The first 200 lines.
مترجم ها ❤️Tinkerbell ، FTM❤️
کی اومد؟
هی جین کیو بله
ماشینو ببر اونجا
باشه
مهم نیست کاری که داشتی میکردیو انجام بده
باشه
فیلیپ
پشتت برو کنار
چجوری به ذهنت رسید اون جا رانندگی کنی؟
ممکن بود بمیری
خانم اوه چطوره؟
ازش عکس گرفتن و آزمایشش کردن
به جز چند تا کبودی حالش خوبه
چرا تلفنتو جواب نمیدی؟
آقای لی چطوره؟
خوبی؟
خوبی؟ نزدیک من نیا
نزدیک بود امروز بکشمت
فقط یه تصادف بود
فرمون تکون نمیخورد
هیچ کاری جز
کشتن تو از دستم بر نمیومد
فکر کردم
فقط باید تو لحظه ی درست نجاتت بدم
اما اشتباه میکردم
وقتی شنیدیم که به خاطر من میمیری
حتما همچین معنی ای داشته
من باهاش مشکلی ندارم
من خوبم نیا نزدیکتر
نمیتونم بکشمت
اگه فرمونو میچرخوندی
میمردی
اگه میمردی
زندگی برای من بی معنی میشد
حالا دیگه مشکلی نیست
مشکلی نیست
داره دوبار میکشتت
سونگ جونگ
سونگ جونگ، خوبی؟
حالت خوبه؟
بله تازه درمان شده
این سرنوشت نبود که داشت شما دو تا رو امروز میکشت
یه روح بود
یه دود مشکی اطراف ماشینتو گرفته بود
همون دودی که تو آپارتمان خانم کی دیدم
موقع شلیک
و ویدئوی امنیتی هتل کیونگهوان
کیم رایون بود
دوباره رایون بود؟
گفت در حقش ظلم شده
پس باید از کسی که اونو کشته انتقام بگیره
چرا این کارارو با فیلیپ میکنه؟
چون از من بیشتر از همه متنفره
پس چرا داره از من به عنوان وسیله
استفاده میکنه؟
چون با اینکار بیشتر از همه شما دو تا رو
به وحشت میندازه
برو تو استراحت کن، به چیزی فکر نکن
بیا فقط به خودمون فکر کنیم
من میرم
سرکارم کار دارم
مراقب باش
کجایی؟
روزی که خانم کی رفت کما
دیدم که یونا با فیلمنامه از آپارتمان خانم کی رفت
عکسی که الان فرستادی چیه؟
یه تیکه از فیلمنامه ایه که یونا سوزونده
کجایی؟
نمیتونم آدمایی مثل تورو تحمل کنم
نمیتونم وایسم ببینم عشق فیلیپو میگیری
درحالیکه لیاقتشو نداری
تو لیاقتشو نداری
اگه نمیتونی بدون اون زندگی کنی فقط بمیر
رایون نبود
یونا بود؟
الو؟
الان میام
باشه
یونگ من
فیلیپ همه چیو فهمیده؟
تو چته؟
این چیه؟
واقعا جالبی
سه ماه تعقیبت کردم
اما بالاخره الان گرفتمت
چی؟
خیلی نفرت انگیزی
سعی کردم وجدانتو قلقلک بدم
اما انگار نه انگار
ببخشید
تو بودی؟
کسی که فیلمنامه رو برام فرستاد
و جلوی فیلیپ تظاهر کرد یه روحه؟
چرا؟ بهم بگو چرا؟
پس چرا اینکارو با نونام
کردی؟
نونات؟
کی؟
رایون؟
همین الان از شر رایون خلاص شو
چی؟
فن کلاب تازگیا متوجه رابطه اتون شده
خداروشکر که این یه عکس گروهیه
اگه دو تایی بود کارتون تموم بود
نمیدونی هوادارای این دوره زمونه چقدر ترسناکن؟
من باهاش کات نمیکنم
عوضی
خیلی سخت دبیو کردی
بالاخره داری چندتا کار واقعی میکنی
سختی هایی که کشیدی رو یادت رفته؟
میدونی چقدر روت سرمایه گذاری کردم؟
چچوری میتونم یه آدمو برای کار دور بندازم؟
نمیدونی قرار گذاشتن قدغنه؟
این نقض قرارداده
میتونم ادعای خسارت کنم
اینکارو بکنم؟
رایون بی توجه نیست
به هیچ کس نمیگه داریم قرار میذاریم
اینجوری سرزنشش نکن
مطمئنی از شرش خلاص میشی؟
البته
بهم اعتماد کن
یونا چی شده اومدی اینجا؟
سلام
برو جایی که ازش اومدی
چرا نمیری؟
فیلیپ اسباب کشی کرده
بذار بره
... این چیزی نیست
که تو درباره اش تصمیم بگیری
چقدر بدتر باید باهات رفتار بشه؟
فیلیپ میگه حالش ازت بهم میخوره
گفت هردفعه تورو میبینه متاسف میشه
حتی اگه من برم
تورو انتخاب نمیکنه
از کجا میدونی؟
تو از همه بهتر میدونی
تو هم مال اون نیستی
بااین حال نمیتونی بذاری بره مگه نه؟
هرچی بیشتر پیش میری متوهم تر میشی
عشق همینه
احمق میشی
و آخرشم فکرای بیخود به ذهنت میرسه
بهتره
تا جایی که میتونی ازش دور شی
ازش دور شو
باید کار کنم خداحافظ
ولش میکنم
اگه نتونم کمکش کنم و مثل یه بار سنگین رو دوشش باشم
میتونم خودمو واسش فدا کنم
برای اون هرکاری میتونم بکنم
نباید همچین دروغی بگی
... فدا کردن خودت برای عشق
همچین چیزی نداریم
قسمت 29 "خیلی دیره"
باید باهات
چکار کنم؟
الو؟
کجایی؟
هیچوقت تو اول زنگ نمیزدی
یونا
کجایی؟
بیا همو ببینیم و رو دررو حرف بزنیم
"بیا همو ببینیم"
این چیزیه که همیشه میخواستم
ازت بشنوم
اما امروز از شنیدنش خوشحال نیستم
یونا
فیلیپ
دارم به یه چیز
متفاوت از چیزایی که تو این
هشت سال بهشون فکر میکردم فکر میکنم
الان دیگه معشوق تو بودن غیر ممکنه
پس چکار باید بکنم
تا مطمئن شم که تا زمانی که زنده ای
منو فراموش نمیکنی؟
این چیزیه که ذهنمو مشغول کرده
تو تو خونه ی تعطیلاتمون نیستی مگه نه؟
کجا میری؟
یونا
همش تقصیر اونه
اگه پیداش نمیشد
اگه اون فیلمنامه رو نمی نوشت
تهش کارمون به اینجا نمیرسید
میدونی مگه نه؟
نمیتونم ببینم با زن دیگه ای هستی
هیچوقت از دستت نمیدم
یونا
یونا
کی سون کجایی؟
میتونی بری پیش یونگ من؟
مامان
امروز
نزدیک بود فیلیپو بکشم
پسرتو
قطعا برای این نبود که کاری کردی همو ببینیم
حتی اگه به خاطر رایون بود
خیلی ظالمانه ست
این چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.