The first 200 lines.
...آنچه گذشت
حاکم بزرگتون وایس مُرده
زنده باد حاکم بزرگ، تورک
.الان یه خردکن هستی هر چی که اینجا هست رو
قبل اینکه خورشید به سوراخ سوم بخوره خرد کن
تا وقتی زندگی جاش هنوز در خطره
قرار نیست برم خاله بازی کنم
باید آتنا رو پیدا کنم و ،اون اسدز رو پس بگیرم
وگرنه تاابد توی این خط زمانیِ آشغال گیر افتادیم
اسدز من کجاست، کیری؟
باید پرتاب رو بندازی جلو
آره، آره، حق با توئه
میخوام به تمام دوربینهای امنیتیات دسترسی داشته باشم
آتنا تمام این مدت بیخ گوشت فعالیت میکرده
این کمکی میکنه؟
این بیشترین سوختیـه که تونستم
توی این زمان کم جور کنم
چقدر گیر آوردی؟
هرچقدر تونستم
،برای تست بعدی پلوتونیوم رو دوبرابر میکنم
سه برابرش کن - ولی تخمدانهام -
لعنت به تخمدانهات
باید الان به استو حمله کنیم
این آخرین فرصت ماست
،بدون جی1 این ماشین زمان
تنها راهیـه که میتونیم یه جوشِ دیگه گیر بیاریم
،من یه عصب شناسم نه فیزیکدانِ هستهای
خب، میتونم از یکی از دانشمندهای ،دیگهمون بخوام
ولی همشون توی یه غار مُردن
،فقط میگم
،اگه پیدات کردن شاید یه نقشهی دوم بخوای
نگران نباش، یکی دارم
ترجمه از آریـن و امیـرعـلی .:: Cardinal & illusion ::.
چی پیدا کردی؟ - یه شکاف -
،با استفاده از تشخیص چهره موقعیتی رو پیدا کردم که
تمام اعضای پوینتد سیرکل قبل از
.خارج شدن از محدودهام درش حضور داشتن .چیز زیادی اونجا نیست
،بیشتر اتاقکهای انباره
و دوکیلومتر جلوتر سرزمین آدمخوارهاست
توی این زمان هم آدمخوار دارید
آدمای بیامید همدیگه رو میخورن
آره
آره، واقعا میخورن
،باید با جف بریکفست حرف بزنی
اون بخشهای انبار رو میگردونه
باشه، فهمیدم - آره -
جفی بریکز
قشنگ درستش کن، شیرز
این برای نقاشی رسمیـه
آره
الان باید بهم احترام بذارن
ولف. ولف. ولف. اوه، خدا
باید کمکم کنی، باشه؟ اونا...دارن میان
.دنبال...اونا دنبال منن .اونا دنبالمان
پوینتد سیرکل توی نگ ـه
خردکنِ سرکش
پیدات کردم - اوه، خدا -
عذر میخوام، عالیجناب
عالیجناب؟ - آره -
ولی این یکی هنوز باید توی گودالهای خرد کردن کار کنه
نه، نه، نه، ولف، نمیتونم برگردم اونجا
امن نیست
،گودال خرد کردن یه سازمان مردم نهاده
برای تقلیل خدمتت به
یه محکمهی آزاد و دو سومِ آراء نیازه
،یا در صورت عدم موفقیت
گروهی از مورچههای زرد و
در ادامه یه بادِ کثیف
ولف، داری از روی یه غلاف لوبیا میخونی
یه غلاف هوابندی شده
دستای من بستهست
،تا ماه خونی بعدی نمیتونم این رو اصلاح کنم
پس، میدونی
باشه. ولف، نمیتونم برگردم اونجا، باشه؟
اگه برگردم، منو میکُشن
الانش هم یه بار بهم حمله کردن
.من یه هدف بیدفاعم .این امن نیست
لطفا، لطفا
،ببینید
،جناب رئیس گودالها
شاید من و شما بتونیم توافقی بکنیم
نه، نمیشناسمش
خیلی خب، پس ندیدی کسی بیاد یا بره؟
نه، هیچکس هیچوقت نمیاد اینجا
اونا داراییهای باارزششون رو انبار میکنن و
بعد فقط فراموششون میکنن
یجورایی مثل من
...میدونی، من...کس دیگهای رو ندارم
.آره، آره، آره، باشه .میفهمم، تو ناراحتی
میرم سر و گوشی آب بدم
میخوای...باهات بیام؟
نه
...من جای بیشتر چیزا رو
نه. هنوز نه
...چی
...ای مادر
امتیاز سورپرایز رو از دست دادیم، احمق جنده
نباید اینطوری از این کلمه استفاده کنی
اینجا چیکار میکنی؟
خب، تو گفتی قراره ،بعد از این بری
و بعد با خودم گفتم شاید این فرصتی باشه که
،به هم نزدیک بشیم، میدونی همونطور که زیر پوستی دربارش حرف زدیم
،درسته، آره وقتی سعی کردی منو بکُشی؟
آره - آره. لحظهی خوبی بود -
.باشه، حتما میخوای کمک کنی؟
باشه. چطوره تو
این بخش این طرف رو بررسی کنی؟ - باشه -
یه چاقو بهم میدی؟ - آره، آره، آره -
اینم چاقوت
آره، همین کافی بود
.دیر کردی .اینجا آخر خطـه
یونیس، چرا باید اینکارو بکنی؟
چون من رو برای اسرارم شکنجه میکردی
و نمیخواستم اینکارو بکنی
آره، خب، دستم رو خوندی
.لعنتی .بگو اسدز من کجاست
چی؟ - ابزار سفر در زمان -
خب، اسم احمقانهایـه
واقعا میخوای نفس آخرت رو با این حرفا هدر بدی؟
آره
آره، اولین جسدم رو یادمـه
.چهار سالم بود یه نصفِ آدم
توی یه حملهی پهبادی از آسمون افتاد جلوم
.میدونم به چی فکر میکنی نصفهی بالایی
بوده یا پایینی؟ ولی هیچکدوم نبود
.از وسط نصف شده بود .عمودی
اون نزدیکترین چیزی بود که به یه مادر داشتم
بهش عادت میکنی
،میدونی، تا قبل از شیش سالگیم
از مُردهها حتی زمین تمرین هم ساختیم
میدان موانع اجساد
اینجا یه مخفیگاه تمام و کمالـه - آره -
و یه عالمه جای پا جلوی خروجی بود
پس مطمئنی رفت و آمد کسی رو ندیدی؟
.نه، من تمام روز اینجا بودم .هیچی ندیدم
نه، توی کارت افتضاحی - باشه، من...فقط -
.این شغل تنها چیزیـه که دارم .نمیخوام بمیرم
پس الان که
،تنها چیزی که دنبالش بودی
،مُرده
یعنی میری؟
خیلی خب. این انگشت رو میبینی؟
،این انگشتِ "ساکت شو"ی منـه
...پس هر وقت این انگشت رو دیدی
ساکت میشی
هنر تحقیقات
در مشاهدهی بیسر و صداست
باشه؟
بیشتر از یه نوع جای پا اینجا هست
یه پودر سفید اینجاست
رسوبی
یکم آهک داره
خیلی قدیمیـه
سوال اینه که چرا یه نفر باید
توی پودرِ سنگِ قدیمی راه بره؟
اوه، اوه، من میدونم
بگو
باشه
میتونی باهام بیای
ولگردها غریبههایی خطرناک و وحشی و غیرقابل پیشبینیان
اصلا چطور میتونی فکر اینکه همچین آدمی نزدیکِ
لاگناتمون بشه رو بکنی؟ - باشه، باشه -
،من نگرانیهاتون رو درک میکنم ولی اون ولگرد
خاصـه
من میشناسمش
توی زندان، اون دوستم بود
اون به من یه چکش داد و من ازش برای کندن یه سوراخ استفاده کردم
هر شب ذره ذره میکندم، تا فرار کنم
چطور سوراخ رو ندیدن؟
خب، بخش خوبش همین بود
یه پوستر سکسی هم بهم داد که روی دیوار آویزونش کنم تا
سوراخ رو بپوشونه
اجازه دادن پوستر داشته باشی؟
به نظر قانع کننده نیست
خب، من توی امور مالیاتی کمکشون کردم
ولی این مهم نیست
ببینید، مهم اینه که
اون ولگردِ بیرون
رستگاری من بود
فقط یه فرصت بهش بدید
اون ولگردِ خوبیـه
اصلا نمیفهمید اینجاست
ولف، ولف، ولف
پهبادها دارن از آسمون برگه میریزن
دو روز وقت داریم تا جلوی حمله رو بگیریم
همه قراره بمیریم
نه، نه، نه، نه، نه
این واقعا لازمـه؟
تقصیر خودتـه
یه ذره مونده بود یه حصیر روی زمین پشتِ
سطل ارضاء برات جور کنم
خرابش کردی، رفیق
،مثل همیشه، سوالات زیادی دارم
ولی فقط سوال مهم رو میپرسم
دربارهی حملهی دیشبِ
پوینتد سیرکل به من چیکار قراره بکنیم؟
کسی که فکر میکنی دیشب بهت حمله کرد
همه توی جوِ مبامره بودن
احتمالا فقط یکی دیده که با من حرف میزدی
.وفاداریهای قدیمی سخت از بین میرن .اونا سعی کردن بکُشنت
No comments yet. Be the first to leave one.