The first 200 lines.
MRVirastar ویرایش از آقای ویراستار
فکر میکردم اینجا باشی
.غذاست
بخور
خانوم، این غذا رو مجانی واست فرستاده
...نگات که میکنم، به نظرم خوشگل میای
.بهم دست نزن
تو یکی از اون دخترهای گروه خوانندههای نابینایی. درسته؟
پس حتماً تا حالا با مردی بودی واسه همین هم از گروه بیرونت کردن. درست نمیگم؟
نمیدونم چی ُبریدم
.چون نابینام
.به عشقبازی با مردها، علاقهای ندارم
...ولی
این که تو شبهای سرد، یکی باشه که گرمت کنه خوب نیست؟
زن هایی که میبینن، ممکنه ظاهر مردها واسشون مهم باشه
ولی ما به این چیزها اهمیت نمیدیم
...با این وجود، ما نابیناییم
اگه با مردها قاطی بشیم .رفُقامون، ولمون میکنن
...اوه خبُ
!چه قانون ِعجیبی
...اگه کسی بهمون گرما نبخشه
...باید تا حد ِمرگ یخ بزنیم
هی
گوش میدی چی میگم؟
تو هم تا الان با مردها بودی، درسته؟
درست نمیگم؟
!هی
!یکی اومد
!شاید کور باشم، ولی احمق نیستم
چی؟
.اون پولی که توافق کردیم ُبهم بده
!خفه شو بابا
!پولم ُبده
هی
یکی دیگه هم اینجاست
!داداش، چه دختر ِخوشگلی
...بذار ببینم
آره
تو هم کوری؟
!داداش، ازت سؤال پرسید! جواب بده
.لطفاً اذیتم نکنین
چی گفتی؟
.اذیتم نکن
!اوه، حالا هرچی. باهام بیا !هی
!صبر کنین
!یه لحظه صبر کنین
نمیبینی نمیخواد بیاد؟
.هیییی
...تو دیگه چی میخوای
.من فقط یه رهگذرم
میشه یه لطفی بکنی و بذاری اون دختر بره؟
صب... صب... صب کن
صب... صب... صب کن !صبر کنین
.نذارین بیخودی خون ریزی راه بیفته
!یه لحظه صبر کنین
.بیاین با هم معامله کنیم
این چطوره؟
.این یه اجازه نامه است. ده ریو میارزه
.این واقعیه
فکر میکنی اگه بهمون پول بدی، میتونی نجاتش بدی؟
!داداش. اگه بکُشیمش، هم ده ریو رو میگیریم، هم دختره رو
!این نامردیه
چی شده؟
!بیا
هی دخترۀ عوضی. چه غلطی کردی؟
!هی
!عوضی
هی. اسمت چیه؟
.شاید بهتره اول من خودم ُمعرفی کنم
من" توما فوجی هیرو" از "شیموسان" ام
.الان فقط دارم واسه خودم این اطراف ول میچرخم
.واسه کسب ِعلم، سفر میکنم
...ولی وقتی نجاتت دادم
...اجازه نامه ام پاره شد، واسه همین
...فعلا باید یه کاری پیدا کنم و یکم پول در بیارم
.اگه نه، نمیتونم به سفرم ادامه بدم
.خبُ، خیلی به مهارت ِخودم مطمئنم
...شغلی مثل ِبادیگاردی فکر کنم واسم مناسب باشه
من ُنجات دادی؟
...خبُ، با این که تو کسی بودی که اونها رو کشُتی
.ولی خودم تنهایی از پسشون بر میاومدم
ها
خندیدی، نه؟
بهم خندیدی، خندیدی، مگه نه؟
ها؟ با گفتن ِ "ها" مسخره ام کردی؟
نمیتونم بذارم کسی که یه سامورایی ُمسخره کرده، قسر در بره
این دیگه کیه بابا؟
خانوم، میخواین یه مسافر خونۀ خوب ببرمتون؟
قمارخونۀ "دنِ" کجاست؟
...قمارخونۀ "دنِ" یکم دوره، ولی
.تا اونجا، راهنماییتون میکنم
میخوای قمار کنی، خانوم؟
میخواین امشب ُاینجا بمونین؟
.آماده این؟ تاسها رو میریزم
.شرط ببندین
"چو"
"هان"
.به نظر میاد کسی نمیشناسش
دیگه کسی رو "هان" شرط نمیبنده؟
"چو"
.شرط ببندین
"هان"
.همه شرط بستن .ببینیم کی برنده میشه
."دو و چهار، "چو
!اوه
..."گانگسترهای گروه "بنکی
...تقریباً دیگه پولی واسم نمونده
!طوری رفتار میکنن، انگار خونۀ بابا شونه
!هی
.وقتی اونجا وایسادی، نمیتونم تمرکز کنم
اگه میخوای باهام رقابت کنی، بیا تو؟
...پس
.بیاین ادامه بدیم
.آماده این؟ تاسها رو میریزم
.شرط ببندین
"چو"
"هان"
.شرط ببندین
"هان"
آره، هیچکی رو "چو" شرط نمیبنده؟
"چو"
"هان"
دیگه کسی نبود؟
.شرط ببندین
"چو"
"چو"
.شرط ببندین، شرط ببندین
آره، هیچکی رو "چو" شرط نمیبنده؟
.آره، شرط ببندین
"چو"
.همه شرط بستن
."پنج و سه، "چو
"هان"
.شرط ببندین، شرط ببندین
"هان"
آره، هیچکی رو "چو" شرط نمیبنده؟
!هان" ئه"
.دیگه کسی نبود؟شرط بندی کنین
"چو"
"هان"
"چو"
.همه شرط بستن
ببنیم کی برنده میشه
."چهار و یک، "هان
...بفرمایید
"چو"
.خبُ، شرط ببندین
"چو"
"دو و شش، "چو
!بعدی، بعدی
!آره، یه دور دیگه
.باشه، بیاین ادامه بدیم
.شروع میکنم
.به نور احتیاجی ندارم
اوه، درسته
...ولی نگران نباش
.تا زمانی که اینجایی، من مراقبت هستم
ممنون
.ده ریو گیرم اومد
پس دیگه دینی به گردنم نیست
پسر
.حالا کلی پول دارم. من ُببر به یه مسافرخونۀ خوب
.بهم نگو پسر، من "کوتارو" ام
!هی، صبر کنین، صبر کنین
!وایسین. گفتم همونجا وایسین
چی میخواین؟
تو!چطور جرات کردی سرمون کلاه بذاری؟
...ما کاری نکردیم
.حتماً یه طوری تقلب کردی
.هیچ کار ِغیرمنصفانهای نکردم
پول مون ُبهمون پس بده این تنها راه اییه که میتونی زندگیت ُنجات بدی
نمیخوام
!چی؟
!اگه میخواین ازم پول بگیرین، باید به زور متوسل شین
!چی؟
!هی
.این دفعه مداخله نکن
.نگاه کنین، داره میلرزه
.چه بدبخت
!بیا من ُبگیر
!بمیر
!دوباره ممنون
...واو
!اوه، اونجان
!همه شون مرُدن؟
شما خیلی ماهرین، هان؟
...با یه شمشیر، پنج نفر ُکشُتین
!از افراد ِگروه "بنکی" بودن. درسته؟
"گانگسترهای "بنکی؟
.یه گروه راهزن اند که از همه باجگیری میکنن
شما خیلی ماهریید
.من "توراجی" از گروه "شیراکاوا" و مسئول مسافر خونۀ "بیتوو" ام
استاد، میخوام شما رو به عنوان ِمحافظ استخدام کنم
چی؟
بهت خوب پول میدم، بیست ریو چطوره؟
...نه، نه، نه
کافی نیست؟
...باشه، میدونم که خیلی مهارت تون بالاست
پس، سی ریو چطوره؟
.سی ریو
No comments yet. Be the first to leave one.