The first 200 lines.
محمدرضا
زیرنویس
قسمت:دوم
هیچ کاری از دستم بر نمیامد. آن هم از لحاظ شخصیت.
میفهمم اما این چیزی است که اتفاق میافتد.
نمیتونم باور کنم دختر دردسر سازه
و ماتیلدا من کجاست شروع آن واقعا مسئله نیست
چیزی ک برای من مهمه ممطمئن بشید این اتفاق دیگه نمیافته
میدونی، مبارزه بعد از اینکه ماتیلدا ارائهش رو انجام داد شروع شد.
من چیزی راجع به اون نمیدونم.
شجرهنامه چیزی که دارن روش کار میکنن رو نشون میده.
اطلاع نداشتم... بازم، فکر میکنم ارزش داشته باشه یه نگاهی انداخت
سر کلاس ماتیلدا در مورد چی خوند
چند بار بهت گفتم؟ بس کن خواهشا
این درسته؟
رو ی دختر تف کنی؟
اون بهم گفت درغگو
حالا...
حالا شما درک میکنید که چقدر سخته برای فرستادنه شما ب این مکان؟
شما به چه چیزی فکر میکنید؟
این اشغالا چیه نوشتی؟ اشغال نیستن
پدرم یک قهرمان جنگی در خلیج بود اون برنده وی سی شد
پدرت با تروریستها مبارزه میکنه؟ خودت بهم گفتی
هرچی ک نوشتم تو بهم گفتی
ممکنه کوچیک بودی گفتم )شما هرگز هیچ چیز دیگه ای نگفتی
هر بار درموردش پرسیدم خفم کردی
اون ی سرباز بود
نبود؟
تو ی باشگاه دیدمش
همین بود هرگز اسمو خانوادگیشو نمیدونستم
تیلی پلیس اینجاست
ی دیقه دیگه میام پایین
مطمئنی الان میخوای این کارو بکنی؟
گفتم ی دیقه دیگه میام پایین
تیلی
اگه لازمه از اونا استفاده کنی... برو کنار من خوبم
چرا این کار رو می کنم؟
نمیدونم دادگستری؟
میترسم ک شما جریانی داشته باشین برای توضیح دوباره این خانوم گری
اوه خدای من من قبلا دو بار به شما گفته بودم
ممکنه کمی کنجکاو باشم
احتمالا تو زیرزمین این خونه نگهداری شده کریز
و شما احتمالا اینو از رویا های بدی ک میبینی بدونی؟
اونا فقط رویا نبودن اونا.....
من اینجا بودم.
اما شما نمیتوانید بگویید چه زمانی. یا چرا
بچه ها ی سری ضربه های روحی دارن
شما روانشناس هستید؟
نه پس اجازه بدین خودش جواب بده
خواهش میکنم.کریز اینجا بود؟
و تنها کاری که شما باید انجام بدین این مکانو جستجو کنید
همه این ها وجود داره
کریز اینجا بود من اینو میدونم
شنیدم سروصدایی شده تو مراسم تدفین اقای دین
درگیری زوج جوان رز مورگان مادر کریز؟
نه ما صحبت کردیم شنیدم ی درگیری بوده
نه توسط شوهره تحت فشار قرار گرفتم
ب هر حال فقط یه سوتفاهم پیش اومده. درسته؟
امیدوارم همینطور باشه
چون رز مورگان خیلی سختی کشیده
و من نمیذارم شما ها دوباره این بلا ها رو سرش بیارید
آقای دین، میشه لطفا منو به بیرون راهنمایی کنید؟ نه نه
منتظر بمونید؟
ی راهی اینجا وجود داره
اره مثل ی فضای خالی
و اون مخفیه
پشت پانله
و تمام کاری ک باید بکنید ی جستجو و پیداش میکنید
باید ی جای مخفی باشه
تیلی این فقط میتونه ی هال باشه
تیلی خواهش میکنم من باید انجام بدم تیلی لطفا اهسته برو
باید تکونش بدم هی نگاه کن
تیلی بیا بشن نه نه
متاسفم
من اونو تمیز میکنم.تمیزش میکنم
میتونم بپرسم چه مدته میشناسی
اون دوتارو؟فقط ی ملاقات بود وشما مستقیم اوردی اینجا؟ سسعی کردم کمک کنم
اون دختر قشنگیه
ببین، اگه عموی من نقشی تو این داستان دزدی بچه ها
داشته باشه من نمیتونم
بیخیالش بشم
عموی تو آدم محترمی بود
اوه اره فراموش کردم مردم قابله احترم
هرگز کاره بد انجام نمیده اونا انجام میدن
پس دخترای زیبا
چقدر مطمئن هستید؟
درباره اینکه چه اتفاقی برای عموی من افتاد؟
ابتدا باید جواب کالبدشکافی بیاد
من میتونم دقیق تر بگم با دیدنه اون
و شما مطمئن هستید که اون از سقف پایین افتاد؟
پنجره قفل شده بود
هر اطلاعاتی بشنوم بهت خبر میدم
هی
کی هست اونجا؟
هی
خوبی تو؟
خوبی تو؟
من دیوونم؟ البته ک نه
میشه بهم بگی هستم یا نه؟
من نمیتونم
مرگ ناشی از ضربه شدید سقوط ارتفاع
زمان مرگ، حدود 8:00 بعد از ظهر نیم ساعتی طول کشیده
هیچ دارویی یا الکل شناسایی نشده
هیچ علامتی از درگیری نیست؟
تمام صدمات سازگاری داره با سقوط
برخی از سوختگی ها وجود داره اطراف گلو سوختگی؟
سطحیه تقریبا بیربطه
ب هر حال ما خودکشی مینامیم
بله، ممنونم، مددی.
دوباره به شما باز خواهم گشت وقتی یک مطالعه مناسب داشته باشم.
ی تلفن داشتم کجا میری؟
در خیابان مانور قدیمی
خانه بزرگ دوباره؟ در بعدی
یه وحشتزدگی دیگه داره دست میده Royce Evans
در واقع بهتره خودمون بریم سراغش
تیلی شب گذشته ی چیزایی گفتی
گفتی ک کریز هستی
اما تو به اون پاسبان نگفتی. >
او میگفت که من دیوانهام.
با این حال، هنوز فکر میکنی که حقیقت داره
حتی صحبت کردن در مورد این، من احساس یک خائن را دارم
این در مورد وفاداری نیست، این .. این؟
جانیس مادر من بود.
و حالا میگم که، چی، اون من رو دزدید؟
نه، منظورم اینه، من جانیس رو میشناختم.
این ایده که اون یه آدمرباست، مضحکه.
رویام با اون دختر کوچولو، .
اون کریزه
من میدونم ک اونه
و شب گذشته دیدم ک...
اون خودم هستم
دختر در رویای منه این امکان پذیر نیست
این؟
باید کسی باشه تو رو به عنوان یک بچه می شناسه
چه کسی؟ مادرم هیچ فامیلی نداشت
اگه دوستانی تو منچستر داشت
ارتباطی باهاشون نداشت
اون همسایه چی؟کت؟ اره
تا قبل اون ملاقاتش نکردیم به لندن نقل مکان کر
و من پنج سالم بود
عکس های بچگی بعد اون
مامانم گفت تو ی کیسه بود ک در حاله حرکت بودیم گم شد
و تمام عکس های ما تو اون بود
مثل ی اشغال مگه نه؟
مثل ی داستان ساخته شده ک فقط به ی بچه میگن
نه، خیلی اوضاع بدیه، من مغزمو داغون کردم
و هیچی قبل از پنج سالگیم یادم نمیاد
جز این خونه
چطور ممکنه؟ قراره بفهمیم
به خاطر همینه که ما اینجا هستیم، درسته؟ تا بفهمیم
اونا همیشه یک یا دو بز رو میبرن
پس چطور میدونید روباه نبودد؟
اون احمق بود، نه بی دست و پا.
سگ، شاید؟
دیشب بارون زیادی باریده رد پا رفته
اگر آنها را داشتیم، میگفتم: گرگ.
... خب، حتی اگه یه سگ وحشی در اینجا، این مساله پلیس نیست.
فکر کنم بهتر باشه یه نگاهی بهش بندازی این یکی را قبل از اینکه چیزی بگی.
با ی چاقو قطع شده
پس بهم بگو اگه کشته شده توسط یک حیوان که پا رو گرفته؟
اگه این اتفاق دیشب افتاد پس چرا زودتر پیداشون نکردین؟ <
دیشب ممکن بود از کنارشون رد شم و نبینمشون.
آسمون ابری بود و نور ماه اصلا نبود
دوشنبه قبلی هم ابری بود؟ آره کل هفته
این چه ربطی به گوسفندای من داره؟
ببخشید
چه کاری میتونم برای شما انجام بدم؟
میتونم ی ابجو.....
یا یه چیز محلی؟
. نه، من خوبم، ممنون
نمیدونم شما ما رو به خاطر دارید یا نه،. اما دیروز اینجا بودیم
در مورد ... رز مورگان، آره
و من در مورد دوست پسر قبلیش کنجکاو بودم، "< شان"؟
اونم یکی از دوستان مادرت بود، آره؟
نه، نه دقیقا.
ولی، امیدوار بودم راجع به یه موضوعی باهاش صحبت کنم، پس...
میشه 1.80 پوند.
درسته.
شهر کوچیک
از نظر بنگاه کفن و دفن «رخدادها در ایوان» تو مقداری بدنامی 🤔🤔🤔
من سیلویا والش هستم.
من نماینده مجلس محلی هستم
من ماتیلدا هستم ماتیلدا گری
و "هالام " خوبه
ضبط اهنگتون.....
یک کنسرت کوچیک بهترین چیزهایی ک شنیدم
ممنونم
شما شان هوول رو اینجا پیدا نمی کنید
در پنللینیته نیست
نقل مکان کرد؟
ناپدید شد
حدود 6ماه پیش بعد دختره بیچارش
مردم میگن داغون شد
ب خاطر اتفاقی ک افتاد.اما......
کی میدونه؟
این جا جای خنده داریه
جای بسیار قدرتمندی ه اما عجیب بود.
تو در خانه بزرگ زندگی مکنی0
خبر ها اینجا زود میپیچه
شما شان را پیدا نمی کنید اما من میتونم بدمش ب شما
No comments yet. Be the first to leave one.