Animal Factory

Animal Factory

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Animal Factory 2000 LiMiTED 1080p BluRay x264-EiDER 52396 1758059877
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian animal factory 2000 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-11-26
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 198 lines.

بریم، بچه‌ها. یالا.

میشه یه کم آب بدین؟

سه ساعته منتظر آبم.

ساندویچمو هنوز نگرفتم.

گرسنه‌م...

ساندویچ‌ها، آقایون.

بالاخره! - ردشون کنین.

ردشون کنید. دست دست نکنید.

آروم باشید. ردشون کنید.

هی! ساندویچمو نگرفتم.

بابا، من به پنیر حساسیت دارم. تو می‌خوای؟

تو فکر می‌کنی این پنیره؟

نمی‌دونم چیه.

به جهنم. می‌خورمش.

ران، باید باهات صادق باشم. اوضاع زیاد خوب نیست، باشه؟

معاون دادستان پرونده بازپروری رو تأیید کرده، ولی دادسرا اصلاً زیر بارش نمیره.

می‌دونی، سال انتخاباته، واسه همین می‌خوان تو رو درس عبرت کنن.

حالا می‌بینیم. آروم باش. ما که هنوز دادگاه نرفتیم.

منظورمو می‌فهمی؟

من با بسیاری از گفته‌های وکیل موافقم.

ران دکر باهوشه. از یه خانواده خوبه،

که همین باعث میشه کمتر عذر و بهانه‌ای داشته باشه، چون هر فرصتی رو داشته.

شواهد نشون نمیده که این یه تفریح بوده، اونطور که وکیل به نظر میرسه اشاره می‌کنه.

مقدار مواد... - اعتراض دارم، قربان.

ما در مورد مواد مخدر سنگین صحبت نمی‌کنیم. داریم در مورد ماری‌جوانا حرف می‌زنیم.

این یه جرم جدیه.

و اگه کسی با این سطح از درگیر بودنش،

که هر امتیاز و فرصتی که جامعه‌مون فراهم کرده رو داشته، به زندان نره،

اونوقت فرستادن کسی که این فرصت‌ها رو نداشته به زندان، ناعادلانه خواهد بود.

ببین، متاسفم، این آخرین چیزی بود که انتظار داشتم.

باورم نمیشه.

متاسفم. باید اونجا می‌بودم. باید اونجا می‌بودم.

"گیر این کثافت‌کاری‌های کاری افتادم و متاسفم."

گلدلاکس قراره سگ من بشه. - آره، می‌دونم.

من، امم... - آره عزیزم.

بعداً باهات حرف می‌زنم، باشه؟

"دوستت دارم پسرم.

"رانی؟"

یو. یه چیزایی شنیدم. - اوهوم؟

یه ایتالیاییِ گیج و مَنگ، فلوریزی، واسه خودش یه کم مواد جور کرده بود.

اون حرومزاده فقط تو بلوک جنوبی می‌فروشه.

همون یارو گیج با دماغ گنده که تو بخش A ـه؟

حبسش کردن، فقط موقع غذا میاد بیرون.

چقدر داره؟ - کافیه. ویتو گفت.

پاول در مورد اون قضیه بهت گفت؟ - حتماً باید در موردش فکر کنیم.

فکر چی؟ اون حرومزاده سهم ما رو نداد، بابا.

حال می‌کنم جنساشو ازش بگیرم.

نقشه اینه که یه راهی پیدا کنیم بیاریمش بیرون، تو هواخوری.

تو آدم بانفوذی، رفیق. با اون نگهبان چاق و شلخته حرف بزن.

امروز نیست. - اوه. چرا، هست.

گارد جدید مریض شد.

باشه.

باشه. فقط بذار اول برگه‌هامو بردارم.

برو برگه‌هاتو بگیر، بابا.

هی، بیگ دوک ارل، وایسا. - هی، جسی. کیو میگیری؟

مورالس؟ - خودشه.

ببین. می‌تونم یکی رو بهت معرفی کنم؟ - کیو؟

اون یارو تازه‌وارده اونجاست. تو کارگاه نجاری واسه من کار می‌کنه.

تازه‌وارده، ولی آدم خوبیه.

زنه؟ - نه. یه برادر سفیدپوست خوبه.

چی می‌خواد؟ - یه کارت نمایش.

این ران دکره. ران... ران، این ارل کوپنه.

زیاد اینجا نبودی، نه؟

نه. راستش نه. حدود دو هفته‌ای میشه.

می‌خوای نمایش رو ببینی، هان؟

آره، فکر کنم.

ببینم چه کار می‌تونم بکنم. - مرسی، داداش.

اوه، هی، ببخشید. راستی، ارل، آقا.

امم... جسی میگه تو در مورد قانون خیلی میدونی. - چرا؟

می‌خواستم پرونده‌ام رو بررسی کنی.

یعنی، بهت پول هم میدم و از این حرفا.

شاید اگه وقت داشتم. الان وقت ندارم.

باشه. خیلی ممنون، مرد.

باهاش ور نرو. داری منو بد جلوه میدی.

ببخشید.

جورج، بیگ رند این اطرافه؟ - تو مستراحه.

صداتو می شنوم، ارل!

برو به مادرت بگو، اگه بتونی اون هرزه رو از فاحشه‌خونه بکشی بیرون.

کاری نکن یه سیلی بهت بزنم، پسر. چی شده؟

یه چیزی نیاز دارم. - دیگه چی جدید داری؟

یه پسری به اسم فلوریزی تو بخش A هست. باید حدود ۱۵ دقیقه بیارنش بیرون.

شمارشو نمی‌دونم.

برای چی بکشمش بیرون؟ من چه‌کاره‌م مگه، رئیس زندانم؟

فقط بگو داری برای سرایداری دفتر باهاش مصاحبه می‌کنی.

اون تو محدودیته چون کاری نداره.

ما فقط از کاکاسیاه‌ها برای سرایداری استفاده می‌کنیم.

پس تو هم از این متعصبا شدی.

سفیدپوست استخدام نمی‌کنین، ها؟ - باشه.

فقط نکشیش یا بلایی سرش نیاری. - من از این کارای تخمی نمی‌کنم.

شرط می‌بندم پای مواد وسطه. - خودت می‌دونی منم اهل این چیزا نیستم.

جورج، یه کارت ورود اضافه نمایش داری که بتونی برام ردیف کنی؟

نه، بدون اینکه اون کون گنده امضاش کنه.

اه، من بهتر از خودش می‌تونم امضاشو بزنم.

بفرما.

تو این کلاب داره اجرا می‌شه، "مامان رز بلوز" تو غرب شیکاگو.

پاول دنبالشه.

اون کجای گوره، مرد؟

بهتره خرابش نکنه، به جون مادرم قسم.

ارنی، خفه شو و آروم باش. - گور بابای این آروم بودن.

ببین این پیرمرد رو، مرد. اون خفن‌ترین راه رفتن رو تو این زندان داره.

کجاس؟

داره میاد پشتمون. کاری کن انگار منم گیر افتادم.

بخش جنوبی، درسته؟ - تو کی باشی؟

اسمت چیه؟ یه ایتالیایی... - فلوریزی.

فلوریزی، خودشه.

بریم. - چه خبره؟

مواد داری و نمی‌دی؟

این‌جوری زل نزن، کله‌خر.

بریم، بریم. برش دار! گرفتیش؟

واقعاً عوضیه.

هِی، جَن؟

چی شده، شیرینم؟

امروز یه نفر رو دیدم، سرش رو تراشیده بود.

ارل کوپن. می‌دونی از کی حرف می‌زنم؟

ارل کوپن؟ هوم.

شیرینم، من و ارل کوپن خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم.

سال‌ها پیش هم‌سلولی بودیم.

یه چیزی بهت بگم، این روزها نگران ارل‌م.

نگرانم که اون کله‌خر خودشو از پا دربیاره.

منظورت چیه؟

منظورم چیه؟ تمام اون خشم و عصبانیت.

نمی‌تونی با همون خشم و عصبانیتی که وقتی بیست سالت بود داشتی بیای اینجا،

و فکر نکنی که چراغ عمرتو خاموش نمی‌کنه.

وقتی اولین بار اِرل کوپن رو دیدم، اِرل کوپن یکی از...

آدمای پر ایراد، گیج و عصبانی‌ای بود

که تو تمام زندگیم دیدم یا باهاشون آشنا شدم.

یادمه یه بار اِرل با یکی کل انداخت،

با یه پسر گنده‌ی قلدر که می‌خواست سرویسش کنه.

اِرل کوتاه نمی‌اومد. یه چیزی می‌خوام در مورد اِرل کوپن بهت بگم.

اِرل کوپن از همون روزی که پاشو تو این خراب‌شده گذاشت، خیلی دل و جرات داشت.

می‌دونست نمی‌تونه تنهایی حریف این پسره بشه.

واسه همین رفت بالا روی راهرو،

و یکی از اون سطل‌های تی‌کشی رو برداشت، از اون سطل‌های بزرگ آهنی تی‌کشی،

و پرش کرد از آب. - آره؟

آره، و وقتی این عوضی داشت رد می‌شد،

اِرل نشونه گرفت، انداختش پایین و ولش کرد.

خورد بهش؟

به سرش نخورد، خورد به پاش، عوضی خوش‌شانس.

پسره نزدیک شیش ماه، درست نمی‌تونست راه بره.

اِرل بعدش هم می‌تونست تیکه تیکه‌اش کنه.

از این پسر گذشت. این یه خصوصیت ارله که خوشم میاد.

فقط کافیه یه ذره به ارل محبت کنی، اون وقت می‌تونه یه انسان مهربون باشه.

حالا بیا پایین و کس منو بخور.

آرزوشو داری! - اوه.

باشه، باز.

اون یادداشتی که راجع به فلوریزی بود رو تایپ کردی؟

آره، همینجاست.

نگهبان پشت‌بوم گفت تو رو تو صحنه دید.

لابد همین‌جوری داشتی رد می‌شدی. - داشتم کار خودم رو می‌کردم. اون مستقیم خورد به من.

پاول و ویتو رو هم دیده بود، ولی بقیه رو نمی‌شناخت.

و منم که عمراً نمی‌شناسم.

آره، حتماً. منم فکر نمی‌کردم بشناسی.

این چیه؟ دو گرم جنس خالص؟

فلوریزی ادعا می‌کنه یه باند ناشناس اینا رو به زور بهش داده.

تا تو بخش الف تحویل داده بشه.

وقتی که قبول نکرد... - ...مورد حمله قرار گرفت و فرار کرد.

من فقط تایپش کردم...

دوباره تایپش کن. این مزخرفات رو از توش بنداز بیرون.

من دردسرهای لعنتی نمی‌خوام.

همچنین، به اون باند احمقت بگو یه کم آروم‌تر باشن!

خسته شدم از این گه.

نمی‌خوای هیچ‌وقت از اینجا بزنی بیرون؟

شماها دوست دارین اینجا تو حبس باشین؟

امشب چه خبره؟

یکی داره می‌خونه.

گزارش رو بذار رو میزم. میرم واسه غذا.

پاشو از اینجا گم‌شیم، رفیق. - نه بابا، تو برو.

من همین‌جا می‌مونم.

بذار یارو بخونه.

صداش افتضاحه، بابا.

خوب شد اون کوفت رو پس گرفتی.

چطور پس گرفتیش؟ - اه.

اینجا زندان منه. همه اینو می‌دونن.

اون پسره، دوست جسی؟

مثل اینکه با مایک روانی مشکل داره.

این یارو، پشت سرت حرف زده. میگه خبرچین هستی.

باید بری حسابشو برسی، مرد.

این چه چرت و پرتیه لعنتی، مرد. من اصلاً این یارو رو نمی‌شناسم.

فقط همینجوری بهت گفتم لعنتی. ببین، فردا اونجا باش، بلوک غربی.

بهش گفتم میارمت.

اسمم در خطره اینجا، می‌فهمی؟ چون دیدن دارن باهات حرف می‌زنم.

کاری نکن بیام دنبالت.

باشه، رفیق، میام اونجا.

فردا.

اوه، خیلی گرمه لعنتی.

قضیه‌ی کوچیک تو با اون، اِ... مایک روانی رو شنیدم.

به نظرت باید چیکار کنم؟

مگه چه غلطی باید بکنی، بچه؟

باید واسه خودت یه سلاح گیر بیاری. باید از اون کونِ سفیدِ خوشگلت محافظت کنی.

اگه می‌خوای اینجا زنده بمونی.

یا خدا! «باید چیکار کنم؟»

یا بیا قایم شو زیر جوراب‌شلواریِ مادرخراب من، عوضی.

حرفمو می‌فهمی؟

چهار، پنج، شش،

هفت، هشت، نه.

خوبی. ده.

یه ست دیگه.

هی، ارل.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left