The first 200 lines.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
.من یوتردـم، پسر یوترد
اثلهلم، دسیسهچیده بود .تا پادشاه ادوارد رو برکنار کنه
.تا نوهـش الفرد رو به قدرت برسونه
تو پسر جوون و راستینی هستی .که یهروز پادشاه قادری میشه
نقشهکشیدهبود که که الیس بصیر .رو طی سفرش به لیندیسفارن، بکشه
.و قتلش رو گردن دنها بندازه
میدونی که این میتونه بین مسیحیها .و دنها، جنگ بهپا کنه
آره، میدونم
،اما نمیدونست که دخترش .ملکه الفید، با الیس سفر کرده
!اونی که بصیر ـه، منم
این کار کی بوده؟
.پادشاه یورویک اونارو فرستاده بود .گفتن سیتریگر، میخواد انتقام بگیره
سوا از اینکه بریدا، پدر پیرلیگ ،رو گروگان گرفته بود
.وصالی بین اونا شکل گرفت
پیشنهادت مبنی بر محافظت .و سفر امن رو میپذیرم
.منو ببر پیش یوترد
السویث، به نقشهای جدید .برای محافظت از نوهـش الفوین، رسید
،یهشوهر واست انتخابکردم .میشناسیش. توضیح میدم
افراد اثلهلم، به دنهای رومکوفا .برای انتقامگیری، یورش بردن
.بهخاطر حملهای که به مسافرا کرده بودن
آزفرث جزو کسایی بود، که حین دفاع .کشته شد
اثلهلم متوجهشد که این دسیسهچینیهاش .چه عواقبی براش داشته
.دخترت هم همراه مسافرا بوده
.اونم قتلعام کردن
و الان، هم پادشاه ادوارد، هم سیتریگر .برای جنگ آماده میشن
.زنش... واسه من
!سیتریگر! سیتریگر ...سیتریگر
!سرنوشت، همهچیزه
.ادوارد از عواقب کارش خبر نداره
به معنای واقعی کلمه .دست کرده تو لونه زنبور
!دو روز
ظرف دو روز، سر این سکسونهارو .میذاریم رو نیزههامون
...برادر
.با افراد صحبت کردم و همه موافقن .باید توی مسیر، غافلگیرشون کنیم
.نه. پادشاه موقعیت جنگ رو انتخاب کرده
.سیتریگر، اونا تعدادشون بیشتره
اگه ادوارد فکرمیکنه که زیاد بودنشون باعث .پیروزیش میشه، قراره از غرورش شکستبخوره
.فکرمیکنه بر ما غلبه میکنه - .عاقلانه نیست، برادر -
.اما ضروریه، رونوالد
مردممون، زمین رو آغشته .به خون سکسونها میکنن
.اگه میترسی، نجنگ
اونایی که دوشبهدوش و مثل برادر میجنگن .در اصل دارن در یک وجودیت واحد، میجنگن
!از تپه بالایی، حمله میکنیم
سیتریگر، با این امید که مارو تحت فشار بذاره .میخواد از تپه بالایی، حمله کنه
ولی ما این از این حملهـش .بهنفع خودمون استفاده میکنیم
تعرضمون رو از همینجا با 300 نفر شروع میکنم
.آره میدونم، دنها حمله میکنن اما بهمون فرصت اینو میده
.که بیایم و جبههجلویی رو تصرف کنیم
.ولی افرادمون میمیرن
.پس با شرف و افتخار میمیرن
این بهایی ـه که باید در راستای حفاظت از .پادشاهیمون، در برابر مشرکین، بپردازیم
اطمینان حاصل کنید که اثلهلم مستقر شده .و از نیات و اهدافمون، آگاهش کنید
پادشاه ادوارد، در بیستمایلی اینجا .مستقرشده، و دنها درحال پیشروی ـن
،افراد از صبرکردن خسته شدن .اما همچنان وفادارن
.خوبه. پس صبرمیکنیم
،زمانی که ادوارد نیاز داشت .میریم کمکش
.باید حواسمون به اثلستن جوان باشه .نزدیک خودمون نگهش داریم
خیلیا هستن که نسبت به این پسر .جاهطلبیها و قصد و نیاتی دارن
.تو الان تنها متحد حقیقی الفورد هستی
.آره
.بیا دعا کنیم که قربانیشدن دخترم، ثمره بده
.حواست به اثلستن بده
.سرورم، باید بذاریم اسبها استراحتکنن
.سریعتر بخورید دیگه .خیلیا هستن که باید بکشیمشون
.ادوارد بایستی شمال، مستقر شده باشه
اگه جابهجا شده باشه، چی؟ - .پس خودمونو بهش میرسونیم -
پادشاه رو پیدا و بعدش .اثلهلم رو دستگیر میکنیم
هرکی یهجاییش رو میگیره و میکشه .تا چهار تیکه بشه
.ولی سرورم، فقط سهنفریم
.روح ازفرث هم اونجا خواهد بود
روحش مشغول حقیرشمردن .کسیه که به کشتنش داد
.تو تو این قضیه، گناهی نداری، فینان
.خشمت رو برای مقصرای اصلی نگهدار
بهزودی، اثلهلم جزایی که مستحقشه .رو دریافت میکنه
ولی اول از همه، باید از این .جنگ جلوگیری کنیم
Mr.Lightborn11 & NotHoly & Hiz3n :مترجمین
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
.نمیتونیم اینقدر اینجا منتظر بمونیم
کینلاف کجاست؟
شاید نمیخواد دستای منو تو دستش بگیره
.بعیده. تو گذاشتی لمست کنه .مطمئن باش الان بیشترم میخواد
.جوونا اینجوری ـن
.بهعلاوه، بهش دستور داده شده
.صورتتو اینجوری نکن
هممون میخوایم که این رابطه مخفیانه .تموم بشه دیگه
.مطمئنم کینلاف تو این امر نا امیدت نمیکنه
بانوی من، یکی از محافظینتون .داره میاد
.این مرد رو میشناسم .آدم وفاداری ـه
رنوالد، چه خبری واسمون داری؟
بانویمن، توی رومکوفا .یه قتلعام راهافتاده
.دنهای بیشماری سلاخی شدن
.مرد و زن، بچه و پیرمرد
مسئول این حمله کیبوده؟ - .مطمئن نیستیم -
.اما یهسری شایعات داره دستبهدست میشه .بعضیا میگن قراره جنگبشه
.این سرزمینها دیگه امن نیستن
.کینلاف شاید هنوز شانس زنده موندن داشته باشه - .نمیتونیم بیشتر از این، اینجا منتظر بمونیم -
.باید ببرمت یهجای امن
.هیس، یهسری آدم لای اون درخاست
.جنگجوـن
،نه بابا اینا پیشاهنگهای دیدهبان ـن .دارن استراحت میکنن
.فکرکردم کمینی چیزی کردن - .کاری به ما ندارن -
فکرکردی میخوام بکشمت؟
.فکرش که یهلحظه بهذهنم، خطورکرد
.بمیری واسه من سودی نداره - خب حالا چرا موندی؟ -
ازت میخوام وقتی در برابر یوترد میایستم .از جانب من باهاش صحبت کنی
یا شایدم کمتر از اون چیزی .که فکرمیکردم، ازم متنفری
همراهی با تو خود شکنجهست. کلهخرای دیگهای .بودن که بیشتر باهاشون حالمیکردم
.متوجهم
.میرم باهاشون حرفبزنم .احتمالا خبری ـم تو دستوبالشون هست
.نمیذارم منو توی یه صومعه حبسکنی
.اونجا امن ـه
امروز صبح قراربود ازدواج کنم
اما الان باید برم یهجایی که همه مجردن .موقع طلوع آفتاب، دعا میکنن
.دیگه اوضاع عوض شده .این تنها گزینهی ماست
تو با مادرم اینجوری رفتار نمیکردی .و عذابش نمیدادی
.تو مادرت نیستی
.فقط میخوای از شرـم خلاص شی
چطور میتونی همچینچیزایی بگی؟
...نهایت سعیمو کردم که ازت محافظت کنم - .فقط منو نا امید کردی -
.همونطوری که مادرمو نا امید کردی
.خرت و پرتهات رو جمعکن .قبل از فردا، راه میفتیم
حتی اگه لازم باشه که .توی هوا تاریکی، راه بیفتیم
.حواست باشه از این اتاق نره بیرون - .چشم، بانویمن -
!من نمیخوام برم
و تو نمیتونی خلاف میل باطنیم .من رو اینجا نگهداری
شنیدن خبر این قتلعام، واقعا .واسم ناراحتکنندهاست
.رومکوفا، واسه خیلیا بهشت بود - .دیگه نیست. دیگه میریم اگلزبورگ -
میخوایم هرچقدر که ممکنه .از این خونوخونریزی، دورباشیم
و ادوارد داره میاد شمال؟ - .همین الانشم تو مسیره -
.پادشاهی دچار هرجومرج شده
صلحی که بین سکسونها و دنها .برقراربود، دیگه تمومشده
.الان سرجنگ گرفتن باهم
،وقتشه که راه بیفتیم بریم .مگه اینکه به کمکی نیاز داشتهباشی
.نه
.من و همراهم، چیزی لازم نداریم
چهخبرایی داشت؟
،چیز مهمی نبود .باید راه بیفتیم بریم دیگه
چرا اینقدر با عجله؟
راستش... لحظهشماری میکنم .که از این منطقهسرد راحتشم فقط
بهعلاوه، هرچه زودتر با یوترید .دیدارکنیم، بهتره
.تعداد زیادی از دژ شمالی اومدن
.بهنظر قوی میایم
.اعلیحضرت، خبر مهمی واستون داریم
.سیتریگر، ملکه رو نکشته
.کار افراد اثلهلم بوده
!به سیتریگر، خبر بدین - .چشم، سرورم -
دیدهبان هامون میگن .این قرارگاه ادوارد نیست
.پرچمها مال یکی از لردهاش ـه
.شاید خدا دارن باهامون حرف میزنن
.شاید بتونیم از این به نفعمون استفاده کنیم
ادوارد متحدان کمتری داشتهباشه .شانسش برای پیروزی در نبرد، کمتر میشه
اگه پادشاه، یهسری از افرادشو از دست بده .ککش هم نمیگزه
ولی ما چی؟
.اونا دیدهبان دارن .بخواید دریاچهرو دور بزنید، میبیننتون
.نیازی نیست دریاچه رو دور بزنیم .یخزده
.میتونیم از روش رد شیم
هیچ سکسونی، نمیاد دخترشو .اینجوری بکشه
.دستور مرگ اون رو نداده بود
.اون میخواست الیس بصیر رو بکشه
وقتی لحظهاش فرا رسید، ملکه خودشو فداکرد .که دختره رو نجات بده
مدرکی ـم واسه این حرفت داری؟ - .با الیس حرف زدم -
.وحشت رو توی چشماش دیدم - و سیتریگر، هیچ نقشی تو این قضیه نداشته؟ -
.امکان نداشته نقشه ـش رو کشیده باشه .هیچکی نمیدونست که ملکه ـم میخواد سفر کنه
.کشور پر از جاسوسه
چرا سیتریگر باید به یه دختر کشاورز حمله کنه و بعدش انکار کنه؟
سرورم، اثلهلم باید دستگیر .و به سزای اعمالش برسه
.خون الفلد به گردن اونه
...همینطور خون ازفرث
.فرزند راستین پدرتون
.اون یکی از افراد وفادارم بود
توی نبردهای بیشماری، دوشبهدوش من .برای وسکس جنگید
.از شنیدنش متاسفم
.فقط اثلهلم از این هرجومرج نفع گیرش میاد
،میخواد که تسلیم اون و ارتشش بشی
که شاید بتونه دوباره توی .کاخ وینچستر قدم بزنه
.حتما نگرانه
یه سوارکار فرستاده شده که .اونو پیدا کنه و بهزودی میاد
.به ایگلزبرگ خبر بدین
الفورد باید از تاثیرات پدربزرگش دور بمونه
و توسط محافظای شخصی .من تحت حفاظت قرار بگیره
.این دستور باید به اثلستن هم برسه
.اون بین الفورد و تاج و تخت ایستاده
.اثلستن رو فرستادم بره دنبال اثلهلم
.پس درخطره
جنگمون با سیتریگر چی؟
.به سیتریگر بگو جنگمون تمومه
.نبرد من الان با اثلهلمه
استراتژیت توی لیندکلنه خوب بود. چرا باید برای چیزی که مطمئن نیستی عوضش کنی؟
.چون من حرفاتو میشنوم
.نمیتونیم کسی از افرادمونو به کشتن بدیم
این حملهی مخفیانه میتونه جون صدها .سکسون رو بگیره و فقط چندتا از دنها بمیرن
.یه نعمته
یا یه تله! اگه یخ بشکنه چی؟
.نمیشکنه
.از اینجا میتونم ببینم که نمیشکنه
،من از فلات یخزدهی ایسلند عبور کردم
...کنار رودخانههای یخی ایرلند خوابیدم - .اینجا مرسیاست -
آب و هوای اینجا غیرقابل پیشبینیه
.دقیقا مثل سکسونهاش
No comments yet. Be the first to leave one.