The first 200 lines.
* ...نه *
* آيا چنين فردي بايد قرباني بشه؟ *
* روياي من به چه قيمتي به حقيقت تبديل ميشه؟ *
آماده باش، جريان 120 وات
برو
آماده صحنه قشنگ نمايش باش
مامان خودت رو ببين
اون خيلي خوب و با احساس بازي ميکنه
اونقدر با احساس که من هم تحت تاثير قرار گرفتم
جريان 130 وات، برو... جريان 140 وات، برو
* تمام دار و ندارم رو از من بگير *
* همه آنچه رو که آرزو داشتم به حقيقت تبديل بشه *
* حال، من ديگه براي هميشه اسير هستم *
عالي بود
مامان، خيلي خوب بازي کردي - بيا ببوسمت -
خيلي خوشگل شدي - پس خوشگل ميبوسمت -
با مامان خودتون خوش رفتار باشين
اون ديگه الان خيلي معروف شده
لطفا امضاش کنين خانوم سوانسون
هر چيزي که عزيزترين کسان من بگن
* تموم زندگي آهنگي براي خوندن هست *
* پس با تموم وجودت اين آهنگ رو بخون *
حدس بزن مصوب امشب چي بود؟
روزنامه تايمز؟
لارنس گيبز واقعا عاشق تو شده
عاليه! عاليه
تبريک ميگم جناب تهيه کننده
عزيزم تو بايد سريع حاضر بشي
باشه - امشب ما جشن ميگيريم -
دوقلوها رو هم بيارم؟ - آره -
خيلي خب شما با آقاي مکال برين
بعدا ميبينمتون
مراقب خودت باش دختر کوچولو
سلام؟
اوه
خيلي مذخرفه
اون ماسک رو از کجا گير آوردي؟
تو که ميدوني نبايد اينجا باشي، درسته؟
بهتره ماسک رو بذاري سر جاش
وگرنه دخلت رو درميارن
عزيزم الان وقت مناسبي واسه اين کار نيست
من بايد لباس بپوشم
* تموم زندگي آهنگي براي خوندن هست *
* پس با تموم وجودت اين آهنگ رو بخون *
...اوه الان نه
* تموم زندگي آهنگي براي خوندن هست *
* ما اينجا هستيم، ما اينجا هستيم، سرانجام به اينجا رسيديم *
مکاني که سالي يکبار هم که شده ميتونيم در اون * * اونطوري که ميخوايم رفتار کنيم
مکاني که ميتونيم در اون به پايکوبي مشغول بشيم و با تمام وجود * * آواز بخونيم
ما در روياهاي خودمون چنين کاري رو انجام ميديم، به مکاني اومديم * * که به اون تعلق داريم
* هي اين تو هستي * - * خيلي وقت هست که نديدمت * -
* سال پيش واسه تو چطوري بود؟ *
* ... من بخاطر خوندن اشعار استفان ساندهيم *
* چند بار مورد تنبيه واقع شدم *
* اون قلدرهاي بچه مدرسه اي افراد شروري هستند *
* قلدرهاي بچه مدرسه اي ديگه چه کساني هستند؟ *
* پدرم من رو تنبيه کرد *
* خب خدا رو شکر که ديگه گذشته *
* حالا وقتش رسيده که بريم و کار خودمون رو شروع کنيم *
* حالا ديگه به مکاني اومديم که به اون تعلق داريم *
* ما لباسهايي درخور براي اين کار به تن داريم *
* و در کلاسهايي شرکت ميکنيم که به ما در انجام اين مهم کمک ميکنه *
بنابراين انسان در چنين جايي به طور حتم نقطه عطف هنري * * خودش رو پيدا ميکنه
توانايي تو در هر حدي که باشه، ما در اينجا * * بهترين آموزش ها رو داريم
* آموزش هاي فوق العاده ساده و در عين حال عالي *
* که دست انسان رو براي انتخاب از اون بسيار آزاد ميذاره *
* واسه چي اينجا تمرين کنيم؟ چون که بتونيم مهارت بيشتري کسب کنيم *
* من کارهاي زيادي انجام ميدم. من حتي کار خيلي خاصي انجام دادم *
روي صداي خودم کار ميکنم... به دنبال جمع کردن طرفدار * * براي خودم هستم
* اگر بخواهم فردي معروف بشم بايد ريسک بيشتري انجام بدم *
* بايد حس خودشيفتگي خودم رو بررسي کنم *
* خودم رو آماده کنم تا بتونم نمايش بهتري از خود ارائه بدم *
* پس من دارم کار خيلي خاصي انجام ميدم * - البته که اينطوره -
* ما اينجا هستيم، ما اينجا هستيم *
* ما وسط صحنه نمايش هستيم *
مکاني که ميتونيم در اون اونطوري که ميخوايم رفتار کنيم * * و کسي روي ما لقب بد نذاره
* اونها به من ميگن آدم عجيب و غريبي هستم * - * اونها من رو فردي لوده خطاب ميکنند * -
* اونها به من بچه سوسول، بچه قرتي و همجنسگرا ميگن *
* اونها ما رو با نام هاي بسيار بدي خطاب ميکنند *
* و به من هرزه ميگن * - * و کلي نامهاي بد ديگه روي ما ميذارن * -
بر روي همه ما چنين نامهاي بدي گذاشتند * * اما بذارين حرفي رو بگم
من فردي همجنسگرا هستم، من فردي همجنسگرا هستم * * اما نه اونطوري که بقيه فکر ميکنند
* با اين آهنگ ها احساسي به من دست ميده که قابل گفتن نيست *
* اون فردي همجنسگرا است اما نه اونطور که بقيه فکر ميکنند *
* من با زنان رابطه دارم *
* اما اين آهنگ ها به من احساس همجنسگرا بودن رو منتقل ميکنه *
* من در واقع فردي همجنسگرا هستم *
* وقتي سينه و باسن دخترها رو ميبينم تحريک نميشم *
* شايد ذات من اينطوري باشه *
* يا اينکه به اين ترتيب بزرگ شدم *
* همه ما در اينجا يکسان هستيم *
* ما به طور مختلفي همجنسگرا هستيم *
* بعضي ها در رابطه خود *
* و بعضي ها در آواز خوندن خود *
اوه، سم دردم گرفت - به موهاي من دست نزن -
* ما اينجا هستيم، ما اينجا هستيم *
همينه - سرانجام به اينجا رسيديم -
مکاني که سالي يکبار هم که شده ميتونيم در اون * * اونطوري که ميخوايم رفتار کنيم
مکاني که ميتونيم در اون به پايکوبي مشغول بشيم و با تمام وجود * * آواز بخونيم
مکاني که همه در اون مثل خود من هستند * * اين همون جايي هست که من در اون راحت هستم
* تموم زندگي آهنگي براي خوندن هست *
* پس با تموم وجودت اين آهنگ رو بخون *
خوشگله بجاي آواز خوندن به کارت برس
وقتشه که بهشون غذا بديم
خيلي دوست دارم زودتر از اينجا برم بيرون
که چيکار کني؟ - پول پارو کنم -
رستوران خودمون رو راه بندازيم
ديگه وقتشه که به فکرش باشيم
"من دوست ندارم به اين موضوع فکر کنم" - بس کن -
"من دوست دارم واسه هميشه اينجا بمونم"
بس کن، از من دور شو - بس کن -
اينجا چه خبره؟
فهميدم
فهميدم
اين خرابکاري کار تو هست؟
امسال چه نمايشي داريم؟
نمايش خوبي ميشه
مامورين خيابان برادوي، گروه گشت خيابان برادوي
قابل توجه تو که ميخوايم به نيويورک هم بريم
واسه چي؟
بخاطر مامانت... خدا بيامرزش... باعث افتخارمون هست
عالي به نظر مياي
موفق باشي
* زماني در حدود ده سال پيش *
روياي اين رو داشتم کمپي برپا کنم که بچه ها بيان و در اون * * خوندن و نمايش بازي کردن رو ياد بگيرن
همه فکر ميکردن که اين کاري نشدني هست و حرف من رو * * باور نميکردن
* اما طولي نکشيد که به همه اونها ثابت کردم *
* ما ده سال ثابت قدم به پيش رفتيم *
* روزگاري تصميم به اطاعت از خواسته خود گرفتم *
* که مکاني براي رقصيدن و آواز خوندن برپا کنم *
* در اون زمان چنين تصميمي عملي به نظر نميومد *
* چنين کارهايي نيز مثل بقيه تفريحات هست *
* هنوز هم بايد اين نمايش ادامه پيدا کنه *
دوستان هنرمند من، من بر اين باور هستم که شما
نيز با من هم عقيده هستيد که
پس از اجراي موسيقي هنرمندانه نمايش "تک سخنگويي واژن" در تابستان سال گذشته
اين مرد جوان خود را
...مرد موفقي نشان داده است. حال او اينجا هست
...کارگردان نمايش تابستانه امسال
...مهمترين مرد ما در نمايش امسال
آرتي گتز
آرتي نمايش تابستانه امسال را
به همگان اعلام خواهد کرد
اپراي فراموش نشدني
فکر کنم اون توي اين فکر هست که اينکار کمک حالش ميشه
به چي اون کمک کنه؟ اون در ده سال گذشته هيچ نمايشي رو رهبري نکرده
خب پس شايد اين نمايش بتونه کمک حالش باشه
ياد نيويورک بيفت... اين اتفاق خوبي هست
واسه همه ما - انگاري که هميشه يادت ميره -
اون پدر ما نيست
شايد بتونم يک تست واسه نقشي توي نمايشنامه بدم
تو واقعا ميخواي با اونها در بيفتي؟
اونها آدمهايي نرمال نيستن، کم. بهشون نگاه کن
امروزه بايستي که مردم با حضور پر شکوه خود در
سالن هاي تئاتر، شکوه دوباره اي به اون ببخشند
من شرط ميبندم اون نقش آلفونسو رو بازي ميکنه
واسه اونهايي که نميدونن بايد بگم که بله من نقش آلفونسو رو بازي ميکنم
خب
شايد اون ميخواد تو رو واسه آدم بده داستان انتخاب کنه
يا شايد هم ميخواد دوباره ترتيب من رو بده
که امروزه ماهيت پساساختارگرايي در تئاتر محسوب ميشود
و به همين دليل هست که تئاتر ما
امسال در
ژاپن، کشوري فئودالي برگذار ميشود
صدايي نميشنوم - عاليه -
...اونها نميذارن
يک آشپز نقشي که واسش پول دادن تا برن اونجا ازشون بدزده
* ما اينجا هستيم، ما اينجا هستيم، سرانجام به اينجا رسيديم *
مکاني که سالي يکبار هم که شده ميتونيم در اون * * اونطوري که ميخوايم رفتار کنيم
* ما اينجا هستيم، ما اينجا هستيم *
* من اينجا هستم *
* و ميدونم که تو هم اينجا هستي *
* هر وقت که من آواز ميخونم *
* تو رو نزديک خودم حس ميکنم *
* حالا آهنگ خودم رو واسه خوندن دارم *
* من با تموم وجودم اين آواز رو خواهم خوند *
* من مثل تو آواز خواهم خوند *
* و يک نقشي توي نمايش واسه خودم جور ميکنم *
* روزگاري تصميم به اطاعت از خواسته خود گرفتم *
* که مکاني براي رقصيدن و آواز خوندن برپا کنم *
* در اون زمان چنين تصميمي عملي به نظر نميومد *
* چنين کارهايي نيز مثل بقيه تفريحات هست *
* هنوز هم بايد اين نمايش ادامه پيدا کنه *
* و يک نقشي توي نمايش واسه خودم جور ميکنم *
لعنت به توي لامصب
* آلفونسو *
* بسيار دوست داشتني، بسيار قدرتمند، همانند آلفونسو *
* متوجه حرف من نشدي؟ *
* سوفيا در نقش خودش خواهد درخشيد *
اين يعني چي؟
سوفيا
خوابگاه شماره 23؟
خوابگاه شماره 23؟
خوابگاه شماره 23
کار جالبي بود
اونها هنوز ليست رو به روز نکردن - بسه ديگه -
من ميدونم تو يکي از آشپزها هستي
من فقط ميخوام واسه نقش تست بدم
نميتونم بذارم چنين کاري کني... اينطوري واسم دردسر ميشه
نه، نه، نه، هيچ مشکلي واست درست نميشه
No comments yet. Be the first to leave one.