The first 119 lines.
دستيابي به اطلاعات آرشيو شده
بک يه تمرين تازه رو موقعي که زد يه دوست جديد پيدا کرد ، شروع کرد
وايسا نرو
در استاديوم ورزشي تسلر يه سرگرمي جديد واسه شهر آرگون فراهم کرده
بک انگاري بهش الهام شده بود که تو بازيها شرکت کنه
و بعدش هم با يه سري ديگه اشنا شد و اونجا گير افتاد
به من اعتماد داري ؟ - چاره ديگه اي دارم ؟ -
برنده دور بعدي براي هميشه آزاد خواهد شد
بايد با کي بجنگيم ؟ - با خودتون ديگه -
و تا سر حد مرگ همديگه رو بزنين
دور نهايي مسابقه آغاز ميشه
نوع بازي : جنگ با ديسک
حريف ها : بازيکن شماره 3 در مقابل شماره 5
جايزه مسابقه : آزادي
مدت زمان مسابقه : تا سر حد مرگ
اونا از ما انتظار دارن با هم بجنگيم ؟ - تازه جنگم نه ، ازمون ميخوان همديگه رو تيکه تيکه کنيم -
اين آدمايي که من ميبينم تا يکيمون تيکه پاره نشه ول کن نيستن
حتي اونام مارو نميتونن مجبور کنن که اين کارو کنيم اگه کنار هم باشيم هيچ غلطي نميتونن بکنن
ديوار انرژي شروع بکار کرد
وقتي يکيتون برنده بشه اون ديوار از کار ميافته
اگه هيچ کدوم برنده نشين کارشو ادامه ميده
پس يا باهم بجنگين يا هر جفتتون زير ديوار له بشين
اوه ، نبايد اينطوري باشه
کاتلر ، بيا با من مبارزه کن - چي ؟ -
بالاخره يکيمون بايد نجات پيدا کنه و اون يک نفر هم توئي
چرا بيخودي زرت و پرت ميکني ؟ - مگه نميبيني ؟ -
اگه هردومون اينجا له بشيم ديگه کسي نيست که مبارزه با اونا رو ادامه بده
پس اونا جنگ رو ميبرن نبايد اين اتفاق بيافته
! پس منو بکش
زده به سرت ؟ اين دققيا چيزيه که اونا ميخوان
پس بزار چيزي که ميخوان رو بهشون بديم عجله کن
نه ، من با تو نميجنگم
خيله خب ، پس مثه يه آدم ترسو کشته ميشي
ترون : قيام قسمت 3 : خائن ، بخش دوم
همينقدر زور داري ؟
بکشش ديگه
من انصراف ميدم
اون برنده اس بذارين بره ديگه
... کاتلر - تو از من قوي تري -
اگه کسي ميخواد کلو رو شکست بده اون آدم تو هستي
اون ميخواد انصراف بده ؟
بله آقا - نه اين ممکن نيست -
بالاخره چيزيه که شده آقا
نه ، انصراف قابل قبول نيست
بازيکناي شماره 3 و 5 هر دو براي له شدن آماده باشين
آزادشون کنين آزادشون کنين
بنظرت کار عاقلانه ايه که هردوشون رو بکشيم ؟
وقتي خودشون باهم مبارزه نميکنن پس لابد دوس دارن که هردو بميرن منم هيچگونه مخالفتي با تصميمشون ندارم
ولي تو به مردم قول دادي که يکيشون رو آزاد کني
خب که چي ؟ - پس بايد به قولت عمل کني -
رهبر خيرخواهي هستي
يکيشون بايد آزاد شه ... ولي اون يکي
مردم آرگون ، هر دوي اين بازيکنان بايد کشته ميشدن
ولي ما وحشي نيستيم
من به شما يه قولي داده ام و به قولم هم عمل ميکنم
شماره 5 ، تو آزادي
اما يه وقت فکر نکن لياقتت اين بوده
اما شماره 3 در دور بعدي
تو لحظه مرگت تو شهر آرگون رو
با يه دستگاه له کننده مشقت بار احساس ميکني
! تسلر ! تسلر
هيچکسي اينجا وجود نداره که زحمت نکشه ولي زنده باشه همه حاصل دسترنج خودشون رو ميگيرن
تو آزادي که بري
کاتلر - بشين رو زمين -
بک ، بهم قول بده
!که ترون رو پيدا کني و بهش ملحق شي
از مبارزه دست بر ندار
ما فقط يه انتخاب داشتيم يا من بايد زنده ميموندم ، يا کاتلر
مطمئن نيستم که شخص شايسته من بودم يا کاتلر
قهرمان واقعي اونه اون ميتونست يه تغيير بزرگ ايجاد کنه
تو تونستي از اون بازي جون سالم بدر ببري و از اونجا صحيح و سالم فرار کني
زيادم کارت بد نبوده
اشتباهم اينجاس که گذاشتم اونا خيلي راحت کاتلرو ببرن و تيکه پاره کنن
من بازدوباره اشتباه کردم
چي شد ؟ - هيچي حالم خوبه -
سالن ترميم تنها جاييه که کاري ميکنه ماه گرفتگي هام سرخ شه
ولي چيزاي مهم ديگه اي هست که بايد نگران اونا باشي
الان ، دوستت هنوز زنده اس درسته ؟
آره تا دور بعدي زنده اس - پس زيادم اشتباه نکردي -
آره
بک ! خوب شد اومدي
ببين من يه کار احمقانه اي انجام دادم و حالا شديدا به کمکت نياز دارم
متاسفم زد بايد برم
از مارا کمک بگير
اميدم اين بود که مارا متوجه اين قضيه نشه
... باورم نميشه بهش اجازه دادم بايد يه جوري درستش کنم
!با کي دارم شوخي ميکنم کارم تمومه
چي شده ؟ - هيچي ، همه چي -
پيرل رو يادته ؟ اون دختره که تو کلوپ بود
... يه اشتباه بزرگ زد -
باتونم رو نديدي ؟
کدوم باتون ؟ تو که هزار تا باتون داري
باتون
خودت ميدوني ديگه انکوم 786
يه اتفاقي افتاده بشين تا برات توضيح بدم
... ببين - اوه کاملا يادم رفت ، ما ديگه بايد بريم -
کجا بريم ؟ - خودت ميدوني ديگه ... اون چيزه -
خدافظ
جريان چيه ؟ - خره دارم کمکت ميکنم موتور رو پيدا کني -
آهان يعني ميدوني کجاس ؟ - از روبروي کلوپ شروع ميکنيم -
هيچوقت نميتونيم پيداش کنيم دختره رو شايد نتونيم ، ولي موتورو پيدا ميکنيم -
زود باش
هي
ترون ، جدي خودتي ؟ -
ميخوام ببرمت بيرون
چرا اون کشتي داره اشتباهي ميره ؟
اصلا کسي فهميد که زندانيمون داره ميکنه ؟
بهش شليک کنين
هدف گيري ميکنم
هدف مشخص شد
خيلي پايين اومديم - حواسم هست -
آخه شما احمقا چطور گذاشتين اين اتفاق به اين راحتي بيافته ؟
چه اتفاقي بيافته ، پاول ؟
يه مشکل کوچيک پيش اومده آقا
مثه اينکه دوباره من بايد گندکاريهاي جنابعالي رو جمع و جور کنم
بازم که توئي - پس انتظار داشتي کي باشه ؟ -
خوشگلتر شدي
تو واسه جنگيدمن برنامه ريزي نشدي ، درسته ؟
آره درسته
No comments yet. Be the first to leave one.