب و غريبي -
با من خيلي مهربوني و با بقيه .خيلي توهين آميز رفتار ميکني
يه زماني بود که تو از اينکه فقط کنار من باشي .خوشحال بودي
.ميخواستي همه چيزو در مورد شعر و موسيقي ياد بگيري
واقعاً همه چيزهايي رو که بلد بودم يهت ياد دادم ؟ .فکر نکنم
.اليوت گفت شايد بتونه چندتا مشتري برات بياره
،مطمئنم اون آدماي ابلهي که اليوت مياره !هنر رو با تمام وجودشون درک ميکنن
.از کجا معلوم؟ شايد درک کنن .اليوت فقط ميخواست يه کار خوب بکنه
.چون ازت خوشش مياد - از من ؟ -
.آره. اليوت بدجوري بهت نظر داره
بر چه اساسي اينو ميگي ؟ تو که تاحالا اونو نديدي
،بر اين اساس که ... بعد از هر بار ديدنش ،با کلي کتاب که بهت معرفي کرده برميگردي خونه
... يا فيلمهايي که بايد ببيني يا - .اوه نه نه ، اون شوهر خواهرمه -
،و فکر ميکنم اگه يه فرصت بهش بدي .ازش خوشت مياد. خيلي باهوشه
.اون يه حسابدار سرشناسه و چشمش دنبال توئه
و من ترجيح ميدم کارهامو به آدمايي بفروشم که قدرشو بدونن، نه به ستارههاي موسيقي
فهميدي ؟
چرا نميتونيم متن رو اجرا کنيم ؟ - .بخش نظارت بر اخلاقيات، گفته متن مستهجنـه -
.اونا که نمايش تمريني رو ديدن اصلا فهميدن معني اون کلمهها چيه ؟
.ميکي، نيم ساعت ديگه ميريم روي آنتن - .مدت برنامه رو 5 دقيقه کم کردن -
چطوري ؟ از خيلي وقت پيش زمان همه چي رو تعيين کرديم - .بدون متن، ده دقيقه از وقت برنامه کم ميشه -
چطوري ميتونن اين کارو باهامون بکنن ؟ - .به خاطر اينه که برنامهمون زياد طرفدار نداره -
.سرم درد گرفت - هي ميکي! گوش کن -
.بهتره بري سراغ روني، توي اتاق لباسها .حدود 1600 تا کوالد خورده
.فکر نکنم بتونه برنامه رو اجرا کنه - - !خدايا، چرا من ؟ -
شما از بخش نظارت بر اخلاقيات هستين ؟ چرا يه دفعه متن ما مستهجن شد ؟
بحث بدآموزي و آزار کودکان، يه موضوع واقعاً حساسه
! نصف کشور دارن همين کارو ميکنن - .آره ، ولي شما اسم چند نفرو آوردين -
اسم کسي رو نياورديم. فقط ميگيم پاپ اينجوري گفته - .اون متن نميتونه روي آنتن اجرا بشه -
هي ! کي متن من در مورد « ساف » رو تغيير داده ؟
.مجبور بودم چندجاشو حذف کنم .چهار پاراگرافش چرت و پرت بود
! کل قضيه رو به فنا دادي - .تو ديوونهاي، اينقدر حساس نباش -
!انگار با نوشتهاش ازدواج کرده - .نميخوام کسي بدون اطلاع من توي متنم دست ببره -
...باشه - ،اگه ميخواي متنهامو تعديل کني - به خودم بگو تا انجامش بدم
.ميکي، گوش کن ،چرا به جاي اون متن که براي بچهها بدآموزي داره
برنام? رقص شهوتانگيز رونالد ريگان با کاردينال اسپلمن رو بازپخش نکنيم ؟
.ميکي، من حالم اصلا خوب نيست - تو چيکار کردي ؟ رفتي کل يه داروخونه رو قورت دادي ؟ -
.صِدام خراب شده - !واي خداي من -
،روني، ببين .بايد تا 25 دقيقه ديگه برنامه رو اجرا کني
هيچ کس قرص « تاگامت » نداره ؟ زخم معدهام داره منو ميکشه
!کوالد ميخواي ؟
.خدايا، اين برنامه داره سلامتيمو به فنا ميده
،در حالي که، همکار سابقم رفته به کاليفرنيا
و هر برنام? احمقانهاي که توليد ميکنه !تبديل ميشه به يه موفقيت عظيم
داداش، بايد با اين زندگي چيکار کنم ؟
حالا که حرفش شد، يادم باشه .بايد زن سابقمو فردا ملاقات کنم
.سلام - !ميدونم -
.خوشحالم که بالاخره پيدات شد - فقط دو دقيقه وقت دارم. اين برنامه ديگه داره منو ميکشه -
.امروز يک ميليون قرار ملاقات دارم .ناخواسته کلي سرم شلوغ شده
... بعدش بايد برم چند تا کمدين جديد رو ببينم. بعدش - ...گوش کن، اگه دو دقيقه واسه تولدت پسرات وقت بذاري -
تو رو نميکشه - !تولدتون مبارک بروبچ -
.بچهها ببين، بابايي واسهتون کادو آورده
هي، پس بغل من چي شد ؟ يعني چي ؟ پس چرا هيچ کاري نميکنين ؟
چه خبر ؟ - .همه چي خوبه، همه چي مرتبه -
.خيليخب، حالا ديگه ميتونين کادوها رو باز کنين .ايندفعه ديگه يه واکنشي نشون بدين
اليوت چطوره ؟ - .خوبه -
.دارم قانعش ميکنم براي تهيهکنندگي يه نمايش .فکر ميکنم از اين کارها خوشش بياد
،ازش خوشم مياد. همون چند باري که ديدمش فهميدم آدم خوبيه ... دستکش خيلي خوبيه، مگه نه؟
.چون اون هم يه بازنده است .اون هم مثل من يه آدم ناشي و دست و پا چلفتيه
.هميشه از آدمايي کک اعتماد به نفس ندارن خوشم ميومده - خيلي خوشگله -
.خيلي وقت بود که يه دستکش بيسبال ميخواست - .سليقهات توي انتخاب شوهر خيلي خوبه -
!ممنون! چه قشنگه
!حرف نداره. مگه نه؟ زودباش، بدو اونجا
.برو کنار اون گلدون وايسا و اينو بگير
...مواظب باش
هانا خوشبرخورده، اگرچه هنوز هم وقتي به چيزايي که .بينمون اتفاق افتاده فکر ميکنم، عصباني ميشم
.به جهنم .حداقل، ديگه خرجي بچهها گردن من نيست
No comments yet. Be the first to leave one.