Asuran

Asuran (அசுரன்)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Asuran 2019 All Web Farsi
Asuran 2019 720p WebDL BollyCine Exclusive
Asuran 2019 1080p WebDL x264 AAC BollyCine Exclusive
Asuran 2019 (Original) Proper 720p WEB-DL TamilMV
Asuran 2019 1080p WEB-DL TamilMV
Asuran (2019) HDRip 720p Tamil H 264 ACC - LatestHDMovies
Asuran 2019 WeB DL HEVC DDP 5 1 DusIcTv
Asuran 2019 WebRip Tamil 720p x264 AAC 5 1 ESub [Telly]
Asuran Tamil - Proper 720p WebDL Tamilrockerrs
Asuran 2019 1080p WEBRip x264 DD 5 1 MSubs - LOKiHD - Telly
A Commentary by Bollywoodiha
کاملترین ترجمه تخصصی - WebHD

Tags

web
webrip
x264
720p
720
BRip
1080
HD
Web-DL
web-dl
WEB-DL
hdrip
HDRip
HEVC
Published on: 2019-11-08
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

عجله کن

بيا

سنگ‌هاي اينجا تيزن مراقب پاهات باش

فقط پشت سر من بيا

...بابا

!بابا

نمي‌تونم از اينجا جلوتر بيام

بمب هام خيس ميشن

چرا آورديش؟ من که گفتم همونجا بذارش

منم همونجا گذاشته بودمش

وقتي تو و دايي داشتين خصوصي حرف مي‌زدين

مامان گفت بيارمش...

مادرت به شوهر الکُليش براي مراقبت از پسرش اعتماد نداره

با اون مادرت! بگيرش- اين که تقصير اون نيست-

هميشه اون رو سرزنش مي‌کني

بابا! اينجا لجن زاره

چرا داري مجبورم مي‌کني که تو آب راه برم؟

مي تونستيم از ساحل بريم که راحت ترم هست

آره. راحت تر ميشه

!ولي واسه اونايي که تعقيب مون کنن

خفه شو و راه بيا

اون جيپ پليسه؟

بيا اين پشت

بريم

ماشين رو نگه دار

چراغ قوه رو بهم بده

يه بره‌ي کوچيک اين موقع تنهايي چيکار مي‌کنه تو جنگل؟

پول دار ترين آدم روستا کشته شده

همه بيرون بيمارستان جمع شدن

خيابونا متروکه ان

هيچکس حواسش به يه بره‌ي سرگردون نيست

پس يعني هيچکس دنبالش نمياد؟

روزا طول بکشه که حتي بفهمن نيست

قربان؟

اون يه بره‌ي ترده کاري خوبي ازش درمياد

بگيرش

اين عوضي ها همون آدمايي هستن که مسئول برقراري عدالت Jن

هيچ وقت نبايد ميذاشتيم به روستامون بياد

بايد روزي که پسرم رو توي اداره کتک زد گلوش رو مي‌بريدم

حالا آروم باش بابا

تو هم با اين اعصابت پسرات ازت مراقبت مي‌کنن

گذاشتي دربره ...حتي عرضه‌ي گرفتن يه بره رو هم نداري

نمي دونستم با بره گرفتن آدم پليس ميشه

!مثل زنم جوابم رو نده

گذاشتي بره در بره فقط دهنت رو ببند

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهشيد.ظ - ويرايش: سميرا

...قربان! رئيس مون ترک مون کرده

اون هميشه 10-15 تا آدم دور و برشن

حتي با خودش اسلحه هم حمل مي‌کنه

چطور گذاشتين اين اتفاق بي‌اُفته؟

ما نمي‌دونستيم اينجوري ميشه

اوه، بي‌خيال

برق رفته بود تو يه چشم به هم زدن فرار کرد

اون تمام مدت اونجا بود به هيچي شک نکرديم

شنيدم گرگ پير با گرگ کوچيک وارد جنگل شدن

بايد بري شکار- مي خواي بپزيشون يا زنده بيارمشون؟-

زنده مي‌خوامشون

...اونا مي‌خواستن فرار کنن

حالا تو جنگل گير افتادن...

پسرم الان توي جنگله

اون گرگ ها صبح نشده دم در خونه تن

نگران نباش

ميدم کل خونواده رو زندوني کنن

نه، بازرس

نمي خوام شکايت کنم- اين که پرونده‌ي مرغ دزدي نيست-

نمي‌توني شکايت نکني

اين يه پرونده‌ي قتله

چه تو شکايت کني يا نه، يه پرونده تشکيل ميشه

شما دخالت نکنيد

خودمون ميدونيم چيکار کنيم و چطوري انجامش بديم

...قبل از تشييع جنازه‌ي پدرم

آشغال گذاشتي اون بميره حالا داري گريه مي‌کني؟

تو بايد خودت رو مينداختي وسط و بجاش مي‌مردي

قبل از مراسم پدرم همه‌ي مردهاي اون خونواده کشته ميشن

بعد مي‌خواي به جرم قتل شون بي‌اُفتي زندان؟

اين کار تو نيست

اين چيزايي که گفتي رو خودم انجام ميدم

بطور رسمي

وقتي کارم با اون تموم شد ميام مي‌بينمت

باشه، پس حالا بريد

خواهيم ديد

ماداسامي، چرا هيچ هديه‌اي تقديمم نشد؟

من که هميشه نميرم جنگل بخاطر همين

فکر مي‌کني نميدونم که پسرت تو جنگله؟

مي تونم دستگيرت کنم

!اونا اگه بگيرنشون مي‌کشنشون ما بايد تا حد مرگ کتکشون بزنيم

تعجب کردم که پول نخواست

نه

اون واسه عروسي دخترش پول مي‌خواد مي خواد پاچه خواريم رو بکنه

دزد کثيف

به پسرت بگو شکار رو شروع کنه

ماري

ماري

موروگسان بفرما داداشم

نمي دونستم اين کار به قتل ختم بشه

مي دوني چطور الان دو ساله که خانواده مون عزا داره

اگه سرش رو برام ميورد، خوشحال تر ميشدم

خب، حالا کجان؟

باباهه پسرش رو برده تو جنگل و ما اينجاييم

خونه چي؟ و مزرعه؟

فقط بلند شديم و اومديم

باشه. بريم داخل برو تو

سر و صدا نکن

ماري، بهت جواهرات ميدم

مي توني اونا رو گرو بذاري و با پول توي خيابون 117 راک، برادر زنم رو ببيني؟

جوري حرف نزن که انگار غريبه ام

خودم درستش مي‌کنم

بفرما

آب مي‌خواي؟- آره-

بيا، اين رو داشته باش

باشه داداش- من ديگه ميرم-

دايي تو رو خدا نرو پيش ما بمون

دختر کوچولو

دايي الان بايد بره تا بابا و داداشت رو بياره خونه

نمي خواي برگرديم خونه؟- چرا-

حالا پيش مادرت بمون- ما چيزيمون نميشه-

کاميون کجا ميره؟

تو مي‌خواي کجا بره؟ تو بگو

بايد برم شهر- شهر تيرونلولي؟-

آره، کنار معبد- سر راهمه-

بشين جلو بيرون معبد پياده ات مي‌کنم

گشنته؟

بگير

مادرت غذا گذاشته

...اون روز چيدامبارام و پدرش سيواسامي

...مادرش پاچياما و عموش موروگسان

همگي توي مسيرهاي متفاوتي در حال فرار بودن

...اعضاي خانواده‌ي واداکوران

داشتن سعي مي‌کردن اونا رو بگيرن و مرداي خانواده‌ي چيدامباران رو بکشن

مشکلاتي که خانواده‌ي چيدامباران باهاشون روبرو بودن، خاص نبودن

همه صاحب زمين‌هاي کوچيک در بين زميندارهاي بزرگ با اين مشکلات روبرو بودن

چيدامباران توي روستاي جنوبي تکور زندگي مي‌کردن

وادارکور هم روستاي شمالي بود

واداکوران ناراسيمهان از روستاي شمالي داشت زمين‌هاي جنوب رو تصرف مي‌کرد

برادر کوچيکش ونکاتسان، اخيرا از سنگاپور برگشت

و با يه شرکت مدراسي قرارداد راه انداختن يه کارخونه‌ي سيمان تو زمين هاشون بست

طبق روال هميشه

وقتي صاحب زمينا يه برنامه‌ي جديد مي‌چينن

واسشون مثل نون و آب ضروريه که زميناي کناريشون رو هم تصرف کنن

ميتونم 800 هکتار زمين ببخشم همينقدر کافي نيست؟

واسه نماي کارخونه به اون يک و نيم هکتار هم نياز داريم

بايد اون زمين رو بخريم

ما چرا نسبت به بقيه‌ي مردم جامعه مون منزلت بالاتري داريم؟

چون اون زمين مال ماست مي خواي بفروشيش؟

سالن‌هاي سينما، کارخونه‌هاي زغال سنگ ...کودفروشي ها، نساجي ها

همه مال اوناست

...و با اين حال، براي ساختن کارخونه‌ي سيمان

عاجزانه مي‌خواستن مالک اون يک و نيم هکتار زمين خانواده‌ي چيدامباران بشن

برادر بزرگترش، موروگان نمي خواست زمين شون رو به هيچکس بفروشه

...خب موروگان

يکي نگفته بود که نمي‌خواد ازدواج کنه؟

حالا با لبخند داره دوچرخه سواري مي‌کنه

...پدر

اون نگفت که نمي‌خواد ازدواج کنه

هيچ وقت نگفته بود که نمي‌خواد دنبال عروس بگرده

شنيدي برادر زن؟

هي، ساکت شو

اون بالاخره موافقت کرده که يه عروس آينده نگر رو ببينه

عصبانيش نکن، وگرنه ميره- اون که از ما افتاده جلوتر-

به حرف ما اهميتي نميده

فکر کنم قبل از رسيدن ما عروسي مي‌کنه

"مثل ماهِ بي‌همتا، زيباييش در حد کماله"

"چقدر من رو غارت مي‌کنه"

به مهمون ها تعارف کن

فقط براي من، آرايش کرده" "فقط براي از اين رو به اون رو کردن من، شکوفا شد

پسرم زود از کوره در ميره نبايد چيزي رو از شما پنهون کنم

ديگه عوض کردنش دست دختر شماست

"اون يه افسونگره"

فقط براي من، آرايش کرده" "فقط براي از اين رو به اون رو کردن من، شکوفا شد

"توي يه زمين در حال حرکت، من مرکز دنياشم"

"با ساريم توم رو کور مي‌کنم"

"فقط براي تو، آرايش کرد" "فقط براي از اين رو به اون رو کردن تو، شکوفا شدم

مثل فرني گندم سفيد" "مثل ماهي خشک مورد علاقه ام

"چقدر تو رو از خود بي‌خود مي‌کنم"

بياين به استوديوي چيترا بريم و يه عکس بگيريم

با اين پيرهن خيلي باهوش به نظر مياد- نه-

بعد از اينکه از بچگي‌ـش عکس گرفتيم شش ماه مريض شد

عکس واسه سلامتي ضرر داره

چي؟ کليدت رو يادت رفته؟- بله، پدر-

برو بيارش

خواهرزاده‌ي عزيزم، منم توي زندگيم !خيلي کليد گم کردم

کليدم رو فراموش کردم

...فراموش

خوشحالم که يادت رفته

نيازي به يه اتاق جديد نيست

يه کم پول پس انداز دارم مي تونيم يه پنکه بخريم

سال هاست که توي اين گرماي شديد دارم عرق مي‌ريزم

اين همه وقت به فکرت نرسيد يه پنکه بخري؟

حالا که يه عروس داره مياد، يادت افتاد پنکه بخري؟

مهم نيست کي داره مياد مادرم هميشه براي من اولويته

اونجوري حرف نزن مادر اولويت همه ست

ولي همسر آينده‌ت بخاطر تو داره خونه‌ـش رو ترک مي‌کنه

مي خواي با احترام به مادرت، باهاش رفتار کني

يه ديوار اونجا بکش و يه اتاق بساز

مي توني با زنت اونجا زندگي کني

چرا داداش؟ بيا با هم زندگي کنيم- صبرکن، بيشتر بخور-

حالا داري اين حرف رو مي‌زني. بعد از عروسي مي فهمي پدرت برات چه معني‌اي داشت

پاچياما، دارم ميرم مزرعه

موروگان- بله پدر؟-

مادرت موقع شستن پيرهنت دو تا سيگار پيدا کرد

More Farsi Persian subtitles for Asuran

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left