The first 200 lines.
...آنچه در "گرند هتل" گذشت
اوليور؟
آليسيا فوق العاده ست
بيا شام بريم بيرون
شام عاليه
قراره سالها با هم همسايه باشيم
والا من که شک دارم
من کاروکاسبيت رو تخته ميکنم
هيچوقت خوابشم نميديدم به دستت بياريم
به هتل فين خوش اومدي
به چيزي شک نکردن؟
بدجوري رو دست خوردن من که پايه ام
چي شده؟- بچه-
واسه تو نيست
طبقه بالا ميبينمت
زيادي صبر کني شانست رو از دست ميدي
تو عاشق اوني
تعطيلات بهاره, تازه روز اولشه کمربندت رو ببند
زياد مشتاق بنظر نمياي
خب, قراره دهنمون سرويس شه
اين دانشحو ها تو انعام دادن تعطيلن
....هرچند از طرفي هم
اينم چيزاشم هست البته....
اوهوم
هي, الان که از هفت دولت آزادي
دوست دختر که خبري نيست
آليسيا هم که با اون يارو اوليوره
آره, ولي دنبال مخ زدن نيستم
فقط بايد تمام فکر و ذهنم رو بزارم رو اينکه بفهمم چي سر اسکاي اومده
موفق باشي پس
اونا توقع دارن از هممون که دو برابر کار کنيم
!دني
.....هي پسر, دستت درد نکنه ولي
خفه شو, اينا رو بايد ببري طبقه چهاردهم
ميدونم تو پيشخدمتي ولي خب تعطيلات بهاره ست ديگه
بايد با يه دست هزار تا هندونه برداري
اوه, شوخيت گرفته
آليسيا مندوزا؟- اوه-
شايد اين هفته نخواي مخ بزني
اما يکي داره ميکنه
دوست پسر جديد آليسيا
فهميدم خودم
دني؟
اوه, سلام آليسيا
اونا واسه تو هستن
البته نه از طرف من, از طرف اوليور
البته حدس ميزنم, کارت روشو نخوندما
داشتي در ميرفتي؟
نه
فقط داشتم.. تند تند راه ميرفتم
البته از يه موقعيت ناجور
دني لازم نيست که ناجور باشه
تو مشتاق رابطه نبودي اما اوليور هستش
واضحه
منظورم اينه که دسته رز قرمز يه کم تابلويه
اما گمون نکنم به حساب بيادش
خب راستش من فکر ميکنم اون درباره ي چيزي که ميخوادش
خيلي صريحه
چيزي که واسه من خيلي خوشاينده
همينطور, اون لهجه ي سکسي بريتانيايي هم اصن اذيتم نميکنه
پس فکر ميکنم همه ي اينا با هم بسه ديگه
استخر جا سوزن انداختن نداره
آره
اميدوارم همشون هم مشروب بخورن
آه, نا سلامتي دانشجوها توي تعطيلات بهاري هستنا
گمونم مشروب ميخورن
حالا چرا ناراحتي؟
ظرفيتمون که پر شده
کنسرت ال ري هم هر شب داره فروش ميکنه
فين گفته کارو کاسبيمون رو تخته ميکنه
کونم داره پاره ميشه تا بفهمم چند چنديم
اجازه نده بره رو مخت
اون اصلا مال رقابت کرن با تو نيستش
اوم
حالا در مورد چيزي که بهت گفتم فکر کردي؟
اينگيريد؟ اون مار دروغگو؟
و متيو, اون يکي مارِ دروغگو؟
خب اينگيريد که حامله ست
اگه اخراجش کنيم ميره ازمون شکايت ميکنه
اما متيو چي؟
اون که گفتش روحشم خبر نداشت که باباي بچه ست
و تو هم باور کرديش؟
با متيو حرف ميزنم قول ميدم
حالا بيخيال ديگه, بچه ها واسه صبحونه دارن ميان
سلام قوقول
عاشق اون گلها شدم
عاليه, حالا چرا داري يواشکي حرف ميزني؟
چون دارم ميرم تو سوييت بابام اينا
اوه, هنوزم با رابطه ـمون موافق نيست؟
خب همچينم هيجان زده نيستش که واسه دشمن خونيش داري کار ميکني
اما روراست بخوام بگم اين ليلي و مجنون بازي
خيلي سکسيه
خودت آخرش رو ميدوني ديگه, نه؟
بايد برم ديگه
بعداً باهات صحبت ميکنم اوليور
اوليور؟
همون پسره تو هتل کناريمون؟
سر زندگي عشقيم باهات بحثي ندارم
فقط بپا بهش نگي نايب رييسشون
جاسوس ماست
قول ميدم يه کلمه هم در مورد خانم پي حرفي نزنم
به نظرت واقعا اين نقشه کار سازه؟
البته که هست
اگه فقط يه نفر باشه که از پسشون بر بياد
اون فقط هلن پارکره
اوه
از پيمليکو واسه فروش استفاده ميکني؟
همه ميگن اونا تو شهر بهترينن, چطور؟
آه.. اين به من مربوط نميشه
مطمينم خودت ميدوني داري چيکار ميکني
نه نه نه واسه همينه که تو اينجايي ديگه
تو ساحل ميامي رو ميشناسي
کي رو دوست داري؟
ميدوني چيه اصلا؟
چرا نميزاري خودم همه ي فروشنده ها رو پيدا کنم
منو مسولش کن, مربي
مندوزا لابد حسابي ديونه شده تو رو از دست داده
صد در صد
...تا ساعت هفت, بعدش ديگه مشکلي نداريم
اوه, خيلي شرمنده, زود اومديم؟
بياين تو, ديگه کارمون تموم شده
اوه, متوجه نشدم که ملاقات کاري دارين
خوشحال ميشم بمونم
نه, اين فقط مخصوص آدم بزرگاست
برو بيرون و چند نفر رو استخدام کن
ما کلي کارمند رو لازم داريم
...اوه, امروز عصر چند تا مصاحبه کاري ميکنم
همونطور که بهت گفتم برو و بهترين
کارمنداي ريورا گرند رو بدزدشون
اينجوري شکلاتا نصيب ما ميشه و
پوستش ميمونه واسه مندوزا
بُرد بُرد
سلام
بيا بشين
خواهرت کجاست
نميادش
هنوزم ازت عصبانيه
توقع داشت چه عکس العملي بخرج بدم
وقتي که يهو جلوي همه جار زد که همجنسگراست؟!؟
همه خيره شده بودن به من, کارو
شايد بخاطر تو نبودش
شايدم بهتر ميتونستم با ماجرا کنار بيام
نميدونم والا باهاش خودم صحبت ميکنم
خوبه
اون اينجاست, "کوييره" ـه
تو هم بايد بهش عادت کني ديگه
با برادرت صحبت کردي؟
نه هنوز
يه کم براش نگرانم
خيلي درباره ي اينگيريد و بابا شدنش
...هيجان داشتش
اميدوارم خيلي داغون نشده باشه
تعطيلات بهاري
کي مياد باهام استخر؟
ها؟
کله صبح مشروب ميخوري پسرم؟
پس کار چي؟
فقط يه کم وقتشه به خودم برسم
يه کم استرس هامو خالي کنم
درسته, حق با تويه
هفته ي سختي داشتي
...تو ناراحتي- راحت شدم-
واسه پدر شدن آماده نيستم
راستش از يه گلوله بزرگ جا خالي دادم
...اما اينگيريد گمون کردم....
در حقم لطف کردش درست قبل تعطيلات بهاري
...دست از سرم برداشت
انگار که بهترين وقت سال رو مجرد باشي
اگه شما بچه مثبتا خواستين يه کم امروز حال کنين
من تو "کابانا هفت" ــَم
....آه
هلن
کسي که نديدت؟
توهمي نباش
فکر ميکنن دارم وسايلم رو جمع و جور ميکنم
چطور پيش ميره؟
خيلي حال ميده
فين گزاشتش من همه ي فروشنده ها رو پيدا کنم
دورو برش رو با يه مشت احمق پُر ميکنم
پس روحشم خبر نداره چي سرش اومده
اوهوم
اوه, يه چي ديگه
فين وادارم کرده که کارمندات رو بدُزدم
الان پس مجبورم چند نفر رو استخدام کنم
اگه نکنم شک برش ميداره
....راستش
راستش يکي هستش که عين خيالم نيست ببريش
واقعا؟!؟
ميخواين که من مسول نظافتچي ها بشم؟
هميشه فکر ميکردم يه جورايي, ميدونين از دستم تنگ اومدين
چرا اينو ميگي؟
چونکه سعي کردين اخراجم کنين
اون از رو دوست داشتن بود
بخاطر اينکه به توانايي هات ايمان بياري
اوه, يعني تمام اين مدت داشتين سعي ميکردين منو- پرورش بدين؟ مسلمه-
خب راستش وقت خوبيه براي منم
که از اينجا در بيام
آره, درباره ي اون سوتفاهم با خاوي و
بچه شنيدم
شنيدين؟
No comments yet. Be the first to leave one.