The first 86 lines.
~ هرانچه درخشان و زیباست
~ تمامی موجودات بزرگ و کوچک
~ هرانچه نورانی و شگفت انگیز است
~ خداست که همه آنها را افریده
~ هر گل کوچکی که شکوفا میشود
~ هر پرنده کوچکی که اواز میخواند
~ اوست که آنها را ساخته
~ او بالهای کوچک آنها را ساخته
~ هرآنچه که درخشان و زیباست
~ تمامی موجودات بزرگ و کوچک
~ هرانچه نورانی و شگفت انگیز است
~ خدسات که همه آنها را افریده
~ قله بنفش کوه
~ رودخانه جاری
~ در تمام طول روز و شب
~ که درخشش اش به اسمانها میرسد
~ همه چیز درخشان و زیباست
...
ما داریم میریم!
یه لحظه، لطفا
وقت نیست
بیاید؛ حرکت کنید
من گرسنه ام
خودخواه!
میخواید بس کنید، پسرا؟ بس کنید دیگه
تامی، تو پسر ارشدی؛ بلند شو
بس کنید پسرا بس کنید
تمومش کنید
تمومش کن پسر
اینار رو نکنید
بلند شو تامی، بلند شو!
پسرا بلندشید
جیمی پاشو از زمین
تامی بس کن!
مادربزرگ؛ پدر و مادرم کجان؟
مامان مرده!
مرده یعنی چی؟
وقتی میری به بهشت
بهشت چیه؟
معلمم میگفت اون یه خونه زیبا توی اسمون هاست
بگیر بخواب
دخترای بیچاره من
اونا چه بلای سر شما اوردن؟
خدا لعنتشون کنه!
لطفا، پسر..
Apfel.
- سیب - سیب
پ مثل پسر
- پ مثل پ.. پس.. - پسر
- پسر - پسر
گ مثل گربه
سگ.
سگ؟
سگ.
- سگ - خوبه
این کتاب تو جیم؟
نه، برای تو هست هلمت
میخوای برگردی پیش مادرت؟
خداحافظ جیمی
زودباش دختر خوب
سلام، رفیق قدیمی. اوضاع چطوره؟
خیلی وقت میگذره از زمانی که دیدمت اما باید بهت بگم به نظر خوب میایی
احساست چیه؟
هوم؟
زود باش، باید یه چی برای گفتن بهم داشته باشی
خیلی خوب
ببین چی برای تولدت گرفتم؟
حالت چطوره پسر؟
واقعا تولد منه؟
یعنی پسر بچه ای به بزرگی تو نمیدونه؟
میخای چیکاره بشی وقتی بزرگ شدی، پسر؟
ارزو میکنم هرچی میشه مثل تو نشه
- خوب فکر نمیکنم قبل بد بودم - فقط برو بیرون، برو گمشو
برو همونجای که بودی، اون کادوی تولدت هم وردار ببر!
من براش یه پرنده اوردم، چون به فکرش بودم
اون هیچ احتیاجی به هیچی امثال شما نداره برو بیرون
درسته
چیکار کردین؟
چون اون خیرش نه به ادم میرسه نه به حیوان
بابا!
بابا، برگرد!
بابا برگرد!
قفس کادوی تولدم رو ول کن
اگر بخوای میبرمش، اما بهش دست نزدن
باشه؟
باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.