The first 200 lines.
.ویل چیس"، اف.بی.آی"
.فرانکی تروبریج"، سی.آی.ای"
.دنیا به آشوب کشیده شده
...پس ما بهترین ماموران
سازمانهای آمریکایی .رو زیر یک پرچم جمع کردیم
.رسما با همدیگه کار میکنیم
.به عنوان یک تیم
.رییس منم - .رییس منم -
...آنچه گذشت
مزاحم چیزی شدیم؟
."ویلیام"
چند وقته؟ چند وقته؟
.هفت ماه
...چیزی که پروندهـم بهت نمیگه
.اینه که من به عشق باور دارم
...که من آدم بهتریم
.و به خاطرش مامور بهتریم
خیلی خوشحال به نظر میان نه؟
میخوای یکم اینجا بمونی تا دسته گل عروس رو بگیری؟
.نه وقت نداریم
پاریس، فرانسه
...نگهبان قدیمی و کلاسیک
،احتمالا طلاق گرفته .خستهس و اصلا زندگی جنسی نداره
."کارتو بکن "سوز
.عصربخیر خوشتیپ
اسپانیایی بلدی؟
انگلیسی؟
.اینجا یه گالری خصوصی ـه
.امان از پاریس
.با این همه قانون
...یه خانم کجا باید بره
تا یکم قانون شکنی کنه؟
سوزان" واقعا از نقش" .دختر خوشگذرون اسپانیایی خوشش میاد
قول دادم وقتی یواشکی ...وارد شدیم و گاز اعصاب رو برداشتیم
.برم باهاش برقصم
.اینکه خیلی خوبه، منم میام
.فقط باید دعوت بشی
.استندیش" وارد شدیم"
باشه بچهها ...یه اتاق با دمای کنترل شدهس
.که در انتهای گالری قرار گرفته
مطمئنم هر کسی .باشه گاز اعصاب رو اونجا نگه میداره
...حالا برای اینکه گفته باشم میگم
...باید این یارو مثل "فرانکی" میزدیم
.چند تا انگشتشو میشکستیم و به حرف میاوردیمش
میشه اینقدر منو مثال نزنی؟
.تعریف کردم
.میگل کاستا" یه دیپلمات عالی رتبهس"
.ازش محافظت میشه
بدون مدرک هیچ .سازمانی بهش دست هم نمیزنه
...جای گاز اعصاب رو امن میکنیم و بعدش
!خدایا
..."میدونی شلخته بودن تو خونه یه چیزه "ادگار
.منو "ادگار" صدا نزن رفیق
...پس هر وقت که از دستت ناراحت بشم
...فقط کافیه اسمتو صدا بزنم
."ادگار"
...در اینجا مهمونیم، پس
.ببخشید تقصیر منه
یکم میخواستی؟
.نه، خوبه .مایونزشم حتی گرم نیست
.هیچ مشکلی باهاش نداره
.واقعا عاشق پاریسم
واقعا؟
...فکر میکردم که تمام خاطرات
.دردناک رو برات زنده میکنه
...خب تو و "جیجی" اینجا
.میدونی که
.نه، "جیجی" واقعا بهم لطف کرد
...مجبورم کرد متوجه بشم
که نیمهی گمشدهی .واقعیم هنوز اون بیرونه
هیچوقت تسلیم نمیشی مگه نه؟
.از عشق واقعی؟ نه، هرگز
باشه، بچهها، لیزر شناسایی .گاز رو راه بندازین
منظورت همون بمب دودزاست؟
.بمب دودزا نیست - .چرا هست -
."آره، بمب دودزاست "جی
میخوای برقصی؟
.خیلی دوست دارم
.میدونی تو دانشگاه تاریخ هنر خوندم
..."رامبرانت" فقط نقاشی همسرش "ساسکیا"
.که تنها عشق واقعیش بود کشید
.و حتی اونو در بستر مرگش هم نقاشی کرد
زنش از بیحوصلگی مرد؟
.آژیر رو از کار بنداز .میخوام اطرافو به "کاتیا" نشون بدم
.بله قربان
.کاستا" رسید و مهمونم داره"
.اونطور که فکر میکردم کار آسونی نیست
."ممنون "سوزان
حالا "پیکاسو"، میدونست .چطوری زندگی کنه
...بدون هیچ قانون و تعهدی
.زندگی که شهوت هدایتش میکرد
.شهوتم جای خودشو داره
.رد شدیم
.بچهها باید خیلی نزدیک باشه
کجاست؟
.هی
ارزش زندانی شدن رو داره؟
1969
.گفتی ما نیمهی گمشدهی همیم
.حرف من ثابت شد
.حس خیانت میکنی
.منم تو همچین حالی بودم
.آسونتر میشه
.آفرین بچهها، جای گاز امن شد
.بیاین خونه
:مترجمین « Highbury » « illusion امیرعلی »
نیویورک
هی! چه خبر بچهها؟
!بیاین تو همتیمیها
نظرتون در مورد طرح و وسایل جدید چیه؟
.خوبه "ری". قبلا هم اینجا اومدیم
...باشه، خوبه، خبر بد اینه که
نتونستیم خون رو از .نقاشی "رامبرانت" پاک کنیم
...خبر خوب اینه که به سازمان
.جعل گفتم یه نقاشی جدید بکشه
سازمان جعل هم داریم؟
مونا لیزا" رو که میشناسی؟"
.مونا لیزا" رو نه"
.یه یارو به اسم "کوین" نقاشیش کرده
."عالیه "ری
چرا اینجاییم؟
ما که "کاستا" رو گرفتیم .و گاز اعصاب رو بدست اوردیم
.نه همهـشو
اعتراف کرده که ...بخش بزرگیـشو به یک فروشنده فروخته
.اینقدر که یک شهر کامل رو نابود میکنه
..."اسم طرف "آندری زمبرین
...یک ژنرال رومانیایی تبعید شده
که بدجوری دنبال .به دست گرفتن کشورش بوده
.و میخواد با گاز اعصاب این کار رو بکنه
پس "زمبرین" رو زنده دستگیر کنین .تا برای جنایات جنگی محاکمه بشه
...داره از مخفیگاه میاد بیرون
...به خاطر عروسی تنها دخترش
.این آخر هفته در جنوب فرانسه
...خب اون عروسی پر میشه از
.نیروهای امنیتی ژنرال
چطوری واردش بشیم؟
.داماد مامور اینترپل ـه
.یه مامور مخفی حسابی
...و به همه گفته که چقدر خوشحاله که
میخواد با همدانشگاهی قدیمیش ..."یعنی "دن فلمینگ
...این روز بزرگ رو جشن بگیره و
!حسابی خوش بگذرونه
...میدونی، همون کارایی که ما میکردیم
.قبل از اینکه من بیملاحظگی به خرج بدم
.که به خاطرش واقعا متاسفم
.اوه، اوه واقعا متاسفی
خب چرا زودتر نگفتی؟
."اینطوری همه چیز درست میشه "ری
!خدایا، یارو خیلی متاسفه
.بفرما
داری طعنه میزنی اما .ای کاش نمیزدی
.خب "ویل" هم دانشگاهیـشه نقش من چیه؟
!خانم "دن فلمینگ"؟
...شماها باید در تمام آخر هفته
.مثل دو تا زوج خوشبخت باشین
جدی میگی؟
.ما "فلمینگ" هستیم عزیزم
.بیخیال، خوش میگذره
.من میمیرم برای عروسی
.معلومه که میمیری
...باشه، من متصدی بار میشم
.و تو، "ادگار" تو هم پادوم میشی
باشه رفیق ببین من .خیلی سکسیم که پادو باشم
...اگه قرار باشه کاری بکنم
.برای شغل مدلینگ و خوانندگیم پول جمع میکنم
.باشه، مدام به خودت دلداری بده
.باشه، باشه، باشه، نوبت منه
.خب بذارین حدس بزنم .بذارین حدس بزنم
...من یه هنرمند خوشگل میشم که
مشکل مشروب خوردن داره؟
اینجاست؟ کدوم یکی ـه؟
...راستش "سوزان" میدونی با توجه
به این همه خلافکاری ...که به این مهمونی دعوت میشن
ازت میخوایم تا .پرونده تمام مهمونها رو بررسی کنی
...پس
متاسفم اما ازت میخوایم .برای این یکی همینجا بمونی
.باشه
.آره، نه، نه. متوجهم. متوجهم
.اشکالی نداره. مهم نیست
میدونین چیه بچهها؟
.حسابی خوش بگذره
.عصر بخیر
.میرم بررسی کنم - .خوبه -
.میدونین کارم همینه
.ذهن میخونم
.سلام خانم
بیا بریم اتاق بگیریم و استراحت کنیم باشه؟
.فردا روز بزرگیه
...اگه فراری رو کرایه کرده بودی
.به وقت سرو مشروب میرسیدیم
ازم چی میخوای؟
.دن" عاشق ماشینهای کلاسیک ـه"
یکی از چیزای .زیادی که "مری" متنفره اون داشته باشه
.خب این در پیشزمینهـمون نیست
.حالا هست
.بذار بنویسمش
این چیه؟
.فقط اینو تو پذیرش گذاشته بودن
...یا باید ظرف کریستالی کره رو انتخاب میکردم
.یا لحاف ابریشمی رو برمیداشتم
No comments yet. Be the first to leave one.