The first 200 lines.
آنچه در "ماموران شیلد" گذشت
هر نتیجه ای که ما به موفقیت نمیرسیم
یه چیز مشترک داره
فیتز
و حالا تو قراره ما رو ببری پیش اون
سیبیل کورا رو انداخت تو آغوش من
چون میدونستند میخوام نجاتش بدم
مسئله اینه که همین الانش هم یه خواهر دارم که باید نجاتش بدم
اسمش جما سیمونزه
کدوم گوری هستی؟
- نمیخوام فراموش کنم - هی هی، چیزی نیست
مشکلی پیش نمیاد، قول میدم
از رفتارش حدس میزنم که فیتز رو پیدا نکرد
فیتز؟
فیتز کیه؟
مادرت موقع محافظت از دیزی در برابر اون مرد
به تمامی کرونیکام ها
هر وقت خواستید شلیک کنید
دارند انجامش میدن
دارند شیلد رو نابود میکنند
سریال ماموران شیلد | قسمت 12 و 13 فصل 7 مترجم : یه آدم | @The_Agents_Of_Shield
اونا لیزرهای فضایی هستند؟
فقط لیزرهایی که توی فضا هستند
اما به عنوان سلاح استفاده میشن، نه؟
100%
اما به نظر نمیاد به سمت ما هدف گرفته باشند
یعنی احتمالاً هنوز ما رو ندیدند
امیدوارم بعد از انجام این کار هم همینطور بمونه
خیلی خب، کمتر از یه دقیقه
تا وصل شدن به زفر داریم
یا ممکنه کشته بشیم
فرض کنیم که به زفر وصل شدیم
و به طریقی سیمونز و دیک رو نجات دادیم
بعدش چی؟
آسیاب به نوبت
بریم
پرواز خوبی بود، لرزه افکن
فکر میکردم لقبش کوئیکه
این چی بود؟ بهمون شلیک کردند؟
نه
فکر کنم روی زفر قفل کردند
پس
به گمونم این مشکل بعدیه
احتمالش هست که اونا هم پشت در
دقیقا همچین کاری دارند میکنند؟
بیایید سفینه اونا رو اسکن کنیم تا تیم خودمونو پیدا کنیم
این آخرین فرصت توئه تا موقیت فیتز رو بهمون بگی
کرونیکام ها قرار نیست دیگه
آماتور باشند؟
احمق باشند؟
یا بی خاصیت؟
ما روش های دقیق تری برای به دست آوردن اطلاعات داریم
هی
ببین اینجا چی داریم
میخواستم بگم یه جسم کامل با گوشت و پوست و خون داری
اما حدس میزنم بیشتر از یه جور پلیمر فضایی ساخته شده باشی
یا یه چیز دیگه
در هر صورت، خیلی خوبه
همه چیز اینطوره
و چه دستاورد بزرگی
تمامی پایگاه های شیلد نابود شد
به جز فانوس
مستقیم رفتی سر اصل مطلب
خوشم میاد
قبلاً هم داخل اونجا بودی
میدونی که فانوس ساخته شده
تا در برابر هر حمله خارجی دوام بیاره
برای همینه که ما یه نقشه جدید رو پیاده میکنیم
هیچ کدوم از اینا فایده ای نداره اگه لئوپولد فیتز زنده باشه
مادامی که فیتز زنده باشه آینده ما هم در امان نیست
جما سیمونز که کاملا اونو از حافظه اش پاک کرده
راستش، بر اساس چیزی که من دیدم
احتمالش هست که اصلا زنده نباشه
کاری به احتمالات ندارم
چیزی که بهش تزریق کردیم قراره ایمپلنتشو از بین ببره
خواهیم فهمید که آیا واقعا لئوپولد فیتز رو فراموش کرده
یا داره حقیقت رو کتمان میکنه
به نظر میاد همه پایگاه های شیلد نابود شدند
حتی ترایسکلیون
حالت خوبه؟
بهتر میشم
فقط... خیلیه
میتونی همه اونایی که کشته شدند رو حس کنی؟
چرا به ما حمله نشد؟ سیبیل که میدونه کجاییم
اون باهوشه
میدونه که فانوس از همچین حمله ای
جون سالم به در میبره
لابد نقشه های دیگه ای داره
این صدا از کجا میاد؟
کرونیکام ها الان دارند چیکار میکنند؟
نمیتونم جلوشو بگیرم
تا وقتی انجامش میدم، شما دوتا
برید پروتکل قرنطینه رو فعال کنید
چرا بهم نگفتی که داری با کرونیکام ها کار میکنی؟
من با کرونیکام ها کار نمیکنم
اونا برای من... برای ما کار میکنند
بخشی از نقشه منه
کشتن مامان منم بخشی از نقشه تو بود؟
جسدشو دیدم
میدونم کار تو بود
برای تو انجامش دادم
تا ازت محافظت کنم
همچین چیزی ازت نخواسته بودم
چون تو یه آدم خوبی هستی
شرارت را توی وجود بقیه نمیبینی
کاش بودی و حرف هاشو میشنیدی
گفت که دنیا اومدن تو یه اشتباه بود
ناراحت بود که اصلا به دنیا اومدی
و اینکه باید جلوتو گرفت
جائینگ هیچوقت علاقه ای نداشت تا مامانت باشه
فقط میخواست تو رو کنترل کنه
از دستت رنجیده بود
اما من اینجام که آزادت کنم
تا نشونت بدم که چقدر قوی میتونی باشی
وحشتناک بود
این که جسد اونو اونجوری ببینی
میدونم
مطمئن میشم که جسدش دفن بشه
و هر کسی که سعی کرد بهت آسیب بزنه
همراهش دفن میشه
نابودگر، نابودگر 1-9
گرگ بزرگ خبیث هستم
وارد لونه مرغ ها شدم
وقتشه یه چندتا مرغ سرخ کنیم
اینجای سرم میخاره
احتمالاً به خاطر ایمپلنته
ایمپلنتی که خاطراتت رو سرکوب میکنه
خاطراتت از کسی که میدونی
خاطراتت از فیتز
اون اسم رو میشناسم
آره معلومه که میشناسی
من
شاید این کمک کنه
من کسی هستم که عاشقشی
ما یه تیم هستیم
تو زیست شناسی، من مهندس
اسم من
- جیمز بانده - خب، نه
اما این جواب، زیاد هم شوکه کننده نیست
بیخیالش
نمیدونم، شاید
شاید اون چیزی که بهت تزریق کردند داره یه کاری میکنه
شاید داره ایمپلنت رو نابود میکنه
یا داره توی خاطرات و افکار و سیناپس هات
داره میگرده
چرا باید همچین کاری کنند؟
چون فکر میکنند یه رازی داری
آره یه رازی دارم
میتونم حسش کنم
توی سرمه و همه چیز
دور سرم میچرخه
شاید نقشه اونا همینه
همه چیز رو میریزند بیرون
تا چیزی رو پیدا کنند که میخوان
چیزی نیست، من پیشتم فقط استراحت کن
یه عالمه کرونیکام هستند
فقط باید
اونجا هستند
میبینید اون 2 نفر چقدر گرم تر از بقیه هستند؟
مطمئنم سیمونز و دیک هستند
اون یکی اونجا چطور پس؟
کورا
چطوری اومد اینجا؟
برام مهم نیست
قرار نیست وقتی میرم سیمونز رو نجات بدم، جلوی منو بگیره
و دیک
آره
خب، چطوری این کارو قراره بکنیم؟
خب، نمیدونند که ما اینجا هستیم
پس به سفینه نفوذ میکنم و اونا رو نجات میدم
اوکی
منم سراغ راهی میگردم تا درهای آشیانه رو باز کنیم
به نظر میاد اونا تنها راه خروج ما هستند
میتونم بهت کمک کنم
عالیه
برمیگردم
دیزی
چیه؟
نمیدونستم میخواستم همچین کاری کنم
خوشحالم که کردی
وقتی برگشتم، میبینمت
- آره - باشه
تحسین برانگیز بود
ممنون
ظاهراً میتونم با دستگاه فکس صحبت کنم
این که فکس نیست
گرت اینجاست
اونجا پائین ترین طبقه هست
خب، میدونستیم که سراغ ما هم میان
روی اون زوم کن
اگه کسی دیگه نمیگه، من میگم
اون یه بمب کرونیکامیه
اگه اونا رو به اندازه کافی درست در اطراف پایگاه کار بزاره
میتونه تمام فانوس رو با خاک یکسان کنه
دستگاهی که جلوشو بگیریم چی شد؟
آره
مک بهمون یه هارد درایو داد
طراحی های دستگاهی توشه
که گوردون رو توی خط زمان سابق، گیر انداخت
اون اتاق رو یادمه
No comments yet. Be the first to leave one.