The first 137 lines.
اوف
کارمن من فکر می کنم طرح بازاریابی شروع به کار می کنه
67 فروش
شصت و شش؟
144 فروش
تبریک می گویم! شما 200 کتاب فروخته اید
289 فروش
تبریک می گویم! شما 300 کتاب فروخته اید
سود: 32 یورو
بر اساس رمان های الیزابت بینونت
2.4 EXPOSED
این سرژیو ست
چه شکلی شدم؟
هوم
. عالیه کجا میری؟
ما اینجا میمونیم.
اومم
بیشتر دوست داشتم. می دونم
نمیدونم چرا اینقدر عصبی هستی
اینطور نیست که تو الان با اون آشنا شدی لعنت بهت تو مثل یخ سردی
این اولین باریه که با هم ملاقات کردیم
... از وقتی که
... آه - از چی؟ زنش رو ترک کرده؟
چی؟ ، میدونم، زنش رو ترک کرد اما حالا باید بفهمیم
بین خودمون بمونه.
. خب، پس . من میرم قدم بزنم
آروم باش، زنگ در رو میشکنی
. خب، یه مدتی طول کشید تا جواب منو بدی
. اون از من متنفره منم از تو خوشم نمیاد
اره
خب میخوام فتوکسین را با برخی از سس های قارچی درست کنم
یک شیرینی، که برای دسر ما با ماسکارپونه هست
و در آخر، آبجو صنعتگر مورد علاقه من.
سرژیو، من سلیک هستم
اوه... از کی؟
نه. مسئله ای نیست. مهم نیست. من سفارش می دم
اوه، پوک؟
ولی یه همبرگر؟
هی، میخوای یه چیزی ببینی؟
یه دونه جدید از "یاسوجیرو اوزو" داره و به نظر خیلی خوب میاد
- باشه؟ - اما به زبان کاستیلی، ها؟
من مترجم هستم اگه فیلم دوبله ببینم گوشم خون میاد
. اوه، باشه و من یه انسانم
و اگر غذا بخورم و بخوانم، نمیتوانم ببینم.
... اگه ما
به یه موزیک گوش بدیم و حرف بزنیم؟
تو جان را دوست داری؟
نه، درسته؟ نه، باشه... همم
خب
مطمئنم که کاری که ما میتونیم با هم انجام بدیم.رو پیدا میکنیم
نقشه رو اینجا میذارم
بقیه پیش نویس های طراحی را می گیرم فردا میبینمت
لولیتا " باعث شد که ما یک شب همدیگر را ملاقات کنیم، و ناگهان همه چیز پیچیده شد."
امیدوارم هیچ وقت پشیمون نشی به من اجازه دادی وارد زندگیت بشم
و اون روز صبح وقتی بیدار شدی، تو کمتر زیبا بودی.
اینجوری میتونم نفس بکشم . وقتی بهت نگاه میکنم
شماره ای که با آن تماس می گیرید خاموش است
- سلام. - هی
من نمیتونم زیاد اینجا بمونم این اولین روز منه. باید تا ساعت چهار اونجا باشم
و اگر بتونم تا دیروقت بیرون بیام ، بهتر ه.
- هر کاری که برای ندیدن سرجیو لازم ه. - چرا؟
- من به دستشویی نیاز دارم. - باشه.
داره تایپ می کنه وال
سلام - بورجا دو دقیقه است که داره تایپ می کنه
فقط درمورد تحقیقش سوال کردم
فکر میکنی اون نگرانه به همین خاطره که اون نمی خواد به من بگه؟
کار من نه، شرط میبندم هنوزم عصبانیه، واسه همین
. یا شاید سیگنال نداشته باشه
مطمئن. بدون سیگنال، به همین دلیل ه پیام تو "تایپ کردن" گیر کرده .
الان بر میگردم یه ثانیه
... اما ... میخوام ببینم -. اوه، لعنتی -
. سلام، عزیزم سلام
. اوه، خدای من تو "نریا" رو ندیدی؟ نمیتونم صبر کنم تا کارش رو شروع کنه
من نمیتونم سرژیو رو تو خونه ببینم اگه اونجا باشه.
من نگاه سرد اونو احساس میکنم.
اوه سلام
پس سیگنال نبود.
.. بورجا "چیزی رو که داشت تایپ میکرد پاک کرد" میتونیم الان غذا بخوریم؟
گاییدمت "ول"، وقتی که گرسنه هستی تو از موجود گرملین بدتری.
نمیخوای جواب بدی؟ . نه، اون کارلوس - ه
. باید براش توضیح بدی
برای چی؟ . منظورم اینه، اون می دونه که این چطوره
ما فقط دوستیم. ما همدیگه رو درک میکنیم
. خب، آره، ولی هنوز درست نیست
متاسفم، اما نه همه ما حق و باطل را از هم جدا کن
. درست مثل همیشه
بیمحلی بهترین چیزیه که اختراع شده. خودش متوجه میشه
خب، وال، فروش چطور پیش میره برای رمان؟
. خوبه نقشه بازاریابی شما بهترینه
مشکل اینجاست که من انتظار سود بیشتری رو داشتم . آره -
اولین بررسی ها رو دیدی؟
اوه لعنتی. باتری تموم شده
. اوه، خب. بعدا می تونی ببینیشون
درخشانن ایول
! هی، هی از بزرگترین طرفدار چی شنیدی؟
کی؟ دارم در مورد ویکتور حرف میزنم
طبق کتاب تو اون خدای سکس - ه
نمیدونم فکر نکنم خونده باشه
عجیبه، مگه نه؟
خب
- مطمئنم دلیل خوبی داره. . مهم نیست -
از وقتی که توی تولدش دعوامون شد حرف نزدیم
حق با تو بود خب
اون جلوی خانوادش ابرومو برد . فکر میکرد در مورد "آدرین" دروغه
و؟ من با کسی ازدواج کردم که
که از من خواست که ننویسم
که تو یه رابطه غیر عادی باشم کسی که چیزی را که من مینویسم، نمیخوند
همیشه چیزی در مورد مردا وجود داره
زنا قراره حمایت بی قید و شرط از اونا بکنن
ولی وقتی موفق شدیم باید مراقب باشیم که از اونا بهتر نشیم...
پس اونا ناراحت میشن
. و شروع کنی به تایپ کردن، اما جواب نده
آره. مثل این جلبک دریایی
اگه این جلبک روی میز تنها بود تا حالا خورده بودیم.
ولی عوضش جیوزاها (یه غذای چینی) خیلی خوب شدن.
نبایدم بد بشن. هیچ «مفس»ای ندارن چی؟
مسئولیت، فشار روانی یا سقف شیشهای
درسته. بیخیال جیوزاها.
جلبک خوردن واسه تو خیلی بهتره
مشخصه اره
به عنوان یه مفهوم استعاری عالیه، ولی من الان هوس خوردن جیوزا کردم
. راستش رو بخوای، منم همینطور
لعنتی و من . باشه
- به جلبک دریایی - به جلبک دریایی
- به جلبک دریایی -
به جلبک دریایی
هوم
- این خیلی خوبه. - اوه خدای من.
چیکار داری میکنی؟
من؟ تو به من گفتی . باید به جلسه میومدم
اره خواستم با دادن مدارک و نوشیدنی کمک بدی.
این فرصت را برای وکلای جوان فراهم میکنه که در جلسه حضور داشته باشن
با وجود اینکه اونا نمی تونن شرکت کنن
اوه، حتما
قهوه با شیر بدون لاکتوز لطفا
من به لاکتوز حساسیت دارم
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.