Houdini & Doyle

Houdini & Doyle

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Houdini&DoyleS01E01 TheMaggie'sRedress
A Commentary by habib20

Tags

other
Published on: 2016-05-20
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

به نظر من، تو دادن عنوان بزرگترين متخصصِ .فرار دنيا، بِهِت، يه کمي مبالغه شده

و تو هم بايستي، اين موضوع که اينجا .يه تله هست، رو استنباط مي کردي

،البته(مطمئناً) مسئله پيش پا افتاده اي بود - .دويل" عزيزِ من" رو نگفته.(منظورش شرلوکه -

.خوشبختانه، من ميتونم نفسمو، بيشتر از هر کسي تو دنيا، نگهدارم .جالبه -

"به جز(اين موضوع) که رودخانه "تيمز .داراي جزر ومده

ما يه ساعت و نيم فرصت داريم،قبل از اين .که، آب شروع به پس رفتن بکنه

نميگم زنده مي مونم، بلکه دارم ميگم، بيشتر از .تو زنده مي مونم

کاملاً تکان دهندست، عجز شما در .مواجهه با يک موقعيت ناجور

سه روز پيش

خواهر "فِيبِيَن"؟

* هوديني و دويل * * کفّاره گناهِ مگي *

ديگه کاري ندارين، گروهبان "گاجِت"؟

.دختراي ما خيلي مستعدِّ تنشِ عصبيند

و هر چه زودتر، بتونيم اين ماجرا رو .پشتِ سر بذاريم، بهتره

،نميشه تو اين مسائل عجله کرد ."خواهر "مِتيلدا

بسيار خوب، "ويني". چيز ديگه اي هست که بخواي اضافه کني؟

.(الان وقتشه(که بِگي

منو نگاه نکن، دختر.اگه چيزي برا .گفتن داري، بريزش بيرون

.من ديدم کي اون کارو کرد - ... بعد تو تازه الان به اين نتيجه رسيدي -

کي رو ديدي، ويني؟ -

"لوسي اُل تورپ"

ببخشيد، گروهبان.اين دختر واضحه .که حواسش سَرِجاش نيست

چطور؟ مگه شما اين لوسي اُل تورپ رو ميشناسين؟

.اون ساکن اينجا بود .تا زمان مرگش، شش ماه پيش

!يک دقيقه

!دو دقيقه

!سه دقيقه

!چهار دقيقه

!بيارينش بيرون

.خانمها و آقايون، "هوديني" بزرگ

.هَري"، بابت زانوت متأسفم" .قفل هنوز گير مي کنه

."تو زيبايي، "فلوري

همينطور هم تنها دليليه .که من اخراجت نمي کنم

اين قصّه از کجا بيرون اومده؟

شماها به روزنامه ها گفتين اون بيرون يه شبحِ قاتله؟

.هوديني بزرگ

.صبح بخير، هري

دويل اينجا چي کار مي کنه؟ خواهشاً ،بِهِم بگين که اون داره تحقيق مي کنه

روي يکي از اون کتابهايِ .(!شاي لاک هولمز"ش (هولمزِ نزول خور"

.جالبه که دوباره مي بينمتون - .شما انگليسيها، اون روشي که دروغهاتونو در لفافه ادب عرضه مي کنين، واقعاً مسحور کنندست -

.من اينجام چون داراي اطلاعات زيادي درباره ماوراءالطبيعه هستم

.و اين پرونده فرصت نادريه برا اثبات - اثبات؟ -

سَرِ ده هزار دلار آمريکايي شرط مي بندم .که شما نمي توني هيچ چي رو ثابت کني

.شرط بنديتون قبول مي کنم ،ولي براي سهم خودم

من چاپ اول کتاب جديدمو ميذارم؛ ."جنگِ بزرگِ "بور

قربان، من خودم، به تنهايي، مي تونم .اين پرونده رو اداره کنم

.بدون کمک يه نويسنده و يا يه شعبده باز

.من کاملاً با قوانين پليسي آشنام

،همينطوره، شما دائماً اونا رو و ما رو .توي داستانهاتون، دست ميندازين

متأسفم، آقايون؛ ولي کاملاً حق با .گروهبان گاجته

آها، بِهِم نگين که شما هنوز، در مورد .اون عکسمون، ناراحتين

.فرار از زندان! هوديني برتر از پليس

... اگه کار ديگه اي ندارين

"پس به نظرم بايد از مهره "نيکي .استفاده کنم

"تو مي خواي با "سِر نيکُلاس هَمپستِد ،تماس بگيري

رئيس "اسکاتلنديارد"، چون من نخواستم امکان تحقق يه شرط بندي بچّگانه رو فراهم کنم؟

چرا؟

.نمي تونه فقط به خاطر يه شرط بندي باشه

چرا شما دوتا اينقدر به اين پرونده اهميت ميدين؟

هر بار که شماها وارد صحنه ،يه جنايت خونبار ميشين

اولين کاري که انجام ميدين، پيدا کردن ،اوناييه، که بازمانده حساب ميشن

اونايي که جسماً جراحتي برنداشتن، ولي .تمام درد و عذاب روحي رو دوش اوناست

.اونايي که عشقشون رو اَزَشون گرفتن

برا هميشه. ولي چي ميشه اگه .اين همه حقيقت نباشه

همه مذاهب، طي قرنها، بِهِمون گفتن .که مرگ پايانِ کار نيست

و حالا، با تشکر از کُلّي پيشرفتهايِ ،مدهوش کننده علمي

.ما شايد قادر باشيم که واقعاً اينو ثابت کنيم

،هيچي مث قبلش نيست .فقط طي ده سال اخير

.شايدَم نه حتّي مرگ

.چه حرفايِ کاملاً و مطلقاً چرندي

مرگ ترسناکه. مرگ بايستي هم که .ترسناک باشه

،شيّاداي زبردست و احمقا رو ،نبايستي بِهِشون اجازه داد

که از کلمه علم براي دفاع از .توهّماتشون استفاده کنن

،من به هر دويِ شما، اجازه ميدم

.مادامي که، توسط يکي از افسراي من، همراهي بشين

... قربان، من مي - .گروهبان، سرجوخه "استراتون" رو بيارين پيش من -

.قربان

.مِرينگ" ميخواد ببينَدِت"

آم، ميشه يه فنجون قهوه برام بيارين؟ - .ايشون سرجوخه استراتون هستن -

.آرتور کُنان دويل". خوشوقتم"

.مَنَم از ديدارتون خوشوقتم

.افتخاريه(ملاقاتتون)، آقاي هوديني

ببخش ... ببخشيد، شما واقعاً يه پليسي؟ - .يکي از چندين شگفتيهايِ قرنِ جديد -

سرجوخه، شما اين آقايون رو ،همراهي مي کنيد

طي تحقيقات همزمانِ دونفرَشون، روي پرونده .قتل خواهر فِيبِيَن

.من؟ متشکرم، قربان

.من نااُميدتون نمي کنم

.به نظرم، قراره ازين قرن، خوشم بياد

.سرجوخه

منظورم از همزمانِ دونَفَره؛ .نا لازم و بي اهمّيته

پس وقتي که اونا دارن نقش کارآگاه رو بازي مي کنن، شما نقش دختر پرستار رو بازي .خواهيد کرد، همين و نه بيشتر

مفهومه؟

.بله، سربازرس

اينجا رختشويخانه "مَگدالِن"ه.اونا به زناي جوون .جا ميدن، بعضياشون زنايي هستن که بدون ازدواج مادر شدن

در عوض، اين زنا تويِ .رختشويخانه کار مي کنن

... صبح بخير، خواهر - .گِرِيس". صبح بخير" -

"خواهر گِرِيس، من سرجوخه "آدِلِيد استراتون .از اسکاتلنديارد هستم

،و آقايون هوديني و دويل، محققينِ ويژه هستن .که بِهِمون کمک مي کنن

وايسا بينم، شما يه پليسي؟

.همينطوره، خانم

،بعضي از دخترا، درست بعد از فوت لوسي .شروع کردن به ديدنش

.واضحه که اون يه روح بي قراره

.منطقيه - .همينطوره. يه قاتل ميتونه از داستانهاي ارواح به نفع خودش استفاده کنه -

مشکلي نيست، دخترا؛ .برگردين سَرِ کاراتون

جسارت نميشه، اگه اَزِتون درخواست يه امضاء کنم؟ - .نه به هيچ وجه، خواهر -

.مي بخشيد، منظورم دکتر دويل بود -

در قفل بوده و هيچ اثري از .ورود به زور هم نيست

خُب، چند تا کليد داشته و دستِ کيا بوده؟ - .آه، دو دسته کليد -

يکيش دستِ ويني بوده، و... اونَم ... يکي ديگه

پس، براي هر دو دسته کليد .توضيحي وجود داره

اين باعث ميشه تئوري شما .خارج از در بمونه

آره، هيچ راهي وجود نداره؛ يه انسان ،بتونه ازين در رد شه

.بدون استفاده از يه گيره کاغذ

، ويني گفت روح اينجا ظاهر شده ،عرض اتاقو طي کرده

و از بين اين ديوار رد شده .(رفته بيرون)

.يه ديوارِ ... خيلي محکم

،بعضي وقتا) مردم يه چيزايي مي بينن) .بخصوص، زناي جووني که قسم تجرّد خوردن

تا حالا خودتون يکيشونو ديدي؟

.آره، ولي هيچوقت از يکيشون جدا نشدم

ساده ترين راه حل اينه که؛ .ويني اينکارو کرده

اون فرصتشو داشته، و يه روح که .بذاره گردنِ اون

.اصلاً هم به گيره کاغذ احتياج نداشته - .اگر چه، اونَم، يه انگيزه لازم داشته -

اينَم سادَست (انگيزَش)، راهبهِ مرده؛ .رئيسِ ويني بوده

،خيلي از آدما ميخوان که رئيسشون رو بُکُشَن درست نميگم؟

ووآ، کارِ رختشويي هفته اي پنجاه پَوند درآمد !داره. عجب بهره کشي

.من خواهر مِتيلدا هستم. عهده دار وظايف خواهر فِيبِيَنِ مرحوم

و ايشون هم ويني هستن، که يه بارِ ديگه .بازگو مي کنه، چيزي رو که فکر مي کنه، ديده

اون لوسي بود، هنوزَم روپوشِ .خاکستريشو پوشيده بود

شما) چي مي تونين دربارَش بِهِمون بگين؟)

ما مي دونستيم که اون دخترِ ،خودبيني بود

،اين که با موهاي افشانش و با پيانو نوازيش خودنمايي کنه، کُلّي مايه خُرسنديش بود

و اون قابليت بي خاصيتش که؛ انگشتاشو .خَم کنه به عقب، به اون حالت کُفرآميز

،يه مهارتي که البته نداشت، با اين همه

.قابليت ظهور مجدد بعد از مردن بود

ببخشيد، خواهر، ميشه يه ليوان آب برام بيارين، لطفاً؟

ميتونم قسم بخورم که اونجا يه ليوان .بود. من الان برميگردم

چرا داري دروغ ميگي؟ - !آقاي هوديني -

.نميگم - الان ديگه) اون اينجا نيست،ميتوني بيخيالِ) - اين قصه احمقانه بِشي

به جونِ خودم قسم، دارم .راستِشو ميگم

.من لوسي رو ديدم - (يه قاتل بايد انگيزه داشته باشه(برا قتل -

به نظرِ تو، لوسي چرا بايد بخواد خواهر فِيبِيَن رو بکشه؟

.چون خواهر فِيبِيَن اونو کشته بود

نوايِ موسيقيِ لوسي، شادي رو، به اين .مکانِ غم زده مي آورد

آهنگ محبوبش : " وقتي که شانزده ساله .بودي" بود

،وقتي اون اين آهنگو مي زد، به همه ما .احساس شادي دست مي داد

همه دخترا دوسِش داشتن، که درست به .همين دليل، خواهر فِيبِيَن اَزَش متنفر بود

... بعدِشَم، وقتي که بچَّشو اَزَش گرفتن - لوسي يه بچّه داشت؟ -

.شيرينترين دختر بچّه کوچولو

بدون اون، لوسي يه شخص ديگه اي بود؛ .عصبي، غمگين. ديگه پيانو نمي زد

و وقتي که اعتراض کرد، خواهر ،فِيبِيَن يه تيغ برداشت

.و موهايِ قرمزِ خوشگلشو بُريد

،ولي (با همه اينها) هنوز راضي نشده بود(کافي نبود). خواهر، لباساشو خيس کرد

.و اون شب نذاشتِش بياد تو ساختمان .لوسي، دو روز بعدش، مُرد

.اونجام، جائيه که، دَفنِش کردن

،يه قبرِ بدون نشانه .مثِّ قبر زنهاي بي نام و نشون؛ "مَگي"ها

.ويني، مَنو ببين

،تو واقعاً باور داري، که روحِ لوسي خواهر فِيبِيَن رو کشته؟

... خدا) مَنو ببخشه، ولي)

.به خدا قسم، کارِ اون بود

پولايِ رختشوريتون رو، کجا نگه مي دارين؟

.پنجاه پوند تو اين اتاق گم شده

ميخواين بگين که اين يه دزدي بوده؟

من به هيچ چي بدون مدرک .اعتقاد ندارم

خواهر فِيبِيَن همه چي رو اين جا .نگه ميداشت

،بدبختانه، تنها کليدشو فقط خودش داشت و مَنَم .هيچ به فکرم نمي رسه، که الان اون کجاست

.الان (ديگه)، من ميگم که اين يه دزدي بوده

.حق با هوديني بود،يه دزدي اتفاق افتاده

.متأسفانه، همينطوره - .مَنَم موافقم -

شما) اميدوار بوديد حق با من باشه؟)

شما به ماوراءالطبيعه اعتقاد داريد؟

.(برا شماها راحته(گفتن اين موضوع

.منظورم اينه که؛ شما يه نويسنده با استعداد هستين،يه دکتر موفّق، و شما يه مرديد

،برا چند سال، من، روزي بيست ساعت کار کرده ام، تا اين که يکي، ريسک کرد و بِهِم اعتماد نمود

و منو سرجوخه کرد، الانَم، يه ميز ،تويِ زيرزمين دارم

فقط هم منو وقتي صدا ميکنن طبقه بالا، که .بَراشون) چاي آماده کنم، تا امروز)

اون چه من اميدوار بودم ، اين بود که بِتونم ،فقط، يه کمي بيشتر، کار کنم

.به عنوان يه پليس واقعي

.هنوز مسئله پول لاينحل باقي مونده

،خُب، اگه شما دو تا روي پرونده کار نکنين .مَنَم نميتونم

.خُب، شايد من هنوز کارم تموم نشده باشه

کنجکاو بودم که، آيا شما مي تونيد هيچ چيزي درباره قتل تويِ رختشورخانه مَگدالِن، بِهِم بگيد؟

.آه، بله، قتلها

.(درحقيقت، فقط يکي(يه قتل - .تا الآن -

.اون يه مردِ سياه سوختَست

،(نه سياهِ مادرزاد(سياه پوست .بلکه سياه به خاطر چرک و کثافت

.اُه، اون يه مردِ پوشيده از دوده است

(!يه مرد زنده؟(روح نيست؟ - .يه مردِ حريص -

ميدوني کجا ميتونم پيداش کنم؟

وايت چَپِل". رفتارشو ميشه" ... شباهت داد به

.يه خرگوش

يه خرگوش؟

،من فقط، اونچه رو که مي بينم .دارم بِهِت ميگم

ولي اين دليلي نيست که تو اومدي اينجا، درسته؟

چيزِ ديگه اي هم هست که مي خواستي باهام، دربارَش حرف بزني، هَم؟

.آره

مي خواستم ببينم ، شما ميتونين، تماس ... برقرار کنين

.با زَنَم

... عزيزترينِ من، آرتور

.دلم برات تنگ شده

تويي"؟"

Houdini & Doyle subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Houdini & Doyle

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left