The Last Legion

The Last Legion

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Last Legion 2007 DVDrip -MissRipZ
A Commentary by hooman1090
امیدوارم خوشتون بیاد

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2010-04-08
Downloads: 52
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آخرين سپاه

افسانه از روي خاک اين تپه هاي سياه

و زير آسماني با همين رنگ شروع شد

و درباره ي شمشيري با ، قدرتي فوق العاده بود

که اين شمشير براي جوليو سزارِ فاتح بود

اين اسلحه تا به امروز براي آخرين

، نواده ي سزار باقي مونده بود يعني امپراتور تايبروس

بعد از مرگ اون ديگه هيچ راهي براي پنهان نگه داشتن اون از دست مردِ شيطاني باقي نمونده بود

به همين خاطر نسلها در يک مکان سري

که بوسيله ي يک پنج ضلعي علامت گذاري شده بود

و مُهر و موم شده بود ، پنهان شد و اين کار تحت نظر خود سزار انجام شد

من ، آمبروسيوس ، در بريتانيا به دنيا اومدم

و يکي از اون آدمايي بودم که اون شمشير رو ديده

، در دوران بي عدالتي

پيدا کردن اون شمشير رو يکي از هدفهاي زندگيم قرار دادم

و سعي کردم اونقدر خوب باشم که بتونم ازش استفاده کنم

، من سرتاسر اروپا رو سفر کردم

و از ميان قلب نيمي از امپراتوريهاي شناخته شده گذشتم

ولي الان بهترين خبر براي روم خبر بازگشتِ شجاعترين و بهترين

فرمانده هاي مرزي کشور هستش

روم ، سالِ 460 بعد از ميلاد

! به پيش

به خونه خوش اومديد ، فرمانده ؟

اين همون چيزيه که من بايد بپوشم ؟

هيچ وقت يادم نميمونه که چجوري بايد بپوشمش

واسه ي چي گفتي بيام ، واترِنوس ، هان ؟

چرا من ؟

چون اونا بهت اعتماد دارن تو يه رومي واقعي هستي

، در ضمن ، اين يه افتخاره که اونا به بگن ، محافظ سزار جديد

، ما 10 ساله که آفريقا رو واسشون نگه داشتيم

، هر چي هم که بيشتر از اين جنگ ميگذره

افراد خوب بيشتري رو از دست ميديم

همه ي اينا واسه ي چيه ؟

ما سربازيم ، اورِليوس سياستمدارا هستن که تصميم ميگيرن

دو دسته از مردم مثل ابله ها ... کارشون طفره رفتنه

اول سياستمدارا و دوم فيلسوفها

ميدونستي ، توي اسکندريه دست دزدا رو قطع ميکنن

نه ، تو رو خدا

اول يه دست رو ميبُرن ، و بعدش بزرگانشون تصميم ميگيرن که اون زنده بمونه يا بميره

مُردن بهتره

! باتياتوس

ببرش بيرون . کارشو تموم کن ميخوام خونش همه جا بپاشه

اين ديگه کيه ؟ - يه دزد که مثل موش افتاده توي تله -

من دزد نيستم

بگيرش واسه ي خودت ، گُنده

يه دست يا هر 2 تا دست ، فرمانده ؟ - فقط يکي از دستا -

! نه ، بذار برم ، تو رو خدا

! به خدا نميخواستم دزدي کنم قسم ميخورم

قسم ميخوري ؟

تو ؟

يه بچه ي خيابوني ؟ يه دزد ؟

چجوري ممکنه روي قسمت بموني ؟

فقط ميخواستم نيگاش کنم

، من اورِليوس کانوس آنتونيوس هستم فرمانده ي گارد سلطنتي

، ميخوام اين سؤالو ازت بپرسم داري به من دروغ ميگي ؟

من به شما دروغ نميگم

برو 10 سالِ ديگه برگرد اينجا ، پسر

اونوقت خودم بهت شمشير زدن ياد ميدم

الانم برو

بازم يه کارِ خوب ديگه اونم بعد از پيروزي ، فرمانده

بايد توي دل سربازاي رومي رو ديد که قطعأ پر از شجاعته

تو ديگه کي هستي ؟

کسي که ميدونه تحقير شدن يه معلم خوبه

هم براي مردا و هم براي پسرا

بوي فيلسوف مياد

حالت خوبه ؟

بچه رو از اينجا بردار و برو - هر وقت که بخوام ميرم -

اون بهت گفت بري ، پيرمرد

پس بيشتر از يه فيلسوفي

چجوري اين کارو کرد ؟

، هر وقت واسه ي شام غاز داشتيم بازم ميتوني از اين حقه ها بزني

اوه ، عزيزم

مگه قبلأ هم اين کارو کرده بودم ؟

و در ضمن به کمک تو هم احتياجي ندارم

به هر حال ، کلاس زبان يوناني رو از دست دادي

واسه ي چي هيچ وقت بهم نگفتي که چجوري ميشه پرواز کرد ؟

، از اينجا بريد بيرون ! با هر دوتاتونم ، بريد . بريد

بذاريد رد بشن

اودوآکِر - اورِستِس -

10سال من از روم مواظبت کردم

... جنگجويان من 10 سال

کنار سپاه تو جنگيدن - اون کيه ؟ -

فرمانده ي گُت ها

الانم من اينجام

و سهمم رو ميخوام

و سهم تو چيه ، ژنرال ؟

يک سوم از کلِ ايتاليا

فکر کردي شوخي کردم ؟

درست شنيدم ، اورستِس ؟ مگه تو پيمان نبستي ؟

نه ... چجوري ميتونم قول چيزي رو بهت بدم که هنوز مالِ خودمم نيست ؟

يک سوم از ايتاليا

اين تنها راه ادامه ي پيمانمونه

وگرنه سزار جديدتون

مثل نسلهاي قبل به تخت پادشاهيش نميشينه

من قول پاداشي بيشتر از اون چيزي که قبلأ نسيبت شد رو نداده بودم

... قدت خيلي دراز شده ، اورِستِس

انگار يادت رفته آدمايي که دوش به دوشِ مردانت جنگيدن واسه ي کي بودن

رومولوس ، کجا بودي ؟

همه جا رو دنبالت گشتيم

آمبروسينوس ، تو اونو بدون محافظ فرستادي بيرون ؟

خودت ميدونستي که چقدر خطرناکه - ... نه ، من -

صبحِ قشنگيه رفته بوديم قدم بزنيم . اتفاق بدي هم نيافتاد

ميدوني که فردا واسه ي اون چه روزيه ؟

براي همه ي ما

خودم اينو بهتر از هر کسي ميدونم ، اورستِس

من خيلي بيشتر از خودتون به پسرتون اهميت ميدم

چي گفتي ؟

زياده روي ميکني ، معلم

تنهامون بذار

اورِستِس ، بعضي وقتا فکر ميکنم يادت ميره که اون فقط يه پسر بچه ست

، خون تو توي رگهاي اونه خون اجداد سزار

اونم هيچ وقت يه بچه نبود

مامان ، توي اين 5 ساله پنج تا ... امپراتور سرِکار اومده

و هر 5 تاي اونام کُشته شدن

سرِ من چه بلايي مياد ؟

با بهترين محافظ ها ازت مواظبت ميشه

سالها زندگي ميکني و با عقلت به مردم حکومت ميکني

... پسرم

امروز تو به خدايان ميپيوندي

مامان ، من الان قدرتمند ترين آدمِ روي زمينم ؟

بله

پس چرا نميتونم حتي يه روزم اون بيرون بين مردم باشم ؟

، من بايد چي باشم يه خدا يا يه پسر بچه ؟

، تو سزار هستي و از سزار من بايد محافظت بشه

ولي اون کيه که ميخواد به من صدمه بزنه ؟

، هموني که خودتم ديديش اودوآکِر

اون يکي از متحدين ماست

، و تو ، معلمِ زبان و رياضي هستي

پس اين قضيه به تو چه ربطي داره ؟

تنها نگرانيه من رفاه پسر شماست

بهتره از اين به بعد نگران خودت باشي

چون اون الان سزاره

ولي هنوز يه بچه ست

شايد هنوز بهم احتياج داشته باشه

خُب ، ديگه کارِ تو اينجا تمومه

پس برو . ديگه هم برنگرد

... رومولوس

درود بر سزار

، ايشون اورليوس هستن محافظ جديدت

و گاردِ محافظت رو فرماندهي ميکنه

ميتونم شمشيرت رو ببينم ، فرمانده ؟

، اون بايد واسه ي محافظت از من هر کاري بکنه

مگه نه ، پدر ؟ - درسته ، بايد بکنه -

تا آخرين نفس

و من ميتونم روي حرفت حساب کنم ؟

معلومه که ميتوني

اون قسم خورده اين کارو ميکنه

همينطوره ، فرمانده ؟

ممنونم

فقط ميخواستم نيگاش کنم

دروازه رو باز کنيد

اينم يکي از خواسته هاي سزاره ؟

پاداش خوبي بهت داده برگرد همون جايي که ازش اومدي

، جرم من دادن ايده هاي نو به يه جوانه

يادش ميدم که خودش بتونه فکر کنه و تصميم بگيره

اين جوون امپراتورمونه

تو به کي خدمت ميکني ؟ سزار يا ايده هاي خودت ؟

يه آدمِ عاقل هيچ وقت از " کسي که فقط واسه ي پيش

بردن هدف خودش هر کاري ميکنه " نميپرسه به کي خدمت ميکني

حتمأ کتاب سِنِکا رو خوندي

چيزي بجز يه سري شعر خطرناک توش پيدا نکردم

... و تو

اين داغ رو از کجا آوردي ؟

... سالها پيش

توي يه سرزمين ديگه

مردي که عاشق قدرت بود اين علامتو روي من گذاشت

پس تو يه ماجراجو هم هستي

، اگه يه بار ديگه توي روم ببينمت اون موقع ديگه با شمشير من طرفي

حواست به سايه ها باشه ، فرمانده

شايد چيزايي اونجا باشه که حتي خدايان هم جرأت نکنن بهش نگاه کنن

حالا کي از نگهبانا محافظت ميکنه ؟

نِستور ؟

تنهامون بذار

سناتور شدي

خُب ، اينجوري خيلي از موقعي که توي ارتش بودم بهتره

تو چطوري ، اورليوس ؟

يه کم پير شدم ... ولي عاقل نشدم

اونم بعد از اين همه سال ؟

اصلأ ازدواج کردي ، بچه داري ؟

نه

پس ميخواي با روم چيکار کني ؟

بستگي داره

شايد بي نظمي درست کنم

، اگه بخواي محافظ سزار جديد باشي بايد نظرتو واسه ي خودت نگه داري

بهم سر بزن . دوست خوب توي اين دوره زمونه خيلي کمياب شده

حتمأ

! گُت ها ! اونا بهمون خيانت کردن

! تو ! برو بطرف ديوار

! فرمانده

! آماده واسه ي شليک

! اورليوس

! بخواب

! از امپراتور محافظت کنيد

! برگرديد ، عقب ! بريد ، بريد

! بشکل ديوار بشيد

! از اينور

! برگرد تو ، پسرم

! بابا

! اودوآکر پسر رو زنده ميخواد

سعيمو ميکنم

More Farsi Persian subtitles for The Last Legion

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left