Castlevania

Castlevania

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Castlevania S04E10 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SUGOI
Castlevania S04E10 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SUGOI
Castlevania S04E10 1080p WEB H264-SUGOI
Castlevania S04E10 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Castlevania S04E10 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Castlevania S04E10 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Castlevania S04E10 WEBRip x264-ION10
A Commentary by Ali99
🟦 پایان فصل ©️ علی اکبر دوست دار ⣿ FilmoGen.Org 🟦

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
Published on: 2021-05-15
Downloads: 76
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 162 lines.

تقریباً وقت ‌خوابته

هنوز کارم تموم نشده

تو شاید، ولی مشروب‌مون قطعاً تمومه

تمومه، هکتور

نه واقعاً

فقط اوضاع عوض شده؛ همین

خون‌آشام‌ها چندان از تغییر خوش‌شون نمیاد

یکی باید اینو به کارمیلا می‌گفت

هنوزم درست درکِش نمی‌کنی

بیخیال

حتی تو هم از چیزی که شد ترسیدی

شاید از حد و اندازه‌ش

و هرج و مرجی که واردِ زندگی‌مون می‌کرد

هنوزم میگم که تمام این قضایا به‌خاطر ویژگی خون‌آشام‌ها بوده

ما می‌خوایم همه چیز همونجوری که هست بمونه

ثابت بمونه

ویژگی خون‌آشام‌ها. لعنتی

این سفسطه‌تون در دفتر تاریخ ثبت میشه

زرنگ‌بازی در نیار

شماها ۶۰ سال آزگار رو یلخی سَر می‌کنید

و بهش میگین زندگی

ما باید آینده رو ببینیم

برای همین ثبات می‌خوایم

اون‌وقت میگی ثبات دارید

داشتیم

من و سه تا خواهرم، استقامت داشتیم

استقامت برقراری یه محیط باثبات

،آره، با استقامت میشه در جنگ تاخت

ولی میشه باهاش پناهگاه هم ساخت

حواست به منه؟

یلخی یه چیزهایی دستگیرم شد

نگهداری از یه سرزمین کوچیک راحت‌تر از یه سرزمین بزرگه، لنور

کارمیلا چیزی فراتر از یه پناهگاه مقاوم می‌خواست

آخرش آره

ولی پایه و اساس همه‌شون همون ویژگی بود، متوجهی؟

قدرت و استقامت با هم فرق دارن

تو استقامت می‌خواستی

و کارمیلا قدرت

آخرش، آره

تبدیل هم شد به همین

که همینم زندگی منو تباه کرد

قدرت

،قدرتِ بزرگ، بین‌المللی غیردیپلماسی و نمایان

یه چیز دیگه‌ست

،توانمندترت می‌کنه

منتها کاراییِ استقامت رو نداره

توی وجودت ریشه می‌زنه

ولی آفَتی میشه که ازت تغذیه می‌کنه

قدرت فقط ازت تغذیه می‌کنه

مثل یه خون‌آشام

مثل یه خون‌آشام

…در نتیجه

…حالا که فهمیدم چی هستم

حالا که متوجه شدم …زندگیم دروغی بیش نبوده

اینجا عین یه حیوون خطرناک افتادم گوشۀ قَفَس

،و پادشاه آیزاک، حروم‌زادۀ خوشحال

چهار چشمی مراقبمه

من هیچ‌وقت ندیدم اینقدر خوشحال باشه

خیلی عجیبه

ولی بهت صدمه نمی‌زنه

نه

فقط منو تو قفس زندانی می‌کنه

من تو قفس نمی‌مونم، هکتور

حتی اگه تو پیشم باشی

بابت تمام سختی‌هایی که کِشیدی متأسفم

…شرمنده که اینجا نیستم تا در ادامه

بهت کمک کنم

منتها من زیرِ بار همچین زندگی‌ای نمیرم

می‌خوام ببینم این خورشیدی که یه ریز ازش حرف می‌زنی، چه چیز خاصی داره

لنور، نرو

هکتور، چیزی نیست

این خواستۀ خودمه

آزاد باش، لنور

تو چیکار می‌کنی؟

گمونم یه کتاب بنویسم

آیندگان باید در جریانِ اشتباهاتمون قرار بگیرن

و اخیراً، همه چیز …دست به دست هم داد تا به ارزش

…و زیباییِ

چیزهایی که عمرشون از من بیشتره پِی ببرم

فقط همین؟

هکتور، خیلی احمقی

خب، نظرت درمورد نقشه‌م چیه؟

نقشۀ خودم بود

خیال می‌کنی نقشۀ خودت بوده

نقشۀ خودم بود

فکر کن نقشۀ خودت بوده

نقشه‌م رو بهت گفتم

به‌خیالت گفتی

من خیلی باهوشم

من جوری نقشه‌م رو بهت گفتم که باعث میشه فکر کنی ایدۀ خودت بوده

ایدۀ کوفتیِ خودم بود

قبول کن. من از تو بهترم

اصلاً از این خبرها نیست؛ همه‌ش هم ایدۀ خودم بود

به همین خیال باش

پس موافقی؟

با چی؟

با نقشه‌م

ما اینجا می‌مونیم

خدای من - من یه نابغه‌ ام -

تسلیم شو دیگه

یه لحظه بیخیال این میشم که

عقلت بیشتر از چیزی که قبلاً فکر می‌کردم، پاره‌سنگ برداشته

مطمئنی فکر خوبیه؟

…آخه من، به

مردم عادت ندارم

اونها بهت عادت دارن

پس بذار بهت عادت داشته باشن دیگه

تا خودتم بهشون عادت کنی

گمونم وقتی سعی کردم از منطقِت سر دربیارم مخم از چند جا سوت کِشید

انسان‌ها همینن. کنار بیا دیگه

من نیستم

یعنی، من انسان نیستم

کاملاً انسان نیستم

خیال نکن نفهمیدم داری

با بچه‌های یتیم بازی می‌کنی

به‌علاوه، فکر نکن خبر ندارم «چند تاشون بهت می‌گفتن: «پدر

…من

نمی‌خواستم چیزی بگم که تو ذوقشون بزنه

این حرکتت هم انسانیه

آلوکارد، تو خیلی عجیبی

فکر کنم ازت خوشم اومده

آلوکارد، اون بیدار شده

خوب برخورد کن

الان دو هفته میشه که با کسی حرف نزده

سایفا

سلام

می‌تونی یه اسب بهم بدی؟

احتمالاً آره. برای چی؟

می‌خوام همون کاری رو بکنم که اولش قرار بود با ترور انجام بدم

دوباره به کاروانم ملحق بشم

می‌دونی که اینجا قدمت رو چشمه

مرسی

ولی شک ندارم که باردار هم هستم

و باید پیش مردمم باشم

و مردم من خوب بلدن که وقتی

یه زن کمک لازم داره، پشتش باشن

فقط لطفاً یه اسب بهم بده

تبریک میگم

ادامه بده

همونجوری بهم تبریک بگو که وقتی به دژ رسیدیم، به ترور تبریک گفتی

نباید تبریک بگم؟

«بگو: «مبارکا باشه

خب، بقیه بدتر از اینها اَدام رو درآوردن

عیبی نداره

اون عاشقم بود

ما بچه‌دار شدیم

تمام این اتفاق‌ها یه نتیجۀ جدید و معرکه داشته

باید برم

باید بمونی

خیلی لطف داری

ولی آدم‌های بیشتری باید دور و برم باشن

نباید برای کمک فقط به تو اتکا کنم

و بچه هم باید توی یه جامعه باشه

همینطور میشه. البته اگه بمونی

درک نمی‌کنم

این آدم‌ها به دنستی برنمی‌گردن

،اینجا یه روستا می‌سازیم

دور تا دورِ قلعه و دِژ

اینجا منابعی داره که

که عمراً بتونم توی دنستی برای مردمم فراهم کنم

اینجا می‌تونیم همه چیزو عوض کنیم

،قراره چندین مدرسه درست کنیم

More Farsi Persian subtitles for Castlevania

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left