The first 145 lines.
سنپای جادویی
جادوییسنپای
خم میکنه سنپای
«.سنپای خم میکنه»
...برا اولین بار اومدم کافتریا، ولی
.از وقتی اومدم اینجا، یه حس عجیبی دارم
رامن
رامن
کاری • کوفه برنجی
گیودون
املت برنجی
کاری
...خیلی تنها
ممنون برا غذا
.فکر چیزی رو که نباید میدیدم رو دیدم
...ببخشید
!اوه؟ ازین طرفا، دستیار-کون
...فکر کنم
.کاری به قاشق وابستس
!قاشقم به جادو
!بیا چندتا قاشق خم کنیم
جاتون رو با بقیه شریک شید
میشه اول غذا بخوریم؟
،بعد من فکر میکردم که برای اینکار .باید قاشقای مخصوصشو داشته باشیم
چطور یه قاشق رو خم کنیم
فشار
نقطه ای که باید فشار بدیم
اهرم
فشار
!نه! نه! هیچ حقه خاصی برای خم کردن قاشق وجود نداره
!هر قاشقی رو خیلی راحت میشه با قوانین فیزیک خم کرد
.بیا یه امتحانی بکنیم
...یک، دو
!وای، واقعاً خم شد
تونستم، سنپ
!حتّی قوانین فیزیکم باهات لجن
.میدونستم یه همچین اتفاقی ممکنه بیوفته
جاتون رو با بقیه شریک شید
.خب، میرم یه قاشق دیگه بیارم
!سس خیلی خیلی تند رو زدم ریختم
!تند
!بدخواهاتو بکش
!الآن بیاد خیلی عصبانی میشه
!باید یجوری ماست مالیش کنیم
چی شده؟
!ه-هیچی
!بعدی، نوبت هیپنوتیزم ـه
...حالا، تصور کن که
!کاریت انقدر تند شده که حتّی نمیتونی لب بهش بزنی
بازم داری سعی میکنی یکی دیگه از گندکاری هاتو بپوشونی؟
!تنده! چی ریختی توش؟
...هیچی! فقط بخاطر تصوراتته
،خب ازون جایی که تو هیپنوتیزم نشدی بنظرت تند نمیاد دیگه، نه؟
.بیا، بخور
!اصلاً تند نیست
آب میخوای؟
!اصلاً هم تند نیست
.پس اونو تو بخور، منم مال تورو میخورم
غیرقابل نفوذ سنپای
«.سنپای غیرقابل نفوذ»
!بفرما
سکّه
لیوان
!امروز، حقّه «نفوذ سکّه» رو یاد میگیریم
توی این حقّه، تظاهر میکنیم که انگار سکه ،از زیر لیوان رفته تو
در حالی که بطور خیلی ماهرانه ای، سکه رو !اینطوری وارد لیوان میکنیم
.چقدر باحال
.فکر نکنم بتونم انجامش بدم
...به هر حال، یک، دو
!برو تو
.میدونستم یه همچین اتفاقی میوفته
!پول با ارزشم
میگم،بهتره تمرین رو بذاریم برای فردا
!یه دقیقه صبر کن
!وای
...بنظر خطرناکه. بذار نگهت دارم
.یکم دیگه مونده
...وای، رفته اون پشت مشتا
!دیگه دارم بهش میرسم
...آخیش
!گرفتمش
...باید حواست بیشتر به کارایی که میکنی باشه
!نترس. اینبار شکست نمیخورم
.منظورم اون نیست
!هوی، دستیار-کون
یچیزه سفت و دراز داری؟
.راستش دارم
!ایول! بالأخره بدستش آوردم
پیروزی دو سر
سنپای، اینکارارو داری از قصد انجام میدی؟
.فکر نمیکنم که کارت عاقلانه باشه
...منظورم اینه، من یه پسرم
واسا بینم، دستیار-کون فکر میکنه از قصد دارم حقه سکه» رو خراب میکنم؟»
!الآن وقتشه
!درسته! دارم اینکارو فقط به عشق خودت انجام میدم
!شوخی میکنی؟
...میدونم که سنپای یکم سادست، ولی
واسا بینم، یعنی داره نقش بازی میکنه در حالی که یه ****؟
منظورم اینه میدونم که جذابه و امکان نداره که اگه .ازم درخواست کنه، ردش کنم
دارم به چی فکر میکنم؟
.چی شده؟ قرمز شدی
!هیچی
...منظورم اینه
،موقعی که کار به اینجاها کشیده میشه !یسری کارای خاص هست که باید انجام داد
واقعاً؟
!آره
میارم تا ببینیم حرفه ای ها DVD پس هفته بعد یه .چجوری انجامش میدن
!امکان نداره
.ولی برای الآن، خودمون دوتایی انجامش میدیم
...با-باشه
بعداً ولی ناراحت نشیا، باشه؟
!بیا تمام تلاشمونو بکنیم
...خب پس... بهتره که
...یک، دو
!سه
!آخ
!ببخشید، ببخشید
!چرا؟
تغییر میده مسؤلیت هارو سنپای
«.سنپای مسؤلیت هارو تغییر میده»
کلاس شیمی مقدماتی
حال میده کلوب شعبدهبازی
!بذار به همکار شماره دو ام معرفیت کنم
بازم یه کبوتر دیگه آوردی؟
!بذار به... بِهِموف-کون معرفیت کنم
فنری
حیوون
تکون دادن
تکون دادن
!ببین! ببین! داره تکون میخوره
ریش ریش شدن
ریش ریش شدن
!داره غذا میخوره
سنپای... چون هیچ دوستی نداشتی، یه حیوون مصنوعی برای خودت گرفتی؟
!معلومه که نه
!اینکه مصنوعی نیست! واقعیه
.یکم خلاق باش
پس اون تیکه که هیچ دوستی نداری رو رد نمیکنی؟
!ش-شگفت-انگیزه! بهموف-کون داره از دستم میره بالا
بیشتر شبیه اینه داری یه حیوون پلاستیکی رو .میمالی به دستت
مالیدن
مالیدن
مالیدن
!الآنم داره از بدنم میره بالا
ها؟
No comments yet. Be the first to leave one.