The first 200 lines.
نيل تو بايد براي هميشه فرار کني
اين راهشه که همه چيز رو درست کني
ما ميريم خونه
ما ميريم خونه
اولين روز بازگشتته . چه احساسي داري؟
احساس خيلي خوبي دارم
ميتونم بگم . يواش يواش داري ميري
آه ، آره ، هنوزم يه جورايي تحت فشارم
اما چيزي نيست که من نتونم بيخيالش بشم
مکان درستي رو براش انتخاب کن
قدم زدنهاي معمول بهانه بسيار خوبيه
که دوباره با نيويورک آشنا بشم
بازم به زبون اين شهر حرف بزنم
اوه ، واو . شهر اينجا چي داره ميگه؟
" به خونه خوش اومدي"
کي با هيوز حرف ميزني؟
بعد از اينکه رسيديم
من از اين جريان خوشم نمياد
شروع نکن
من برميگردم سر کارم
و تو رو بر کنار کردن و دارن کارهات رو مرور ميکنن؟
مطمئنم که موقتيه
من اون کسي بودم که فرار کرد
و من اون کسي بودم که اومدم دنبال تو
وقتيکه صريح بهم گفته شده بود که اينکارو نکنم
من نميدونم اونا منو کجا ميفرستن
ميتونه جرمهاي سازمان يافته ، معمولي ، بهش جنايات خشن باشه
ممکنه اونقدرا هم بد نباشه
و تو باهاش مشکلي نداري؟
خب ، قبول دارم ، تنظيم وقتم ميتونه بهتر بشه
اوه ، متاسفم . بهترين زمان بود که اين اتفاق افتاد؟
نه ف اما برنامه دارم که يه پرونده رو دوباره بازش کنم
و نميخوام هيچي توي اينکار مزاحمم بشه
شايد بتونم يه نگاهي بهش بندازم
پيچيده ست ، و از دست من خارجه
يه روز مرخصي بگير
نه ، نه . بي خيال . بيخيال . بيا بريم
ماموريت جديدت
منو داري ميفرستي به کيو؟
يه انبار مدارکه
بهترين کاري بود که ميتونستم برات بکنم
دادگستري به تو اجازه کار کردن روي پرونده هاي فعال
رو تا زماني که بفهمن چي شده رو نميده
نيل چي؟
تيم تو از پس اون برمياد
کمکي هام؟
جونز و باريجن هم با تو هستند
-چون ميدوني که اين هفته
آره ، آره . ميدونم که چقدر برات مهمه
-ببين ، يه چيز ديگه
بعضي از افسران ارشد ممکه دنبال بهانه باشن
که دهن تو رو ببندن
بهانه دستشون نده
همه ميخوان هر چه زودتر به اينجا برگردي
پس ، ميدوني ، توي کيو کار کن
سرت هم بنداز پايين
ميفهمي؟ ميفهمم
مدارک . چقدر ميتونه بد باشه؟
شما بايد برک باشيد
شما بايد مامور پترسون باشيد
آه ، ميتونيد منو پيتر صدا کنيد
دير کردي
آره ، من همين الان حکمم رو گرفتم
خب ، بيا يه صحبت کوچولو بکنيم و بريم سر کار
علاوه بر نگهداري از اين مکان
حالا بايد حواسم به تو هم باشه
و گزارش روزانه ت رو بايگاني کنم براي تجديد نظر هيئت مديره
واقعاً لازمه؟
خرده فرمايشات تو ممکنه وقتي به سازمان برگشتي خريداري
داشته باشه ، اما نه اينجا پس بهش عادت کن
باشه
اومدي ساعت ميزني . موقع رفتن هم ميزني
يک دقيقه دير بياي يک دقيقه زود بري
--به من بايد جواب بدي بهانه اي هم درکار نيست
همچنين ، اگر من بهت يه زمان براي پايان کار دادم
مطمئن ميشي که توي همون زمان انجامش ميدي
يک تخلف ، توي گزارشم ثبت ميشه
ميفهمم
اين ماموريت منه؟
يه دسته بندي تازه از موبايلها ميخوام
بايد اونا رو بر اساس سيم کارتاشون فهرست کني
مشکلي نيست
خوبه
هي ! بقيه شون رو هم بيار
!بله ، قربان
مهلتت تا جمعه صبح هستش
به کيو خوش اومدي ، برک
مزاحمت شدم؟
سلام ، نيل . اينجا چيکار ميکني؟
جونز و ديانا بهم يه استراحت براي ناهار دادن
گفتم شايد تو هم بتوني اين وقت رو داشته باشي
اوه ، منم دوست دارم ، اما بايد اينا رو تموم کنم
خيلي خب
چطوره ، آه ... چطوري برات پيش ميره؟
عالي . فقط 2000 تا ديگه مونده
واو . خيلي خب
مطمئني که نميخواي استراحت کني؟
آره ، ميخوام که يه استراحتي بکنم
ميدوني ، فکر نميکردم بايد اين مسئله رو فرياد بزنم
اما هيچ مجرمي نبايد به انبار من بياد
تو برو ، کفري
فقط براش مقداري غذا آوردم ، آقا
خب ، پيشنهاد ميکنم ببريش بيرون
کجا؟
محل پيک نيک
به نظر که خوبه
خورشيد ميدرخشه . هواي تازه . سيمهاي خاردار
...يه جورايي براي يادآوري ميکنه
نگو حياط رو...
اينجا ياط زندان نيست
تو توي زندان نميتوني غذاي بيرون بر فرانسوي بگيري
من يکبار ران سرخ کرده مرغابي(غذاي فرانسوي) گرفتم
اگر چه ، بيرون نبردم
در واقع ، آب پز شده بود
من زنداني نيستم ، نيل . دوباره برگشتم
و قرار نيست حرکتي هم بکنم
سريع ترين راه براي بيرون رفتن از اينجاست
-که براي يادآوري ميکنه
يه چيزي هست که ميخوام درباره ش با تو صحبت کنم
قبل اط اينکه من گزارشم رو در جلسه تخفيف جرمت بدم
قول دادي که همه چيز رو بهم بگي
وقتيکه اون حرف رو زدم ، فکر ميکردم قرار يه مرد آزاد باشم
آره ، اما اينو گفتي
پس شروع کن به حرف زدن
تو درباره پدر که ميدوني
آره ، اون يه پليس بوده
اون يه پليس فاسد بوده
الن هم همکارش بوده
آره . اون بازداشتش کرده
براي چي بازداشتشت کرده؟
من همه چيز رو نميدونم ، خيلي خب؟
!برک
يکنفر دوتا بسته کارتريج جوهر رو ريخته
بايد بياي داخل و تميزشون کني
گفتي که يکساعت براي ناهار وقت دارم
خب ، تو امروز صبح نيم ساعت دير کردي
اينطوري جبرانش ميکني
ادامه داره . سان شاين به من نياز داره
موفق باشي مسحور کننده ست
سلام ، بچه ها
چيه ، کفري؟
امروز صبح پيتر گفت
ميخواد يکي از پرونده هاي قديميش رو دوباره به جريان بندازه
ميخوام که ببينمش
ما همين الانم دوتا حکم به تو داديم
اوه ، آره ، حساب اعتباري قلابي تو حساب تحت کنترله
بچه ها آدرس ايميل قرباني رو
از پشت تلفن عوض کردن ، بعد درخواست تعويض کارت رو دادن
و اون يکي؟ بازنشستگي دروغي
مظنون سرمايه ش رو پنهان کرده بود
توسط نام دومين پسر عموش توي يه حساب
ببين ، مشکل من بوده که پيتر تعليق شده
ميدونم
حداقل کاري که ميتونم بکنم اينه که کمک کنم چيزي
که براش مهمه رو حل کنم
مطمئني که اينو ميخواي؟
بله ، بذار پرونده رو ببينم
خب
سبُکه
خب
يکي ديگه
واو . اون ، آه -- يه پرونده ست؟
بله . هنوزم حل نشده
چه مدتيه؟
بيست سال
فکر کنم بايد يه چيزاييش رو به روز کنم
سازمان دو دهه ست که به دنبال اين سارقان مرموزه
پيشرفتي هم داشتي؟
خيلي خب ، اولين سرقت يه انبار محافظت شده در بوشويک بوده
سه ميليون دلار نقد گرفته -- کار يکنفره بوده
پنج سال بعد
اون بانک محلي در برونکس رو هدف گرفته
حدود 5.6 ميليون دلار هم اونجا دزديده
پنج سال بعد
اون يه کاميون ترانزيتي رو در کنار مرز سرقت کرده
و 4 ميليون دلار اوراق قرضه دولتي رو دزديده و زده به چاک
و ما هيچ مظنوني نداريم
اگر چه ، دو چيز رو ميدونيم
اول ، اون هر 5 سال يکبار ، تقريباً يکروز آفتابي ميشه
اگر به همين روش ادامه بده
به اين معني که يه روزي توي همين هفته خودشو نشون ميده
واسه همينه که پيتر اينقدر نگران بود
ما يه روزنه کوچيک داريم
قبل از اينکه اين يارو براي 5 سال ديگه ناپديد بشه
پنج سال
اون ممتظره قانون محدوديت بگذره
اون ميدونه حتي اگر گير بيفته
محکوميتش فقط يک جرمه
حکمي براي چند جرم نداره
دومين چيزي که ما ميدونيم چيه؟
توي هر صحنه ، مقداري از تفاله يه تنباکوي خاص بوده
نه اثري ، نه نخي ، هيچي به جز مقداري از اين
ترکيش هارموني -- يه محص.ل گرون قيمت
پيتر رابطه ها رو درست کرد
اون ماموريت ده سال پيش در سرقت بانک رو که داشت
تنباکو رو پيدا کرد
بعد از اون اون پرونده ها رو براي يه سرنخ از اون مارک جستجو کرد
اينطوري بود که نقشه دزديهاي قبلي رو پيدا کرد
بعد از کمي تحقيقات
شروع کرد به اين فکر که يکي از داخل داره کمکش ميکني
No comments yet. Be the first to leave one.