The first 200 lines.
بله، الو - چند لحظه گوشی خدمتتون باشه -
لاتاری ملی، لطفاً منتظر بمانید - اتیِن، قرعهکشیه -
چی؟
الو - بله -
سلام. میخوام با آقای فیلیپ پرسونا صحبت کنم
اینجا نبست. امرتون؟
یک برگهی برنده در محل کارشون فروخته شده
بلیط برنده؟ چقدر برده؟ - هفتاد میلیون فرانک -
فقط یک بلیط برنده در تاریخ بیست اوت چهارشنبه
الو، مادام؟ - بله -
مجلهی بیستم اوتو نگاه گن !بجنب
من شماره تماس و شمارهای که برنده شده رو براتون میخونم
13, 32, 38, 44, 1, 3 - درسته -
آره
میتونید با شماره 0836 657 000 با ما تماس بگیرین
مرسی. بهتون زنگ میزنیم
خدانگهدار
13, 32, 38, 44, 1, 3
خدای من. این یکی از شمارههای موریلـه
چی؟
باورم نمیشه. سیزده شماره شانسشه
سی و دو سنشه یکم مارس تولدشه
سی و هشتش چیه؟ - سایز لباسش -
چهل و چهار چی؟ - نمیدونم -
شاید سن رودیه باشه با هم جدولو پر کردن
لعنتی. الان این بلیط دست کیه؟ اون یا یارو؟
نمیدونم
فیلیپ کجاست؟
چرا؟ مشکلی تو بار پیش اومده؟ - نه -
پس اینجا چیکار میکنی؟ - باید باهاش صحبت کنم -
کریستین؟ - یه چیزیو باید بهت بگم -
مگه نگفتم وردستات رو نیاری اینجا
میخوای ببینی این وردست چی بهت میگه؟ - اشکالی نداره کریستین. بیا -
مجبور بودی بیای اینجا؟ نمیتونستی منتظر بمونی؟
کریستین. میشه کمکم کنی؟ بازم یکم تو ماشین هست
چی شده؟ کسی مرده؟
برنده شدی
چی رو بردم؟
اون روز با ژان-لویی رودیه تو قرعهکشی شرکت کرده بودی
آره. ولی چند هفته پیش بود
با همون شماره ها ثبت نام کردم
...نگو که - چرا -
شمارهی تو چهارشنبه در اومد
جایزه بزرگو بردی
هفتاد میلیون
! دروغ میگین - چرا -
درسته. تو بردی
آره بردی
من نبردم. اون برد. بلیط رو دادم به اون
کادو بود - نه -
با هم بازی کردین - و فکر تو بود -
...صبرکن
شما دوتا چه رابطهای دارین؟ - میخواد از فرانسواز جدا بشه؟ -
به شما چه ربطی داره؟ - موریل -
یادت باشه قضیه هفتاد میلیونه برای تو، برای همه برای بچهها
برای همه؟ حالا میگین شما برنده شدین؟
خب بلیط مال کیه؟ تو یا اون؟ - ولم کنین -
گوش کن
نه. این فقط به من و ژان لویی ربط داره من حلش میکنم
کجا میری؟ - دوش میگیرم -
بلیط دست اونه
الو - الو -
ژان-لوئی. موریلـم باید باهات صحبت کنم
چی میخوای؟ به نظرم حرفامونو زدیم
نه. مهمه
بخاطر هردوتامون. باید همدیگه رو ببینیم لب دریاچه منتظرتم
بهت قول میدم پشیمون نمیشی نیم ساعت دیگه. خب؟
صبرکن موریل - نه. فعلاً -
یعنی این توریست عوضی هفتاد میلیون برنده میشه فقط چون خواهرتو میکنه؟
میخوای بیفتیم دنبالش؟
حداقل نصفش مال موریله. نه؟ - معلومه -
تصور کنین با سی و پنج میلیون چیکار میشه کرد
!سی و پنج میلیون
چرا سی و پنج؟
رودیه یه سنتم نباید بهش برسه
مال بارـه، یعنی فیلیپ که بلیطو خریده
و موریل اون شمارهها رو انتخاب کرده
تاریخ تولد خودشه لعنتی
بلیط مال فیلیپ و موریلـه ما باید پسش بگیریم
ما؟ - آره دیگه -
تو و موریل برنده شدین کل روستا باید ازش سهم ببرن. نه؟
درسته - پس باید ما هم کمک کنیم پسش بگیرین -
شاید رودیه تا الان فهمیده خوشبخت شده - فکر نکنم. خبرشو میشنیدیم -
پس به زودی میفهمه
چکش رو همینجا نقد میکنه و با هفتاد میلیونش میره از اینجا
والمولین براش پشیزی ارزش نداره - صبرکن -
باید فکر کنیم. یه راهی پیدا میشه - نه فکرامونو کردیم فیلیپ -
باید بلیطو پس بگیریم و بین موریل، کریستین، تو و من تقسیم بشه
میگیم چهارنفری خریدیمش
هیشکی شک نمیکنه - آره؟ چطوری؟ -
خب باید روش فکر کنیم ولی صداشو در نمیاریم
خب. اگه بفهمه بلیط اونه چی؟
خب که چی؟ مدرکش چیه؟
اینطوری نمیشه صددرصد بهمون شک میکنه
...مگه اینکه
ناراضی نباشه
برای یه بارم شده روراست باش
باید بدونم. برای من خیلی مهمه
از اول بهم دروغ گفتی؟
هیچوقت نمیخواستی از فرانسواز جدا بشی
این بود کار مهمت؟
معلومه که نه. نمیخوام از فرانسواز جدا بشم
مادر بچههامه. حالا تفهیم شد؟
ولی دیگه دوسش نداری
تو از کجا میدونی؟
حداقل میتونم باهاش دو کلام صحبت کنم
مرتیکه کثافت
تو یکی مثل اتین رو میخوای
یه کوهی با نژاد اصیل آلپی که میتونه کلی بچه بهت بده تا این سوراخ موشو باهاش پر کنی
انگار از اذیت کردن مردم خوش میاد
سرگرمت میکنه واقعاً به چیزی که گفتی اعتقاد داری؟
متاسفم موریل. ولی حقیقت همینه خودت میدونی
به نظرت کتابت تموم شده؟ اشتباه مکینی
هنوز تموم نشده
باید برای آخر کتابت یه چیزی پیدا کنم
مطمئن بلاش خوشت میاد
میخوای چیکار کنی؟ - خواهی دید -
میخوای با فرانسواز صحبت کنی، آره؟
فکر کردی اولین باره فریبش دادم؟
بهش فکر نکن. از تخیلت بیرونه
دیدار به قیامت
"کـلبـــه" "قسمت آخر"
مارديــن :ترجمه و تنظیم @ Mardin 5
بهت گفت بچهها برگشتن منظورش چی بود؟
بچههای "رودیه"ها برگشتن
به نظرم راست میگه
چی داری میگی. من چیزی نمیفهمم
واقعاً یادت نیست؟
بیست و دوم اوت 1997، سیزده سالت بود
بهت گفتم جلوی کلبه وایستی تا اگه کسی اومد بهم بگی
آره یادمه اون شب. خب که چی؟
فکر کردیم بچهها مردن
ولی هیچوقت پیداشون نکردیم
به نظرت اونا کریستین رو کشتن؟
بله
لعنتی
چی شد؟
با گلوله زدنش - لعنتی -
با تو کاری نداشتن یعنی؟
من قایم شدم
کجاست الان؟
دیدیشون؟
نه. ولی حتماً خودشونن
مطمئنم اون عوضی فابیوئه
کی؟ یارو آشپزه. مطمئنی؟
آره. حتماً خودشه. فقط اون غریبهست
سنش هم میخوره همون باشه
به نظرت آلیس هم تو این قضایا دست داره؟ - نه -
صبر کن. امکان نداره
اون نمیتونه اولیویه و فیلیپ رو کشته باشه زیر پل نبود صبح
از کجا میدونی
با مود بود
اون بهت گفت؟ - نه خودم دیدمشون -
ساعت چند بود؟ شاید برگشته
دختر رودیه سال 1997 کوچبک بود
مود چند سالشه؟ - چی؟ -
میخوای بگی مود دختر ژولینـه؟ امکان نداره
چرا نباشه
شاید آدل باشه از اول از این دختره خوشم نمیومد
نه. فکر نکنم
به نظرت میتونه با بچه تو شکمش با طناب بیاد پایین اونهمه آدمو بکشه
نه
مود رو از کی میشناسی؟
لعنتی. چه میدونم شیش ماهه استخدامش کردم
بهم نخ داد، دوسه روز بعد اومد تو تختم
خونوادهش رو میشناسی؟
نه. خارج هستن
پس هیچی در موردش نمیدونی اینجا فامیل نداره؟
نه - چه عجب -
شایدم برای همین باشه که هرکاری میکرد منو تحریک کنه
خیلی حرف گوش کنه. همه چیزو قبول میکنه
همیشهم با اون فابیوی لاشیه
کجا میری؟
تا یه چیزی رو راست و ریست کنم
آب و هوای کوهستان انقدر بداخلاقت کرده؟
چقدر خوشکلن
فابیو. چیکار داری مکینی؟
فابیو
مسخره بازی در نیار دیگه
فابیو
نه
نه این نه
نه
سست بوی خوبی داره
تو آشپزی استعداد داری - مرسی -
اول مزهش کن
چی میخوریم مامان؟ - ماکارونی با گوجه -
گوشتم داره؟ - آره فکر خوبیه -
بیزحمت مامان
عزیزم میشه هدفون بذاری
دیگه حال موسیقی رو ندارم
گوشت نداریم - چرا تو فریزر هست -
میدونم یکم ترسناکه، ولی لازم داریم
آره. راست میگی
یکم جرأت میخواد، من میرم
میخوای باهات بیام؟ - نه بهتره با لئو بمونی -
حواست به سس باشه
!تیفن
باختی
!بپر
No comments yet. Be the first to leave one.